وقایع اتفاقیه/۲۷
روزنامهٔ وقایع اتفّاقیّه بتاریخ پنجشنبه نهم شهر شوال المکرّم مطابق سال تنکوزئیل سنه ۱۲۶۷
اخبار داخلهٔ ممالک محروُسهٔ پادشاهی
اردوی همایون
از قراریکه از دارالسلطنه اصفهان نوشتهاند اعلیحضرت پادشاهی در عمارت سُلطانی که در شهر اصفهانست نزول اجلال فرمودهاند و سایر اعیان دولت و ارکان حضرت در عمارات نزدیکی دربار همایون منزل کردهاند
اردوی همایون از نظام و غیر نظام در بیرون شهر نزدیک بعمارت هفتدست در کنار رودخانها چادر زدهاند
شهر اصفهان مشهور است به اعتدال فصول چنانکه اگر کسی ندیده باشد مشکل باور مینماید امّا تابستانش نسبت بشهرهای دیگر ایران چندان گرم نمیشود و امسال گرما و حرارت در آنجا شدّت داشته بطوریکه نوشتهاند که مانند هوای گرمسیرات ولایت ایران بوده است
کسیکه در ولایت ایران سیاحت نکرده است و طرح بردن اردو و زدن چادرها و سایر اساس و اوضاع اینخدمت را بچشم ندیده باشد بنظرش میآید که بچه خوبی و نظم چادرها و اوضاع پیشخانه و غیره را راه میبرند خصوصه اهل فرنگستان که اردو کم دیدهاند و آنها هم که دیدهاند اردوی سرباز و قشون دیدهاند که بسیار سبکبار و مختصر حرکت مینمایند بر عکس اینها هر نوع اساس و تجمّل و آراستگی که در عمارات دارند در اردو هم که کوچاکوچ است فراهم میآورند و سراپرده و چادرها مانند اطاقهای عمارات آراسته و خوب برپا میشود بلکه در بعضی چیزها زینت اردو و چادرها بیشتر از زینت عمارات و خانهاست خاصه این ایّام که اردوی شاهنشاهی را با کمال شکوه و آراستگی و نظم راه بردهاند و از قراریکه از دارالسّلطنه اصفهان نوشتهاند مقربالخاقان حاجی علیخان فراشباشی در راه برون اردو و نظم و آراستگی سراپرده و پیشخانه شاهنشاهی و سایر خدمات عُمده که باو رجوع شده و با کمال صداقت و کفایت و کاردانی از عُهده برآمده و خدمات او مقبول خاطر اعلیحضرت شاهنشاهی و اولیای دولت علیه شده مورد خلعت و التفات گردیده است
دارالخلافه طهران
از بعضی جایها بمباشرین روزنامها در باب اعلانات که در اول روزنامها نوشته میشود نوشتهاند که نفهمیدهاند که معنی اعلانات چیست چونکه اعلانات چیزیست که بسیار بکار عامه مردم میآید و در کل روزنامهای دول خارجه که چاپ میزنند هست مباشرین این روزنامها نیز میخواهند موافق حکم دیوانیان عظام اعلاناترا درین دوله علّیه متداول نمایند و قاعدهاش این است که کسی چیزی داشته باشد که بخواهد بفروش برساند یا چیزی بخواهد بخرد و کمیاب است و بدستش نمیرسد یا چیزی بخواهد اعلام نماید مانند جار که در بازار میکشند از قرار معیّن که در سر روزنامها نوشته میشود هر سطری پنجشاهی پول بمباشرین روزنامه میدهند که در روزنامه بخلق اعلان نمایند و اکر از چهار سطر کمتر باشد خواه چهار یا سه یا دو یا یک سطر باشد یکهزار دینار است زیرا که کمتر از یکهزار دینار قابل زحمت نوشتن و چاپ زدن نیست
در کذر باغ ابراهیمآباد دیواری بقدر بیست و پنج ذرع ارتفاع دارد طفلی ده ساله خود را از آنجا بزمین انداخته و هیچ عیب نکرده است حتّی زخم و شکستگی در اعضای او بهم نرسیده
و همچنین در پُشت تکیهٔ چهل تن طفلی ده ساله بمیان چاهی که سی ذرع عمق دارد افتاده مُقنّی بچاه فرستاده او را بالا آوردند بهیچوجه آسیبی باو نرسیده
و همچنین سیّد فاضلی که خانهاش در محله بازار است در خانه خود مشغول تلاوت قرآن مجید بوده زنی بنزد او میرود که دعا بکیرد زن خود سیّد آمده باو میکوید که این زن چه کار داشت و با او چه میکفتی سیّد میکوید که میخواهم او را عقد نمایم زن سیّد متغیّر شُده و بنای فُحش و فضّاحی نسبت به عموم سادات و علما کذاشته شوهرش کفته است که این حرفها کفر است و تو کافر شدهٔ زن بسر چاهی که در آن خانه بوده دویده و کفته است حالا که کافر شدهام خود را بچاه میاندازم و بسر بچاه فرو رفته شوهرش مضطرب شده مقنی آورده بچاه فرستاده زن از رفتن نامحرم امتناع نموده سیّد مُقنّی را بالا کشیده و خودش بچاه رفته کسی را ندیده واهمه نموده مراجعت کرده در وسط چاه دخمهٔ بنظر در آورده زن خود را در آن دخمه دیده و به التماس و عذرخواهی او را بیرون آورده
امور تجارتی
اجناس تجارتی دارالخلافه طهران درین روزها ازین قرار است
مال فرنگ
چلواری سفید اعلی چهارده هزار عدد سیاقی |
چلواری متعارفی سیزده هزار عدد سیاقی |
شاهپسند عریض هفده هزار عدد سیاقی |
... عریض اعلی سیزده هزار و پانصد عدد سیاقی |
وسط دوازده هزار عدد سیاقی |
متقال ماهوتی چهارده هزار عدد سیاقی |
وسط نه هزار عدد سیاقی |
آقا بانوی سفید... چهار هزار عدد سیاقی |
چیت چهار سوئی یکتومان و ده شاهی عدد سیاقی |
چیت اعلی (متن ناخوانا) عدد سیاقی |
وسط ... تومان عدد سیاقی |
چلواری خانم اعلی نه هزار عدد سیاقی |
وسط سیزده هزار و پانصد عدد سیاقی |
امیرکان عریض سیزده هزار عدد سیاقی |
امیرکان کم عرض یک تومان و یکهزار عدد سیاقی |
شله ... تومان عدد سیاقی |
چیت طلائی نه هزار عدد سیاقی |
آقا بانوی بته قرمز هفت هزار عدد سیاقی |
شطرنجی ... شش هزار عدد سیاقی |
بته خنجری ... ششهزار و پانصد عدد سیاقی |
آقا بانوی سبز و قرمز چهار هزار و پانصد عدد سیاقی |
آقا بانوی ... بنفش و قرمز هفت هزار عدد سیاقی |
صدرسی ده جور بابازه هفت هزار و پانصد عدد سیاقی |
... آقا بانوی بزرک هم پهنا شانزده هزار عدد سیاقی |
بدل کلی نیم ... نه هزار و پانصد عدد سیاقی |
چیت رنکرنک پنجهزار و ده شاهی عدد سیاقی |
چیت هر رنگ شش هزار عدد سیاقی |
چارقد کلی بزرک هفت هزار و پانصد چهار هزار و پانصدعدد سیاقی |
قناویز عریض شانزده هزار چهار هزار و پانصدعدد سیاقی |
خارای حمایل همه رنک پنجهزار و ... عدد سیاقی |
خارای سلطانی ششهزار عدد سیاقی |
مخمل فرنک اعلی همهرنک ... هشت هزار عدد سیاقی |
برنجک هفت هزار و پانصد چهار هزار و پانصدعدد سیاقی |
زنجیره ... هفت عباسی ... هشت هزارعدد سیاقی |
کلابتون ... پنجهزار و ... عدد سیاقی |
خارای سلطانی ششهزار عدد سیاقی |
||||
مال هندُوستان
چلواری سفید اعلی هفده هزار عدد سیاقی |
ناشور ... و پنجهزار و پانصد عدد سیاقی |
(متن ناخوانا) پنج تومان عدد سیاقی |
... ناشور ... و هزار دینار عدد سیاقی |
... نازک اعلی هزار ده هزار عدد سیاقی |
قلمکار ... سه ذرع و یک چارک هجده هزار عدد سیاقی |
قلمکار مدرس ... مدرس سه ذرع و یک چارک عدد سیاقی |
قلمکار مدرس متفرقه ... سه تومان عدد سیاقی |
... صندوقی بوزن شش هزار و ... عدد سیاقی |
... بوزن ... پنجهزار و پانصد عدد سیاقی |
قهوه بوزن ... نه هزار عدد سیاقی |
فلفل بوزن ... یازده هزار عدد سیاقی |
نیل ... اعلی بوزن ... هشت تومان و چهار هزار عدد سیاقی |
||
و درین ایّام قافلهٔ خراسان وارد کردیده و متاع بسیار آوردهاند و راههای آنجا امن بوده و همچنین از کرمان و یزد نیز که قافله بار تجارتی آمدهاند از امنیّت آن راهها میکویند
باد کرمی که در نهم و دهم ماه کذشته در دارالخلافه طهران آمد سوای اینکه به برک بعضی درختها زده و خشک کرده است زراعت صیفی اطراف شهر را هم ضرر رسانده است بطوریکه پاره خربزه و هندوانه درشت و خوب بنظر میآید امّا وقتیکه پاره میکنند باد کرم چنان بیمزه کرده است که نمیتوان خورد
مُوسِیُوْ طَشْرَهْ طبیب فرانسه که مُدّتی در ممالک روس سیاحت کرده است درین روزها وارد دارالخلافه شده است و در منزلی که سابقا موسیو سمنوف مینشست منزل نموده و مشغول طبابت خلق است
امورات قشونی
موافق خبر اخر که از تبریز رسید مقربیالخاقان میرزا حسن خان وزیر نظام و میرزا احمد خان امیرزاده در چهارم این ماه از تبریز به بیرون شهر نقل مکان کردهاند که شرفیاب رکاب همایون شوند
فوج کرندی ابوابجمعی عالیجاه حیاتقلی خان که چند هفته پیش ازین مُرّخص خانه شدند خود مشارالیه بجهة انجام بعضی امورات فوج مزبور در دارالخلافه مانده و فوج را همراه پسر خود ملک نیاز خان روانه نموُد از قراریکه مذکور شد در منازل عرض راه را با کمال نظم رفتهاند
حسبالحکم دیوانیان عظام یکفوج سرباز از طایفه خواجهوند و عبدالملکی کرفته و برای سان بطهران آوردند چون فوج مزبور در ئیلاقات مازندران بار آمدهاند و درین موسم طهران کمی کرم بود بسیاری ناخوش شدند و محمود خان سرهنک فوج مزبور بهمین ناخوشی فوت شد لهذا بجهة محافظت قشون نظام مقربالخاقان اجودانباشی عالیجاه نورالله خان نایب خود را مامور پرستاری مریضهای فوج مزبور نموده قرار دادند که طبیب و چادر و سایر لوازمات آنها را مهیّا نموده به ئیلاقات شمیران ببرند و مشارالیه در نزدیکی تجریش بجهة آنها چادر زده و از وقتی که بأنجا رفتهآند اکثری صحت یافتهاند و مابقی را نیز معالجه مینمایند
سایر ولایات
از قراریکه از انزلی کیلان خبر رسید کشتی ملا رسول بادکوُبهٔ از مازندران بقدر ده هزار تومان مالالتجاره از حاجی ملا علی اصغر و کینیار تاجر دولت روس و سایرین بار بسته به بادکوبه رفته بود در نزدیکی بادکوبه طوفان شدید شده ضرب امواج کشتی را وارونه کرده هر چه جنس و اسباب داشت غرق کردیده اما اهل کشتی به لنکه دری نشسته و بسلامت در آمدهاند
در محال رانکوه رشت شخصی با سیّدی بشوخی کُشتی کرفته سیّد آن شخص را بزمین زده است و پهلوی آن شخص در وقت زمین خوردن بکهوارهٔ خورده استخوان دندهٔ او شکسته و روز دیکر فوت شده
در حین نوشتن این روزنامها خبر آخر که از اصفهان رسید اعلیحضرت پادشاهی نظر بوفور مرحمت و رضامندی از خدمات مقربالخاقان میرزا محمّدعلیخان موافق دستخط همیون که شرف صدور یافته در نوزدهم ماه رمضان المبارک او را بمنصب جلیل و شُغل نبیل وزارت دول خارجه سرافراز فرمودهاند
و بنا بوده است که بعد از چند روز ایّام تعطیل و شبهای احیا خلعت باو مرحمت شوداحوالات متفرقه
در باب ساختن راه اهن در ولایت روس در این روزنامها نوشتهاند که بنا دارند که از شهر مَسْکَوْ تا شهر وارْشَه که پایتخت مملکت لِه میباشد راههای متعدده بسازند چونکه در اکثر جاهای فرنکستان این راهها را ساخته و تمام کردهاند وقتیکه این راههای مملکت روس هم ساخته بشود آنوقت راههای آهن بجهة تردّد کالسکه بخار از شهرهای بَرْلیْن پایتخت مملکت پروُسیّه و وَیْنَهْ پایتخت آستریّه و طِریست که شهریست در کنار دریای آق دنکیز و داخل ممالک آستریه است و پاریس پایتخت فرانسه و آرِلیانزولِیانْ ایضا که از شهرهای مملکت فرانسهاند و بروُسِلْزْ پایتخت مملکت بلْژ و اَمِسْتَرْدَمْ که از شهرهای هالند است همه بهم متصل میشود و بجهة تمام کردن این راهها که در ولایت روس باقی مانده است دولت روسْ بنا دارد که تنخواه قرض نماید و از قرار سالی صد تومان پنجتومان منفعت این پول را خواهد داد
در اکثر جایهای بحر مُحیط که از خشکی دور است آب چنان عمق دارد که هنوز طنابی که به تک آنجاها برسد نساختهاند که معلوم نمایند چه قدر عمق دارد اما درین روزها کشتی از دولت ینکی دنیای شمالی بسمت ولایت رَسّ امید میرفته است کلوله توپ به سیم بسته و بمیان دریا انداختهاند به ته دریا رسیده و سه ربع فرسخ عمق داشته است
در هر جائی که شلتوک کاشته میشود آنولایت بد آب و هوا میشود از آنجهت در مملکت پِیْدْمانتْ که جزو ممالک ایطِالیاسْت در خصوص کاشتن شلتوک چند حکم صادر شده است حکم اوّل این است که هر جائی که بیاذن دیوان در این سه سالهٔ آخر شلتوک کاشته شد باید خراب بکنند و چیز دیکر بکارند و در آن بلوکات که از دیوان حکم دارند که شلتوک بکارند اکر پر نزدیک به آبادی کاشته باشند آنها نیز باید خراب نمایند حکم دیکر این است که اکر کسی بیحکم دیوان شلتوک بکارد مورد جریمه و مؤاخذه دیوانیان خواهد بود
در کَرْتْ دولتی جزیره سِیْسِیْلِیا نوشته بود که در شهرهای پِلازموُدمسینه طوفانی شده بود که کسی یاد ندارد که درین ایام اینطور طوفان در آنجاها باشد در بعضی جایها کوهها و سنکها شکافته شده و میان رودخانه افتادهاند و چونکه رودخانها از شدّت باران آب زیاد داشتهاند و به افتادن کوهها و سنک و خاک جلو آب بسته شده آب بالا آمده و آنجاها را مانند دریاچه نموده و زراعت در زیر آب مانده است و در بعضی جایها سیل خانها را با آدمها که در میان آنها بودهاند همه را برده است و در بعضی جایها باغات اشجار زیتون را بالمرّه کنده و خراب کرده است و در یکی از قصبهای آنجا یک ثلث از خانها در زیر خاک ماندهاند امّا در قصبه مردم دیدند که خاک از کوه خواهد ریخت همه کریختند و کسی در آنجا تلف نشده است و در بعضی جاها خاک و سنک چنان راهها را پر کرده است که تردد عرّابه و کالسکه نمیشود
درینفصل بهار پادشاه بَوارِیَه بشهر رومه آمده بوده است و چونکه نخواست که آنچه قاعدهٔ اساس حرمت پادشاهیست با او معمول دارند که هم خودش به تَکَلُّفْ و زحمت میافتاد و هم اهل دولت رومه لهذا مانند یکی از خوانین با تدارک مختصر سفر کرده و اوضاع پادشاهی را بکنار کذاشته بوده است
مابین قشون فرانسه که چند سال پیش ازین به رومه به امداد پاپا رفته بودند و دولت جمهوریه رومه را بر هم زده پاپا را دوباره در سلطنت آنجا برقرار کردند بعد از آن قشون فرانسه بجهت ساخلو و نظم شهر و ولایت آنجا مانده بوُدند درین روزها با قشون ولایت رومه بسیار حرف مخالف و در بعضی جایها جنک و نزاع در میانشان اتفاق افتاده است صاحبمنصب قشون فرانسه که در رومه بوده است به پاپا عرض کرده است که ساخلوی و محافضت ولایت رومه کُلاً با قشون فرانسه باشد امّا قشون فرانشه از زیاد ماندن در آنجا بتنک آمدهاند و میخواهند که بولایت فرانسه که وطن خودشان است مراجعت نمایند
در هفتهٔ کذشته در خصوص یاغی شدن اهل جزیرهٔ سراندیپ که سِیلوُن نیز مینامند از دولت انکلیس در روزنامه نوشته شده بوُد بعد از رفع یاغیکری از آنولایت حاکم آنجا را که لارد تارْمینکتَن نام دارد معزول کردهاند و بولایت انکلیس آمده است چونکه از جُمله سلسلهٔ خوانین انجاست آمده در جای خود نشسته و کفته است که امدهام که هر کس در باب فتنهٔ سراندیپ از من بازخواست نماید جواب او را بدهم دو سالست که تحقیق اکید و بحث سخت درین باب میکنند بعد از تحقیق و تجسُّس و شهادت آوردن معلوم شده است که حاکم مزبور تقصیر نداشته بلکه با کمال تدبیر و کاردانی راه رفته است و اکر این آشوب را زود خاموش نمیکرد خونریزی زیاد میشد و بمردم ضرر خیلی میرسید پاسبانی رعایا بهر حاکمی لازم است و اکر کناهکاران تنبیه و سیاست سخت نشوند ظُلم به بیکناهان میشود و اعانت به ظالم
در بعضی از شهرهای فرنکستان بخار از ذغال سنکی میکیرند و در میان لوله بمیان کوچها میآرند و در کوچها و خانها مانند چراغ روشن مینمایند شخصی در ینکی دنیای شمالی چشمهٔ در املاک خودش یافته بود که آنهم بخار داشت و اتش میکرفت کویا مانند بخار اطراف شهر بادْکُوْبَه باشد میخواست امتحان نمود سر چلیک را در آورده و در چشمه بخار وارونه کرد چلیک بزرک بود بروی او نشسته بعد با متّه چلیک را سوراخ کرده و چراغ کذاشته بود که تماشای سوختن او را نماید بخار که در میان چلیک پر شده بُود یکباره اتش کرفته و آن شخص را از روی چلیک بهوا بلند نموده و از آنجا بجائی نزدیک به چشمهٔ مزبور که پر از آب و کسافت بود به سر فرو رفت از پایش کرفته بیرون کشیدند امّا ازین امتحان عقلش با کسافت مخلوط هم شده بود
در خصوص جنک مابین انکلیس و سیاههای رسّ اُمید از طوری که مینویسند ضرر زیاد نسبت بدولت انکلیس وارد میآید جنک آخر که دولت انکلیس با اهل آنجا کردهاند هشت کرور پول ایران چیزی زیادتر خرج شده است و این جنک تازه هم اخراجاتش کمان نیست که کمتر از آن باشد و در آن جنک پیش ازین بیست و پنجهزار فرسخ مُربّع داخل ممالک انکلیس شد که ولایتی است بقدر پیدمانت و آستریه میباشد و طول سرحدّش دویست و پنجاه فرسخ است یکی از روُزنامهنویسان لندن نوشته است که اکر سالی دو کرور و دویست و پنجاه هزار تومان خرج محافظت و نکاهداشتن سرحدّی که پنجاه فرسخ طول اوست بکنند پس چه قدر باید خرج سرحدّی که دویست و پنجاه فرسخ طول دارد بکنند و خیال روزنامهنویس مزبُور این بوده است که چنین مملکت کیری بیفایده است کُذران اهل آنجا کُلّاً از نکاهداشتن کاو و سایر حیوانات و علف چرا نیست و اکر جای علفچران آنها تنک بشود لابُد شده میآیند بولایتی که در تصرف انکلیس است تاخت و غارت مینمایند
در کنار دریای مابین انگلیس و فرانسه در سرحدّ فرانسه شهری هست که شهر بورق مینامند در خصوص این شهر در یکی از روزنامهای فرانسه نوشتهاند که این شهر در قدیم مانند کاروانسرای دریاهای آن سمت بود که کشتیها بآنجا آمده لنکر میانداختند و توقُّف میکردند و از آنجا روانه میشُدند شش فرسخ از ولایت انکلیس دوُر است بسیار اخراجات کردهاند که لنکرکاه این شهر را مضبُوط نمایند و چنان مضبوط کردهاند که در سال کذشته کشتیهای جنکی فرانسه کُلّاً در آنجا لنکر انداخته و از ضرب طوفان و امواج محفوظ ماندهاند نزدیک به صد و پنجاه سال میشود که بنای ساختن این لنکرکاه و بُرجها و حوضها بجهة تعمیر کشتی و سکو در میان دریا کذاشتهاند و هر دولتی از فرانسه خواه پادشاه باشد یا جُمهوریّه یک چیزی زیاد کردهاند و موافق قول این روزنامهنویس چونکه این شهر و لنکرکاه نزدیک بولایت انکلیس است اکر چه در میان دولتین حالا صلح است اما از راه احتیاط باید این شهر را سختتر نمایند زیرا که حالا کشتی بُخار که دارند در اندک مُدّت از ولایت انکلیس بولایت فرانسه میآید و اکر سخت نکنند احتمال میرود که یکروز ناکاه بمقابل قورخانه آنجا آمده و آتش بزنند درین صورت سخت کردن آنجا لازم است
اعلانات
از ینکی دنیا به تبریز پنج بُخاری که از آهن در آنولایت ساختهاند تازه آوردهاند و این پیچ بخاری چنین است که به اندک هیزُم اطاقرا کرم میکند چهار یک هیزمی که در بخاریهای این ولایت صرف میشود در این بخاری هیچ بمصرف نمیرسد و خاکسترش هیچ بفرش نمیریزد و دود در اطاق نمیشود و دائمالأوقات اطاق را بیک هوا نکاه میدارد و چنان است که در زمستان سرد تبریز یک اطاق را با دو خروار هیمه که مُتّصل بسوزانند کرم نکاه میدارد تا چهار ماه اکر کسی طالب خریداری این بخاری پیچ باشد در تبریز در کاروانسرای حاجی سید حُسین در نزد خواجه استیپان فروخته میشود
ایضاً در نزد خواجه استیپان مزبُور فروخته میشود در تبریز چراغها که در میانش روغن میسوزانند و از هر قسم روغن یا پیه در میانش سوخته میشود و بوی بد هم نمیدهد و هر یک از اینها بقدر هشت چراغ متداول روشنائی میدهد و خرجش هم از چراغهای دیگر بسیار کمتر میشود و چنین ساختهاند که زینت و آرایش اطاق میشود
صورت بعضی از کتابها که در مملکت ایران چاپ زده شُده و هر کس که طالب خریداری باشد در نزد حاجی عبدُالمحمّد استاد دارالطباعه دارالخلافه طهران که این روزنامها در کارخانه اورده میشود فروخته میکردد
| قرآن مجید اعلی | دو تومان | عدد سیاقی |
| قرآن مجید وسط | یک تومان | عدد سیاقی |
| قرآن مجید ارزان | سه هزار | عدد سیاقی |
| شرح کبیر دو جلد | شش تومان | عدد سیاقی |
