وقایع اتفاقیه/۲۶
روزنامه وقایع اتفّاقیّه بتاریخ یوم پنجشنبه دویّم شهر شوّال المکرّم مطابق سال تنکوزئیل سنهٔ ۱۲۶۷
اخبار داخله ممالک محروسه پادشاهی
چنانکه در روزنامهٔ هفته کذشته نوشته شده بود که اعلیحضرت پادشاهی در پانزدهم ماه کذشته رمضان المبارک تشریففرمای دارُالسّلطنه اصفهان شدهاند و موافق خبر آخر که از اصفهان آمده است کویا چهل یا پنجاه روز در آنجا بنای توقف دارند و بعد از آنجا بسمت دارالخلافه َتهران حرکت میفرمایند
دارالخلافه طهران
این اوقات شش ماه بیشتر است که این روزنامهای اخبار در دارالخلافه طهران براه افتاده است اُمنای دولت علّیه و مباشرین روزنامه در راه برون این شُغل کمال اهتمام و کوشش بعمل آوردهاند و لکن چونکه این شغل تازه است بعضی از اهل اینولایت نفهمیده و نمیدانند که حُسن این روزنامه و مصرفش چه میباشد پارهٔ اشخاص خیال میکنند که کاریست که دیوانیان عظام راه انداختهاند بجهة منفعت و مداخل و بَرْخی هم چنین تصوّر میکنند که این روزنامه مثل منصبی است که بکسانی که از دیوان اعلی اسامی آنها مُعیّن شده باید برسد و بدیکران نباید برسد و لکن هیچیک از اینها نیست و چنانکه در نُسخه اوّل این روزنامها نوشته شده این اخبار چیزیست که حسبالحُکم پادشاهی قرار داده شده است بجهة تربیت خلق و اطّلاع آنها از اُمورات دیوانی و غیره و اخبار دُوَلِ خارجه و منفعت خاص و عام اکر چه اُمنای دولت علیه چنانچه نوشته شده اهتمام فرمُوده و مباشرین روزنامه سعی و کوشش کردهاند و لکن نوکران و فرّاشان بعضی از حُکّام ولایات بخلاف اینمعنی رفتار کردهاند و به بهانه اینکه روزنامه دولتی بخلق برسانند و مقابل قیمت روزنامه به اسم رسوم یا انعام یا خدمتانه از مردم کرفتهاند و در بعضی جایها در عوض اینکه روزنامه را در حین ورودش تقسیم نموده و بصاحبانشان برسانند مُدّتی نکاهداشتهاند و بعد از آن به تبدیل و اشتباه تقسیم کردهاند از آنجمله مکرّر از دارُالسّلطنهٔ تبریز نوشتهاند که آنها که موافق قاعده باید روزنامه بایشان برسد بسیار کله دارند از اینکه بعضی از اوقات میرسد و بعضی اوقات نمیرسد و بعضی اوقات در منزل میرزا مُصطفی مباشر امورات دول خارجه میماند تا صاحب روزنامه خبر میشود و میرود اکر روزنامهاش کُم نشده باشد برمیدارد و از یکی از بلوکات آذربایجان نوشته بودند که چهل روز بود که روزنامه به آنجا نرسیده بود و از بعضی شهرهای ممالک دیکر ایران هم این گِله را نوشتهاند و لکن مباشرین روزنامه نمیخواهند که همه را به اسمه مُفَصّلاً بنویسند چونکه چنین عمل بسیار خلاف رای اُمنای دولت علیه است امیدست که بهمین اشاره موقُوف نمایند قیمت روزنامه همانست که در سر روزنامه نوشته شده است و هر کس زیادتر از آن مطالبه نماید خلافست
درین اوقات بمباشرین روزنامه خبر از انگلیس و روس و فرانسه و نمسه و سایر جاهای فرنگستان رسید روزنامه دارالخلافه طهران که بأنجاها رسیده است و ملاحظه کردهاند همه را پسند نموده و تعریف و تحسین نوشتهاند خصوصه در روُزنامهٔ شهرهای لندن پایتخت انگلیس و سَنْتپتورزبورق پایتخت روس که کازت دولتی آنجا نوشتهاند و پاریس پایتخت فرانسه و بعضی از شهرهای نمسه و چونکه اهل این دول میدانند که روزنامه باعث آگاهی و تربیت و خیر و منفعت خلق است و از آنراه که خیرخواه این دولت علّیه میباشند و زبان پارسی نیز در میان علما و دانایان آنجا پسندیده و شیرین است بسیار خورسند شده و اظهار مسرّت و شادمانی نمودهاند و مباشرین روزنامه نیز شادمانی و مباهات دارند که روزنامهٔ دولت علّیه ایران در آن دولتها مطبوع و پسندیده گردیده و امیدوارند که روز بروز بهتر بشود که باعث خیر و منفعت اهل ایران و سایر دول دیگر روی زمین است
در این اوان خیریتنشان که انقضای ایام صیام و عید فطر میباشد علمای اعلام و عُموم اهالی اسلام از سادات ذویالاحترام و تجار و کسبه و رعایا و برایا بعد از ادای نماز عید فطر بوظایف شکرگذاری و دعاگوئی دولت علّیه اشتغال دارند و موافق قانونی که در این دولت متداول و معمول است نواب شاهزاده بهرام میرزا و مقربالخاقان اجودان باشی در دربار همایون شاهنشاهی در منازل معین خود نشسته و سایر چاکران دولت و اهل نظام و معارف بسلام حاضر شده شیلیک توپ و خورسندی و شادمانی و صرف شربت و شیرینی نمودند و بحمدالله با اینکه هوا قدری گرم بود درین ماه مبارک بعموم خلق خوش گذشته
موافق قاعده اسلام و امتیاز و احترامی که ماه صیام را لازم است نواب شاهزاده بهرام میرزا پنج شب عُلما و اهالی دارالخلافه طهران را درین ماه مبارک ضیافت نمودند و انواع ماکولات و شربتها و شیرینی و تکلفات در دیوانخانهٔ پهلوی حوض بزرگ چیده مهمانی خوب نمودند چهار شب شاهزادگان عظام و عُلما و سادات و معتبرین شهر و یک شب خوانین در مهمانی حاضر شده بودند و در هیچ اسباب ضیافت نقصی نبوده است
و همچنین مقربالخاقان اجودانباشی در ماه مبارک رمضان بیست و چهار شب خلق را ضیافت نمودند که هر شبی چهل نفر سوای ارباب رجوع از عُلما و سادات و اُمرا و معارف و غیره در مجلس مهمانی جمع میشدند و با نهایت آراستگی و فراوانی انواع مأکوُلات و (متن ناخوانا) و مشرُوبات و حَلَویّات و غیره در مجالس متعدده بجهة مهمانها و برای نوکرهای آنها نیز علاحده در خوانچها چیده و روشنائی و چراغان بسیار نموده و از هر مقوله اشخاص از خوانین و تُجار و کسبه و غیره شبها را در مهمانی حاضر میشدند و باغ لالهزار که منزل مقربالخاقان مُشارالیه است از بسیاری چراغها و مشاغل مانند روز روشن بود و در شب بیست و هشتم نیز جناب علی نامق افندی را مهمانی نموده و مجلس مشحون به اقسام تکلّفات بوده که نقصی در اسباب ضیافت نداشته
در روز دوشنبه گذشته موافق آنکه در تقویم نوشته بودند آفتاب گرفت و علمای این شهر موافق قانون اسلام نماز خسوف کردند اگر چه منجّمین ایران در باب گرفتن آفتاب اثر بد میگویند و لکن علمای اسلام بمضمون حدیث کَذَبَ المُنجّمِیِنَ بِرَبِّ الْکَعْبَه معتقد به این اقوال منجمین نمیباشند و دانایان و عارفان هر ولایَت نیز خواه فرنگستان یا سایر جاهای روی زمین درین باب مخالف منجمین ایراناند و اعتقاد ندارند که در خسوف و کسوف اثر بد باشد
در روزنامهٔ هفته اوّل ماه مبارک رمضان نوشته شده بود که چون مردم زیاد از شهر بشمیرانات رفته بودند و اُردُوی همایون نیز امسال در شمیران نبودند در دهات آنجا دزدی و راهزنی بسیار میشُد بعد از آنکه مراتب به نوّاب شاهزاده بهرام میرزا عرض شد و قرار دادند که مقربالخاقان اجودان باشی از سربازان قراول و مُستحفظ بدهات مزبور روانه نمودند از رفتن قراول بدهات مزبور و کذاشتن نظم در آنجاها حال دزدی موقوف شده و کمال امنیّت در دهات شمیران است
در روز نوزدهم رمضانالمبارک سماری از سکنهٔ امامزاده زید مذکور داشته بود که بقدر هزار مثقال تیکه ترمه از من دزدیدهاند عالیجاه محمود خان کلانتر هماندم چند نفر به تفحص فرستاده عصر همانروز پارچهٔ از آن ترمها بدست آمده و در روز بیست و یکم دُزد را پیدا نمودند حسینقلی نامیست از اهل مرند آذربایجان و الآن در حبس کلانتر است
از شب ۱۹ الی شب ۲۳ رمضانالمبارک که شبهای متبرکه و لیالی احیاء و عبادت و تعزیهداری بود چوُن مرد و زن از اوّل شب الی سحر به تکایا و مساجد در عبور و تقدیم پرستش و عبادت و تعزیهداری بودند کلانتر و کدخدایان شهر خودشان و ادمهاشان و کزمها و داروغه مراقب مساجد و تکایا و سرکذرها بودند که نزاعی در میان مردم نشود و بحمدالله بجُز عبادت و تعزیهداری و دعاکوئی دوام دولت که امنیت و آرامی خلق نتیجهٔ آن است دیکر صدائی از کسی بکند نشده
چنانچه در روزنامه سابق نوشته شده امسال مرک فجا در بعضی جاها بهمرسیده از جمله مرحوم جعفر قلیخان ایروانی عموی مقربالخاقان سردار و عباسقلی خان افشار و پسرش بفاصله یک شب فوت شدهاند و شخص دلّاکی هم از اهل فراهان روز قبل بدون ناخوشی و مرضی از کناهان خود توبه نموُده و روز بعد فوت شده
آزادخان نامی از سربازان فوج کَلْهُر مدتی مریض بوده و از ناخوشی خود بتنک آمده در منزل خود تنها بوده و درد زور آور شده با سَرِ نی تفنک زده خود را مقتول کرده و از درد فارغ کردیده
سایر ولایات
در روزنامه دارالعباده یزد نوشتهاند که جعفر نامی از اهل اَبَرْقوه زنی یزدی کرفته بوده و زن مزبوره از شوهر اولش طفل سیّدی داشته که از ارث پدر بقدر پنجاه شصت تومان باو رسیده بوده که بآن مایه پیلهوری میکرده جعفر نام آن سید را به بهانه پیلهوری از شهر یزد بسمت بلوکات برده و در راه طفل سیّد را بضرب چوب و سنک کشته و نعش او را بار الاغ کرده وای پسرم کویان سراسیمه و کریبان چاک و خاک به سر پاشیده وارد دهی شده و کفته است که پسرم از کوه پرتاب شده و هلاک کردیده است میخواهم او را بخاک بسپارم اهل ده از کفتکوی او در تشکیک افتادهاند و او را کرفته به یزد فرستادهاند عالیجاه میرزا عباس او را با مادر مقتول روانه نزد حاکم شرع نموده و در آنجا قاتل بودن او ثابت شده و خودش اقرار کرده است که طفل سیّد را من کشتهام نظر به ثبوت شرعی و اقرار خودش در پنجم ماه کذشته او را بحکم شرع به قصاص رسانیدهاند
در دهم رمضان زوجه اقا بابا نام مُحسن شاهرودی یکسال بوده که حمل داشته است سِقط شده بعد از وضع حمل دیدهاند که طفل یک چشم ندارد و جای چشمش صاف است و پایهایش به رانش چسبیده و پارچهٔ کوشتی بقدر یک وجب از جای کاکل او بیرون آمده و مرده است و چشم مادرش دریده و درشت و خونآلود است که آدم از دیدنش متوحّش میشود
اخبار دول خارجه
انکلیس تاریخ کاغذ اخر که از ولایت انکلیس رسیده است یازدهم شعبان بود اکثر روزنامه آنجا پُر از تفصیل عمارت بلور است و مردم زیاد که بانجا جمع شدهاند چند روز در اول کشودن عمارت مزبور از هر نفری پنجهزار دینار برای تماشای عمارت کرفتهاند و تا چند روز بعد از آن نفری هزار دینار کردهاند و این قاعده را کذاشتهاند که در اوّل کشودن عمارت مزبور جمعیّت زیاد نشود که مبادا آشوب و اغتشاشی رو بدهد چوُنکه معلوم است که اکثر آنها پنجهزار بجهة تماشای چنین جائی میدهند از الواط شهر نمیباشند بلکه اکثر از خوانین و امنای دولت خواهند بود و در روز اوّل که مردم را هر یک هزار دینار قرار کذاشتهاند که داخل عمارت مزبور بشوند خیال میکردند که جمعیّت زیاد خواهد شد و خالی از جزئی اغتشاشی نخواهد بود و لکن کُلّاً به نظم و امنیّت کذشت بعضی از خلق منتظر اغتشاش بودند خصوصه که روزنامهنویسان ینکی دنیای شمالی که در بعضی از روزنامها چیزهای بامزه نوشتهاند بطوریکه کویا اطلاع از اُمورات فرنکستان نداشتهاند و خیال کردهاند که چون الواط کلّ فرنکستان درین وقت در لندن جمع میشوند یاغیکری خواهند کرد و لکن از اینها هیچکدام نشده بوده و با نهایت نظم و امنیّت مفتوح شده
فرانسه
در مشورتخانه فرانسه کفتکوئی شده است در خصوص عوض کردن بعضی قانون کرفتن وکلای رعایا و راه بردن امُورات دولتی و درین باب رای اهل مشورتخانه بسیار مخالف یکدیکر است بعضی میخواهند که پادشاهی دوباره در فرانسه برقرار شود و بعضی رایشان این است که زور راندن امورات دولتی در دست عامّه مردم باشد درین باب در مشورتخانه کفتکوی سخت شده و لکن تا بحال کفتکوی آنها معلوم نیست که بجائی انجامیده است
چنانکه در احوالات متفرقه نوشته شده است رئیس دولت جُمهوریّه بشهر دیژون رفته بود بجهة انفتاح راهآهن و در آنجا در کفتکوئی که کرده بود کِلَه از اهل مشورتخانه وکیل رعایا کرده بود و این کله رئیس مزبور از اهل مشورتخانه اغتشاش را مغشوشتر کرده است
در جزیرةالعرب که آن سمت اقلیم افریقیا میباشد که در تصرُّف دولت فرانسه است بعد از کرفتن و محبوس کردن امیر عبدالقادر در آنولایت آرام و امن بود تا این روزها بعضی از قبایل آن سمت بنای تاخت و غارت بولایتی که در تصرف فرانسه است کذاشتهاند امّا چونکه دولت فرانسه قشون زیاد در آن سمت دارند کمان هست که در اندک مُدّت باز نظمی در آنولایت بکذارند که رفع اغتشاش بشود
عثمانیّه
در روزنامه اسلامبول که در زبان فرانسه چاپ میزنند نوشتهاند و تاریخ او بیست و چهارم شعبان بوده باین منوال که اعلیحضرت سلطان چونکه منظورش این است که دوستی و اتّحاد مابین دولتین علیّتین عثمانیه و ایران مُستحکم و زیاد بشود از آنجهة احمد وفق افندی را بمنصب جلیل ایلچی کبیر مامور سفارت دارالخلافهٔ طهران نمودهاند مشارالیه مُدتی در سمت مالداویّه و والاکیّه وکیل از جانب دولت بوده و کویا این منصب بزرک که باو دادهاند بجهة خدماتش بوده که در آن صفحات کرده است
ایالت بغداد به سالک افندی دفتردار سابق ملا بزان اعطا شده
اخبار سایر دول فرنکستان که بمباشرین روزنامه رسیده در هفتهٔ آینده نوشته میشود
احوالات متفرقه
کردن آتش که اکر ساختن او مشکل نباشد و خرجش کم بشود در جائیکه خانه و غیره آتش میکیرد بسیار بکار خلق میآید این شخص از اهل فرانسه است و اجزائی ساخته است مانند آب مایع که به آبدزدک بروی آتش میباشند دفعتاً اتش را خاموش میکند و چیزی دیکر ساخته است که آنهم مانند آب مایع جریان دارد که هر چوبی را که در میان آن فرو ببرند و بیروُن بیاورند دیکر آن چوُب اتش نمیکیرد و آن قسم اوّل که مانند آب مایع است که بروی اتش میپاشند میکویند که چیزیست که در هر خانهٔ میتوان نکاهداشت که اکر خانه آتش بکیرد اهل همانخانه بدون امداد خارج میتوانند بآن چیز آتش را خاموش نمایند پیش ازین هم شخصی دیکر بخاری ساخته بود که به ریختن آن بخار بروی آتش آتش خاموش میشد و لکن این چیزها که اختراع کرده بود تا بحال هیچیک قرار نکرفته است چونکه ساختن این اجزا هم مُشکلست و هم کران تمام میشود تا بحال براه نیفتاده است امّا ادّعای این شخص این است که این دو چیز را که نوشته است بطوری بسازد که خیلی بکار اهل اسلامبُول بیاید
در پاریس پایتخت فرانسه کارخانه دارند از چینی که سِور مینامند که بهترین چینیهای فرنکستان در آنجا ساخته میشود و مال دولتست درین روزهای لوی ناپلیان رئیس دولت جُمهوریّه فرانسه چند دسته از چینیهای مُمتاز خوب کارخانهٔ مزبور بجهة سلطان عبدُالمجید به اسلامبول فرستاده است
از شهرِ نیُویارکْ ینکی دنیا نوشتهاند که چند نفر از اهل آنجا بنا داشتند که قشون جمع بکنند و دو کشتی حاضر کرده بودند که بروند بجزیرهٔ کُوبَهْ و آنجا را از حیطه تصرُّف دولت اسپانیول در آورند چند سال پیش از این هم که چنین کاری کرده بودند دولت اسپانیول از دولت ینکی دنیا بازخواست کرده بود که چرا باید مردمان دولت ینکی دنیا مابین صُلح و دوستی دولتین قشون جمع نمایند و بجنک جزیرهٔ کُوبَهْ که جزو ممالک اسپانیول میباشد بیایند اُمنای دولت ینکی دنیا در جواب آنها کفته بودند که ما از رفتن خلق بجزیرهٔ کوُبَهْ خبر نداشتیم وقتی خبردار شدیم که رفته بوُدند و آنها که اقدام باین کار کردهاند خودسر کردهاند و دخلی بدولت نداشته و لُوپِزْ نام را که بزرک آنها که بجنک کوبه آمده بودند شده بود و اصلش از اهل اسپانیول بود در ینکی دنیا کرفته و مُدّتی محبوس داشتند چونکه او ثابت کرده بود که هر چه کرده باشم در ممکت خارج ینکی دنیا کردهآند موافق قانون خودشان نتوانسته بودند که اوُ را تنبیه نمایند لهذا مرخصش کرده بودند و اهل دولت اِسْپانیُولْ هم رفع حملهٔ اهل ینکی دنیا را از جزیرهٔ کوبه کرده بودند درین روزها باز اهل ینکی دنیا بنا کذاشتهاند که حمله بجزیره مزبور بیاورند و دو کشتی تجار در شهر نِیوُیارْکَ حاضر کرده بودهاند و اسباب جنک در میانشان کذاشته بودهاند و میخواستهاند که دوباره روانهٔ کوبه بشوند دولت ینکی دنیا مُخبر شُده کشتیهای مزبُور را ضبط کردند و آدمهائی که در میانشان بودند کرفته و محبوس نمودند و رئیس دولت جمهوریه ینکی دنیا بخلق اعلام کرده است که هر کس که مرتکب چنین عمل بشود مورد مُوآخذه و سیاست دیوانیان دولت خود خواهد بود و بسیار تعجّب است که مایهٔ این عمل تُجّار آنجا هستند که آنها مایه و پول و کشتی و آذوقه و هر چه لازم است جمع میکنند و بمردم الواط آنجا قدری پول و اسباب میدهند که بروند و جزیرهٔ کوُبَه را از دست دولت اِسْپانیُولْ بکیرند بعد از آن موافق قراری که کذاشتهاند هر کس فراخور مایهٔ خود منفعت بردارند و این اشخاص بنا داشتهاند که از دو سمت ینکی دنیا بروند یکی از شهر نِیوُیارکَ که سمت شمال میباشد و یکی از سمت جنوب و میکویند که لوپز نام سه هزار کس در دور خودش جمع کرده است و همعهد شده بودند که به کُوْبَهْ بروند و حاکم آنجا نیز خبر داشته و تدارک خود را میدیده است
دُزدان دریای یونان روز بروز در کار خود جَسُورْتَر و دلیرتر میشوند و ضررشان زیادتر بخلق میخورد و درین روزها کشتی یونان میخواست بجزیرهٔ ساماس برود که از آنجا روغن زیتون خریده بار نماید در راه دزدان بآنها راست آمدند و اهل کشتی تجارت که دیدند که دزدان بآنها نزدیک شدند در عوض آنکه بکریزند کشتی خُود را نکاه داشتند و آتشخانهٔ که داشتند بطوری بانها شیلیک کرده بودند که کشتی دزدان شکسته و معیُوب و خودشان مغلوُب شده و کریخته بودند
در پایتخت فرانسه نیز درین روزها نوشتهاند پنجاه شصت نفر بالاتّفاق بدزدی همعهد شدهاند و بعضی عمارات و غیره را غارت و تاخت کردهاند
در جزیره سَیْلُون که سراندیپ مشهور است و در سمت جُنوب هندوستان است مُدّتی پیش ازین مابین اهالی آنجا فتنه و فسادی شُده بود و اشرار آنجا با ضابطان و مستحفظین بمحاربه برخواسته بودهاند حاکم آن جزیره قشون بآنجا فرستاده نزدیک بدویست نفر از مفسدین آنجا را کرفته بعضی را مصلوُب و بعضی را مقتول کرده بودند و بقدر صد و پنجاه نفر نیز در جنک کشته شده درین باب در مشورتخانهٔ انکلیس کفتکوئی شده است که حاکم سراندیب بچه حق و حساب اینهمه مردم را صلب و قتل نموده و این نوع کارها باعث زوال اسایش خلق میکردد
در جزیرهٔ کَلَهدوُنیا که در بحر محیط معتدل در سمت آستَرلیاست نوشتهاند که قبیله هستند که وحشی و مانند حشرات میباشند و انسانرا کرفته مانند کوسفند ذبح کرده و پُخته و میخورند چند وقت پیش ازین یک کشتی دولت فرانسه با صاحبمنصب و مأموُرین به آنجا روانه شده به یکی از لنکرکاههای آنجا رسیده بودند اوّل هشت نفر با زورق از کشتی بیرون آمده و با آن آدمخواران ملاقات کرده بودند و در دفعهٔ اوّل باینها که بیرون رفته بودند از آدمخواران دستاندازی نشده بوُد و بسلامت بکشتی مراجعت کرده بوُدند بعد از قدری و مدت که هشت نفر دیکر از کشتی بیرون رفته بودهاند از مردمخواران غفلتاً پنج نفر آنها را کرفته و بروی آتش انداخته و کباب کرده بودند و سه نفر دیکر را هم که رو به کشتی فرار کرده بودند تعاقب نموده کرفته و مانند آن پنج نفر دیکر در آتش انداخته بکار کباب کردن مشغول شده و بزرک و کوچک به ضیافت کباب به آنجا جمع شده بودهاند صاحب منصب کشتی جمعیت آنها را معلوم نموده و با آتشخانه حمله بر سر آنها آورده و بسیاری را بضرب گُلوله هلاک کرده و مابقی که فرار کردهاند دخمهها و جاهای آنها را آتش زده و خراب کرده است
در عمارت بُلور لندن که اسباب نفایس کذاشتهاند چونکه قرار شده است که به هنروران و صنعتکاران بعد از تشخیص خوبی هر صنعتی به سازندهٔ آن فراخور مادّه و صنعتش از دولت انکلیس انعام داده شود لهذا بقدر سی مجلس در عمارت مزبور اهل انکلیس و غیره که اهل خبره میباشند جمع شده که هر متاع و هر صنعتی را بنظر دقت دیده و تمیز خوب و بد او را بدهند تا بعد از تشخیص و موازنه و تصدیق این اشخاص که صاحب سررشتهاند به صاحبان نفایس و صنایع هر کدام فراخور کارشان انعام و احسان شود
