مذاکرات مجلس شورای ملی ۵ دی ۱۳۲۹ نشست ۹۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری شانزدهم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری شانزدهم

تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره شانزدهم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۵ دی ۱۳۲۹ نشست ۹۷

روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

شامل متن قوانین – تصویبنامه‌ها – صورت مفصل مذاکرات مجلس شورای ملی – مذاکرات مجلس سنا

اخبار رسمی – فرامین – انتصابات – آیین‌نامه‌ها – بخشنامه‌ها - آگهی‌های رسمی و قانونی سوالات

سال ششم – شماره

ماه ۱۳۲۹

دوره شانزدهم قانونگذاری

شماره مسلسل

مذاکرات مجلس شورای ملی

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه ۵ دی ماه ۱۳۲۹ نشست ۹۷

فهرست مطالب:

۱- ـ قرائت اسامی غائبین و طرح صورت جلسه قبل
۲- ـ بیانات قبل از دستور ـ آقایان:فقیه‌زاده، مکی، کشاورزصدر، حاذقی، معدل و رئیس
۳- بیانات آقای فرامرزی طبق ماده ۸۰ آیین‌نامه
۴- تصویب صورت مجلس
۵- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون مخصوص نفت و استرداد لایحه به وسیله آقای وزیر دارایی
۶- ختم جلسه به عنوان تنفس

مجلس ساعت ده و ده دقیقه صبح برپاست آقای رضاحکمت تشکیل گردید

ـ قرائت اسامی غائبین و طرح صورت جلسه قبل[ویرایش]

رئیس ـ صورت غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود. (به شرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه آقایان: اورنگ نصرتیان ـ شوشتری ـ سرتیپ‌زاده ـ کوراغلی. سلطانی. دکتر شایگان. طباطبائی.

غائبین بی اجازه ـ آقایان:خاکباز محمودی. تولیت. آشتیانی‌زاده ـ اقبال ـ شهاب خسروانی ـ پناهی. سودآور. شیبانی. امینی.

دیرآمدگان بااجازه ـ آقایان: حائری‌زاده ـ دهقان ـ فرامرزی دیرآمدگان بی اجازه ـ آقایان: دکتر مصباح‌زاده، هراتی، محمد علی مسعودی، جوادمسعودی

رئیس ـ نسبت به صورت مجلس نظری نیست؟ آقای مکی؟

مکی ـ بنده یک اشکالات جزیی داشتم که تصحیح می‌کنم و می‌دهم به تند نویسی.

رئیس ـ بسیار خوب آقای ناظر‌زاده.

ناظرزاده ـ جناب آقای حائری‌زاده یک نامه‌ای را در پشت تریبون قرائت کردند و بنده هم آنروز گفتم که این مربوط به پایه دارشدن اشخاص قراردادی وزارت فرهنگ است. اینجا یک چیز دیگری نوشته شده و خواستم این را توضیح بدهم و این در جریان است

رئیس ـ توضیح که بدهید تصحیح می‌شود

بیانات قبل از دستور ـ آقایان:فقیه‌زاده، مکی، کشاورزصدر، حاذقی، معدل و رئیس[ویرایش]

رئیس ـ چند نفر از آقایان تقاضای نطق قبل از دستور کرده‌اند. آقای مکی پنج دقیقه از وقت خودشان را به آقای فقیه‌زاده داده‌اند، آقای فقیه‌زاده.

فقیه‌زاده ـ مقدمه مولود مسعود با سعادت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را به عموم نمایندگان محترم تبریک عرض می‌کنم (کشاورز صدر ـ و به جامعه مسلمین) و به جامعه مسلمین و عظمت ایران عزیز و سلامتی اعلیحضرت شاهنشاه محبوب را از خداوند متعال خواهانم (نورالدین امامی – به شرط آنکه اوامرش را هم اطاعت کنید) انشاءالله پس از مراجعت از مسافرت مطلع شدم که بعضی از جراید نسبت به ناروایی در موضوع کمیسیون نفت به بنده داده‌اند در صورتی که به شهادت اعضاء محترم کمیسیون نفت و صورت جلسه مضبوط در کمیسیون در جلسه ۹ مورخ شنبه ۲۲ مهر ماه ۱۳۲۹ بنده پیشنهاد کفایت مذاکرات دادم و عقیده داشتم چون قرارداد الحاقی گس و گلشائیان تأمین منافع ملت ایران را نمی‌کنند کمیسیون گزارش خود را تهیه و به مجلس شورای ملی تقدیم کند مقصود بنده این بود که نسبت ناروایی که به بنده جراید دادند که بنده برای عدم اظهار عقیده راجع به نفت مسافرت کردم این قسمت بی مورد بود و کمیسیون هم زیر نظر بنده گزارش را تهیه کرد تقدیم مجلس شورای ملی کرد (صحیح است) بیش از این هم عرضی ندارم

رئیس ـ آقای مکی.

مکی ـ به شهادت همه آقایان محترم بنده کمتر سابقه پیدا کرده‌است که قبل از دستور وقت مجلس شورای ملی را گرفته باشم (صحیح است) ولی بعضی مواقع ضرورت ایجاب می‌کند ه مطالبی را از پشت تریبون به سمع نمایندگان محترم و به اطلاع ملت ایران برسانم اگر بیانات آقای نخست وزیر در جلسه پریشب بوسیله رادیو و روزنامه اطلاعات منتشر نشده بود

شاید امروز بنده چیزی به استحضار مجلس شورای ملی نمی‌رساندم و تصدیع فراهم نمی‌کردم خیلی تعجب می‌کنم اگر آقای نخست‌وزیر یک مطالبی دارند که بایستی بگویند چرا پشت تریبون نمی‌گویند تا اقلیت جواب بگوید. چرا جلسات غایب باشک (قایم موشک) درست می‌کنند و اجازه نمی‌دهند که اقلیت در جلسه خصوصی شرکت بکند و فقط یک عده بخصوصی را دعوت می‌کنند (همهمه نمایندگان) (بعضی از نمایندگان – اینطور نبوده‌است از همه دعوت می‌شود) اجازه بفرمایید تاکنون اینطور بوده و از ما دعوت نشده و سابقه هم ندارد همواره وقتی که آن ورقه برای دعوت روز شنبه‌ها فرستاده می‌شد هیچ وقت سابقه نداشته‌است که برای اقلیت فرستاده شود خواستم عرض کنم که وقتی یک مطالبی را آنها می‌گویند که جواب دارد باید جواب داده‌شود ایشان بلند شدند رسما گفتند که ما لیاقت و شخصیت اداره کارخانه سیمان را نداریم این را به اکثریت گفتند گرچه اجازه نداده‌اند بعد از نطق ایشان کسی از آقایان اکثریت بلند شوند صحبت کنند والا من مطمئن بودم که غالب از نمایندگان اکثریت می‌گفتند این بی لیاقتی دولت است باید بگویند چرا لیاقت نداری کارخانه سیمان را اداره کنی اکثریت که کارخانه اداره نمی‌کند وآنگهی مقایسه یک کارخانه با معدن این به قول آقای دشتی مقایسهماست و دروازه‌است کارخانه دست دولت است، دولت اعمال نفوذ می‌کند، بازار سیاه خود دولت بوجود می‌آورد وانگهی این کارخانه پنجاه برابر قیمت اصلیش را شاید تا حالا استهلاکش را پرداخته از این گذشته (من واقعا خیلی متاسفم بگویم) ای کاش یک موی نخاس پاشا وقتی که دانشجویان مصری قیام می‌کنند و می‌گویند می‌خواهیم کانال سوئز را بگیریم می‌گویند به دانشجویان که اولین فردی که اگر بنا بشود او نخست‌وزیر مصر نخاس پاشا خواهد بود یک چنین رجالی یک مستعمره‌ای را به این صورت امروز درآورده‌اند که ملت مصر ایستاده و مقاومت می‌کند و می‌گوید باید کانال سوئز به تصرف ملت مصر درآید آنوقت نخست‌وزیر ما هر چه را که شرکت نفت به او دیکته می‌کند می‌آید در جلسه خصوصی تحویل می‌دهد روزی که راه‌آهن سراسری ایران را مشغول ساختمانش شدند هیچکس تصور نمی‌کرد که مهندسین ایرانی و افراد ایرانی بتوانند یک چنین شاهکار فنی و معماری را در ایران بوجود بیاورند الان که دارند قسمتهایی از بقیه راه‌آهن را تکمیل می‌کنند مثل راه‌آهن شاهرود به مشهد یا میانه به تبریز کدام موسسه، کدام مهندسین خارجی در استخدام دولت ایران این کارهای شگرف را انجام می‌دهند؟ ایرانی شخصیت دارد و هیچ هم زیر بار این حرف‌های پوچ نمی‌رود که نخست‌وزیر بلند شود سلب شخصیت از مهندسین عالی‌مقام ایرانی بکند می‌گویند ما نمی‌توانیم خودمان را اداره کنیم اگر هر ملت ضعیفی بخواهد این استدلال را بکند پس چه داعی دارد که ما بیاییم اینجا و به نام سعادت ملت ایران و به نام استقلال و عظمت ملت ایران فداکاری کنیم؟ خودمان را مستعمره کشوری قرار می‌دهیم چون نمی‌توانیم در جنگ خودمان را اداره بکنیم الان تقاضا می‌کنم که مستعمره یک کشور از این سه کشور بشویم. این صحیح نیست ملل ضعیف باید استقلال خودشان را خودشان حفظ بکنند و این وابستگی دارد به توانایی رجال و شخصیت‌هایی که در آن مملکت هستند. متاسفانه ما می‌بینیم که در این مملکت دسته‌ای می‌خواهند تلقین بکنند که ایرانی شخصیت ندارد، خیر، ایرانی شخصیت دارد و ۳ هزار سال هم که تاریخ مشعشع خودش را حفظ کرده‌است در نتیجه شخصیت افرادش بوده‌است (صحیح است) اگر هم گاهی وقتی یک افراد بی شخصیتی پیدا شده‌اند برای یک بی نماز در مسجد را نمی‌بندند. دیروز چندین کاغذ از طبقات مختلف تهران رسیده‌است به وسیله بنده به مقام مقدس مجلس شورای ملی و تقاضا شده‌است که.... البته کاغذشان را نمی‌خوانم ولی افراد زیادی تقاضای ملی‌شدن صنعت نفت را کرده‌اند و بنده اینها را تقدیم مقام ریاست می‌کنم که یک روزی اینها به درد این مملکت خواهد خورد. یکی هم بنده امروز شنیدم که آقای نخست‌وزیر می‌خواهد لایحه نفت را بیاید پس بگیرد (دکتر بقائی – از لندن امر شده) این لایحه نیست، گزارش کمیسیون است و نمی‌تواند پس بگیرد (دکتر بقائی – از لندن امر شده، بوین تلگراف کرده که پس بگیرند)

رئیس – این حرف‌ها چیست که می‌زنید مگر مجلس مطیع بیگانگان است؟ بوین کیست؟ چرا به مجلس توهین می‌کنید؟

مکی – ملت فقیر و گرسنه و بدبخت با تمام قوا دارد تلاش می‌کنند که بتوانند از منابع حیاتی خودشان استفاده کنند. آقایان استدعا می‌کنم به این خبر که پریشب در روزنامه باختر بود توجه کنند که در محکمه یک کسی را محکوم کرده‌بودند ۱۳ ماه حبس که این برده بچه خودش را توی چاه انداخته برای اینکه پیراهنش را بفروشد و سه چهر روز با او ارتزاق بکند و محکمه هم به محکومیت او رای داده و بعد که خواسته‌اند او را آزاد بکنند گفته‌است من را آزاد نکنید اینجا یک لقمه نان دارم می‌خورم تیتر خبر این بوده‌است، از شدت فقر بچه خود را به چاه انداخت و پیراهن او را ۵ ریال فروخت و در دادگاه می‌گفت بگذارید در زندان بمانم مرا آزاد نکنید، یک ملتی که این طور دارد زندگی می‌کند سزاوار است که ما این طور سیل طلای سیاه را از کشورمان ببرند و خودمان روی خاکسترش زندگی مثل کرم بکنیم و مجبور بشوند مردم برای ارتزاقشان و بچه‌هایشان ببرند توی چاه بیاندازند و پیراهنش را بفروشند. این رامن مراجعه می‌کنم به وجدان پاک آقایان و من اطمینان دارم که وجدان پاک عده زیادی از نمایندگان محترم هیچ وقت اجازه نمی‌دهد که این طور شرکت نفت اموال ملی ومنابع حیاتی این مملکت را غارت بکند و آن وقت یک رئیس دولتی هم بیاید در جلسه خصوصی این طور به مهندسین ایرانی توهین بکند که بگوید ما لیاقت اداره کارخانه لولهنگ‌سازی را هم نداریم خود او لیاقت ندارد که بتواند حق ملت ایران را بگیرد جواب این اظهارات ایشان در نطق‌های همکاران محترم بنده با استدلال با شیفر معین می‌شود و مقایسه این هم که ایشان مکزیک را در ۱۹۳۸ ذکر کردند با دلایل با اسناد خارجیش که در مجلات خارجی هست همکاران بنده ارئه مجلس خواهند داد. ار این لحاظ اطمینان می‌دهم به آقایان که ما توانایی همه کار را داریم وانگهی اگر ما فکر بکنیم که وقتی این صنایع نفت را ملی بکنیم عوایدی برای ملت ایران حاصل نخواهد شد بنده فرض می‌کنم که اگر تمام این نفت را به دریا بریزیم یا در چاه‌هایمان را ببندیم و نفوذ بیگانه را از این مملکت قطع بکنیم بزرگترین خدمت را به این کشور کرده‌ایم و توانسته‌ایم جلو خرابکاری و بدبختی مملکت را در آتیه گرفته باشیم

رئیس – آقای عبدالقدیر آزاد نصف وقتشان را به آقای کشاورز صدر و نصف دیگر را به آقای حاذقی داده‌اند – آقای کشاورز صدر

کشاورز صدر – من از جناب آقای عبدالقدیر آزاد کمال تشکر را می‌کنم که باز فرصت به بنده دادند که راجع به مطبوعات یک عرایض مختصری به عرض آقایان برسانم. بنده عرضی که می‌خواهم به اطلاع نمایندگان محترم برسانم راجع به تحصن ارباب جراید در مجلس شورای ملی است. یک مقدمه‌ای را عرض می‌کنم و بعد نظر خودم را به عرض آقایان محترم می‌رسانم. سلحشوران هنگام آرامش و صلح اسلحه خود را دور نمی‌اندازند و فراموش نمی‌کنند هر چند روز یک بار زره و مسلسل خود را به اصطلاح قدیم و تانک و زره‌پوش و مسلسل خود را به اصطلاح جدید روغن می‌زنند و پاک می‌کنند برای روز مبادا ما هم درباره مطبوعات فقط امروز را که روز صلح و صفاست نباید بنگریم و روز مبادا را از نظر دور داریم من در جلسه قبل گفتم حربه برنده و شمشیر دو دم حفظ آزادی و استقلال ایران مطبوعات است (صحیح است) که به نظر من رکن رکین حکومت دموکراسی در دنیاست. آقایان یاد دارند که در مواقع باریک و در آن روزهایی که کسانی که اکنون زمام امور در دست آنها است شاید قدرت نفس کشیدن نداشتند قیچی مطبوعات دم اجانب و خارجی‌ها را قطع کرد خصوصا نمایندگان محترم آذربایجان یاد دارم وقتی که متجاسرین با دست اجنبی تا پشت قزوین آمده‌بودند مطبوعات در اینجا مردانه ایستادگی کردند و حساب نکردند که فردا همین متجاسرین اینها را به دار می‌زنند (صحیح است) و باز در نظر دارند که مخصوصا در مواقع باریک کمین قوم آقایانی که در سابق بیشتر از ما مهارت و تجربه داشتند از قبیل جناب آقای قائم‌مقام و آقایان رجال بزرگوار ما مانند مرحوم مشیرالدوله، مستوفی‌الممالک و موتمن‌الملک و امثال اینها وقتی که در مقابل خارجی تحت فشار قرار می‌گرفتند دست می‌بردند به اسلحه مطبوعات و با مطبوعات و ارباب جراید صحبت می‌کردند و مطلب را آنطوری که به صلاح مملکت بود متوجه مطبوعات می‌کردند و مطبوعات با قلم و حربه توانای خودشان خارجی‌ها را در مقابل حکومت‌های ما به زانو در می‌آوردند بنابراین مقدمه من از حضور آقایان استدعا می‌کنم و از مقام ریاست جناب آقای سردار فاخر که خودشان در راه آزادی خیلی فداکاری کرده‌اند خواهش می‌کنم که هیاتی معین بشود از مجلس شورای ملی و با کمال گرمی از این آقایان مدیران مطبوعاتی که متحصن شده‌اند پذیرایی شود و درد آنها را بفهمند و دلگرمشان بکنند و ازتحصن خارجشان کنند و همه آنها را یک‌صدا بکنند و اگر هم به نظر آنها اختلاف نظری با دولت هست آقای رئیس مجلس شورای ملی ونمایندگان واسطه شوند حل بکنند، اگر اتحاد و اتفاق نداشته باشیم و اگر مطبوعاتمان را به حد اعلی تقویت نکنیم درمقابل خارجیها موفقیت پیدا نمی‌کنیم (فرامرزی ـ باید قانون حکومت کند آقا، قانون مطبوعات) صحیح است، به نظر بنده می‌بایستی برای اینکه هیچگونه بهانه‌ای برای آزادی مطبوعات نباشد ما این قانون مطبوعات را هر چه زودتر بیاوریم به مجلس و لغو کنیم و همانطوری که قانون اساسی گفته‌است معامله شود (صحیح است) البته به اعتقاد بنده ارباب محترم جرائد اقتضا دارد که خودشان بنشینند یک هیأت مدیره‌ای انتخاب کنند و یک روش منظمی برای مطبوعات در نظر بگیرند که اگر خدای نخواسته یکی از ارباب قلم هم در جراید از حدود عفت تجاوز بکند خود مطبوعات جلویش را بگیرند (‌فرامرزی ـ صحیح است) مطلب دیگر راجع به تحصن آقایان اقلیت درمجلس شورای ملی است همه آقایان نمایندگان محترم در مواقع مختلف متذکر شده‌اند که برای حفظ مصالح کشور اقلیت و اکثریت چپ و راست نباید رعایت شود همه باید متحد و متفق باشند بنابراین در این امر هم من تقاضا می‌کنم که جناب آقای رئیس از آقایان نمایندگان چند نفر را معین کنند وارد مذاکره بشوند آنطوریکه خیر و صلاح مملکت و کشور است توافق نظر حاصل کنند که ما بتوانیم یک قدم عملی برای سعادت ملت ایران برداریم امروز به تصدیق جمیع آقایان وضع دنیا وضع عادی نیست، امروز باید از تمام عوامل ملی ایران استفاده بکنیم، امروز نه آقایان محترم نمایندگان اقلیت نبایستی حتی به یکی از افراد اکثریت که بر فرض ازنقطه نظر اصولی اختلاف دارند حمله بکنند نه آنها به اقلیت. امروز روزی است که باید مطبوعات و مجلس دست به دست هم بدهند ملت ایران هم پشت سرآنها باشد و در تحت رهبری اعلیحضرت همایون شاهنشاهی که در حسن نظر ایشان و علاقمندی ایشان به ملت ایران تردیدی نداریم یک خط مشی را پیش بگیرند این دولت آن دولت هر کس که می‌خواهد باشد سعادت ملت ومملکت در نظر باشد و آقایان هم همقدم جلو بروند مطبوعات هم قلمهایشان مثل شمشیر برنده جلو همه آقایان سپر بکنند خودشان را تا موفقیت برای مملکت پیدا شود (احسنت ـ صحیح است)

نورالدین امامی ـ شمشیر که سپر نمی‌شود

رئیس ـ آقای حاذقی.

حاذقی ـ وظیفه دینی که همه آقایان محترم در آن شریک هستند مرا وادار کرد که به مناسبت تصادف فردا با روز ولادت مرد بزرگی که تاریخ بشر را عوض کرد و راه رستگاری و نجات جلوی پای عالم بشریت گذاشت، امروز از طرف خودم و مجلس ایران، به برادران مسلمان ایرانی و قاطبه مسلمانهای دنیا که همه برادران دینی ما هستند تبریک عرض کنم (صحیح است) هزار و چند سال پیش از این اراده خداوندی براین تعلق گرفت که شخصی را بوجود بیاورد که او منادی آزادی و پیشوا و رهبر سعادت و فوز و فلاح جامعه بشری باشد محمد صلوات الله علیه و پیغمبرما از طرف حق مأمورشد که میلیونها افراد بشر را از گرداب جهل و فساد و تباهی به عالم سعادت و خوشبختی و کامیابی و آزادی و هدایت و رهبری بفرماید (صحیح است) همان اصولی را که سیاستمداران، افراد برجسته ملتها بعد از هزار سال بنام آزادیخواهی و نجات بشر از ظلم و استعداد وضع کردند، رهبر بزرگ اسلام در ۱۳۷۰ سال پیش با صدای بلند به جامعه بشری اعلام فرمود و با صدای انماالمؤمنون اخوة تمام پیروان اسلام را به برادری هدایت فرمود و همان اصل تساوی حقوقی که بعد از انقلاب خونین فرانسه و اعلامیه حق بشر اعلام شد در همان تاریخ پیغمبر بزرگ ما به بشر اعلام فرمود که هیچ تفاوتی بین سید قرشی و سیاه حبشی در عالم وجود ندارد و همه افراد بشر یکسان هستند. این همکاری و معا ضدتی که امروز از آثار تمدن جدید شمرده می‌شود و پیغمبر بزرگ اسلام در تاریخ بعثت خود به مردم دنیا اعلام فرمودند که هیچ مسلمانی در اسلام خودش ثابت نیست مگر آنکه برای برادران دینی خودش، می‌خواهد این مبانی همانطور که همکار محترم جناب آقای نورالدین امامی فرمودند برای این است که ما به آنها عمل کنیم و در سایه عمل به آنها سعادت خودمان را تأمین کنیم این مبانی عبارت است از روح اتحاد و برادری که دست اتحاد به هم بدهیم برای حفظ مصالح عمومی عبارتست از سوءظن نداشتن افراد نسبت به یکدیگر که در قرآن مجید به آن امر شده که یا ایها الذین آمنوا اجتنبوا کثیراً من الظن ان بعض الظن اثم امر شد که نسبت به هم حسن ظن داشته باشیم، سوءظن نداشته باشیم خواجه عبدالله انصاری گفت:خدا می‌بیند و می‌پوشد، بنده نمی‌بیند و می‌خروشد. این برای آن است که با تخم سوءظن که در میان ما مسلمانها کاشته می‌شود ما را از اتفاق و اتحاد محروم بکنند و به مفاد آن اصلی که گفته‌اند، فرق تسد یعنی جدائی بیانداز تا سیادت کنند من خواستم عرض کنم ما در این روز بزرگ مواجه با یک مسأله مهم هستیم، این مسئله مهم بلا تردید همانگونه که آحاد و افراد ملت ایران به آن توجه دارند همین گونه تمام افراد مجلس شورای ملی عضو شورای ملی، نمایندگان محترم از اکثریت و اقلیت همه به آن نهایت علاقه را دارند. این موضوع، موضوع حفظ مصالح ملت ایران است در مسئله نفت خواستم عرض کنم که این مسئله همکاران ما یعنی اکثریت مجلس مثل آقایان همکاران اقلیت مجلس به این موضوع حیاتی و اساسی اهمیت می‌دهیم و می‌خواهیم در یک همچوفرصت خیلی حساسی وخیلی پرقیمتی که به دست ملت ایران افتاده‌است در یک محیط آزاد، و یک محیط آرام و یک محیط همکاری و یک محیط برادری تصمیمی را بگیرند که مآلا به نفع ملت ایران باشد، آقایان محترم تصدیق می‌فرمایند که هر چه محیط راست‌تر باشد و هر چه حسن اعتماد به یکدیگر بیشتر باشد و هر چه از سوءظن و بدگمانی نسبت به هم برکنار باشیم بهتر می‌توانیم با همکاری و مساعدت فکری همدیگراین موضوع را به نفع و خیر و صلاح ملت ایران تمام کنیم و بعکس من خواستم همانگونه که از بعضی افراد اقلیت که با مال منطق قوی و استدلال نظیر آقای دکتر شایگان که نه تنها فارس بلکه ایران به وجود ایشان افتخار می‌کند که آنروز با بیان منطقی و استدلالی ما را و افراد ملت ایران را به یک حقایقی متوجه کردند، تنها بنده از بعضی از همکاران محترم اقلیت استدعا می‌کنم که از بیان یک جمله و فرمایشهائی که موجب سوءظن همکاران اکثریت یا تحریک آنها باشد و تلویحاً نسبت به آنها بی‌لطفی می‌فرمایند خودداری بکنند، برای اینکه اگر ما می‌آئیم تریبون مجلس را برای این موضوع مهم اشغال می‌کنیم و با کمال صمیمیت و علاقه نشسته‌ایم اینجا بیانات همکاران عزیزمان که زحمت کشیده‌اند مطالعه کرده‌اند واز سرچشمه‌های فکر افراد ایرانی ذخایری تحصیل کرده‌اند که اینجا به ما حالی بفرمایند همانطور هم آن آقایان محترم متوجه بشوند که احساسات ما هم نباید جریحه دار بشود، زیرا همان نکته‌هایی که تلویحاً اشاره می‌فرمایند یا اسنادهایی که نسبت به افراد این مملکت خواه دولت خواه مجلس می‌دهند ما را متأثر می‌کند برای چه؟ برای اینکه حقیقت را از نظر نباید دور داشت دولت که خودرو نیست به خودی خودش سبز نشده. دولت را اعلیحضرت تعیین فرموده‌اند و مجلس شورای ملی یعنی اکثریتش به او رأی اعتماد داده (‌صحیح است) اگر اکثریت مجلس شورای ملی به دولت اعتماد نداشته باشد، سلب اعتماد می‌کنند، پس مادام که این اعتماد باقیست کلماتی که زنندگی داشته باشد توهین به مقام افراد باشد، قطعاً نباید تلفظ بفرمایند تا ما بتوانیم با همین نظر حسن تفاهم با هم همکاری بکنیم، هیچ تردیدی ندارد همانگونه که آقایان اقلیت میل دارند حداکثر استفاده از این وضعیت بشود آقایان اکثریت هم همان میل را دارند ممکن است در اجتهاد سیاسی تفاوت نظر پیدا شود همه جا در دنیا این اختلاف هست حتی پیغمبر فرمود اختلاف امتی رحمة این اختلاف نظر اغلب موجب پیدا شدن یک حقایق می‌شود که ما می‌توانیم در سایه کشف آن حقایق به نفع ملت ایران حرف بزنیم و قدم برداریم در تمام ملتهای دنیا اقلیت هست، اکثریت هم هست، هر دو یک هدف دارند، در اسلام مثلی است که مجتهد اگر مصیب باشد یعنی آن رأیی که می‌دهد با حقیقت وفق بدهد، پیش خدا دو اجر دارد و دو ثواب و مجتهد اگر خاطی باشد یعنی خطا بکند پیش خدا یک اجر دارد، برای اینکه او کوشش خود را کرده، تنها اینکه حقیقت را عوضی درک کرده‌است. پس بنابراین نمی‌توانیم نظر یکدیگر را تخطئه بکنیم همانطوری که همکار محترم جناب آقای معدل در یک جلسه خصوصی فرمودند در حقیقت اکثریت و اقلیتی هر دو با هم دارند این جریان را دنبال می‌کنند یعنی اقلیت در این مرحله اگر فرض بگیریم (‌فرض و تشبیه عیب ندارد تشبیه بکنیم که جریانها را به صورت یک نمایش تراژدی مذهبی تعبیر بکنیم اگر آقایان اقلیت لباس امام را پوشیده‌اند و امام خوانی می‌کنند اکثریت هم لباس اشقیایی پوشیده و اینجا نشسته که آقایان امام خوانی بکنند و بالنتیجه هر دو دسته می‌خواهند شیعیان مرتضی علی را به گریه بیاندازند والا هیچکدامشان در حقیقت اختلاف نظر مذهبی با همدیگر ندارند پس من استدعا می‌کنم آقایان همکاران عزیز با کمال متانت و خونسردی مطالب را ادا بفرمایند سوءظن را هم کنار بگذارند خود من الان عرض می‌کنم اگر فراکسیونی که من در آن عضویت دارم اگر بخواهد و رای بدهد نفت ملی بشود خود من هم می‌آیم اینجا رای می دهم که نفت ملی شود منتهی ممکن است یکی از رفقای ما مخالف باشد با اینکه نفت ملی بشود عقیده او هم محترم است، نباید او را ترور کرد نباید او را ترسانید، نباید او را متهم به نپرستیدن وطن نمود باید اجازه داد او هم اگر دلایلی دارد بیاید بگوید و آن وقت در یک محیط آزادی بدون ترس بدون رعب با کمال شهامت رای خودمان را به نفع ملت ایران اینجا بگذاریم هیچکدام هم نسبت به همدیگر سوءظن نداشته باشیم.

رئیس – آقای معدل

معدل – چه مقدار وقت برای بنده مانده؟

رئیس – تمام وقتشان را آقای حائری‌زاده به شما داده‌اند

معدل – عرض بنده امروز راجع به مجلس و مجلسیان است بنده احساس می‌کنم که فداکاری‌های مجاهدین صدر مشروطیت در گرفتن حکومت ملی و سنگر آزادی به واسطه اهمال و غفلت ماها ممکن است از بین برود، مرکز ثقل سیاست مملکت و نقطه‌ای که می بایستی در آنجا حل و عقد امور سیاسی بشود مجلس شورای ملی است (صحیح است) آنچه بخواهیم به غفلت بگذرانیم و تصور کنیم که دیگران نمی‌فهمند اشتباه است ما مثل کبک سر خودمان را زیر برف کردیم و چون خودمان نمی‌بینیم تصور می کنیم دیگران هم نمی‌بینند ولی حقیقت این است که مجلس شورای ملی در حال حاضر هیچگونه مداخله و هیچگونه دخالتی در امور سیاست کشور ندارد (صحیح است) و این برای آتیه مملکت یک خطر بزرگ و برای آزادی و مشروطیت یک خیانتی است که ما می‌کنیم. من امروز با صدای بلند این مسله را به سمع موکلین خودمان یعنی ملت ایران می‌رسانم اگر این شیپور حاضر باش من در گوش همکاران عزیز و نمایندگان مجلس شورای ملی اثر کند از خدا می‌خواهم که وضع ما در آتیه تغییر کند و اگر این اثر بوجود نیاید باید ملت ایران بیدار باشد و نگذارد این سنگری که با خون‌بهای ملت ایران بدست‌آمده در اثر غفلت از بین برود (قائم‌مقام – چه غفلتی شده؟) حالا توضیح می‌دهم. مجلس شورای ملی باید مرکز سیاست باشد آنچه در مملکت می‌شود باید از اینجا سرچشمه بگیرد نمایندگان ملت می‌بایستی در تعیین این سرنوشت بهره و سهم کافی داشته‌باشدالان مجلس تشکیلاتی ندارد بخصوص در قسمت سیاست خارجی هیچ رویه‌ای که مجلس او را تثبیت و تایید کرده‌باشد اتخاذ نشده این تشنجاتی که در امور حاصل می‌شود مال بی‌برنامه بودن بی‌نقشه بودن است بنده کمتر در خود مجلس صحبت می‌کنم برای چه؟ برای اینکه مطالبی که امکان دارد که به وسیله و خاطر نمایندگان مستحضر بشود و ما روش بهتری را اتخاذ کنیم در جلسه خصوصی عرض می‌کنم ولی امروز وضع را طوری می بینم که اگر این عنوان را در پشت این تریبون بکنم و به گوش ملت ایران نرسد به نظر خودم یک خطایی مرتکب شده‌ام مجلس شورای ملی حتی ظواهر امور را هم کم‌کم دارد رعایت نمی‌کند مطبوعات یکی از ارکان حکومت ملی است اینجا صحبت شد از دولت خواسته‌شد که نسبت به مطبوعات ارفاق کند انصاف کند رعایت کند ملاحظه کند بنده کار ندارم که در دوره 15 تحت چه واقعاتی چه اتفاقاتب یک قانون ظالمانه یک قانونی که با عرف دنیای امروز سازش ندارد دنیایی را که جامعه ملل اداره می‌کند و جامعه مللی که برای حقوق اجتماعی حدود تعیین کرده و به مللی که تبعیت کرده‌اند از آن رویه یک نسخه‌ای داده یک رویه‌ای داده و گفته به این نهج عمل کند در همچو دنیایی در یک مملکت خاص نمی‌شود برای مطبوعات بک رویه خاصی اتخاذ کرد یک سال است که از عمر مجلس 16 می‌گذرد بنده شاهد و ناظر هستم که اکثریت نمایندگان مجلس شورای ملی از وجود این قانون نگران هستند (صحیح است) ولی هنوز ما نتوانستیم که این قانون را نقض کنیم با این حال یک اقداماتی از طرف بعضی مامورین دولت نسبت به بعضی جراید و نویسندگان به عمل آمده بنده در عین حال که از رویه‌ای که اتخاذ شده بود در گفت و شنید در مجلس شورای ملی در اینجا خورده‌گیری به همکاران اقلیت کردم از دولت هم خواستم که این رویه را تعدیل کند دولت قانون مطبوعات را آورده بود به مجلس سنا تسلیم کرده بود و در آنجا مطرح بود و نتوانست دنباله همان را بگیرد و او را به وضع خوبی بیرون بیاورد بنده می‌بیینم که این رویه نسبت به حیثیت مجلس شورای ملی خوب عمل نشده در اینجا اشتباه نشود که بنده نگرانی ندارم از این که مجلس سنا این کار را بکند یا ما بکنیم ولی ما باید حافظ حقوق این مجلس باشیم یعنی بایستی مطلبی را که دلخواه مجلس بود و عنوان کرد و اظهار کرد دولت در مقابل مجلس شورای ملی این عمل را بکند این مجلس و مجلس‌هایی که می‌گویند عبارت از تن ما نیست ما 4 روز اینجا هستیم باید این امانتی را که به خون‌بهای ملت ایران بکف آمده و به دست ما سپرده شده ما فردا درست به آیندگان تسلیم کنیم این اطاق این صندلی‌ها و این تریبون این آن وسیله‌ای است که ملت ایران بایستی به وسیله آن حقوق خودش را دریافت کند وقتی که در مجلس عنوان شد که مجلس شورای ملی میل دارد نسبت به مطبوعات ارفاق بشود اگر نویسنده‌ای در زندان است آزاد بشود اگر روزنامه‌ای توقیف است رفع توقیف بشود دولت می‌بایستی در مقابل مجلس شورای ملی این کار را بکند دادن این حقوق به دیگران امروز شاید به نظر مهم نیاید ولی برای فردا این مسائل موجد مشکلاتی خواهد شد بنده شنیده‌ام که وقتی نمایندگان مطبوعات آمده‌ند اینجا متحصن بشوند از طرف افرادی که به مجلس ریاست و حکومت می‌کنند از اینها پذیرایی نشده به آنها غذا داده نشده جای مناسب داده نشده در مقابل از طرف مجلس سنا داده شد این مسائل را کوچک نگیرید کار یک هیات سیاسی کار یک دسته سیاسی غیر از تحصن عیر از دادن اعلامیه غیر از خواندن خطابه غیر از دادن میتینگ غیر از این تظاهرات نیست و اسلحه دیگری که ندارد اقلیت اگر تحصن اختیار نکند چه کند توپ و تفنگ روی دوشش بگذارد حرکت کند روزنامه اگر به سنگر آزادی اگر به مجلس شورای ملی اگر به مقام قانونگذاری تحصن پیدا نکند به کجا تحصن پیدا کند

رئیس – بنده امروز شخصا به ملاقات آقایان مدیران جرایدی که در مجلس هستند رفتم یک عده از آقایان نمایندگان هم تشریف داشتند چنانکه در جلسه پیش هم گفتم استحکام مبانی مشروطیت و فلسفه ایجاد حکومت ملی آزادی افکار و عقاید و بیان و قلم است و حفظ حقوق تمام افراد کشور و اجرای مساوات و عدالت مورد نظر مجلس شورای ملی است (صحیح است) آقایان چنانچه خودشان گفتند اینجا برای صرف غذا و اینها که آقای معدل گفتند بیامده‌اند که البته آنها هم مورد توجه نمایندگان محترم قرار خواهد گرفت دستور لازم هم داده شده و این قسمت هم عمل خواهد شد اگر قوانینی هم مخالف با اصول آزادی که همه مجلس در حفظ او متفق‌الکلمه هستند باشد البته به همت آقایان باید نقض و لغو بشود (صحیح است) بنابراین مجلس شورای ملی همیشه هرکس که به عنوان تظلم به مجلس آمده با او مطابق وظیفه‌ای که داشته عمل کرده است

بالاخص ارباب جراید که گفتم رکن چهارم مشروطیت هستند و همه طور در تمهید این اساس کوشش و فداکاری کرده‌اند و حق بزرگی بر ملت ایران دارند و این بیاناتی را هم که فرمودند مورد توجه مجلس است چون نظری غیر از این هیچ‌یک از وکلا ندارند و نداشته‌اند

بیانات آقای فرامرزی طبق ماده ۸۲ آیین‌نامه[ویرایش]

فرامرزی – بنده یک تذکری داشتم

رئیس – بفرمایید

فرامرزی – عرض کنم چون آقای رئیس دولت و هیات دولت تشریف دارند یک قضیه‌ای من شنیده‌ام که حتم دارم دولت از آن قضیه اطلاع ندارد ولی حتما یک اهمال و کوتاهی است که مامورین کرده‌اند و آن این است که گفتند بعضی از ارامنه که در آذربایجان و آن قسمت‌ها که خواستند عید کریسمس بگیرند مأمورین دولت مخالفت کرده‌اند یا اجازه‌ای که خواسته‌اند داده نشده‌است (دکتر مجتهدی ـ کریسمس ارامنه حالا نیست) یکی از آقایان به بنده گفت (بداغیان ـ من اطلاعی ندارم) این را خواستم به هیئت دولت تذکر بدهم که اقلیت‌ها همیشه در ایران کمال آزادی را داشته‌اند برای ادای تمام شعائرشان و حالا یک کاری نکنند که اقلیت‌های مملکت یک لشکر مجهزی باشند برای اولین طلیعه کمونیسم که در این مملکت پیدا نشود همانطوری که همیشه در تمام اوقات رعایت احساسات و عواطف و آزادی آنها شده‌است استدعا می‌کنم که هیئت دولت دستور بدهد به مأمورین خودش که کارهایی که موجب رنجش یک عده‌ای می‌شود نکنند.

ـ تصویب صورت مجلس جلسه قبل[ویرایش]

رئیس ـ عده کافی است صورت مجلس جلسه قبل تصویب شد.

- بقیه مذاکره در گزارش کمیسیون مخصوص نفت و استرداد لایحه بوسیله آقای وزیر دارایی[ویرایش]

رئیس ـ گزارش کمیسیون نفت مطرح است ـ آقای وزیر دارایی

آقای وزیر دارایی ـ آقایان نمایندگان محترم چند روز است که گزارش کمیسیون نفت راجع به قرارداد الحاقی مورخ ۲۶ تیرماه ۱۳۲۸ که در تاریخ ۲۸ ماه مزبور در من لایحه‌ای به مجلس شورای ملی تقدیم شده در جلسه علنی دارالشورای کبری مورد بحث بوده و چند نفر از آقایان نمایندگان محترم به عناوین مختلفه از قبیل موافق و مخالف موافق مشروط مخالف مشروط و نظایر آن مطالبی اظهار فرمودند و نطقهایی در اطراف موضوع ایراد کردند بنده قبل از آنکه وارد موضوع و بحث بشوم لازم می‌دانم که توجه آقایان را به این نکته جلب نمایم که آقایانی که در ظرف این چند روز از پشت این تریبون اظهاراتی کردند و سعی کردند با بیانات و نطق‌های خود مطالبی را تذکر بدهند دارای سمت وکالت و بالطبع مصونیت بوده و بنده که الان مطالبی را می‌خواهم به عرض برسانم وزیر و مطابق قانون مملکت مسئول و بالطبع مثل آقایان نمایندگان محترم چنانکه باید وشاید آزادی بیان نداشته و از این نظر اگر نتوانم مثل آقایانی که قبلاً در اینجا نطق‌هایی فرمودند داد سخن بدهم علت آنستکه به عرض رساندم و اگر سخن را کوتاه می‌کنم و ا ز ذکر عبارات پر حرارت خودداری می‌نمایم فقط از این نظر بوده والا شاید قدرت بیان بنده کمتر از آقایانی نباشد (‌حاذقی ـ کم لطفی می‌فرمایید چرا آزادی ندارید) (‌اردلان ـ شما هر مطلبی دارید بفرمایید) آقایان محترم: خلاصه اظهارات دور و درازی که در اینجا راجع به قرارداد الحاقی مورخ ۲۶ تیرماه ۱۳۲۸ شده‌است آنست که باید صنعت نفت در کشور ملی شود (نمایندگان اقلیت ـ صحیح است)‌ ناطقین محترم سعی کردند با ذکر امثله و شواهدی صحت این تقاضای خود را ثابت کنند و پیشنهادی هم راجع به این موضوع به امضای چند نفر از آقایان نمایندگان تقدیم ریاست مجلس شورای ملی کردند خیلی خوشوقت می‌شدم اگر بدانم این اظهارات چه مربوط به دستور مجلس شورای ملی است دستور مجلس رسیدگی به گزارش کمیسیون نفت است که در تاریخ ۱۳۲۹/۹/۱۹ تدوین و به مجلس شورای ملی تقدیم شده‌است خلاصه گزارش آن است که کمیسیون مخصوص نفت که از طرف مجلس شورای ملی در اواخر خرداد ماه برای رسیدگی به لایحه دولت تشکیل شده بود پس از مذاکرات و مطالعات به این نتیجه رسیده که قرارداد الحاقی ساعد ـ گس کافی برای استیفای حقوق ایران نیست لذا مخالفت خود را با آن اظهار می‌دارد دستور مجلس رسیدگی به این گزارش و این نتیجه بوده‌است و بنده هر قدر در ظرف این چند روز دقت کردم و توجه کردم که بفهمم نسبت به این گزارش از طرف آقایان محترمی که در آنجا نطق فرمودند چه نظری اتخاذ شده‌است متأسفانه هیچ چیز در بیانات ایشان گفته و شنیده نشد جز این مطلب چیزی که بیشتر مورد تعجب بود این بود که آقایان پیشنهادی راجع به ملی شدن صنایع نفت داده بودند و مطابق مرسوم و معمول اگر اظهاراتی راجع به پیشنهاد خود داشتند می‌بایستی موقعی که پیشنهاد طرح و بحث می‌شد اظهار می‌داشتند نه اینکه گزارش کمیسیون را که در دستور مجلس قرار گرفته اصولاً مورد توجه قرار نداده و اظهارات خارج از موضوع راجع به آن بنمایند با توجه به این مقدمه که کلیه اظهاراتی که از طرف ناطقین در اینجا شد اصلاً‌مربوط به دستور نبود و خارج از دستور و موضوع بود (آزاد ـ این مربوط به رئیس مجلس است به تو مربوط نیست) لازم می‌داند که به بعضی از اظهارات آقایان ناطقین محترم در ضمن بیانات بس دور و درازی خواستند ثابت نمایند که نفت ایران متعلق به ملت ایران بوده و برای اثبات این معنی به بیانات وزیر امور خارجه انگلستان و منشور ملل متفق که مواد خام در هر کشور متعلق به خود آن کشور می‌باشد استناد نمودند و حال آنکه به عقیده بنده این استدلالات به هیچ وجه لزوم نداشته و به اصطلاح توضیح واضحات است زیرا در اینکه کلیه منابع طبیعی مملکت متعلق به ملت ایران است به هیچ وجه تردیدی نیست اعم از اینکه این مسئله در منشور ملل متفق ذکر می‌شد یا نمی‌شد در این اصل مسلم کوچکترین تردیدی جایز نبود و چنانچه منابع نفتی جنوب متعلق به ملت و مملکت ایران نبود نمی‌توانست مورد قراردادی به عنوان یک امتیاز قرار گیرد کما اینکه در امتیاز نامه‌ای که در سنه ۱۹۳۳ امضا شده و از تصویب مجلس شورای ملی گذشته به هیچ وجه نفت ایران به کسی واگذار نشده‌است بلکه در ماده اول صراحتاً ذکر شده‌است که حق تفحص و استخراج و تصفیه و حاضرکردن و فروش نفت برای تجارت برای مدت معینی به آن شرکت واگذار شده‌است. بنابراین تصدیق می‌فرمایید اگر ما مالک نفت خود نبودیم نمی‌توانستیم چنین امتیازنامه را امضا نمائیم (دکتر بقائی ـ ما امضا نکرده‌ایم) و لذا این نوع بیانات و عدم توجه به اصول کاملاً شگفت‌آور بوده و از طرف دیگر ذکر آن نه تنها لزومی نداشته و ندارد بلک قطعاً به ضرر کشور بوده و چون ممکن است اذهان و افکار عمومی را مشوب سازد ذکر و تکرار آن مایه نهایت تأسف است. یکی از آقایان ناطقین محترم در ضمن بیانات خودشان خواستند اینطور جلوه بدهند کلیه امور این مملکت برطبق میل و اراده شرکت نفت انجام می‌گیرد. (صحیح است) حتی کار را به جایی رساندند که نبودن لوله‌کشی را در تهران و برنامه‌های فرهنگی ما را نتیجه مداخلات مستقیم و تمایلات شرکت نفت تشخیص دادند. - صورت مذاکرات مجلس بهترین دلیل صحت این اظهارات است ـ آقایان در ضمن بیانات مفصل خودشان یا تصریحاً یا تلویحاً کار را به جایی رساندند که برای این شرکت در داخله مملکت قدرتی مافوق تمام قدرتها قائل شدند بنده می‌خواستم در اینجا از گفتن و اظهار این مراتب با کمال تأثر اظهار تاسف بکنم (مکی ـ از بیانات خودتان) و با صدای رسا بگویم که این قبیل اظهارات نه تنها برخلاف واقع است بلکه مخالف شئون و حیثات ملت کهن سال ایران بوده و ایراد چنین بیاناتی ناشی از یک حس حقارت شخصی است (دکتر بقائی ـ پس بفرمایید شاهرخ را که آورد؟) و اگر اجازه بدهید چون یکی از آقایان نمایندگان مخالف دولت برای اثبات اظهارات خود عبارات لاتینی در مجلس گفتند من هم بر خلاف میل خودم می‌گویم که این نوع ازاظهارات ناشی از طرز فکری است که آنرا به فرانسه کمپلکس دیفرریته (Complex dinferiarite) می‌گویند. (دکتر بقائی ـ پس بفرمایید شاهرخ را کی آورد؟) آقایان ما اگر بخواهیم با این طرز فکر امور مهمه و مؤثره مملکت را مورد طرح و بحث و تحقیق و تدفیق قرار دهیم نتیجه‌ای که خواهیم گرفت جز عجز مطلق و زبونی چیزی نخواهد بود (دکتر بقائی - پس شاهرخ را کی آورد؟) به عقیده بنده اظهار این گونه مطالب خلاف واقع در این مکان مقدس یعنی در جایی که مظهر آزادی و استقلال مملکت ایران است نتیجه جز آنکه شئون و حیثیات کشور لطمه وارد ساخته و استقلال چندین هزارساله ما در معرض هر نوع اتهام و بدنامی قرار نخواهد داشت (مکی ـ آنهایی که تشکیل ایران آزاد در آلمان می‌دهند چی؟) آقایان مخالفین دولت سعی کردند شرحی راجع به تاریخ ایرلند و اندونزی و مبارزاتی که این ملل برای آزادی خود نمودند بیان کنند بیانات آنها به قسمی بود که می‌خواستند بگویند ما امروز در وضعی که بهتر از وضع چندین سال پیش این ملل بود قرار نگرفته‌ایم. من در عین اینکه مبارزات این ملل و مبارزات کلیه ملل جهان را برای حصول آزادی خود تحسین و تمجید می‌کنم به هیچ وجه من‌الوجوه نه به نام یک نفر وزیر بلکه به نام یک نفر ایرانی نمی‌توانم اجازه بدهم که ملت شریف و کهنسال ایران را که در طول تاریخ چندین هزارساله خود همیشه ثابت کرده‌است که بزرگترین علاقه را به استقلال خود دارد با مللی که به تازگی استقلال خود را بدست آورده‌اند مورد سنجش و مقایسه قرار دهند و با این بیانات احساسات این ملت را که در تمام جریانات پیچیده و در هم دنیا رشد و استقلال سیاسی خود را به منصه ظهور رسانیده جریحه‌دار سازند (‌دکتر بقائی ـ آقای نخست وزیر گفتند ملت ایران لیاقت ندارد). آقایان نمایندگان محترم: بنده تصور نمی‌کنم که اگر ملتی بخواهد حق از حقوقی خود را استیفا نماید برای رسیدن به این مقصود صلاح باشد که خود را زبون و بیچاره و دستگاههای خود را فاسد و خدمتگزاران خود را ننگین و لکه‌دار جلوه‌گر سازد آیا تصور نمی‌فرمایید این اظهارات که لوای وطن پرستی پیچیده شده فقط به این منظور و مقصود گفته شده‌است. که خواسته‌اند ملتی در تاریخ خود در مقابل مصائبی واقع شده که کمتر ملتی نظایر آن را دیده باشد از مبارزات فاتح و سربلند بیرون آمده تحقیر کنند بیش از این بحث در این موضوع را جایز نمی‌دانم زیرا یقین دارم نبوغ ملت ایران و آتش مقدسی که در سینه هر یک از افراد این مملکت دائماً مشتعل است یعنی حس وطن و قوم‌پرستی همیشه روشن بوده و این قبیل اظهارات نمی‌تواند حس شهامت و شجاعت ملت ایران را از بین ببرد و ملتی را که به استقلال خود ذاتاً علاقمند است متزلزل و مردد سازد از این مسائل افکار می‌گذرم و وارد بحث دیگری می‌شویم. یکی از آقایان ناطقین محترم خواست با استناد به یک سلسله از مباحث قضائی بعضی از مطالب را اینجا ثابت نماید حتی برای اثبات اظهارات خود به حقوق روم و الواح دوازده گانه استنادنمود این همه معلومات واطلاعات واقعاً باعث تحسین است ولی خوب بود می‌فرمودند که آیا موافق هستند که هر موقع که خلاف قانونی بشود متخلف مجاز خواهد بود که به این اصل از حقوق روم استناد بکند یعنی بگوید نجات ملت ناقض قوانین بوده و من به تشخیص خود حق داشتم قانون را نقض بنمایم بنده نمی‌خواهم به هیچ وجه وارد این بحث بشوم چون این بحث خطرناکی است و ممکن است عواقب وخیمی را در برداشته باشد زیرا این اصل از حقوق روم که برای یکی از ناطقین محترم هم وزن کوه دماوند طلا قیمت داشت برای دولت و ملتی که می‌خواهد تابع قانون باشد به پشیزی ارزش ندارد. یکی از موضوعاتی که آقایان ناطقین محترم سعی کرده‌اند آنرا با استناد به یک سلسله مطالب که به قول خودشان ادله و براهین قطعیه بود و به نظر بنده فقط یک سلسله بیاناتی بیش نیست این مطلب بود که یک دولتی صرفاً از نظر اینکه دارای حق حاکمیت است می‌تواند زیر امضای خود بزند و تعهداتی را که قبول کرده‌است از بین ببرد و با استناد به حق حاکمیت خود قراردادهایی را که امضاء نموده‌است ملغی‌الاثر تشخیص دهد (‌دکتر بقائی ـ امضاءکننده قرارداد گفت بزور بود) ‌آقایان محترم من یقین قاطع دارم که شما با اتخاذ چنین رویه موافق نباشید و آن را جایز نشمارید چه رسد به اینکه آنرا تأیید کنید. زیرا دولت دائماً ‌با اشخاص اعم از افراد یا شخصیت‌های حقوقی طرف بوده و با آنها پیمان‌هایی منعقد می‌کند آیا می‌تواند به صرف اینکه ایرادی نسبت به یک پیمان دارد و برای خود حق حاکمیت قائل است یک جانبه قراردادها را باطل کند (دکتربقائی ـ باطل است) و معلوم نیست اگر چنین رویه اتخاذ شود نتیجه آن چه خواهد بود و احترام پیمان‌ها و قراردادها که دولت ایران همیشه معتقد به رعایت آنها بوده‌است چه خواهد شد (‌آزاد ـ هر قراردادی که مخالف منافع ملت ایران باشد ارزش ندارد) (‌مکی ـ این بیانات را باید نماینده شرکت نفت بکند.) آقایان محترم در جلسه قبل شورای ملی جناب آقای دکتربقائی در ضمن بحث در اطراف نظریات خود و در ضمن اینکه دفاع از ملی شدن نفت می‌کردند اظهار می‌کردند که ما تصفیه خانه نمی‌خواهیم می‌توانیم نفت خام را به فروش برسانیم و حتی از این نیز تجاوز کرده و گفتند احتیاج به چاه نفت نداریم و باهمان وسایل فلاحتی قدیم زندگانی خود را ادامه خواهیم داد من نمی‌دانم ایشان تا چه حد در این فکر و عقیده خود راسخ هستند (دکتر بقائی ـ ماده ۹۰)‌ ولی می‌خواستم بدانم که آیا اگر واقعاً نتیجه عملیات و تصفیه‌خانه آبادان و مسدود شدن چاه‌های نواحی نفت‌خیز خوزستان (‌دکتر شایگان ـ و از کارافتادن جنابعالی) باشد آیا این کار به نفع و صلاح ملت ایران است؟ (‌دکتر بقائی ـ به نفع شما نخواهد بود به نفع ملت ایران خواهد بود) تصور کنیم امروز مطابق نظر و میل ایشان تصفیه‌خانه آبادان تعطیل شود آیا نتیجه جز اینکه درحدود سی هزار نفر کارگر بیکار شود برای ما خواهد داشت فرض کنیم استخراج نفت از چاه‌ها از بین رفته و منابع نفتی مسدود شود آیا این عمل ملازمه با بیکاری هزارها کارگر نخواهد داشت (دکتربقائی و شما هم وزیر نخواهید شد) تصور کنیم نظر ناطق محترم عملی بشود و تمام دستگاه‌های نفت خوزستان و کرمانشاهان تعطیل گردد آیا بر این تصمیم نتیجه جز آنکه در حدود صد هزار نفر بیکار می‌شوند و در حدود اقلاً دویست هزار نفر بستگان و اقوام آنها بی نان گردند مترتب خواهد بود تصور بفرمایید روزی به چنین نتیجه که میل آقایان است برسیم آیا آنوقت باید مثل قرون سالفه با شتر و کجاوه مسافرت کنیم و یا آنکه مجبور بشویم تقریباً‌ یک میلیون تن مواد نفتی را که مصرف سالیانه کشور است با دادن میلیونها لیره از خارج وارد کنیم – من می‌خواستم از آقایانی که این مسائل را در اینجا طرح می‌کنند سوال کنم برفرض رسیدن به این منظوری که آقایان دارند ممکن است به من بگویند که ما واردات کشور را در چنین روزی از کجا و از چه منبعی باید تأمین کرده با چه ارزی باید احتیاجات یومیه و اولیه خود را از خارج بخریم ـ آقایان گفتن این مطالب بسیار سهل و ساده‌است اما مواجه شدن با خطر بیکاری و بی نانی هزاران هزار نفر و بهم خوردن و متلاشی شدن وضع بازرگانی و اقتصادی کشور مسائل و مشکلاتی است که در صورت بروز و حدوث مسلط شدن برآن کاری بس مشکل و عظیم است. (دکتر بقائی ـ ولی وقتی که دست خائنین کوتاه شد آسان می‌شود) (‌صالح – اینها سفسطه‌است) در این موقع لازم می‌دانم توجه حضار محترم را به یک نکته اساسی معطوف دارم و آن این است آقایانی که طرح ملی کردن نفت را پیشنهاد کرده‌اند و در اطراف آن استدلال نموده‌اند این قسم جلوه داده‌اند که ملی کردن یعنی مصادره نمودن و خواسته‌اند با این عبارت اذهان را مشوب نموده و اینطور وانمود بکنند که چنانچه تصمیمی برملی شدن نفت گرفته شود تمام دستگاهها و مؤسسات نفتی جنوب بلاعوض در تصرف دولت درآمده و از آن بابت یک شاهی و یک دینار نباید پرداخت و حال آنکه آقایان نمایندگان محترم به خوبی مسبوقند که مقصود از ملی کردن صنایع به معنای فرنگی و دولتی کردن آن به معنای ایرانی مصادره آن نیست بلکه باید مؤسسات را تقویم کرد و وجه آن را پرداخت و معلوم نیست از چه محل باید این مبلغ را پرداخت.


مسئله دیگری را که لازم می‌داند که به آن اشاره کند که لفظ ملی شدن شاید زیاد دلچسب باشد اما معلوم نیست نتایج آن چه خواهد بود (دکتر شایگان ـ شما دیگر وزیر نخواهید بود) زیرا تجربه به ما نشان داده‌است جایی که مبادرت به ملی کردن نفت نموده‌است جز خسران و زیان ندامت و پشیمانی چیزی ندیده و بدست نیامده وآن مملکت مکزیک است که در سال ۱۹۳۸ تأسیسات نفتی را جبراً از دست صاحب امتیاز منتزع ساخته و از آن تاریخ خود به استخراج آن اقدام نمود دولت مکزیک تصور می‌کرد که این ترتیب فواید اقتصادی زیادی برای آن کشور در بر خواهد داشت و حال آنکه نتایجی که بدست آمد برعکس چیزی بود که امیدوار بودند زیرا بازارهای آن کشور از دست رفته و فروش نفت قابل صدور این کشور در بازارهای خارجی یکی از مشکلترین مسائل دولت مکزیک را تشکیل داد و اگر یکی دو سال قبل از جنگ دولت‌های آلمان و ایتالیا نفت مکزیک را نمی‌خریدند بکلی بازار خرید آنها از کف می‌رفت از طرف دیگر محاکم دول غیر حاضر نبودندعمل دولت مکزیک را غیر قانونی بشناسند و بالنتیجه محمولات نفتی مکزیک را جزو دارایی شرکت‌هایی که دولت مکزیک امتیاز را از دست آنها گرفته بود می‌دانستند کما اینکه یکی از دادگاه کشور فرانسه که به هیچ وجه در مشاجرات و اختلاف مکزیک با صاحبان صنایع نفتی دخیل و علاقمند نبود در سال ۱۹۳۸ محمولات نفتی را که دولت مکزیک حمل کرده بود جزو دارایی یکی از شرکت‌هایی که امتیاز از دست او گرفته شده بود شناختند و رأی داد که آن را به شرکت مزبور تسلیم نمایید (دکتر بقائی - شما خودتان باورتان می‌آید؟‌) ارقام ذیل نتیجه ملی کردن نفت را در مکزیک کاملاً در نظر آقایان محترم نمایندگان مجسم می‌سازد محصول نفت در سال ۱۹۲۱ یعنی موقعی که ملی نشده بود در حدود ۲۸ میلیون تن بوده و حال آنکه در سال ۱۹۴۹ فقط در حدود ۸ میلیون تن بوده‌است و متجاوز از ۷۰ درصد کاهش داشته‌است که مقادیر گزافی مواد نفتی تصفیه شده از کشورهای خارج وارد نماید (‌دکتر بقائی - هیچکدام از اینها صحیح نیست) ‌ضمناً نکته بسیار مهم و حساس آنست نمی‌توان بدون فکر و تعمق تصمیمی اتخاذ نمود و سکنه کشور را دچار بدبختی و سرمایه و هستی ملتی را گرفتار ورشکستگی نمود جای تردید نیست که با وضع کنونی جهانی ملی کردن صنعت نفت در ایران جز ایجاد بدبختی و بیکار نمودن جمعی مردم مستمند و فقر و فاقه خانواده و کسان آنها نتیجه دیگری نخواهد داشت (آزاد ـ الان فقر عمومی نتیجه همین است) (دکتر بقائی ـ از حالا هم بدتر می‌شود؟‌) چنین مسئولیتی را دولت (‌دکتر بقائی ـ دولت انگلستان) نمی‌تواند عهده بگیرد و فقط آن را از نظر تظاهر خودنمائی تلقی نماید بلکه بایستی صریحاً در پیشگاه نمایندگان محترم به عرض برساند چنین عملی برخلاف مصالح مملکت بوده و هر کس چنین پیشنهادی می‌نماید مسئولیت بسیار بزرگ و شدیدی را در پیشگاه تاریخ کشور کهن سال ایران عهده دار خواهد بود (‌آزاد ـ و شرکت نفت) دولت وظیفه دارد (‌مکی ـ آقای وزیر: بهداری‌تان می‌گوید حق ندارید بگویید دولت چون من مخالفم) (وزیر بهداری ـ من به آقای آزاد گفتم چرا به دولت توهین می‌کنید) صراحتاً از پشت این تریبون این مسئله مهم را به اطلاع عموم افراد رسانده و با کمال صمیمیت و خلوص نیت بگوید ما نیز مثل همه شماها میهن‌پرست بوده قلوب ما آکنده از مهر میهن و علاقه به وطن است وظیفه ماست که این حقایق را با صراحت و بطور قطع به سمع شما برسانیم تا اگر روزی در نتیجه تبلیغات سوء و بیانات بی‌مورد تصمیماتی اتخاذ شود مسئولیت آن به عهده دولت نبوده و همه ملت ایران بداند روی چه نظریات و افکاری این قبیل مسائل با وجود تذکر دولت عملی شده‌است مسئله نفت امروز به نحوی شده‌است که هر دقیقه و ساعتی از طرف اقلیت نغمه جدیدی ساز می‌شود یک روز در کمیسیون نفت دولت را متخلف از قانون ۲۹ مهر ماه ۱۳۲۶ تشخیص کرده و قسمت اخیر قانون مزبور را بدین قسم تفسیر می‌کنند مقصود مقنن از استیفای حق الغای قرارداد ۱۹۳۳ بوده‌است و وقتی که گفته می‌شود این تفسیر قانون است دولت چنین حقی را نداشته و ندارد و بعلاوه امتیاز از تصویب مجلس گذشته و دولت حق ندارد مصوبات مجلس را لغو کند بنا به شهادت اوراق صورت مذاکرات کمیسیون پس از چند روز تغییر لحن داده و می‌گویند دولت مکلف به الغاء نبوده بلکه موظف بوده‌است لایحه الغای امتیاز نامه را به مجلس پیشنهاد کند و وقتی که به آنها جواب داده می‌شود که دولت چنین تکلیفی را نداشته و اگر واقعاً طرفدار الغاء هستند چرا خودشان طرح الغاء را پیشنهاد نمی‌کنند؟ و یا اگر واقعاً معتقد به این مسئله هستند وقتی که در ادوار گذشته طرح الغاء به آنها پیشنهاد می‌شود چرا از امضای آن استنکاف می‌نمایند چون جوابی ندارد می‌گویند مطالعات ما کافی نبوده و موقعی که مواجه با یک استدلالات محکمی می‌شوند و می‌دانند که این اظهاراتشان به هیچ وجه پایه و اساس قانونی ندارد نغمه جدیدی آغاز کرده و طرح ملی شدن را که آنهم در حقیقت الغای قرارداد است و یقیناً‌هیچگونه مطالعاتی در اطراف آن نکرده‌اند صرفاً‌ برای بازار گرمی پیشنهاد می‌کنند و حتی در پشت تریبون صراحتاً‌ می گویند با الغاءمخالفیم ولی اوله آنرا بعداً می‌گوئیم و به جای آنکه دلیل و برهان بیاورند متصدیان امر را مورد حمله قرار داده و از هیچگونه اسنادی خودداری نمی‌کنند و یا اینکه با وجود متن صریح گزارش کمیسیون که خودشان امضاء کرده‌اند و به هیچ وجه تصمیمی که گرفته‌اند قرارداد الحاقی را رد نکرده‌اند (‌دکتر بقائی ـ پس چی را رد کرده‌است؟) و صرفاً‌ چون آنرا کافی برای استیفای حقوق ایران ندانسته‌اند مخالفت خود را به آن اظهار داشته‌اند این مسئله را در جراید وابسته به خود رد و بطلان قرارداد وانمود می‌کنند و تظاهر به آن می‌نمایند. (آزاد ـ روی شرکت نفت سفید باشد) کاش می‌دانستم وزیر اسبق دارایی ایران که بر حسب تصویب دولت وقت قرارداد الحاقی را امضاء کرده‌است مرتکب چه گناهی شده (‌دکتر بقائی ـ اگر توضیحی که می‌دادم گوش می‌دادید می‌فهمیدید) که باید او را مورد هرگونه حمله و تهمتی قرارداده و از پشت این تریبون او را خائن بخوانند مگر قرارداد الحاقی که در ۲۶ تیر ماه ۱۳۲۸امضاء شده‌است چه حق تازه برای شرکت نفت انگلیس و ایران قائل گشته و چه مزایای جدیدی به صاحبان امتیاز داده‌است آقای گلشائیان وزیر دارایی وقت برحسب وظیفه که قانون مهر ماه ۱۳۲۶ برای دولت قائل شده بوده با نمایندگان شرکت وارد مذاکره گشته و پس از مدتها بحث و شور با تصویب دولت قراردادی امضاءکرده که نسبت به امتیاز نامه ۱۹۳۳ دارای مزایای مالی مهمی بوده‌است و قطعیت آن را هم طی قانون اساسی منوط به تصویب قوه مقننه کرده این موضوع هر قدر هم که مخالفین بخواهند آن را کوچک جلوه دهند بسیار مهم و بزرگ بوده و انکار آن در حقیقت انکار بدیهیات است مثلاً طبق امتیاز نامه ۱۹۳۳ حق‌الامتیاز دولت از برای هر تن 4 شلینگ تشخیص شده بوده و قرارداد الحاقی این ۴ شلینگ را به ۶ شلینگ ترقی داده یعنی حق‌الامتیاز را پنجاه درصد بالا برده آنهم با تمام شرایط و مزایایی که برای چهار شلینگ پیش‌بینی شده بود یعنی همان قسم که چهار شلینگ حق‌الامتیاز در قرارداد ۱۹۳۳ تضمین شده به طلا بوده این ۶ شلینگ هم تضمین شد به طلا است و یا اینکه قرارداد الحاقی مالیات را که در امتیاز نامه ۱۹۳۳ نه پنس تشخیص شده بود به یک شلینگ ترقی داده که آنهم تضمین شده به طلا است و یا اینکه حق ایران را در ذخایر عمومی که طبق امتیازنامه ۱۹۳۳ سالها بعد قابل پرداخت بوده فوراً و سالیانه قابل پرداخت تشخیص کرده و پرداخت این ذخایر را هم که سابقاً مالیات بر درآمد دولت انگلستان از آنها کسر می‌شده طبق صریح قرارداد الحاقی بدون کسر مالیات بر درآمد انگلستان مقرر داشته و یا آنکه قیمت اصلی مواد نفتی را که در امتیاز نامه ۱۹۳۳ با تخفیف ده درصد پیش بینی شده بود با تخفیف ۲۵ درصد قائل گشته‌است بنده می‌خواستم بدانم آیا امضای یک چنین قراردادی که میلیونها لیره عایدات دولت را زیاد می‌کند و مزایای آن محرز است که مثلاً در سال ۱۹۵۰ کلیه حقوق ایران را که طبق قرارداد ۱۹۳۳ بالغ بر۱۵ میلیون لیره بالغ می‌سازد و بالطبع حق‌الامتیاز دولت ایران را برای هر تن نفت استخراج شده به یک لیره و کسری تلقی می‌دهد یعنی از مقایسه با حق‌الامتیازهایی که در نواحی نفت‌خیز مجاور ایران از قبیل عراق و کویت و عربی سعودی پرداخت می‌شود حق‌الامتیاز ایران را بالاتر و بیشتر می‌کند آیا امضای یک چنین قراردادی خیانت به کشور بوده (دکتر بقائی ـ بلی) و امضاءکننده آن خائن و مزدور اجنبی است (‌دکتر بقائی - بلی و دفاع کننده‌اش) آقایان شخصی که مسئولیتی داشت زحمتی کشیده و مزایایی تحصیل کرده و قدر متیقن چیز تازه‌ای به کسی نداده و حتی در مقابل مطالبه شرکت که حقی را که در ضمن ماده ۱۱ قرارداد ۱۹۳۳ پیش بینی شده حاکی از این که بعد از سی سال باید در مالیات‌ها تجدید نظر شود از بین ببرند کوچکترین تزلزلی از خود نشان نداده بلکه زیر بار این مطالبه نرفته و نتوانسته‌است توفیق بیشتری بدست آورد (صحیح است) (دکتر بقائی ـ شما هم نخواهید توانست) آیا چنین شخصی به نظر شما خائن است (‌دکتر بقائی ـ بله) آیا دولتی که این قرارداد را تأیید می‌کند که طبق آن چهل میلیون لیره باید اضافه پرداخت بشود و به واسطه عدم تعیین تکلیف پرداخت نشده مرتکب خیانتی شده‌است (‌دکتربقائی ـ کاملاً بلی) گفت:

اگر بر پری چون ملک زآسمان
به دامن در آویزدت بدگمان
مپندار گر شیر و گر روبهی
کز ایشان به مردی و حیلت رهی

(دکتر بقائی بی مهری نکنید) یقین دارم اگر دولت چند برابر مزایایی که بدست آمده بدست بیاورد باز هم به نظر شما خائن خواهد بود و من ایمان قاطع دارم که اگر احیاناً اکثریت مجلس و یا دولتی امضاء قرارداد داد ۱۹۳۳ را در نظر می‌گرفت صرفاً‌چون شما با آن دولت مخالف بودید این موضوع را نیز دلیل برخیانت او قرارداده و عکس مطالبی را که امروز می‌گویید، می گفتید (‌حائری‌زاده - ابداً‌) کما اینکه در دوره چهاردهم مجلس که یکی از آقایان نمایندگان مجلس طرح الغای امتیازنامه ۱۹۳۳ را به شرح زیر «مجلس شورای ملی امتیاز نفت جنوب را که دوره استبداد به شرکت دارسی واگذار شده و در دوره دیکتاتوری نیز آنرا تمدید و تمجید نموده‌اند به موجب این قانون الغاء می‌نماید» پیشنهاد نمود و با اصرار و التجاع و التماس و زاری از جناب آقای دکتر مصدق امضای آنرا استدعا کرد جناب معظم له به استدعای او توجه نکرده و از امضای آن استنکاف فرمودند. زیرا مخالفین دولت هر واقعه که در نتیجه قهر طبیعت در کشور رخ بدهد و فرضاً اگر کسوفی و خسوفی واقع شود مسئولیت آن را به عهده دانسته و آنرا دستاویز قرارداده و برای بازار گرمی نطق‌ها و بیاناتی می‌فرمودید. دیگر بیش از این نمی‌خواهم وقت مجلس محترم شورای ملی را بگیرم (دکتر بقائی ـ بگیرید) ولی لازم می‌دانم این نکته را تذکردهم که آیا در این موقع که دنیا گرفتار تشنجات شدیدی شده‌است و گرفتار صلح و صفا سلامت نوع بشر را تهدید می‌کند آیا در چنین موقعی بهتر نیست که نظریات و افکار شخصی را کنار گذاشته و به جای آنکه افکار عامه را تهییج و اذهان مردم را مشوب نموده و مردم را به جان یکدیگر انداخته حسن وحدت و اتحاد و اتفاق را تقویت کنیم (مکی ـ تسلیم شرکت نفت بشویم) و به جای اینکه خادمین به مملکت را مورد تیرتهمت قرار دهیم با آنها تشریک مساعی کرده و تا حدی که می‌توانیم سعی کنیم از آلام و مصائب ملت بکاهیم (دکتر بقائی ـ جناب آقای فروهر خادم به مملکت هستند) آقایان محترم دولت‌ها می‌آیند و می‌روند (‌دکتر بقائی - و به کسی کاری ندارند) طول وکالت آقایان محدود به دوره‌های قانونی مجلس شورای ملی است از بدو مشروطیت ایران تاکنون که متجاوز از چهل سال از عمر آن می‌گذ رد دولت‌های متعدد آمده‌اند و مجلسهای متعدد تشکیل شده و عمر خود را به پایان رسانیده‌اند یعنی مقاماتی که شما و ما داریم موقتی است اما یک چیز همیشه باقی و برقرار است و آن ایران عزیز و ملت کهنسال ایران است (‌صحیح است) بیاییم و به جای تولید حس انزجار و به جای کاشتن تخم نفاق و دورویی همانطوری که گفتم در این دنیای پر آشوب دست وحدت و یگانگی به یکدیگر بدهیم (دکتر بقائی - و به شرکت نفت)‌ بیا که موقع صلح است و دوستی و سلامت، به شرط آنکه نگوییم زآنچه رفت حکایت (دکتر بقائی ـ به به به به احسنت شعر را تکرار بفرمایید) (خنده نمایندگان) در خاتمه نظر به اینکه کمیسیون مخصوص نفت لایحه قرارداد الحاقی را جهت استیفای حقوق ایران کافی ندانسته دولت این لایحه را مسترد می‌دارد تا طبق قانون ۲۹ مهر ۱۳۲۶ در حقوق کشور اقدام ونتیجه را به عرض مجلس شورای ملی برساند (‌همهمه شدید و تعرض نمایندگان)

آزاد - خیانت کردند خائن‌ها هفت تیر می‌خواهند گلوله می‌خواهند.(چند نفر از نمایندگان ـ خائن‌ها)

دکتر بقائی ـ بوین گفته آقای رئیس سؤال فرمودید بوین کیست بوین آن کسی است که امر کرد بیایند این حرفها را بزنند.

کشاورز صدر - دولت را برای این کار استیضاح می‌کنم.

مکی - حق ندارند پس بگیرند.

دکتر بقائی ـ حق ندارند.

مکی ـ من مخبرکمیسیونم می‌خواهم عرضی بکنم.

حائری‌زاده ـ دولت لایحه نیاورد که استرداد بکند.

تیمورتاش ـ چی را استرداد می‌کند؟

مکی - من مخبر کمیسیون هستم می‌خواهم توضیح بدهم می‌خواهم بگویم همه‌اش را دروغ گفته.

رئیس - بفرمایید بنشینید نظم را رعایت کنید.

مکی ـ آقا چرا نمی‌گذارید صحبت بکنیم پس دیکتاتوری است.

تیمورتاش - ما اجازه خواستیم صحبت بکنیم.

مکی - آقا ما باید صحبت بکنیم.

رئیس ـ شما بروید بنشینید تا من اجازه بدهم.

مکی - چشم می‌نشینم.

سنندجی ـ آقای رئیس تنفس بدهید.

مکی ـ تنفس چی بدهد بگذارید صحبت بکنیم دروغ گفته راجع به نفت مکزیک این مجله‌اش است.

جمال امامی ـ بنده اجازه خواستم موافق هم هستم.

کشاورز صدر ـ دولت را استیضاح می‌کنم.

مکی ـ بوین را باید استیضاح کرد.

کشاورز صدر ـ کار بدی کردید آقای وزیر دارایی.

مکی ـ بنده مخبر کمیسیون هستم می‌توانم توضیح بدهم.

رئیس - وقتی استرداد کردند دیگر توضیح ندارد دیگر صحبت ندارد.

مکی ـ این برخلاف سابقه‌است که مخبرکمیسیون را اجازه نمی‌دهید صحبت کند.

رئیس - آخر استرداد کرده‌اند.

مکی ـ آخر حق ندارند استرداد کنند این گزارش کمیسیون است لایحه نیست.

دکتر بقائی ـ نمی‌توانند پس بگیرند ملت حق خودش را خواهد گرفت و صنایع نفت ملی خواهد شد.

تیمورتاش ـ ملی هم نخواهد شد و به این ترتیب هم پیش نخواهد رفت.

رئیس ـ آقای جمال امامی بفرمایید (‌مکی ـ این بر خلاف سابقه‌است چرا نمی‌گذارید من که مخبرهستم صحبت کنم)

جمال امامی ـ آقای مکی اجازه بفرمایید من نفهمیدم که چرا این تشنج و هیاهو ایجاد شد خوب یک لایحه‌ای دولت داده و کمیسیونی هم رد کرده و دولت آمده استنباط می‌کند که مجلس هم این لایحه را رد می‌کند (دکتر بقائی ـ پس چرا نمی‌گذارید رأی بگیرند) می‌ترسند و من تعجبم از آقای وزیر دارایی است که این همه حماسه‌سرایی لازم نبود می‌آمدند می‌گفتند که ما لایحه را پس می‌گیریم من آنم که ضحاک را کاوه کشت ندارد عرض کنم که هیچ مانعی ندارد که دولت بیاید لایحه‌اش را پس بگیرد (کشاورز صدر ـ خیلی بد است آقا) اجازه بفرمایید اگر استدلال من کافی نبود آنوقت بفرمایید دولت یک لایحه‌ای آورده و پس گرفته و مجلس شورای ملی هم تکلیفی دارد بعد از آنکه دولت مسترد داشت تکلیف این قرارداد را معین بکند او با ماست به دولت مربوط نیست عجالتاً وارد آن بحث نمی‌شوم یک لایحه‌ای را دولت آمده پس می‌گیرد چون استنباط کرده مجلس شورای ملی به لایحه او رأی نمی‌دهد یعنی استنباط کرده که ممکن است به ظاهر در مجلس شورای ملی اکثریت نداشته باشد لایحه‌اش را پس بگیرد و رأی اعتماد بخواهد و بعد مجلس شورای ملی تکلیف قرارداد را تعیین می‌کند این دیگر چه اشکالی دارد شما یک لایحه‌ای را رد کرده‌اید دولت هم می‌خواهد به رأی نکشاند چه مانعی دارد آن کار که ما باید بکنیم آنرا که دولت نباید بیاید توی دهن ما بگذارد بعد ما تکلیف لایحه را معین می‌کنیم چه اشکالی دارد؟ مگر دولت نیاید اینجا و دفاع نکند شما وظیفه‌اتان را انجام نمی‌دهید؟ بگذارید دفاع نکند و پس بگیرد.

رئیس ـ آقای تیمورتاش بفرمایید شما در چه موضوعی می‌خواهید صحبت بکنید موضوعی مطرح نیست.

تیمورتاش ـ بنده قول داده بودم که راجع به نفت صحبت نکنم و امیدوارم که این توفیق را حاصل بکنم و بسیاری از این پرده‌ها را در این زمینه بالا نزنم و اما راجع به لایحه‌ای که دولت ادعا می‌کند لایحه‌است و من پس می‌گیرم به هیچ وجه این طور نیست گزارشی است که کمیسیون نفت داده (‌صحیح است) به هیچ وجه لایحه دولت مطرح نیست به دلیل آنکه آنچه که تاکنون صحبت شده‌است فقط و فقط راجع به گزارش کمیسیون نفت است یکی از مواردی که لایحه دولت درش بوده‌است مطرح نشده گفتگو نشده بحث نشده و اصلاً و ابداً لایحه دولت مطرح نیست که دولت بتواند و بخواهد آنرا پس بگیرد آقایان من می‌دانم که نفت خیلی خطرناک است من می‌دانم که نفت خیلی بد بو است من می‌دانم که نفت مایه هلاکت بسیاری شده همانطوری که بدبختانه مایه پیشرفت و ترقی بسیاری از اشخاص هم شده شما هر وقتی می‌توانید که این آتش را روشن کنید هر زمانی که این را در مجلس شورای ملی مطرح بکنید همین غوغا وهمین خونی که در جوشش است بوجود خواهد آمد پس از این نترسید که امروز محیط مناسب برای مذاکره نیست شما هر روزی که نفت را بخواهید مطرح بکنید همین تشنج همین اختلاف همین جوشش را غلیان خواهد بود یک موضوعی صحبت شده جناب آقای فروهر با کمال ا رادت و بندگی که به جنابعالی دارم بگذارید باز صحبت بشود من اعلام می‌کنم که مخالف با ملی شدن صنعت نفت هستم و دلائلم را هم خواهم گفت شما می‌فرمایید که این لایحه استیفای حقوق ملت ایران را نمی‌کند من هم می‌دانم می‌فرمایید می‌خواهید بروید صحبت بکنید روی چه پایه‌ای صحبت می‌کنید؟ چی می‌گویید؟ چه دیر کتری دارید چکار می‌خواهید بکنید یک عده‌ای آمده‌اند تمام ناطقینی که اینجا صحبت کرده‌اند فقط و فقط راجع به ملی شدن صنعت نفت صحبت کرده‌اند کسی حرف دیگری نزده شما می‌خواهید بگویید که بلی می‌خواهید این را ملی را بکنید؟ شما دیر کتر ندارید شما هنوز مجلس را هم اصلاً نمی‌دانید چیست شما نمی‌دانید مجلس و کسانی که می‌خواهند صحبت بکنند راجع به چه قسمتهایی مخالف هستند جناب آقای رزم‌آرا من در کمال ارادت و با اینکه موافق شما هستم و با این سمت به شما می‌گویم که پوست خربزه زیر پای شما گذاشته‌اند (صحیح است) شما این کار را نکنید والله بالله دیگر در این مملکت نمی‌توانید حکومت بکنید و من می‌خواهم شما حکومت بکنید من موافق شما هستم و به این جهت به شما می‌گویم که شما لایحه را پس نگیرید و بگذارید صحبت بشود و حرفها گفته بشود و بگذارید این عقده برای یک بار حل بشود

رئیس ـ آقای وزیر دارایی در ضمن بیان خودشان یک اشتباهی فرمودند که لازم است من توضیح بدهم که متوجه باشند گزارش کمیسیون نفت چون روی قرارداد تکمیلی بوده‌است مذاکرات آن محدود است ودر اطراف آن و اقسام صور نماینده می‌تواند همه جور اظهارات و بیانات بکند چون گفتند که موضوعات دیگری را صحبت کرده‌اند همه طرز صحبت راجع به نفت می‌توانند بکنند اما اینکه گفتند دولت نمی‌تواند استرداد بکند این لایحه‌است (یک نفر از نمایندگان ـ نیست آقا راجع به هیچ یک از موادش بحث نشده) لایحه‌ای است که آقای گلشائیان داده بود بعد آقای منصور تأیید کرده‌است بعد هم دولت آقای رزم‌آرا قبول نموده گزارش روی چه بوده؟ روی لایحه دولت است پس همه وقت می‌تواند استرداد کند آقای مکی هم بیاناتتان را بکنید.

مکی ـ قدما یک مثالی دارند می‌گویند دزد را به دزدیش نمی‌گیرند مگر به حساب. آقای وزیر دارایی یک شیفری را از معادن و منابع نفتی مکزیک به عرض مجلس شورای ملی رساندند و گفتند از آن تاریخی که آن ملت نفت را ملی کرده‌است میزان نفت او کم شده‌است این یک مجله رسمی است (‌مجله‌ای که در دست داشتند نشان دادند) به اسم اویل این ونزوئلا بانک ملی نیویورک است از تاریخی که این دیاگرامش اینجا هست معین کرده‌است کوربش را هم آقایان همه می‌توانند ببینند (‌مجله را ارائه دادند)‌ مطابق این مجله رسمی آنچه را که ایشان گفتند دروغ گفتند در ۱۹۳۸ که در مکزیک نفت را ملی کرده‌اند ۴ میلیون تن استخراج داشته ایشان گفتند که ۲۸ میلیون تن در صورتیکه شاید ۲۸ میلیون بارل بوده و ۲۸ میلیون بار اشتباه کرده‌اند و از آن تاریخ تاکنون ملاحظه می‌فرمایید (اشاره به مجله) از آن موقعی که ملی شده‌است قوس صعودی را پیموده‌است و رفته‌است بالا به هفت میلیون تن رسیده ولی در عین حال که به هفت میلیون تن مصرف داخلی مکزیک افزایش پیدا کرده چرا واردات پیدا کرده؟‌ برای اینکه از تاریخی که ملی شده شر اجانب و بیگانگان را از مملکتش کنده و نفوذ شرکت نفت‌های آنجا را کم کرد و صنایعش ترقی کرد وقتی که قوای ماشینی‌اش زیاد شد یعنی فابریکاسیون ترقی کرد مسلماً مصرف نفت هم در داخله مملکت زیاد می‌شود کما اینکه اگر یک روزی این برنامه ۷ ساله واقعاً از روی حقیقت تعقیب و عمل بکنند و عمل بکنیم مصرف سالی هشتصد هزار تن در به ۳ میلیون تن نفت بالا خواهد رفت و ۳ میلیون تن احتیاج خواهیم داشت بنابراین اگر یک روز وضعیت مملکت ما ترقیات مملکت تا به آنجا رسید که ما تمام کارهایمان موتوریزه شد آن وقت ما ۳میلیون تن نفت احتیاج خواهیم داشت و اگر یک روز ما به ۳ میلیون تن نفت احتیاج پیدا کنیم دلیل براین نیست که ما در اوضاع اقتصادیمان شکست خورده‌ایم و تنزل کرده‌ایم برعکس ترقی کرده‌ایم و مسلماً می‌دانیم که قوای تولیدی ما زیاد شده‌است که مصرف نفت ما به سه میلیون تن رسیده‌است یعنی قوای موتوریمان زیاد شده بنابراین آن چرا که ایشان راجع به قضیه مکزیک فرمودند دروغ است به دلیل اینکه آن چرا که دست ایشان داده‌اند نماینده شرکت نفت عین آنرا به چند تا روزنامه برده بود و حتی به روزنامه شاهد هم برده و گفته بود که اگر چاپ بکنند پول هم بهتان می‌دهیم عین بیان شرکت نفت است و سفسطه ‌است این هم عین مجله رسمی است آقایان انگلیسی‌دان‌ها در اینجا زیاد هستند اگر قبول ندارند این قضیه را به مجله رسمی نگاه کنند تا ببینند تا ماست از دوغ و راست از دروغ تشخیص داده بشود اما من وقتی می‌بینم این یادداشت مستر بوین است که توی این پرونده هست کدام ایرانی وطن پرستی به رد این لایحه می‌تواند رأی ندهد این یادداشت مستر بوین است این پرونده محرمانه نفت است (پرونده و یادداشت را ارائه نمودند) مگر ما نمی‌دانیم اینجا تمام یادداشتها و تلگراف‌های آقای ساعد است مال آقای گلشائیان است این یادداشت آقای رئیس است این تلگراف آقای محسن رئیس وزیر امور خارجه‌است که آنجا نشسته‌اند

دکتر بقائی ـ وجداناً از آقای رئیس وزیر امور خارجه سؤال کنید که خودشان بیایند اینجا توضیح بدهند که بوین چه دستور داده بود وجداناً سؤال کنید.

مکی ـ این تلگراف لندن آقای رئیس است (دکتر بقائی ـ یکی‌اش را بخوانید) من وقت این کار را ندارم تمام اینها را نوشته‌ام و به اطلاع ملت ایران می‌رسانم اسمش را کتاب سیاه گذاشته‌ام رونوشت اینها را تمام برداشته‌ام وقتی که این اسناد در این پرونده هست آنوقت می‌آیند اینجا تخطئه می‌کنند و به نفع شرکت نفت حرف می‌زنند ای کاش یک موی نهاس پاشا در بدن این رجال ما بود آنوقت به شما می‌گفتم که چطور حق ملت ایران خواهید گرفت

دکتر بقائی ـ ولی ملت حق خودش را خواهد گرفت

مکی ـ اما مطالب دیگر می‌گوید ما چطور می‌توانیم راجع به این قرارداد صحبت بکنیم.

جمال امامی ـ شما مخبرکمیسیون هستید.

مکی - همین را می‌خواستم عرض بکنم که خود آن دولت و شرکت که این قرارداد را آورده‌است قرارداد ۱۹۳۳ را پوچ می‌دانسته در مقدمه لایحه می‌گوید به ملاحظه تغییراتی که در نتیجه جنگ جهانی ۱۹۴۵ـ ۱۹۳۹ توجه بفرمایید خود شرکت نفت می‌گوید (این لایحه دولت است) به ملاحظه تغییراتی که در نتیجه جنگ جهانی ۱۹۴۵ ـ ۱۹۳۹ در وضع اقتصادی حادث شده مزایای مالی که طبق قرارداد اصلی به دولت ایران تعلق می‌گیرد بایستی به ترتیب آتیة‌الذکرافزایش یابد خود آنها این قرارداد را پوچ می‌دانند که این را برداشته‌اند و در مقدمه‌اش نوشته‌اند اگر این قرارداد نافذ بود اگر این قرارداد قدرت و قوت قانونی داشت پس چرا یک همچو چیزی در مقدمه‌اش می‌گذاشتند پس خود شرکت هم معتقد است که این قرارداد نافذ نیست و ملت ایران و خود انگلیسی‌ها هم قبولش ندارند و در یک محیط غیرآزادی گذشته و اما این که گفتند ما می‌خواهیم پس بگیریم آن را این یک گزارش است که همانطوری که آقای تیمورتاش گفتند از کمیسیون نفت آمده ۱۷ نفر هم آن را امضاء کرده اسمی هم از اینکه ما کدام موادش را قبول نداریم تویش نیست و آن چیزی که آنجا صحبت شد این بود که وقتی می‌گوییم استیفای حقوق ملت ایران را نمی‌کند یعنی هم ملی شدن تویش هست هم لغو قرارداد ۱۹۳۳ تویش هست یعنی همه اینها تویش هستند بنابراین این فرمول را انتخاب کردند که بگویند این قرارداد با این کیفیت استیفای حقوق ملت ایران را نمی‌کند حقیقت هم همین بود و از کمیسیون هم غیر از این نمی‌شده گزارشی به مجلس داد گزارشی که کمیسیون مخصوص نفت داده تمام جهات را درش ذکر کرده گفته وقتی که دولت وارد مذاکره شد مبنای مذاکرات روی دو چیز بوده‌است یکی روی تمدید مدت یکی روی حق‌الامتیاز مدتی نماینده دولت با سر ویلیامز فریزر و گس مذاکره کرده روی این موضوع صورت مذاکراتی که این دو نفر با همدیگر کرده‌اند ماشین شده در کمیسیون حاضر است بعد رفته‌اند روی اصل تنصیف این صورت جلسه در اینجا هست که سفیر انگلیس مداخله می‌کند و به این کیفیت خاتمه پیدا می‌کند هیچ وقت همان گلشائیانی که وزیر دارایی ازش دفاع کردند حاضر نبوده‌است ساعد هم حاضر نبوده‌است ولی وقتی که فشار سیاسی می‌آید به ساعد صورت جلسه هیئت دولت هست تلگراف بوین هست

دکتر بقائی - تلگراف آقای رئیس هست.

مکی - آنها فشار آوردند در صورت جلسه قید می‌کنند با مذاکراتی که سفیر انگلیس کرده که این را ببرید مجلس. ما از این لحاظ می‌گوییم خیانت کرده که تسلیم نظر بوین شده او اگر ایرانی بود اگر خون ایرانیت در عروقش جریان داشت باید خونش ریخته بشود و از منافع مملکتش دفاع بکند و همان نظری که اول داشت برای تأمین حقوق ملت ایران تعقیب بکند اگر عقیده‌اش بود چرا پس عدول کرد از عقیده‌اش اول گفته روی تنصیف روی مدت و بعد راجع به حق‌الامتیاز صحبت کرده و اگر عدول کرده و ازهیئت دولت هم بهش چنین اجازه‌ای داده نشده و طبق همین پرونده محرمانه تسلیم نظر دولت انگلستان شده و مسلماً خیانت کرده و هر کس که بخواهد این قرارداد غیر نافذ را تنفیذ بکند او هم خیانت کرده برای اینکه این پرونده را باید محوش می‌کردند نمی‌آمد در کمیسیون نفت ولی وقتی که میاید توی کمیسیون نفت دیگر بلند نشوید این جا رجزخوانی بکنید حماسه‌سرائی بکنید که ما خدمت کردیم کدام خدمت؟ چه خدمتی وقتی که به این وضوح اسناد توی پرونده محرمانه نفت هست یادداشت مستر بوین هست تلگرافات آقای رئیس هست تلگرافاتی که به آقای رئیس شده هست تلگرافاتی که آقای ساعد از لندن که برای فشارخون رفته بودند به دفتر مخصوص شاهنشاهی کرده‌اند موجود است و همه توی این پرونده آمده دیگر چرا می‌خواهید یک بار دیگر این زنجیر اسارت و قلاده بندگی را به گردن ملت ایران بیاندازید و بالاخره ملت ایران را در قید اسارت بریتانیای کبیر قراربدهید بنده تصور می‌کنم آنچه که کمیسیون نفت در قوه داشته در حدود ۴ ماه راجع به این موضوع مذاکره کرده صورت مذاکراتی که در کمیسیون هست شاهد است که کمیسیون نفت اکثریتش و حتی در روز آخرش اتفاق آراء داشته‌است که این لایحه استیفای حقوق ملت ایران را نمی‌کند پس بنابراین دولت مدعی است که این اکثریت که آن را امضاء کرده‌است یعنی آن ۱۷ نفر و یک نفر هم آقای فقیه‌زاده که در مسافرت بودند ایشان هم امروز آمدند و تأیید کردند پس صد در صد اعضای کمیسیون نفت تشخیص دادند که این استیفای حقوق ملت ایران را نمی‌کند دولت آقای رزم‌آرا و آقای وزیر دارایی می‌خواهند بگویند که این ۱۸ نفری که منتخب مجلس شورای ملی بودند آنجا رفته‌اند نسنجیده و نفهمیده این لایحه را رد کرده‌اند نه اینطور نبوده ما چهار ماه توی کمیسیون نشستیم جزء به جزء قسمت به قسمت رسیدگی کردیم در ۲۵ ماده دعاوی دولت بحث مفصل شده روی مواد الحاقی که رسیدیم آقای فقیه‌زاده یک روز عقیده شان این بود که مذاکرات کافی است و پیشنهاد کفایت مذاکرات دادند گفتند اگر یک «و» این قرارداد استیفای حقوق ملت ایران را نکند اگر یک تاریخش استیفای حقوق ملت ایران را نکند ما تمامش را قبول نداریم پس بنابراین وقتی کمیسیون رد کرده یعنی هم تمدید مدت را رد کرده هم ملی شدن را تویش گذاشته و هر طوری که مجلس شورای ملی که منتخب ملت ایران است این را تصویب بکند او مورد قبول است و این را گذاشته‌است به اختیار مجلس شورای ملی که هر طور دلش می‌خواهد رأی بدهد ملی‌اش را می‌خواهد بکند اعلام بکند لغو قرارداد می‌خواهد بکند اعلام بکند هیچکس مخالفتی نخواهد کرد اعلام بکند مجلس شورای ملی که من از این تاریخ در چاه‌ها را می‌بندم اعلام بکند مجلس شورای ملی که من از این تاریخ در چاه‌ها را گل می‌گیرم.

رئیس ـ آقای مکی چیزی مطرح نیست که دارید صحبت می‌کنید.

مکی ـ این گزارش است.

رئیس - گزارشی نیست الان.

مکی ـ بنابراین کمیسیون با دقت کامل این را رد کرده و در حینی که رد کرده همه چیز تویش هست ملی شدن هم هست و این پرونده را هم هر جایش را که بخواهند ملاحظه بفرمایند در اختیار هر کدام از آقایان که بخواهند هست بنده در آنجا می‌گذارم.

- ختم جلسه به عنوان تنفس[ویرایش]

رئیس ـ چون این موضوع مطرح مذاکره نیست فعلاً ده دقیقه تنفس داده می‌شود.

کشاورز صدر ـ چرا استیضاح بنده را نمی‌خوانند بفرمایید خوانده شود (مقارن ظهر جلسه بعنوان تنفس تعطیل و دیگر تشکیل نگردید)

رئیس مجلس شورای ملی ـ رضا حکمت