وحشی بافقی (غزلیات)/پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب)
'


 پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حبابگر سبک روحی توانی خیمه زد بر روی آب 
 خودنمایی کی کند آن کس که واصل شد به دوستچون نماید مه چو گردد متصل با آفتاب 
 کی دهد در جلوه گاه دوست عاشق راه غیردم مزن از عشق اگر ره می‌دهی بر دیده خواب 
 نیست بر ذرات یکسان پرتو خورشید فیضلیک باید جوهر قابل که گردد لعل ناب 
 وحشی از دریای رحمت گر دهندت رشحه‌ایگام بر روی هوا آسان زنی همچون سحاب