وحشی بافقی (غزلیات)/در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه)
'


 در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نهبه من کم می‌کنی لطفی که داری این زمان یا نه 
 گمان دارند خلقی کز تو خواریها کشم آخرعزیز من یقین خواهد شد آخر این گمان یا نه 
 سخن باشد بسی کز غیر باید داشت پوشیدهنمی‌دانم که شد حرف منت خاطرنشان یا نه 
 بود هر آستانی را سگی ای من سگ کویتتو می‌خواهی که من باشم سگ این آستان یا نه 
 نهانی چند حرفی با تو از احوال خود دارمدر این اندیشه‌ام کز غیر می‌ماند نهان یا نه 
 اگر زینسان تماشای جمال او کنی وحشیتماشا کن که خواهی گشت رسوای جهان یا نه