پرش به محتوا

وقایع اتفاقیه/۲۴

از ویکی‌نبشته
روزنامه وقایع اتفاقیه (۱۲۳۰ خورشیدی) از حکومت قاجار
نمرهٔ بیست و چهارم
تاریخ چاپ این نسخه ۱۷ رمضان ۱۲۶۷ قمری حدوداً برابر با ۲۴ تیر ۱۲۳۰ هجری خورشیدی است.

روزنامهٔ وقایع اتفّاقیّه بتاریخ پنجشنبه هفدهم ماه رمضان‌المُبارک مُطابق سال تنکوزئیل سنهٔ ۱۲۶۷



نُمرهٔ بیست و چهارم
هر کس در طهران طالب نُسخه
ازین روُزنامها باشد در
بازار در دکان میرسیّد کاظم
بلورفُروش فُروخته میشود

قیمت روزنامه
یک نسخه ده‌شاهی سالیانه دو تومان و چهار هزار
قیمت اعلانات
از یکسطر تا چهار سطر هزار یکهزار دینار
بیشتر باشد سطری پنج شاهی



اخبار داخلهٔ ممالک محروسه پادشاهی



اردوی همایوُن

موافق روزنامهٔ که درین هفته از اردوی همایون رسیده است نظر باینکه هوای چمن (ناخوانا) درین اوقات که شدّت کرماست خوب و مطلوب است اعلیحضرت پادشاهی چند روزی در آنجا توقُّف خواهند فرمود که برای نیمه ماه مبارک رمضان تشریف فرمای اصفهان بشوند

از آنجا که اولیای دولت قاهره از روز حرکت از دارالخلافه طهران بهر یک از ولایات که عبور فرموده‌اند غوررسی کامل بأحوال عامّه رعایا و برایا فرموده و در هر جا بقدر لزوم تخفیف و مقررات عیانت نموده‌اند از جمله دوازده هزار تومان بکرمانشاهان و چهار هزار تومان بملایر تخفیف داده‌اند که عموم مردم در مهد امن و امان و رفاه و فراغت آسوده‌اند و بدعای بقای دولت جاوید ارتسام و کسب و رعیّتی خود قیام و اقدام دارند

چون در بدایت طلوع کوکب فروزندهٔ این سلطنت سنیّه سه فوج از افواج آذربایجانی در سربازخانهٔ میان ارک آغاز هرزکی کرده مفسَده عظیم برانکیختند و بنای یاغیکری از دولت کذاشته بی آنکه حقّی یا حرفی داشته باشند محض اغوای اشرار میان فوج شورش و هنکامه برپا کردند و دو شب و یکروز یاغی شده در انبار قورخانه را شکسته و فشنک و سنک برای خود در آوردند و نزدیک بوُد که از اینجهت صدمه عظیم و وهنی غریب برای دولت حاصل شود و جا داشت که در همان وقت سر کار اعلیحضرت پادشاهی حکم باعدام کلّ آنها بفرمایند لکن بجهة مقتضی نبودن وقت از سیاست و تنبیه آنها باغماض چشم پوشیدند از جمله آن افواج یکی فوج قهرمانیه بود که علی‌الظاهر منشأ این فساد و از همه جری‌تر حرکت میکردند و بعد ازین هنگامه هم که فوج مزبوُر را مامور کرمانشاهان نمودند در آنجا نیز اغاز خودسری و هرزکی نموده در خدمت مساهله و مماطله کردند و این حرکت آنها نیز علاوه تقصیر سابق کردیده لهذا اعلیحضرت پادشاهی بموجب دستخط همایون حکم به صاحب اختیار آذربایجان و بزرک قشون آنجا فرمودند که مفسدین و اشرار فوج مزبور را تنبیه و سیاستی سزاوار نمایند که عبرت کلّ قشون شود تا بعد ازین احدی هوس اینکونه خسارت ننماید این اوقات از قراریکه از آذربایجان خبر رسید بقدر صد و پنجاه نفر از اشرار آنها را که معلوم کردند که منشاء فساد و مصدر تقصیر بودند کرفته و سیاست بقانون نظام کرده هر یک را در خور خیانت و اندازه تقصیر تنبیه نموُده چند نفری که بیشتر مصدر خیانت و باعث جنایت شده بودند بسزای خود رسیدند و تتمّه علی قدر مراتبهم نیز تنبیه نظامی کردیده بقیّه فوج در نوکری خود آسوده و برقرار کردیدند و مشغول خدمت میباشند و فوج ششم تبریزی با پنج دسته از فوج خاصه تبریزی نیز درین شرارت و یاغیکری داخل بودند و لکن چون بتلافی این تقصیر فوج ششم تبریزی در خراسان خوب خدمت کردند و پنج دسته فوج خاصه نیز در دعوای فرقه ضالّه بابیّه در خمسه بجان‌نثاری کوشیده بوُدند لهذا سرکار اعلیحضرت پادشاهی از تقصیر فوج ششم و پنج دستهٔ خاصه تبریزی بسبب خدمات آنها کذشت فرمودند که بسبب آن تقصیر آز آنها مُؤآخذه نخواهد شُد

جمیع ممالک محروسه بحمدالله در کمال امنیّت و اسایش میباشند و از قراریکه در روزنامه استراباد نوشته بودند عالیجاه محمّد ولیخان بیکلربیکی استراباد با قشون در میان طایفهٔ خواجه نفس ترکمان میباشند و در آنجا چهار عراده توپ و هزار نفر سواره از غلامان قاجار و سوارهٔ استرابادی و مازندرانی و هزار و پانصد نفر پیادهٔ استرابادی و هزار جریبی بوده‌اند سوای قشونی که همراه عالیجاه جعفر قلیخان میرپنجه رفته‌اند و در آنجا بجهة سدّ شرارت ترکمان قلعهٔ بنا کرده‌اند حال طایفهٔ ترکمانیه وسایط و وسایل برانکیخته‌اند که بعفو و اغماض از آنها بکذرند که آنها هم مانند سایر رعایای ممالک محرُوسه آمده بکار رعیتی خود اقدام نمایند و اسیری که طایفه ضالّه ترکمان برده بودند قدری از آنها را رَدْ کرده‌اند و باقی آنها هم متعهد شده‌اند که رد نمایند و همچنین اموال و اسرای استرابادی و مازندرانی آنچه آن طایفه برده بودند رد کرده و میکنند و متعهّد دادن کروی و پیشکش و مالیات شده‌اند بسیار از امنیّت آنجا نوشته‌اند که سابق برین هیچ عهدی باین امنیت نبوده است از اتفاقات نوشته بودند که محمد حسین بیک آدم عالیجاه جعفرقلیخان میرپنجه برای بردن خبر قشون به تنهائی رفته بوُده راه را کم کرده و از میان طایفه ترکمانیه آنجا سر در آورده و آنها او به به او به او را مهمانداری کرده و آدم همراه نموُده تا اورده به اردوی عالیجاه محمد ولیخان بیکربیکی رسانده بودند

عالیجاه جعفر قلیخان میرپنچه در روُز جمعهٔ سیزدهم شهر شعبان با قشون ابوابجمعی خود وارد کَرمادَشْت که چهار فرسخی استراباد است کردیده و هم‌چنین هادی خان تُنُکابُنی نیز با نوکر تُنُکابُن ابوابجمعی خود وارد استراباد شده است

فوج جدید کردستانی را که مقرب‌الخاقان امان‌الله خان والی کردستان برکاب همایون آورده از نظر اعلیحضرت شاهنشاهی و اولیای دولت قاهره کذشته مقبول و مطبوع کردیدند و سرتیپی فوج مزبوُر را محض عنایت ملوکانه بمشارالیه مرحمت فرمودند

فوج جدید کلپایکانی را نیز عالیجاه نصرالله خان سرهنک از حضور اولیای دولت قاهره کذرانده در کمال آراستکی بوده‌اند و قرار شده است که در ماه مبارک رمضان که مشق با روزه‌داری مشکل است مرخص فرمودند که ایّام صیام را در خانهای خود بوده بعد از ماه مبارک در کلپایکان جمع شده مشغول مشق باشند

سواره شاهسون اَردَبیلْ بسرکردکی عالیجاه شیخعلی‌خان روز جمعه یازدهم دارالخلافه شده و روز شنبه سان دیده و در یوم چهارشنبه روانه کرکان شدند

منصب سرکردکی سواره سنجابی و حکومت طایفه مزبوره علاوه بمنصب سرهنکی فوج بعالیجاه اسدالله خان کوران مرحمت شده

دارالخلافه طهران

بحمدالله تعالی از اهتمام امنای دولت علیه در امنیّت عموم ممالک محروسه جمعیت و آبادی دارالخلافهٔ طهران نِسْبَتْ بسالهای کذشته بسیار زیادتر شده چنانچه درین ایّام ماه رمضان‌المبارک چهل باب مسجد بجهة عبادت خلق دایر است که در هر یک ازین مساجد پیشنماز علاحدّهٔ در عبادت قیام و جمعیت و ازدحام بسیار بأو اقتدار دارند و در سالهای سابق در چهار پنج مسجد بیشتر بنماز جماعت جمعیت نمی‌شد

این اوقات شدّت کرمای طهرانست اکر چه تا چند روز شبها خُنُکْ و هوا بسیار خوب بود امّا این چند روزه مانند سالیای سابق باز کرما شدّت کرده است از جُمله در سه‌شنبه و چهارشنبه ۸ و ۹ باد کرمی که جزوی سمیّت ازو معلوم میشد وزیدن کرفت و کرمی هوا شدّت نمود بحدّی که بسیاری طاقت نیاورده یک عُشر بل متجاوز از سَکَنَهٔ دارالخلافه بدهات شمیران رفتند و در روز پنجشنبه اندک اعتدالی بهم رسانید امّا باز کرم است و بعضی حاصل صیفی را هم باد کرم ضایع کرده است خاصه در سمت ورامین و پشاویه مردمی که در سر دِرَوْ حاصل بوده‌اند از این باد که بانها رسیده احوالشان بهم خورده امّا کسی تلف نشده است

پیش طاقهای حجرات امامزاده زید جنب بازار و سرای اتابکیّه را در این ایّام روزه خوب بسته‌اند و انچه اسباب تُحفه و قطعه که در این شهر بهم میرسیده و از سایر ولایات آورده‌اند همه را آورده در پیش روی حُجرات چیده‌اند از جُمله دو حُجره چینی عمل طهران و دو حجره بلور قم است که بسیار خوب رسانده‌اند که به بعضی مُشتبه میشود که آیا ظروف این ولایت است یا مال فرنکستان و قریب به پانصد چراغ هر شب در صحن مزبور در جلو حجرها روشن است و الحق در هیچ سالی باین زینت و آراستکی نبوُد از غرایب اینکه در روز شدت باد نصف چادر پوشش امامزاده پاره شد و بروی اسبابی که از بلور و بارفتن و غیره چیده بودند افتاد و بقدر صد دینار ضرر بکسی نرسید

سایر ولایات

جناب جلالت‌ماب سفیر کبیر دولت علّیه عثمانیه از قراریکه در روزنامه اصفهان نوشته‌اند بتاریخ دوشنبه ۲۵ شعبان وارد آنجا شده‌اند

در روزنامه خراسان که در هفته کذشته رسیده است نوشته بودند که افواج جدید خراسانی همه جا کرفته شده و تمام شده بوُد و همکی بشهر مشهد مقدس وارِدْ کردیده و در بیرون دروازهٔ نوغان چادر زده بودند و مشغول مشق میباشند و کمال نظم را دارند که به احدی نمیتوانَنْدْ بیحسابی نمایند و این اوقات برای تنبیه فرقهٔ ضالهٔ ترکمان بنای حرکت دارند و قشونی که الآن در آنجا اُردُوْ زده و آماده حرکت میباشند هشت فوج تمام سرباز و قریب سه هزار سوارند

ابراهیم نام نشابوری که در شهر مشهد سکنی دارد و پیش ازین هم بسبب دزدی که بکرّات کرده سیاست شده بوُده درین اوقات باز دزدی کرده بوده است و بعد از کرفتن انکار داشته بعد از تحقیق مال را بعینه رد میکند بعد از ادای مال اوُ را بحبس انداخته‌اند تا تنبیه و سیاست شود

سیّاحان که درین سالهای آخر بشهر بخارا رفته‌اند از بعضی قاعده و قانون که امیر بخارا کذاشته است تعریف میکنند که از جُزئی و کلی هر چه بشود بکوش او میرسد و در هر طرف و هر جائی جاسوس کذاشته است و درین روزها نوشته‌اند که هفصد نفر روزنامه‌نویس قرار کذاشته است پانصد مرد و دویست زن که از کفتکو و امورات

جزوی و کلی آنجا اطلاع بهمرسانده شب بشب برای او روزنامه میبرند

اخبار دول خارجه

انکلیس چونکه اکثر اهل مشورتخانه در باب امُورات رایشان مخالف رای وُزراست مُدّتیست که راه بردن امورات دولتی برای وُزرا مشکل شده است چند وقت پیش میخواستند معزول بشوند امّا دسته دیکر که بجای آنها مُناسب باشد نتوانستند جمع و جُور بکنند کفتکوی معزُول شدن آنها باز در میان است امّا معلوم نیست که درین زودیها معزول بشوند یا نه

در خصُوص آمدن اهل دول خارجه بلندن بجهة تماشای عمارت بلور میکفتند که یک فایدهٔ این کذارش این است که اهل هر دولتی و هر ولایتی یکدیکر را در آنجا می‌بینند و صحبت و کفتکو با همدیکر میکنند و دوستی و مودّت در میانشان مستحکم میشود و بعضی عداوتها که سابقا در میان خلق بود برداشته میشود و مهربانی و دوستی کلّ اهل روُی زمین بیکدیکر بیشتر خواهد شد

جمعیّتی که در یکروُز بتماشای عمارت بلوُر لندن آمده‌اند از قراریکه نوشته‌اند سیزده هزار و سیصد و چهل و سه نفر بوُده‌اند و چوُن در دو عمارت از هر کسی مبلغی مُعیّن که مُعادل یکهزار دینار پول ایرانست میکیرند پوُلی که در آنروُز از خلق کرفته شده بوُد تخمیناً هشت هزار و چهارصد توُمان پول ایران بود و چون که بعضی تا هر چند دفعه که خواسته‌اند پوُل پیش داده و بجهة تماشای بعد بلیت کرفته‌اند از انجهة تنخواه بداخل آنروز از حساب اشخاصی که بآنجا رفته‌اند زیادتر بوُده

فرانسه

چونکه ۱۵ ماه مَئِی که مطابق چهاردهم رجب است روزی بود که در سه سال پیش ازین دولت جُمهوریه فرانسه برقرار شد این روُز را در پاریس پای‌تخت فرانسه مانند عید نکاه میدارند امسال نیز مردم بسیار عیش و شادمانی کردند اما تشویش داشتند که مبادا الواط شهر به یک بهانه شورشی برپا نمایند اما بجهة نظم تمام که امنای دولت جمهوُریه در آنجا قرار کذاشته‌اند شوُرش در قوه الواط نشُد

کشتیهای جنکی فَرانسه که در آق‌دیکنز بوده‌اند از اینقرارند دو کشتی بزرک که هر یک صد و بیست توپ دارد و یک کشتی که صد توپ دارد و دو کشتی که هر یک نود توپ دارد و یک کشتی که هشتاد و شش توپ دارد و سه کشتی بخار و منتظر آمدن یک کشتی دیکر که نود توپ دارد بوُدند و این کشتیها با قشون بحری که در میان آنها بودند اوّل حُکم بود که بسمت مملکت اسپانیول بروند و چندی روبروی شهر کادیز توقف نمایند و از آنجا که مراجعت کردند در فصل تابستان از دریای آق‌دیکنز کشت بطرف جزیرة‌العرب و آن صفحات نمایند

پوُرْتوُقال

در باب این ولایت چنانچه در روزنامهٔ هفتهٔ کذشته نوشته شده در اوّل کار قشون پادشاه پُورْتوقالْ خوب پیش رفت و مَرْشَلْ سالدْانَهْه که یاغیان دَوْر او جمع شده بودند کریخته و قشونش متفرق کردیدند و میخواست که جان خُود را ازین معرکه بسلامت در آورده بولایت انکلیس بکریزد ناکاه اهل شهر اَپَرَتَوْ و بعضی از قشون که در آنجا بودند از پادشاه یاغی شدند دُوْ نفر صاحبمنصب خواستند نکذارند که قشون یاغی بشوند سربازها آنها را کرفته و کُشتند حاکم انجا هر چه خواست نظم در آن شهر بکذارد نشُد اخر کریخت و شهر در دست یاغیان ماند و یاغیان کسان پَیَ مَرْشَلْ سالدْانَهْه فرستادند وقتیکه فرستادکان یاغیان به مَرْشَلْ سالدْانَهْه نزدیک شدند پنداشت که قشون پادشاه‌اند و آمده‌اند او را بکیرند کریخت بعد از آنکه نزدیکتر شدند و معلوم شُد که از یاغیان‌اند و او را به بزرکی خود اختیار کرده‌اند بشهر اَپَرتَوْ رفته و سرکردهٔ قشون آنجا کردید و در اندک مُدّت تسلُّط تام در مملکت پُورتُوقال بهم رساند و الآن نهایت استقلالرا دارد

عُثمانلُوا

راهی که مابین شهر بُروُسَهْ و کنار دریا میسازند درین روزها بنا کذاشته‌اند که شُروع در ساختن آن نمایند صارم پاشا حاکم آنجا و عالی پاشا وزیر دول خارجه و سایر اُمَنا و اَعیان آن اطراف و هر چه از اهل دُوَل خارجه که در آنجا بوُدند بتاریخ چهارم شعبان بجائی نزدیک بشهر بُروُسه رفتند و پانصد نفر فَعْله و عَمَلَهْ بجهة ساختن راه مزبور بکار انداختند و از آنجا که ابتدای ساختن این راه را شروع کرده‌اند در موسم باران کِل بسیار میشود و حالا چند وقت است که باران نیامده و خشک است کوشش دارند که اوّل آنجا را زودتر پیش از زمستان و بارندکی ساخته و تمام نمایند که در زمستان ساختن آنجا مشکل خواهد بوُد

قشون دولت روُس که باتفاق قُشُون عثمانلُو بجهة نظم کذاشتن در مملکتین مالداویّه و والاکیّه مدتی بود در آنجا توقف داشتند درین روزها بیرون رفته‌اند و مملکتین مزبوُر را بدولت عثمانلوُا واکذار کرده‌اند که موافق سابق حاکم از اهل همانجا از اسلامبول مُعیّن و روانه شود که موافق قاعدهٔ آنولایت حکومت آنجا را راه ببرد

محمّد علی پاشا که مدتی در دولت عثمانیه وزیر جنک و سر عسکر پاشا بود درین روزها معزول شده است و مُتَرْجِم مُحمد پاشا بجای او مامور کردیده است طور معزُول شدن مُشارالیه را در این روزنامها اینکونه نوشته‌اند که یک صاحب‌منصب از جانب سلطان که کویا از نوکرهای مُقرّب وزیر اعظم بوده است که اسم منصب او قرا قوُلاق است بنزد سر عسکر پاشا رفته و نشان منصب او را بحکم سلطان کرفت و در همان بین زِیْوَرْ آقا نام یکی از پیشخدمتان سلطان بنزد مُتَرجِمْ مُحمّد پاشا رفته و او را بحضُور سلطان خبر کرد و مشارالیه بحضُور رفته و حسب‌الفرمایش سلطان سرعسکر پاشائی و وزارت جنک باو مُفوّض کردید و نشان همان منصب را که بحکم سلطان از محمد علی پاشا کرفته بوُدند باو دادند و از حضور سلطان بیرون آمده خدمت وزیر اعظم رفت و زیور آقا دستخط سلطان را بنزد وزیر اعظم آورده و خواندند و نوشته بودند که مُتَرْجِم محمد پاشا بمنصب سر عسکر پاشائی سرافراز است دستخط سلطانرا که خواندند پاشای مزبور مشغول لوازم شغل و منصب خود کردید و محمّد علی پاشا که معزول شده بُود بعد از چند روز مأمور مجلس خاص و عمومیّه سلطانی که منصب وزارت و داخل مشورتخانه سلطانیست کردید

انوری افندی که مُدّتی در ارزنةالرّوم فیمابین کفتکوی دولتین عِلَتَّیْن ایران و عثمانلو از جانب دولت عثمانیه وکیل بود در این روزها در شهر بُروُسَهْ فوت شده است

از حصار و قصبهٔ بغاز پائین اسلامبُول که داردَنِلْ مینامند نوشته‌اند که چند بلیه بأهل آنجا روی داده است ناخوشی تب در آنجا فراوان بود و بسیاری از مردُم ناخوش شده و بعضی هم فوت شُده‌اند و بسبب خُشکی و بی‌آبی هم اکثر حاصل آنجا ضایع شده بود و آن جزوی حاصل که مانده بود درین روزها ملخ آمده و همه را خورده است حسین پاشا قرار کذاشته بود که هر کس که ملخ بیاورد اوفیه شش قروش تا هشت قروش بخرند که هر یکمن تبریز که دو روفیه و نیم است نزدیک به سه هزار پول ایران میشود و این حُکمرا کرده بوُد بامیدواری اینکه شاید مردم ملخ را جمع نمایند و تمام کنند که بحاصل ضرر نرسد باز فایده نکرد و هر چه سبز بوده بکُلّی ملخ خورده و چیزی باقی نکذاشته که بکار مردم آنجا بیاید

بتاریخ چهارم شعبان عالی پاشا وزیر دُوَلِ خارجه که مُدّت یکماه بود که به شهر بروسه رفته بوُد به اسلامبول مراجعت کرده و کلّ ایلچیان دول خارجه ساکن اسلامبول بدیدن او رفته‌اند و مشارالیه از فواد افندی که در مدت غیاب او نایبش بوده بسیار اظهار رضامندی نموُده

در اسلامبول در تماشاخانهٔ که فرنکیها در آنجا جمع میشوند معرکه و جنکی شده است که مردم از دیوانکی آن اشخاص که با هم جنک کرده‌اند تعجُّب مینمایند قاعده است در فرنکستان که وقتی که کسی از یک بازیکر خوشش بیاید دستهٔ کلی از میان خلق که نشسته‌اند بروی آن سکو که بازی در می‌آورند می‌اندازد شبی در تماشاخانهٔ اسلامبول بعضی از خلق جهة زنی بازیکر که آواز خوب داشت بنا کردند به دسته کل انداختن و بعضی دیکر که از بازیکر مزبوُره خوششان نمی‌آمد بممانعت آنها که دسته کل می‌انداختند برخواستند در میانه جنک شد و چوبها که در دست داشتند به یکدیکر کشیده بنای زدن کذاشتند و در میان آن چوبها و عصاها چونکه حربها مانند سیخ و شمشیر است تعبیه کرده بودند و با آنها زد و خورد کردند یک نفر از فرنکیها کُشته شده و بسیاری هم زخمدار کردیدند چاووشان و کزمهای دولت عثمانیه آمده و مردم را مُتفرّق کردند و چند نفر از انها را که منازعه کرده بودند کرفته و محبوس نمودند و بعد از استحضار امنای دولت عثمانیه کذارش بقنسولهای دُوَلِ خارجه ساکن اسلامبول رجُوع شد که موافق تقصیرشان آنها را تنبیه نمایند

احوالات متفرقه

پادشاه یونان بولایت خود مراجعت کرده بوُد و امید داشتند که بتواند در ولایت خود نظمی بکذارد زیرا که در این اوقات بسیار اغتشاش داشته

موافق خبر آخر که از فرنکساتان آمده امپراطور روس در شهر وارشه بوده است و بتاریخ هفدهم رجب پادشاه پروسیّه نیز بآنجا آمده است

بعضی از مفسدین فرنکستان که در مملکت سویس جمع شده بوُدند میخواستند از آنجا بولایت انکلیس بروند امنای دولت انکلیس ازین کذارش مستحضر شده بدولت سویس اخبار کردند و ممانعت از آمدن مفسدین مزبور نمودند و حالا چونکه راه مفسدین مزبور از همهٔ دولتهای فرنکستان بسته شده است لابُدّاً باید بروند به ینکی دنیا که غیر از آنجاها جای دیکر بجهة آنها نمانده است که بتوانند بمانند

صُرّهٔ امین که کیسهٔ پولی معیّن است قاعده است در وقت رفتن حاج بدست پاشای حاج با هدایای دیکر از جانب سلطان سپرده میشود که بجهة شریفهای مکهٔ معظّمه و مدینهٔ مُطَهَّره ببرد و بقاعده که صُرّه مزبوره را موافق هر سال روانه کرده‌اند در اوّل یکفوج سوار نظام و بعد از آن یکفوج سرباز و بعد از آن عُلَما و اُمنای دولت عثمانیه و بعد از آن شتری که صرّهٔ مزبوره باو بار است و بعد از آن قاطرها که تحف و هدایا در بار دارند و در روی اُشْتُرْ و اَسْتَرْها هم پارچهای کرانبها که جواهرات درانها نصب است کشیده و در عقب آنها یک فوج سرباز پیاده روانه کردیده‌اند

وزیر تجارت در اسلامبول از ینکی دنیا تُخم درخت پنبه آورده است و بنا دارند که این درخت را در بعضی ممالک روم بکارند و امیدوارند که بسیار خوب بشود