وحشی بافقی (غزلیات)/به من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(به من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم)
'


 به من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین همنه تر است این مروت نه مراست چشم این هم 
 چه بهانه ساخت دیگر به هلاک بیگناهانکه تعرض است بر لب گرهیست بر جبین هم 
 به میان جنگ و صلحت من و دست و آن دعاهاکه ز آستین بر آید نه رود به آستین هم 
 نه همین فلک خجل شد ز کف نیاز عشقمکه ز سجده‌های شوقم شده منفعل زمین هم 
 برسان ز خرمن خود مددی به بی نصیبانکه نه خرمن تو ماند نه هجوم خوشه چین هم 
 چه متاع رستگاری بودم ز سجده‌ی بتکه ذخیره‌ای نبردم ز نگاه واپسین هم 
 ز تو خوش نماست وحشی ره و رسم زهد و رندیکه دلیست حق شناس و نظری خدای بین هم