وحشی بافقی (غزلیات)/برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم
ظاهر
| برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم | اگر چو باد روی تند همچو گرد بیایم | |||||
| هزار مرحله دورم فکند چرخ ز کویت | به جستجوی تو چون گرد باد فرد بیایم | |||||
| مکن مکن که پشیمان شوی چو بر سر راهت | به عزم داد دل پر ز داغ و درد بیایم | |||||
| به سوی ملک عدم گر چه از جفای تو رفتم | اگر به لطف بگویی که باز گرد بیایم | |||||
| مگو نیامدهای سوی ما بگو که چگونه | به صحبتی که مراکس طلب نکرد بیایم | |||||