پرش به محتوا

وقایع اتفاقیه/۲۵

از ویکی‌نبشته
روزنامه وقایع اتفاقیه (۱۲۳۰ خورشیدی) از حکومت قاجار
نمرهٔ بیست و پنجم
تاریخ چاپ این نسخه ۲۴ رمضان ۱۲۶۷ قمری حدوداً برابر با ۳۱ تیر ۱۲۳۰ هجری خورشیدی است.

روُزنامهٔ وقایع اتفّاقیّه بتاریخ یوم پنجشنبه بیست و چهارم ماه رمضان‌المبارک مطابق سال تنکوزئیل سنهٔ ۱۲۶۷



نُمرهٔ بیست و پنجم
هر کس در طهران طالب نُسخه از
این روُزنامها باشد در بازار
در دکان میرسیّد کاظم بلورفروش
فرُوخته میشود

قیمت روزنامه
نُسخه پانصد دینار سالیانه بیست و چهار هزار
قیمت اعلانات
چهار سطر یا کمتر هزار دینار بیشتر سطری پنجشاهی



اخبار داخلهٔ ممالک محرُوسه پادشاهی



اردوی همایوُن

موافق خبر آخر که از اُردُوی همایون رسیده اعلیحضرت پادشاهی در پانزدهم ماه مبارک رمضان وارد دارُالسّلطنه اصفهان و تشریف‌فرمای آن سامان کردیده‌اند

از قراریکه در هفتهٔ کذشته از اُردوی همایون نوشته بودند جمعی کثیر از رعایای خُونْسار تا بُروُجِرْد از دست تعدیات و نهب و غارت و قتلی که از محمد باقر خان خُونْسارِیْ و تابعین او که از اشرار آنجا هستند نسبت بانها شده بُود بتظلُّم آمده بودند سرکار اعلیحضرت پادشاهی محض دادرسی و رفع ظلم ظالم از مظلوم حکم به تَنْبِیه آنها فرمودند محمد باقر خان با فرقه از اشرار بمضمون‌الخائن خائف قبل از وصول کسانی که مأمور به کرفتن آنها بودند فرار کرده چند نفر از انها که بدست آمدند یکی که جمیع اهالی آن بلد علی رؤس‌الشهاد اقرار بشرارت او کردند و معلوم شد که همانجا مرتکب قتل شده بسزای خود رسید و چهار نفر دیکر فراخور تقصیر تنبیه کردیده و بجمیع حکام حول و حوش قدغن شد که هر یک ازین اشرار را که فرار کرده‌اند در هر کجا که ببینند بکیرند و قراری برای امنیت آنجا دادند که عموم رعایا از تعدیّات اشرار آسوده برعیّتی و کسب و دعاکوئی مشغُولَنْد

نوّاب خانلر میرزا تا خُونسارْ بالتزام رکاب همایون آمده و از خُونسارْ مُرخّصی حاصل نموده بمقرّ حکومت خود معاودت نموده‌اند و از جانب اعلیحضرت پادشاهی و اُمنای دولت علیّه نهایت عنایت و التفات در حق نواب مُعزی‌ّالَیه شامل آمده با کمال خورسندی و خرمی مراجعت نموُده‌اند

میرزا آقا که سابقا مامور راه انداختن فَوج عالیجاه علیخان سرتیپ قراکوزلُو بکرمان بُود مجدّداً مأمورْ شده است که کسر سه فوج ابوابجمعی عالیجاه فضل‌الله خان میرپنجه را کرفته سه فوج را تمام نماید و اسامی آنها را کتابچه مضبوط معتبر کرفته نزد اولیای دولت علیّه بفرستد و یکفوج جدید هم که میبایست از بُلُوک حاجیلُوا و غیره کرفته شود تا حال کرفته نشده بوُد در بُرُوجِرْدْ اولیای دولت قاهره انها را احضار فرموُده دو فوج را بروی بلوک حاجِبلُوا تقسیم نمودند که هر چه سرباز دارند موضوع و تتمه را سرباز خوب بکیرند و مُحصّلی اتمام این خدمت نیز بعهدهٔ میرزا آقا محول و مرجُوع شده

چنانچه در روزنامه هفته کذشته نوشته شده موکب همایون از هر ولایتی که عبور فرموده‌اند باحوال عموم رعایا رسیدکی شُده و اولیای دولت علیّه بقدر لزوم تخفیف دربارهٔ آنها منظور داشته‌اند از جمله جمعی جدید که مباشرین دیوانی در مَلایِرْ بسته بودند رعایا از آن راضی نبوده و اظهار عجز و انکسار نمُودند محض آبادی رعیت تخفیفی در حق انها از آن جمع جدید مرحمت شده و همه بخشنُودی و امیدواری مراجعت کرده‌اند

و هم چنین صنف خبّاز و عطّار هَمَدانِی از زیادتی جمعی که مباشرین هَمَدانْ از انها مطالبه میکرده‌اند بخاکپای همایون به تظلُّم آمده بوده‌اند اولیای دولتِ قاهره حُکْم نموده‌اند که جمع آنها را موافق دفتر مشخّص کرده و زیاده از آن حکم داده‌اند که مباشرین چیزی مطالبه ننمایند و همکی راضی و شاکر و دعاکو از رکاب همایون معاودت نموده‌اند

امُورات قشونی

عالیجاه امامعلی‌خان که مأمور کرفتن فوج جدید کرمانی بود از قراریکه در هفتهٔ کذشته نوشته بودند خدمت محوّله بخود را به انجام رسانده و تفنکهای سربازی را که از شیراز آورده بوده‌اند بفوج مزبور تقسیم نموده و این اوقات عزم شرفیابی رکاب نصرت انتساب را داشته‌اند

فوج عالیجاه علی‌خان سرتیپ که مامور کرمان بوده در چهاردهم ماه کذشته وارد کرمان شده‌اند و به مأموریت خود مشغول‌اند

در نوزدهم ماه کذشته عالیجاه عبدالله خان صارم‌الدّوله با سرباز ابوابجمعی خود بعزم شرفیابی رکاب همایون به بیرون شهر کرمان نقل مکان نموده‌اند و در دویم اینماه از آنجا بنای حرکت داشته‌اند

دارالخلافه طهران

وفور ارزانی و فراوانی و امنیّت در طهران است و نسبت بسالهای سابق در هر چیز تفاوت کُلّی میباشد اکر چه هوا کرمی و حرارت دارد لکن نسبت به چند روز پیش فی‌الجمله تفاوتی بهم رسانده و بسبب آب که درین ماه از نهر شاهی و سایر جاها بشهر آورده‌اند و متصل در کوچها و محلات جاریست و بجهت یخ که درین موسم مطلوُب و امسال از هر سال فراوانتر و ارزانتر است افاقهٔ کلی بحال خلق در این حرارت و کرمای تابستان شُده است

از جُملهٔ معالجات غریبه که در دارالخلافه طهران شده است میرزا مهدی لشکرنویس شش سال بود که یک کوشش کرفته بود و هیچ نمی‌شنید و یک هفته بود که کوش دیکرش هم کرفته شده و همهٔ اطبای طهران در معالجهٔ آن عاجز شده بودند میرزا رضاقلی دواساز معالجه اوُ را فهمیده و فی‌الفور معالجه نموده که حالا مثل سایر خلق می‌شنود و رفع سنکینی کوش او بالمرّه شده و عیال و اقوام او همه شکرکذاری مینمایند

قشون مُتوقّف دارالخلافه طهران در کمال نظم و حساب میباشند بلکه از بیم مواخذهٔ امنای دولت علّیه از سایر مردم بیشتر از شرارت و بی‌حسابی احتراز و اجتناب دارند چنانچه در هفتهٔ کذشته یک نفر از سربازان جدید مراغه یک رأس الاغ در صحرا پیدا کرده بود و عوض اینکه صاحب مال باید در جُستُجو باشد سرباز مزبور جارچی بشهر فرستاده بود که هر کس الاغی را کُم کرده باشد بیاید نشان او را داده بکیرد تا اینکه صاحب مال پیدا شده رفته نشانی الاغ خود را داده و مال خود را کرفت و رفت

چهار نفر دزد در هفتهٔ کذشته کرفته شده دو نفر آن بتوسط عالیجاه زکیخان کدخدا که یکی از آنها از ایلات قَزْوِینْ بوده که با میخ طویله در خانهٔ را شکسته و اسباب برده بود و یکی دیکر هَراتِیْ بوده که اسباب از شهر دزدیده و در بیرون شهر او را کرفته بُودند و یکی هم اصفهانی که در کاروانسرای اتابکیه توپ چیتی دزدیده بود و یکی هم پسریست که بتوسط عالیجاه میرزا رضای کدخدا کرفته شده و سه نفر انها به انبار سپرده شده و یک نفر که در کاروانسرای اتابکیّه دزدی کرده بُود حکم شد که هزار تازیانه زدند و بعد ازان مهار نموده در معابر و بازارها کردانده و از شهر اخراج کرده بیرون نمودند

ضعیفه دلّاکه که جعبهٔ جواهر از حرمخانه دزدیده بود و بتوسط عالیجاه محمود خان کلانتر پیدا شد از حرمخانه دیکر نیز که سارقهٔ مزبوره بانجا سابقه داشته سیاهه بعضی اسباب بنزد کلانتر فرستادند که از زن مزبوره مطالبه نماید مشارالیه بمطالبه این اسباب و کُل الماسی که از جعبه سابق مانده بود او را تهدید نموده بدون اذیّت بعد از سه روز یک جلد کتاب اخلاق‌المُحسنین خط میرعماد و یک قلمدان کار آقا صادق با دوات مُرصّع و یک رشتهٔ طلا مال سَرِ اَسْب از اسباب مزبور بُروز داده کتاب و قلمدان از اوُ دریافت شد و در کار مطالبه رشمه و غیره میباشند و این اسباب پنجسال پیش ازین سرقت شده

سایر ولایات

در مازَنْدَرانْ امسال بسبب نیامدن باران مردم بسیار مُضطرب بوده‌اند بطوریکه دست از زراعت برداشته بوده‌اند لکن در اواخر ماه شعبان بحمدالله بارانی آمده است که رفع اضطراب رعایای آنجا کردیده و امیدواری بهم رسانده‌اند

در روزنامهٔ مازَنْدَرانْ نوشته‌اند که از دهات علی‌آباد شخصی بجهت آوردن هیزم تبر برداشته و به جنکل رفته بوده تا دو روز پیدا نشده بعد از دو روز که کسانش به تجسُّس او بجنکل رفته‌اند او را در جنکل یافته‌اند که تبر را در زیر سر خود کذاشته و شال کمر خود را نیز حلقه کرده و بر روی تبر کذاشته و سر بر روی آنها نهاده چنانکه شخصی بخوابد خوابیده است نزدیک که رفته‌اند او را مُرده یافته‌اند و جانورها نیز مطلقا باو نزدیک نرفته بوده‌اند و آثار اذیت جانور در بدن او هیچ نبوده است و سبب فوت او معلوم نشده

مرک مفاجات امسال در بعضی جایها زیاد شده است از جُمله اشرف سلطان لارِیجانِی و یک نفر دختر دیکر بمرک مفاجات بدون ناخوشی و مرضی دیکر در لارِیجانْ وفات یافته‌اند

مُلّا اسمعیل نامی مازَنْدَرَانِیْ در یکی از قراء لاهِیْجانْ در خانهٔ مُلّا علی نام معلّم اطفال بوده است صاحب‌خانه بجهت دریافت وجه طلبی او را بقریهٔ دیکر روانه نموده مُعلّم مذکور در حضور جمعی چاقوئی از جیب خود بیرون آورده خواسته است کلوی خود را ببُرّد کسانی که در آنجا بوده‌اند او را ممانعت نموده و دستش را کرفته بخانهٔ ملا علی آورده‌اند و سبب این حرکت را هر چه آز او جویا شده‌اند حرفی نزده است مردم احتمال داده‌اند که شاید بدختر ملّا علی مَیْل بهمرسانده باشد ملا علی گُفته بوده است که اکر بخواهی دختر خود را بتو میدهم باز هم جوابی نداده بوده و شب که همه خوابیده بوده‌اند و چاقو و کاردی در نزد معلم مزبور نکذاشته بوُده‌اند نصف شب برخواسته و با داسی که درخت با او می‌اندازند پیدا کرده و حلق خود را بریده است و خون بسیاری از او جاری شده و قریب بهلاکت بوده در آن بین فریادی زده صاحب‌خانه مُطّلع کردیده است که آخوند مُعلّم سر خود را بریده همان شبانه آدم بنزد میرزا محمدعلی خان حاکم لاهیجان فرستاده عالیجاه مشارالیه صبح دو نفر جرّاح روانه نموده و حلق او را بخیه زده‌اند پانزده بخیه خورده و دو روز او را همانجا متوجّه بوده‌اند و بعد از آن اوُ را به لاهیجان آورده‌اند همینکه فی‌الجمله بهوش آمده باز بخیه‌های زخم خود را شکافته ازو سئوال کرده‌اند که تو را چه میشود کفته است که باید خود را هلاک نمایم عالیجاه میرزا محمد علیخان مستحفظ بجهة او قرار داده است که دستهای او را بسته‌اند و زخم او را مَرْهَمْ میکذارند که التیام بهم رساند و هنوز بمداوای او مشغول بوده‌اند

جَمعی فعله و بنّا در کیلان مشغول ساختن سردر تکیهٔ حُسینیّه بجهة مقرب‌الخاقان عیسی خان حاکم کیلان بوده‌اند سردر مزبور هنوز تمام نشده خراب شده و چهار پنج نفر عمله در زیر خرابی مجروح شده‌اند اما کسی تلف نشده بوده است

در روزنامه انزلی نوشته‌اند که در بیست و یکم شهر شعبان سه ساعت از شب کذشته خانهٔ ابراهیم نامی ارمنی در انزلی آتش کرفت توپچیان و تفنکچیانرا فرستادند و آتش را خاموش کردند سرحد دار خان که حاکم انزلیست هر چه تفحُّص نمود که بداند چکونه آتش کرفته معلوم نشد و از اینکه باد نبوده است بخانهای دیکر سرایت نکرده است و الّا چونکه خانهای آنجا کُلّاً از نی است دور نبود که همه خانهای آنجا آتش بکیرد

در ماه کذشته کمی حاجی باقر بادکوبه وارد بارانداز سفید‌رود کشته و موازی یکصد خروار نمک بار داشته وقتی وارد شده‌اند صاحب کمی با یک نفر عمله بکنار بیرون آمده و کشتی مزبور بجهة حمل و نقل نمک شب در کنار مانده دو نفر عملهٔ دیکر که در میان کشتی بُوده‌اند شب کشتی را سوراخ کرده‌اند و کشتی به آب فرو رفته و دویست تومان پول امپریال که در او بوده برداشته و با لوحکه فرار کرده بوده‌اند بعد از انکه نمک آب شده و کمی مزبور قدری سَبُکْتر شده بوده است صبح شده و از کنار امداد و کُمک بسیار آمده و کِمَی بزرک آورده آن کمی را که نمک بار داشته به پهلوی کمی بزرک بسته بکنار کشیدند و آن دو نفر را از انزلی کرفته به بادْکوُبَهْ بردند و تنخواه را از آنها کرفتند

در روزنامه یَزْد نوشته‌اند که میرزا حسن که مأمُور آبله‌کوبی اطفال آنجا بود بعد از ورودش مردم را اخبار کرده است انها نیز مانند اهل بعضی شهرهای دیکر که در روزنامهای سابق نوشته شده در اوّل از اینمعنی زیاد وحشت داشته‌اند نوّاب میرزا محمد صادق یزدی که اطفال خود را داده است آبله کوبیده‌اند بعد از آن سایر مردم نیز مطمئن شُده اطفال خود را می‌آورند و آبله می‌کوبند و زود خوب میشوند

میرزا مُحمد نام تاجر بارفروشی با مال‌التجاره عزیمت حاجی ترخان داشته است حاجی ملا علی بارفروشی بمیرزا محمد علی مباشر تَذکِرَهْ نوشته است که میرزا محمد بارفروشی مدیون من است اکر بخواهد تذکره بکیرد باو تذکرهٔ مرور ندهید تا عمل مرا تمام نماید میرزا محمد که پی تذکره آمده بوده است مباشر تذکره او را با یک نفر آدم خود بنزد حاجی مزبور فرستاده که حساب خود را با او بپردازد بعد از آن بیاید تذکره بکیرد از فواید تذکره که معلوم میشود یکی این فقره است که کسی تنخواه و طلب کسی را بی‌استحضار و استرضای صاحب طلب نمیتواند برداشته بولایتی دیکر برود و یا بدولتی دیکر فرار بکند تا قرار درستی در طلب او نکذارد

کویا آن باد کرمی که جزوی سمیت داشت که در هشتم و نهم ماه مبارک رمضان در طهران آمده بود چنانکه در روزنامه سابق نوشته شده بود که تاثیر کرده در سایر ولایات نیز جزوی تاثیر کرده بوده است چونکه از جلفای اصفهان نوشته‌اند که حرارت در آنوقت شدت تمام داشته و درجهٔ هوا بمرتبهٔ رسیده بوده است که تا آن اوقات کم دیده شده