نادره ایام حکیم عمر خیام/آثار خیام

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

آثار خیام

با آنکه بخیام نسبت ضنّت و خسّت در تألیف داده شده، آنچه از آثار او تا کنون پیدا شده و ما نسخی از آنها را در دست یا سراغ داریم از قرار زیر است:–

۱– رسالة فی براهین الجبر والمقابله بعربی که دانشمند آلمانی:ف وپکه آنرا با ترجمه فرانسوی بسال ۱۸۵۱ میلادی در پاریس چاپ کرده و در سال ۱۳۱۷ هجری شمسی در تهران هم بطبع رسیده است.

۲– رسالة فی شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس که نسخه‌ای از آن تحت شمارهٔ ۹۶۷ در کتابخانهٔ شهر (لیدن) از کشور (هلند) ضبط است و در سال ۱۳۱۴ هجری شمسی در تهران نیز چاپ شده است.

۳– رساله‌ای در علم کلیّات که آنرا خیام بعنوان یادگار برای فخرالملک پسر خواجه نظام‌الملک نوشته و نسخه‌ای از آنرا دکتر ارتر کریستنسن جزو مجموعه‌ای بنام (روضةالقلوب) در کتابخانهٔ ملّی پاریس پیدا کرده و آقای کل پنارلی بانضمام طربخانه تحت عنوان (رساله سلسلة الّترتیب) چاپ کرده است.

۴– رسالة فی الکون والّتکلیف که آنرا در سال ۴۷۳ هجری قمری بخواهش ابوالنّصر محمّد بن عبدالّرحیم نسوی تألیف کرده و محیی‌الّدین صبری کردی جزو مجموعه‌ای مدوّن از هجده رساله بنام (جامع‌البدایع) بسال ۱۳۳۵ در مصر چاپ کرده و عنوان آن اینست «جواب الّسید الاجلّ حجّة الحقّ فیلسوف العالم نصرة الّدین سیّد حکماء المشرق و المغرب ابی‌الفتح عمر ابن ابراهیم الخیامی عن کتاب الامام ابی‌نصر محمّد ابن عبدالّرحیم الّنسوی تلمیذ شیخ‌الّرئیس فی المباحثة عن حکمة الله فی خلق العالم و خصوصاً الانسان» این رساله را سیّد سلیمان ندوی نیز بسال ۱۹۳۳ میلادی جزو مجموعهٔ (خیام) در هندوستان بچاپ رسانیده است.

۵– ترجمه خطبهٔ عربی شیخ الّرئیس؛ ابوعلی سینا که نسخه‌ای از آن جزو مجموعه‌ای در کتابخانهٔ دانشمند فقید: حاجی سیّد نصرالله تقوی بوده و نسخه دیگری هم در کتابخانهٔ مدرسهٔ ناصری ضبط است. اصل عربی و ترجمهٔ فارسی این خطبه را آقای کل پنارلی بانضمام طربخانه چاپ کرده است.

۶– رسالة فی‌الوجود که نسخه‌ای از آن در مجموعه‌ای از رسائل عربی در کتابخانهٔ مجلس شورای ملّی تحت شمارهٔ ۹۰۱۴ ضبط است. استاد گرامی آقای سعید نفیسی این رساله را در شماره یازدهّم از دورهٔ اوّل مجلهٔ (شرق) چاپ و منتشر کرده است.

آقای کل پنارلی در صفحه (نح) از مقدّمهٔ طربخانه مینویسد «رسالة وجود ابن سینا بزبان تازی است و در کتابخانهٔ موزهٔ طوپقپو در میان کتابهای احمد ثالث بشمارهٔ ۳۴۴۷ و در کتابخانهٔ قصر روان در همان موزه بشمارهٔ ۲۰۴۲ و در کتابخانهٔ سلیمانیّه در میان کتابهای اسعد افندی بشمارهٔ ۲۶۸۸ و حمیدیّه بشمارهٔ ۱۴۴۸ و در کتابخانهٔ نور عثمانی بشمارهٔ ۱۲۹۴ و در کتابخانهٔ ولّی‌الّدین افندی بشمارهٔ ۳۲۶۳ و در کتابخانهٔ دانشگاه استانبول جزو نسخ خطّی تازی در مجموعه‌ای بشمارهٔ ۴۷۵۵ محفوظ است. ما ترجمهٔ خیام را با متن تازی ابن سینا منتشر میسازیم».

همهٔ کتابخانه‌هائی که آقای کل پنارلی اسم برده، از جملهٔ کتابخانه‌های اسلامبول است؛ ولیکن در این بیانات ایشان اشتباهی رو داده و آن اینست که رسالهٔ وجود ابن سینا درست است که بزبان عربی است؛ ولی در تعریف انواع اوصاف و بیان ماهیّت وجود است و آنچه آقای کل پنارلی بانضمام طربخانه چاپ کرده، ترجمهٔ فارسی و اصـل عربی خطبهٔ ابن سیناست و این دو اثر او؛ یعنی رسالهٔ وجود و خطبهٔ وی بهیچوجه مربوط با همدیگر نیست.

۷– رساله‌ای در سه مسئله که جزو مجموعهٔ (جامع‌البدایع) در مصر چاپ شده و عنوان آن اینست «جواب الّسیّد الاجلّ حجّة الحقّ فیلسوف العالم نصرةالّدین سیّد حکماءِ المشرق و المغرب ابی‌الفتح عمر ابن ابراهیم الخیام عن ثلاث مسائل سئل عنها» این رساله را هم سید سلیمان ندوی در مجموعهٔ (خیام) چاپ کرده است.

۸– رساله دیگری که آنهم جزو مجموعهٔ (جامع‌البدایع) در مصر چاپ شده و عنوان آن اینست (رسالة الّضیاء العقلی فی موضوع العلم الکلّی افاضتها قریحة الأدیب الأریب الخطیر الفلکیّ الکبیر حجّة الحقّ والیقین نصیر الحکمة والـدّین فیلسوف العالمین سیّد حکماء المشرقین ابی‌الفتح عمر ابن ابراهیم الخیام» این رساله نیز در مجموعهٔ (خیام) سید سلیمان ندوی چاپ شده است.

۹– رسالة فی الاحتیال لمعرفة مقداری الّذهب و الفضّة فی جسم مرکّب منهما که نسخه‌ای از آن در کتابخانهٔ «گوتا» در آلمان تحت شمارهٔ ۱۱۵۸ موجود بوده و در آخر مجموعهٔ (رزن) در برلن و در مجموعهٔ (خیام) سیّد سلیمان ندوی در هندوستان چاپ شده است.

۱۰– نوروزنامه که بتصحیح استاد دانشمند آقای مجتبی مینوی بسال ۱۳۱۲ هجری شمسی در تهران بطبع رسیده و استاد نامبرده در مقدّمه‌ای که برای آن نگاشته‌اند، دلایل صحّت انتساب آنرا بخیام از قبیل (زمان و مکان تألیف، طرز فکر، سادگی و لطافت و بی‌تکلّفی شیوه، سبک املاء مانند نوشتن (پ) و (چ) فارسی و (د) مهمله بصورت (ب) و (ج) و (ذ) معجمه و (کی) بجای (که) و امثال اینها مفصّلا شرح داده‌اند؛ ولی خاورشناس معاصر آقای و. مینورسکی در نامه موّرخ ۱۹۳۴/۸/۱ میلادی که بمرحوم میرزای قزوینی نوشته میگوید «نوروزنامه را بنده میشناسم؛ ولی هیچ اطمینان ندارم که مال عمر خیام باشد؛ بلکه اثر یکی از شاگردان آنست. خـود عمر خیام خطاباً بخود البتّه القاب سیّدالمحقّقین الخ استعمال نمیکرد. و دیگر در باب زیج ملکشاهی طوری سخن میراند که نمیشود تصوّر کرد که همین شخص یکی از آنها بوده که نوروز را بفروردین آورده بودند». بنظر نگارنده، این ایرادهای آقای مینورسکی صحیح نبوده و وارد نیست؛ زیرا مقصود او از القاب، عناوینی است که در اوّل نوروزنامه پس از سپاس خدا و درود پیغمبر نوشته شده و بدین عبارتست «چنین گوید خواجهٔ حکیم، فیلسوف الوقت، سیّدالمحقّقین، ملک الحکما: عمر بن ابراهیم الخیام رحمة الله علیه» ولی از زمانهای بسیار قدیم تا موقع معمول و متداول گردیدن چاپ در ایران که کتابها با دست استنساخ میشده در کتابهائی که مؤلّف آنها اسمی از خود نبرده بوده، گاهی، نسّاخ که شاید از شاگردان مولّف هم بوده‌اند، نام او را با القاب و عناوینی بعد از حمد و الّصلوة، مانند جمله معترضه‌ای در متن کتاب وارد میکرده‌اند و گاهی هم محض اینکه معلوم شود که این جمله از مؤلّف نبوده و بعداً افزوده شده، آنرا با رنگی غیر از رنگ مرکّب متن از قبیل شنگرف و امثال آن مینوشته‌اند و این مطلب را از این جهت در ابتدای کتاب نیفزوده و بعد از سپاس خـدا و درود پیغمبر وارد میکرده‌اند که بر طبق حدیثی هر کاریکه با نام خدا و حمد او آغاز نشود، ناقص است و چنین کاری را مشئوم دانسته و از ناتمام ماندن آن میترسیده‌اند و از اینکه در پایان مبحث نوروز مینویسد «پس از آن خلف‌بن احمد امیر سیستان کبیسهٔ دیگر بکرد که اکنون شانزده روز تفاوت از آنجا کرده است و سلطان سعید معین‌الّدین ملکشاه را انار الله برهانه از این حال معلوم کردند بفرمـود کبیسه کنند و سال را بجایگاه خویش باز آرند. حکماء عصر از خراسان بیاوردند و هر آلتی که رصد را بکار آید بساختند از دیوار و ذات‌الحلق و مانند آن و نوروز را بفروردین بردند... تا آخر» مقصودش تحقیق مطلب بر طبق اصول علمی نبوده؛ بلکه منظور او بیان موضوع است در سطح معلومات عامّه؛ زیرا این کتاب را بخواهش دوستی سردستی و بهمین منظور نگاشته و بدین سبب نام خود را روی چنین اثری نگذاشته و اشاره‌ای هم باینکه خود او نیز جزؤ حکمای خراسان بوده و در کار آنان شرکت بلکه ریاست داشته نکرده و این هم مقتضای مناعت طبعی است که از خیام سراغ داریم و آنرا جزئی از احوال روانی او میشناسیم.

۱۱– رساله‌ای در بیان زیج ملکشاهی که آنرا شیخ عبدالواحد در شرح کتاب سی فصل خواجه نصیرالّدین ذکر کرده است.

۱۲– رساله مسمّی به (لوازم الامکنه) در فصول و علّت اختلاف هوای بلاد و اقالیم که تتوّی در تاریخ الفی نامی از آن برده و نسبت تألیف آنرا بخیام داده است.

۱۳– رساله‌ای در حلّ یک مسئله جبری در جواب کسی که آنرا از خیام سؤال کرده و عنوان آن اینست «هذه رسالة لابی‌الفتح عمر ابن ابراهیم الخیامی». این رساله جزو کتابخانه فاضل فقید: عبّاس اقبال آشتیانی بوده و آنمرحوم در ضمن مقاله‌ای راجع باحوال حکیم عمر خیام نیشابوری که در شماره هشتم از دورهٔ اوّل مجلّهٔ شرق درج شده، آنرا معرّفی کرده و مینویسد «خیام در این رساله وعده میکند که اگر فراغتی یابد کتابی در حلّ و بیان انواع معادلات بنویسد و این کتاب شاید همان رسالهٔ جبر و مقابله مشهور او باشد که وپکه آنرا در ۱۸۵۱ در پاریس بطبع رسانیده است».

۱۴– رساله‌ای در صحّت طرق هندی برای استخراج جذر و کعب، از این رساله در صفحهٔ نهّم اصل عربی (رسالة فی براهین الجبر) و صفحهٔ سوّم ترجمهٔ فرانسوی وپکه نام برده شده است.

۱۵– رسالهٔ (مشکلات الحساب) که از آن هم در مقدّمهٔ رسالهٔ (شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلیدس) اسم برده شده است.

۱۶– رساله‌ای در طبیعیّات که شمس‌الّدین محمّد شهرزوری در کتاب نزهة‌الارواح از آن یاد کرده است.

۱۷– رسالهٔ نظام الملک راجع بحکومت که اسم آن در فهرست کتابخانه‌های هندوستان ذکر شده است.

۱۸– مجموعه‌ای از نامه‌هائی که بین خیام و علمای معاصر با او مبادله شده و بنا بر آنچه دکتر عبدالله جودت در مقدّمهٔ چاپ دوّم (رباعیات خیام) نوشته، این مجموعه متعلّق به (خالص افندی) نامی بوده و آنرا جزو کتابخانهٔ خود بوزارت فرهنگ ترکیّه فروخته است.

۱۹– رباعیات فارسی که بکرّات و مرّات بسیار بانواع مختلف طبع و بزبانهای دیگر ترجمه شده است.

۲۰– قطعات شعر فارسی و عربی که در آخر این مجموعه بچاپ رسیده است.