وحشی بافقی (غزلیات)/مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن)
'


 مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کنپی آرایش بزم حریفان گل به دامن کن 
 تو شمع مجلس افروزی ، من سرگشته پروانهمرا آتش به جان زن دیگران را خانه روشن کن 
 مکن نادیده وز من تند چون بیگانگان مگذرمرا شاید که جایی دیده باشی چشم بر من کن 
 چو کار من نخواهد شد به کام دوستان از توهلاکم ساز باری فارغم از طعن دشمن کن 
 ببین وحشی که چون سویت به زهر چشم می‌بیندترا زان پیش کز مجلس براند عزم رفتن کن