وندیداد/فرگرد سیزدهم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو


وندیداد
فرگرد سیزدهم
وندیداد نوزدهمین دفتر از مجموعه‌ی اوستا می‌باشد.


۱ کدام است آن آفریده‌ی مقدس مینوی، از آن آفریدگان که هستند سپنتا-مینو آفریده و داده‌ی او که یکسره از نیمه شب تا برآمدن خورشید، هزار گزند به اهریمن برساند؟

۲ آن گاه گفت اهورامزدا: سگ خاردار باریک‌پوزه که ونگهاپر نام دارد که مردم بدگفتار آن را دوژکه نامد. ایدون آن آفریده‌ی مقدس مینوی،از آن آفریدگان که هستند سپنتا-مینو آفریده و داده‌ی او که یکسره از نیمه شب تا برآمدن خورشید، هزار گزند به اهریمن برساند.

۳ کسی که بکشد ای سپی تمه -زرتشت- آن سگ خاردار باریک‌پوزه را، که ونگهاپر نام دارد که مردم بدگفتار آن را دوژکه به نام خواند، برای نه پشت از او روان تباه بشود. که ایشان هستند دشوار گذر چینوت-پل را [پل صراط].که در زندگی با فرمانبردای کفاره نکردند گناهان را. یا که نه در زندگی فرمانداری را بورزیدند [کفاره کرد گناه را انجام ندادند].

۴ ای دادار گیتی استومند، ای اشو: کسی که بکشد سگ خاردار باریک‌پوزه را-که ونگهاپر نام دارد و مردم بدگفتار آن را دوژکه نامد، چه هست او را سزا؟ آن گاه گفت اهورامزدا: هزار ضربه ابر زدن با شلاق اسب‌رانی هزار ضربه با آلت فرمانبرداری.

۵ کدام است آن آفریده‌ی انگرمینو، از آن آفریدگان که هستند اهریمن آفریده، که یکسره از نیمه شب تا برآمدن خورشید، هزار گزند از او به آفریده‌ی سپنتامینو برسد؟

۶ آن گاه گفت اهورامزدا: دیوی را که زئیری مینگور نام [سبزی‌خوار، موش صحرایی، سنگ‌پشت] ای سپی تمه زرتشت که مردم بدگفتار آن را زئیری میا که نامد. ایدون آن آفریده‌ی اهریمنی از آن آفریدگان که هستند اهریمن آفریده، که یکسره از نیمه شب تا بر آمدن خورشید، هزار گزند از او به آفریده‌ی سپنتامینو برسد.

۷کسی که بکشد ای سپی تمه-زرتشت-دیوی را که زئیری مینگور [نام است]، که مردم بد گفتار [آن را] زئیری میاکه نامد، [چنان است که] برای او توبه هست در اندیشه، توبه در گفتار، توبه در کردار، [نیز] کفاره برای او هست [جای گزین تاوان شود] در اندیشه، کفاره در گفتار، کفاره در کردار.

۸ کسی که از این سگ‌ها بکشد که از سگ‌های نگاهبان گله، نگاهبان ده، ولگرد و تربیت شده باشد، خروش کند ایشان را از این گناه، وای و فغان کند روان-او [هنگامی که] برود برای فراسوی-پهنه جهان [دیگر]، هم چون یک گرگ که شیون و دردی دارد، در دورافتاده‌ترین جای جنگل. [کسی که سگ نگهبان یا سگ گله یا سگ نگاهبان ده یا سگ ولگرد یا سگ شکاری و تربیت شده را بکشد، روان او از این گناه خروش کند و وای و فغان کند، هنگامی که به جهان پسین برود، به مانند گرگی از درد در جنگلی مهیب و ترسناک گرفتار شده باشد.]

  • بندهای یک تا هفت این فرگرد به گناه و سزای کسی که خارپشت را بکشد و کرفه و ثواپ کسی که موش صحرایی را بکشد می‌پردازد.
  • بندهای هشتم تا پانزدهم به گناه و مجازات کشتن سگ می‌پردازد.