وحشی بافقی (غزلیات)/به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات)  از وحشی بافقی
(به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست)
'


 به جور، ترک محبت خلاف عادت ماستوفا مصاحب دیرینه‌ی محبت ماست 
 تو و خلاف مروت خدا نگه داردبه ما جفای تو از بخت بی مروت ماست 
 بسا گدا به شهان نرد عشق باخته‌اندبه ما مخند که این رسم بد نه بدعت ماست 
 به دیگری نگذاریم ، مرده‌ایم مگرنشان تیر تغافل شدن که خدمت ماست 
 تویی که عزت ما می‌بری به کم محلیو گرنه خواری عشقت هلاک صحبت ماست 
 به دعوی آمده بودیم چاشنی کردیمکمان ، تو نه به بازوی صبر و طاقت ماست 
 هزار بنده چو وحشی خرید و کرد آزادکند مضایقه از یک نگه که قیمت ماست