مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۸ خرداد ۱۳۲۹ نشست ۳۷

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری شانزدهم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری شانزدهم

قوانین انقلاب شاه و مردم
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره شانزدهم


روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

شامل متن قوانین – تصویبنامه‌ها – صورت مفصل مذاکرات مجلس شورای ملی – مذاکرات مجلس سنا

اخبار رسمی – فرامین – انتصابات – آیین‌نامه‌ها – بخشنامه‌ها - آگهی‌های رسمی و قانونی سوالات

سال ششم – شماره ۱۵۵۴

مدیر سیدمحمد هاشمی

۵ شنبه ۱ تیر ماه ۱۳۲۹

دوره شانزدهم قانونگذاری

شماره مسلسل ۳۷

مذاکرات مجلس شورای ملی

جلسه ۳۷


صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۲۹

فهرست مطالب

۱- تصویب صورت مجلس
۲- بیانات قبل از دستور آقایان : دکتر مصدق، دکتر بقائی
۳- بیانات آقایان : وزیر راه و نخست‌وزیر در جواب مطالب قبل از دستور
۴- مذاکره در باب ارجاع موضوع نفت به کمیسیون مخصوص
۵- تقدیم یک فقره لایحه بوسیله آقای نخست‌وزیر
۶- بقیه مذاکره راجع بارحاع موضوع نفت بکمیسیون
۷- تقدیم یک فقره لایحه بوسیله آقای وزیر جنگ
۸- بیانات آقایان وزیر فرهنگ و رئیس راجع به اعتصاب دانشجویان
۹- تقدیم لایحه یک دوازدهم بوسیله معاون وزارت دارائی با قید فوریت و تصویب فوریت آن
۱۰- اجرای مراسم تحلیف از طرف آقای خزیمه علم
۱۱- تعیین موقع و دستور جلسه بعد – ختم جلسه

مجلس دو ساعت و چهل دقیقه قبل از ظهر بریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید

- تصویب صورت مجلس[ویرایش]

۱ - تصویب صورت مجلس

رئیس – صورت غائبین جلسه گذشته قرائت میشود. (بشرح زیر قرائت شد)

غائبین با اجازه – آقایان : حسین فرهودی، محسن طاهری، عماد تربتی، طباطبائی، اورنگ، دکتر امینی

غائبین بی اجازه – آقایان : صفوی، پیراسته، تیمورتاش، کوراغلی، جواد مسعودی، ‌قهرمان، اقبال، دکتر مصباج‌زاده، تولیت، دکتر طبا، دکتر سید امامی، حسن ا کبر، حاذقی، معدل، دکتر مجتهدی، امیرافشاری، شهاب خسروانی

دیرآمدگان با اجازه – آقای شوشتری آخر وقت ۲ ساعت، آقای محمود نریمان آخر وقت ۲ ساعت

رئیس - نسبت بصورت جلسه پیش اعتراضی نیست؟ آقای پیراسته

پیراسته – بنده غیبتم با اجازه بود و قبلاً از مقام ریاست اجازه گرفته بودم مریض بودم و برای معالجه و استراحت هم قبلاً اجازه گرفته بودم دستور بفرمائید که با اجازه قید کنند.

رئیس - اصلاح میشود. آقای جمال امامی

جمال امامی - بنده فرصت خواندن صورت جلسه را ندارم حوصله‌اش را هم ندارم آقایان نمایندگان به بنده مراجعه کردند صورت جلسه ما قبل را به بنده ارائه کردند همه‌اش تحریف شده. همه‌اش غلط نمیدانم آقایان تندنویسها قصور میکنند یاتقصیر زیرا باید توجه کرد من بعد ما اظهارات خیلی مهمی دراین مجلس خواهیم کرد باید اینها را متوجه باشند که نه قصور بورزند نه تقصیر (نورالدین امامی – مربوط به مطبعه است) خیر درنوشتن است

رئیس – اگراشتباهاتی رخ بدهد آقایان نمایندگان اینجا تذکر میدهند اصلاح میشود برای همین است که سؤال میشود اگرنظری هست بفرمایید دیگر نظری نسبت بصورت جلسه نیست؟ آقای نریمان بفرمائید

نریمان - بنده درجلسه گذشته با اجازه مقام ریاست درکمیسیون بودجه بودم غائب نبودم با اجازه بوده است

رئیس - صحیح است منهم اجازه دادم با اجازه هم نوشته‌‌اند

رئیس – آقای دکتر شایگان

دکتر شایگان - درصورت مجلس بعضی کلمات را اشتباه شنیده‌‌اند وآنها رااگر اجازه بفرمائید بنده بنویسم بدهم اصلاح کنند چون متعدد است وباعث گرفتن وقت مجلس خواهد شد (احترام بجای التیام نوشته شده) البته بر کسی ایراد نیست اگر اجازه بفرمائید بنده بنویسم بدهم تندنویسی

رئیس – البته هریک از آقایان اگراشتباهی دیدند می توانند به تند نویسی توضیح بدهند و اصلاح شود و همین کار را بفرمائید دیگر نظری نسبت بصورت جلسه مجلس نیست؟ (گفته شد –خیر) صورت مجلس تصویب شد.

– بیانات قبل از دستور آقایان : دکتر مصدق، دکتر بقائی[ویرایش]

۲ – بیانات قبل از دستور آقایان : دکتر مصدق، دکتر بقائی

رئیس - چند نفر از آقایان تقاضای نطق قبل از دستور کرده‌‌اند آقای مکی بفرمائید

مکی - بنده نوبتم را بجناب آقای دکتر مصدق واگذار میکنم.

رئیس - جناب آقای دکتر مصدق

دکتر مصدق - حضرت آیت الله کاشانی پیامی داده‌‌اند (کشاورز صدر – بلندتر بفرمائید) که بنده پیام ایشان را بعرض آقایان محترم میرسانم (بسم الله الرحمن الرحیم. شانزده ماه پیش اینجانب را بر خلاف حق و قانون بدون تقصیر و محاکمه با وضع فجیعی که حتی در حکومتهای جابر استبدادی هم کمتر سابقه دارد شبانه تبعید کردند و چون باعث تأثر هر شنونده است نمی خواهم عملیات وحشیانه مشتی جاسوسان بیگانه را در آن شب شرح دهم. اگر ای نظلم عظیم و ستمکاری بی نظیر مبتنی بر علل شخصی بود و بحقوق ملت ایران بستگی نداشت ابداً در صدد اظهار آن برنمی آمدم ولی از آنجا که تبعید اینجانب مطلقاً جنبه شخصی نداشته و صرفاً برای ارعاب مردم و انصراف ملت ایران از مطالبه حقوق مغضوبه خود و تهیه مقدمات حکومت استبدادی و خودسری و سلب آزادی که شرع مقدس و قانون اساسی برای عموم ملت ایران شناخته است بعمل آمده ناچارم علل تبعید خود را بوسیله مجلس شورای ملی به سمع ملت ایران و ملل آزاده جهان برسانم. وقتی که مسئله نفت مطرح شد وظیفه دینی و ملی خود دانستم که نظر ملت ایران را در باب مظالم شرکت نفت و حقوق مغضوبه ملت ایران در طی اعلامیه‌ای منتشر کنم و جداً استیفاء حقوق از دست رفته آنها را خواهم و مخالفت مردم را با هر قرارداد یا عملی که مشعر بر تثبیت و تأیید عقد اکراهی غیر نافذ سنه ۱۳۱۲ شمسی مطابق با سال ۱۹۳۳ میلادی باشد اظهار نمایم از طرف دیگر چون بیگانگان و عمال داخلی آنها برای تأمین اغراض خائنانه خود محتاج به اقدامات مقدماتی و به زمینه‌سازیهای خطرناک منجمله تغییر قانون اساسی بودند و از علاقه شدید ملت ایران به قانون اساسی بودند و از علاقه اینجانب در این باب مطلع بودند می خواستند بهر بهانه‌ای که باشد برای امکان تشکیل مجلس مؤسسان و تغییر قانون اساسی مرا از ایران دور کنند زیرا مطمئن بودند که با وجود اینجانب در مملکت مشکل است به آسانی بتوان بوسیله مجلس ساختگی و بی اساسی که روح ملت ایران از آن بیزار و مصنوع دشمنان ملک و ملت است بتوانند قانون اساسی یعنی خونبهای رادمردان و آزادیخواهان ایران را پایمال کنند توضیح واضح – نمایندگان محترم مجلس شورای ملی مستحضرند تا زمانی که ملت ایران بتواند آزادانه اظهار عقیده کند مجلس شورای ملی تحت فشار و شکنجه عمال اجنبی که ناچار باید لباس دیکتاتوری برتن کنند قرار نخواهد گرفت و عرق اسلامیت و ایرانیت نخواهد گذارد که هیچ فردی از افراد این مملکت بضرر خود قدمی بردارد. باین مناسبت اجانب بهتر و مؤثرترین وسائل پیشرفت مقاصد شوم خود را در علم کردن یک فرد مطلق العنان میدانند که بدست او مشروطیت و دموکراسی را تعطیل و به حقوقی که شرع و قانون برای مردم واجب و محترم شناخته پشت پا زده و اغراض فاسده خود را بر مردمی که از نعمت آزادی محروم شده‌‌اند تحیل نماید. برای اجتناب از طول کلام خلاصه مطالبم را در چند جمله بیان میکنم. اعلامیه‌های اینجانب یکی علیه غصب حقوق ملت ایران از طرف شرکت نفت و اعمال دسائس متنوع و رنگارنگ و دیگر علیه تغییر قانون اساسی و خط مشی مستمره اینجانب در مبارزه با زور و قلدری و بی اعتنائی به قوانین عمومی مملکت و لجام گسیختگی طبقه حاکمه و مزدور عقیده و نظریه اینجانب را بالصراحه روشن ساخته و محلی برای هیچگونه ابهامی باقی نگذارده و مردم ایران را از نیات اینجانب مستحضر نموده ملت ایران عموماً و مردم تهران مخصوصاً که تردیدی در ثبات عقیده و نیات اینجانب نداشته‌‌اند هر وقت فرصت بدست آورده‌‌اند جداً از عقاید این جانب پستیبانی کرده و در مبارزات اجتماعی تأییدم نموده‌‌اند چنانکه خاطر نمایندگان مستحضر است تا زمانیکه در تبعید بسر میبردم با انتخاب اینجانب یکبار به نمایندگی سنا و دوبار بنمایندگی مجلس شورای ملی و هم با تظاهر و تمایلی که در ورود اینجانب به تهران از خود ابراز کردند نشان دادند که زبان اینجانب زبان ملت ایران است و آنچه گفته و نوشته‌‌ام و هر عمل اجتماعی که بدان اقدام کرده‌‌ام بنمایندگی آنها و به تبعیت از افکار و عقاید آنها است. اکنون نیز بنا به تکلیف دینی و ملی و وظیفه اجتماعی بار دیگر بوسیله شورای ملی عقاید ملت ایران را در چند جمله به سمع عالمیان می‌رسانم

اولاً – نفت ایران متعلق به ملت ایرانست و بهر ترتیبی که بخواهد نسبت بآن رفتار میکند و قرارداد غیرقانونی که با اکراه و اجبار تحمیل شود هیچ نوع ارزش قضایی ندارد و نمیتواند ملت ایران را از حقوق مسلمه خود محروم کند

ثانیاً – مجازات کسانی را که برخلاف قانون و عدالت و بدون هیچ گناه باعث تبعید اینجانب و کسانی که با کشتن فخرآرائی مانع کشف دسیسه خائنین و ستمکاران شده با رعایت مقررات قوانین عمومی تحت نظر و مراقبت عده‌ای از وکلاء محترم مجلس خواستارم

ثالثاً – ملت ایران مشروطیت را با خون خود گرفته و زیر بار استبداد و دیکتاتوری نمیرود و البته با خون خود هم از آن دفاع خواهد کرد

رابعاً – مجلس مؤسسان با کیفیتی که همه از جریان انتخابات آن مسبوقند که چگونه با زور سرنیزه صورت گرفته اعتبار و اثری ندارد والسلام علی من اتبع الهدی.

سید ابوالقاسم کاشانی، این هم عقیده یک از بزرگترین رؤسای روحانیت است بعرض آقایان محترم رسید بنابراین معلوم نیست که با این دستگاه کدام یک از طبقات این مملکت موافقند اگر عقیده متقدمین را نسبت به تجدید نظر در قانون اساسی بخواهند این است که مرقوم فرموده‌‌اند و جناب آقای بهبهانی هم که فرزند یکی از مؤسسین مشروطیت ایران و در این مجلس نماینده مردم تهرانند و هم چنین حضرت آیت الله آقای آقا میرزا سیدمحمد بهبهانی هم همان موقع این نظریه را تأیید فرموده‌‌اند و چنانچه عقیده متجددین را بخواهند استنباط کنند این دسته و بلکه هیچ فردی از افراد این مملکت حاضر نیست که قانون اساسی با آن طرزی که مجلس مؤسسان تشکیل شد تغییر کند و من نمیدانم چرا آقایان محترم در تصویب طرحی که جلسه قبل پیشنهاد کرده‌‌ام تأمل فرمودند در صورتی که تصویب طرح من بزرگترین خدمتی بود که این مجلس میتوانست به مقام سلطنت از این نظر که نفاق و اختلافی که امروز بین چند نفر رأی دهنده باصل ۴۸ تجدیدی و ملت ایران است مرتفع شود و رفع محظور از مقام سلطنت انحلال مجلس را بخواهند و همه میدانیم که مجلس شورایملی هرقدر هم که بد باشد وجودش بهتر از نبودن است وبا اوضاع کنئنی دنیا هرپادشاه وهررئیس مملکت هرقدر که بتواند برای خود کمتر ایجاد مسئولیت کند درصلاح خود اووصلاح ملت است واما نسبت بسایر مطالب همه میدانند که دنیای امروز روی دو طرز یا دو رویه سیاست اداره میشود رویه مکتب قدیم این است که بعضی از دول بزرگ بایک عده از مردم متنفذ ویک عده مردم جا هطلب ومردمی که نفع وفایده خودرا برضرر یک جامعه ترجیح میدهند سازش کنند ونفوذ خودرا درممالک کوچک و ناتوان بوسیله این اشخاص مستقر نمایند واین عده از مردم هم بواسطه اینکه تحت الحمایه واقع میشوند از هرگونه ظلم وتعدی وبی عدالتی نسبت بهم وطنان خود وافراد مملکت خودداری ننمایند و برخلاف رویه مکتب جدید این است که با اکثریت مردمی که ناراضی هستند بسازند وآنه ارا برعلیه حکومت تحریک کنند وباوعده که برای افتاء آن دسته ظالم خدانشناس میدهند در مملکت استیلا پیدا نمایند و نفوذ خودرا برقرارنمایند من یقین دارم اگرخودمان دراوضاع کنونی تجدید نظر کنیم و در این وضعیت دلخراش تغییراتی ندهیم خواهی نخواهی وضعیت کنونی عاقبت برضرر ما تمام میشود این بود که پیشنهاد کردم دروهله اول اختلافی که بین مجلس مؤسسان وملت ایران واقع شده واگر ای ناختلاف رفع نشود به ضرر اعلیحضرت همایون شاهنشاهی تمام میشود بوسیله تفسیر دراصل ۴۸ قانون اساسی مرتفع شود و در یک از جلسات خصوصی که صحبت از اصلاحات پیش آمد پیشنهاد کردم ۵ نفر از نمایندگان مورد توجه مردم و با شهامت انتخاب شوند و در ظرف مدت معینی اوضاع و احوال کلیه وزارتخانه‌ها و بنگاه‌های دولتی را تحت مطالعه قرارداده و گزارش خود را به مجلس شورای ملی اساس اصلاحات شود این هم مورد توجه واقع نشد و باز پیشنهاد کردم که تا در قانون انتخابات و قانون مطبوعات و حکومت نظامی تجدید نظر نشود و آنها برطبق آمال و آرزوی ملت ایران اصلاح نشود لایحه نفت مخصوصاً لایحه ساعد و گس که از فرط گسی بذائقه هیچیک از افراد خواه با شرکت نفت دوست باشند یا دشمن سازگار نیست مطرح نشود آن هم مورد توجه واقع نشد. و من نمیدانم که بالاخره این مجلس برای اصلاحات این مملکت برای این که این عدم رضایتی که سرتاسر مملکت را گرفته است و ممکن است روزی این دستگاه فاسد را بکلی منفجر کند چه فکری کرده‌است من از نظر این که یک از افراد این مملکتم و یک از نمایندگان این ملتم استدعا میکنم که در این باب بیش از این مسامحه روا ندارند و هر چه زودتر تصمیمی که در صلاح پادشاه و مردم و مملکت است اتخاذ فرمایند من یقین دارم که این مسامحه بضرر ما تمام میشود و مجلس روزی به فکر اصلاحات خواهد افتاد که کار از کار بگذرد. عرض کنم من شنیده‌‌ام آقای منصور می خواهند امروز لایحه نفت را به مجلس پیشنهاد کند من از شما سؤال میکنم شما یک نفر وزیر مسئول این مملکت هستید وقتی که مجلس پانزدهم باین لایحه رأی نداد وقتی که نمایندگان مخالف انتخاب شدند و به مجلس آمدند رفراندم حقیقی ملت ایران بوده که برعلیه آن لایحه شده من آقای منصور را خیلی زرنگ می دانستم ولی باین اندازه زرنگ نمی دانستم که یک نخست وزیری از خود سلب مسئولیت بکند ویک لایحه‌ای که نخست وزیرسابق بمجلس آورده و مردود بوده ایشان امروز بمجلس بیاورند و شانه خود را از زیربار مسئولیت خالی بکنند آقای منصور جنابعالی خیلی زرنگ هستید و ما هم نماینده ملت هستیم و از شما خیلی زرنگتریم ما محال است که بگذاریم که این لایحه‌ای که شما باین ترتیب میخواهید بیاورید باین صورتیکه هیچ قانونیت ندارد در مجلس تقدیم شود وزیر مسئول باید لایحه‌ای که می آورد بگوید این عقیده من است من از این ملت حقوق میگیرم من از برنامه منافع بیشماری میبرم من از این مملکت استفاده بسیاری کرده‌‌ام و امروز وقتیکه وزیر مسئول هستم این عقیده من است این صلاح ملت است رفتم مذاکره کردم باین جا رسانیدم و کار را بصلاح مملکت تمام کردم آمده‌‌ام پیشنهاد میکنم و اینجا می گویم باین لایحه رأی بدهید در دنیا هم چو نخست وزیر مسئولی دیده نشده که بیاید از زیر بار شانه خالی کند بگوید به من مربوط نیست خودتان میدانید به من مربوط نیست این نمایندگان هستند باید برعلیه کمپانی حرف بزنند این وظیفه نخست وزیر دولت مشروطه است اگر جنابعالی نمی دانید خودتان بروید تحقیق کنید ببینید وزرای دول دیگر نخست وزیر آن دیگر در مقابل مجلس شورای ملی چطور انجام وظیفه میکنند خیلی سهل است که ایشان بیایند شانه از زیر بار مسئولیت خالی بکنند برای اینکه دو ماه هم بیشتر درسر کار بمانند و حقوق بیشتربگیرند ولی هیچ آدم شرافتمندی همچو کاری نمیکند شما وزیرید شما نخست وزیرید وظیفه شما این است که بروید با کمپانی مذاکره کنید و بگوئید که این لایحه در مجلس پانزدهم مورد توجه ملت ایران واقع نشد ملت ایران با این لایحه موافق نبود و این نمایندگانی که در تهران انتخاب شدند نمایندگان مخالف این لایحه بودند و این یک رفراندوم عمومی بود بیائید پیشنهاد خودتان را در صلاح عمومی و در صلاح این مملکت و در صلاح صلح بین المللی امروز ایران آقا یک محلی است که وثیقه صلح بین المللی است شما این را بدانید که اگر این لایحه نفت به ضرر ملت ایران تمام بشود جنگ بین‌المللی بشود و همسایگان دیگر از ما گله بکنند و شکایت بکنند جناب عالی تشریف ببرند و به وظیفه خودتان عمل بکنید یک نخست وزیر دولت مشروطه هستید تشریف بیاورید به این مجلس لایحه را تقدیم بکنید و از لایحه خودتان و از نظر خودتان دفاع بکنید والا خیلی سهل است که بنده بگویم ساعد یا گلشائیان اینطور نوشته‌‌اند من هم که عرضی ندارم و به نظر آقایان واگذار میکنم هر کاری که خودتان میخواهید بکنید تمام شد و رفت این وظیفه دولت مشروطه و نخست وزیر مشروطه نیست بروید آقا وظیفه خودتان را بشناسند و به مجلس بصورت یک نخست وزیر مشروطه بیایید

رئیس - آقا ی دکتر بقائی

دکتر بقائی - بنده چندین مطلب بود که میخواستم بعرض آقایان نمایندگان محترم برسانم و استدعای بذل توجه مخصوص بکنم اول موضوع دانشجویان دانشکده پزشکی است. آقایان محترم اطلاع دارند که در چندی قبل برای موضوع انترنی یعنی کارورزی یک اعتصابی بعمل آمد و بعد از آن یک اقداماتی شد یک وعده‌هائی باین اشخاص داده شد و این اعتصاب رفع شد بنده در جریان اعتصاب اولیه وارد بودم و خیلی خوشوقتم شدم از اینکه خاتمه پیدا کرد و با اولیاء ‌دانشکده پزشکی هم صحبت کردم که بعد از این یک عملی یکی کاری بکنند بملایمت و یک تعدیل بیشتری نسبت بدانشجویان بعمل بیاید تا اینکه نظایر این موضوع تکرار نشود ولی روی یک عللی که هنوز دلایلش برمن مجهول است یکدفعه آمدند وچند نفر از این دانشجویان را اخراج کردند اینها کسانی بودند که بنمایندگی از طرف سایر دانشجویان با مقامات دانشگاهی وارد مذاکره شده بودند یک اسمهائی روی اینها گذاشتند و بعضی ها را محروم از تحصیل کردند و بعضی ها را برای یکی دوسال اخراج کردند جوانانی که در یک سنینی زندگی میکنند که هنوز مثل بزرگترها روحشان آلوده نشده و همت و جوانمردی و آزادگی بیشتری دارند نتوانستند تحمل کنند که همکارانشان بجرم نمایندگی آنها اخراج بشوند باین جهت مجدداً اعتصاب کردند بند هدراین اعتصاب دوم شرکت نکردم بدلیل اینکه دراواخر اعتصاب اولیه بنده احساس یک تحریکاتی از طرف متقابل از طرف بعضی مقامات وجود داشت بنده نخواستم واردبشوم این حقیقت قضیه است که بعرض آقایان نمایندگان رسانیدم وامید وار بودیم که این قضیه بیک ترتیبی رفع شود تا این که چند روز پیش یکعده از این دانشجویان آمدند درمجلس متحصن شدند در یک جلسه‌ای درخدمت جناب آقای رئیس مجلس شورایملی نمایندگان آنها پذیرفته شدند بنده هم بودم سایر آقایان نمایندگان جبهه ملی هم تشریف داشتند صحبت کردیم وقرارشد که این کارراتمام بکنند و وعده‌هائی هم داده شد مذاکرات شود تا پریروز بنده شنیدم که زد و خوردی بعمل آمده است وی که عده‌ای را مجروح کرده‌‌اند بنده پریروز عصر یعنی عصر جمعه رفتم بیمارستان پانصد تختخوابی و در آنجا خودم دیدم این دیگر نه روایت است نه خبر مجعول است دو نفر از دانشجویان که بشدت مجروح شده بودند بوسیله باتون پاسبانها یکی بمغزش چند باتون خورده بود که یک حالت فراموشی ومیشود گفت شبه اختلالی پیدا کرده بود ودیگری کبد ومثانه‌اش معیوب شده بود حقیقت برای این موضوع نمیتوانم یک صفتی پیدا کنم که درقرن بیستم درجائی که ما با کمال وقاحت صحبت آزادی میکنیم صحبت دموکراسی میکنیم دانشجویان را کتک بزنند آقا پلیس بیاید دانشجویان را با باتون کتک بزند حقیقت من نمیدانم که دولت تا کی میخواهد راجع باین موضوعات خونسرد بماند تا بکجا برسد آقایان شما ها همه‌اتان یکی روزی جوان بودید یک عده اکثریت شما یک موقعی محصل بودید درس میخواندید میدانید که شخص محصل چه روحیه‌ای دارد نمیتواند قبول ظلم بکند قبول تبعیض بکند از شما از یک طرف میگوئید که مبارزه باکمونیزم میکنیم بسیار کارخوبی میکنید ولیشما این راهی را که پیش گرفته‌اید چهار اسبه مارا بسمت کمونیست پیش میبرد جوان وقتیکه ظلم را دید طبعاً میرود دریک دستگاه مخالف شما اگر میخواهید جلوگیری بکنید راهش این نیست که هرکس مخالفت کرد حرف زد فوری بگوئید که این تود‌ه‌ای بوده آنهائی که توده‌ای هستند من در همین مجلس گفتم آنها را بگیرید بیاورید محاکمه کنید گناهی نموده‌‌اند اعدامشان کنید و این بهانه را ازدست یک مشت شیاد بی هم هچیز بگیرید که اگرکسی زیر باریک تحمیلی نرفت فوری باین عنوان بگیرند این یگ چیزی است که دنیا را متأثر میکند که دانشجوی پزشکی که باید تحصیلات خودش را تمام بکند ومن وشما وبرادران وخواهران م ارا معالجه بکند این از دست پاسبان کتک بخورد بنده تقاضا میکنم که دولت بجای اینکه گوش بحرفهائی بدهد بجای اینکه درمجلس هم که نشسته‌‌اند صحبتهای آقای امامی را گوش بدهند بعرایض بنده توجه فرمایند اولاً تحقیق کنند رسیدگی کنند که چه کسی باعث شد هر کس باشد شدت باید تعقیب بشود این یک موضوعی نیست که بشود سرسری گذراند این دانشجویان ما ذخیره‌های حیاتی این مملکت هستند این جوانها جوانه‌های این مملکت هستند ونسل آتیه مملکت ماهستند که مملکت را اینها بایداداره بکنند بعقیده من دولت بایدکمال خوشوقتی را داشته باشد اگر یک دولت وطنخواهی باشد وماهاهم همینطور که یک اساسی پیش آمده که این دانشجویان برای احقاق حق خودشان متشکل شده‌‌اند ماباید خیلی خوشوقت باشیم وباین چیزهائیکه اینها حق دارند رسیدگی بکنیم وحقشان را بخودشان بدهیم اگریک جائی هم انحرافی حاصل هست باید اینها را در وهله اول راهنمائی کرد باید اولیای دانشگاه که پدران اینها هستند بابزرگواری ومتانت حل بکنند حقیقت من بی اندازه متأثر شدم وقتیکه با این دوجوان که دربیمارستان خوابیده بودند وحالاهم آنجا هستند روبرو شدم هرکدام از آقایان اگر گرفتاریهای دیگر مجال بدهد تشریف برند ملاحظه بفرمایند بنده انتظار داشتم که این دونفر که آنجا مجروح افتاده‌‌اند وقتیکه من وارد شدم فوراً شروع کنند بفحش دادن بدولت ودانشگاه وهرچه که هست برعکس دیدم باکمال ادب وباکمال متانت گفتند که مااز استادان خودمان هیچ گله‌ای نداریم یک سوء تفاهمی شده یک عده فکر اینها را مشوب کرده‌‌اند ماباستادان خودمان کمال کوچکی را داریم اینها پدران روحانی ها هستند ین دوجوان مضروب این حرفها را زدند ولی من آرزو میکنم که کاش یک دهم شعور این حرفها را زدند ولی من آرزومیکنم که کاش یک دهم شعور این دوجوان درسر آن کسانی بود که تحریک به اخراج این ۱۱ نفر دانشجو کرده‌‌اند درهر صورت امیدوارم که اولیاء دانشگاه به اسعه صدر از خودگذشتگی و متانت زودتر این را حل کنند و دانشجویان هم یقین دارم که با حس احترام و تمجید نسبت اساتید واولیای خودشان رفتار میکنند وامیدوارم که مقام دانشگاه از این حرفها برکنار باشد موضوع دیگری که میخواستم عرض کنم اینکه آقایان نمایندگان محترم بخاطر دارند که درجلسه یک هفته بعد از قتل مرحوم دهقان درموقعیکه هنوز افکار عمومی تحت تأثیر و هیجان این قتل فجیع قرار داشت بنده بعنوان دفاع مشروع دفاع از جان و حیات خودم که باصطلاح لژتیسم دفانس میگویند به فوق العاده یک روزنامه‌ای که منتسب به حزب منحله توده ایران است و بطور غیر مجاز و مخفی منتشر میشود استناد کردم علتش هم این بود که در آن نشریه اسمی از من برده شده بود و ضمن تشریح بعضی اسرار ترور مرحوم دهقان اینطور فرض شده بود که حسن جعفری مامور ترور کردن بنده و یک نفر دیگر بوده است و بعلت یک انقلاب روحی مرتکب قتل مرحوم دهقان شده است اشاره به ان نشریه فقط بعنوان دفاع مشروع بوده و به این عنوان آقایانیکه سابقه دادگستری دارند می دانند که برای رسیدگی بیک موضوعی هراطلاع وهرنامه‌ای ولو بدون امضا واسامی باشد باید طرف استفاده قرارگیرد وگمان میکنم یک همچو ماده‌ای باشد (شوشتری- بدون امضا خیر باید امضاء داشته باشد) ولی این عمل بنده موجب سوء تفاهمی درخارج شد البته بنده از روزنامه‌هائی که این موضوع را حربه قراردادند برای اینکه بمن حمل هکنند یا به جبهه ملی حمله کنند هیچ گله‌ای ندارمچون اینها وسیله وسیله ارتزاقشان همین حملات به ماهست زیرا اگر این حملات بهم انباشد کسی به اینها پول نمیدهد نه از شرکت نفت نه از رکن دوم ستاد که این روزنامه‌ها را منتشر کنند وبخودی خود تعطیل خواهد شد (ابتهاج – آنها هم همین حرف را میزنند) صحیح است جناب آقای ابتهاج شهردار سابق تهران (ابتهاج – افتخاربنده است) ولی چیزی که باعث این مطلب را بنده در اینجا عرض کنم این است که رادیو دولتی پریشب باهمان صدای ناهنجار وآن لاطائلات را که د رخارج از ایران نسبت به مقدسات ملی ما منتشر میکرد باهمان صدا از این اقدام من سوءاستفاده کرده و مرا بلند گوی حزب توده قلمداد کرده بنده از این فرصت استفاده میکنم که اعتراض شدید خودم را ازپشت این تریبون بعرض مجلس شورایملی نسبت به این شایعات واتهامات برسانم وتصریح میکنم که از همان موقعیکه حکومت آقای ساعد را بعنوان خیانت بکشور استیضاح کرده بودم روش سیاسی خودم را مخصوصاً نظر وعقیده خودم را نسبت به احزاب دست چپ که متعصب ومؤمن بدیکتاتوری سرخ واولیای کرملین میباشد روشن کرده وازآقایان اجازه میخواهم که یک جمله از استیضاح خودم را بعرضشان برسانم چون دررادیو مطرح شده بنده مجبورم دوباره مطرح کنم این جمله را می خوانم (موضوع دیگری که برای آخرین بارتذکر میدهم غیرمستقیمی است که دولت بوسیله رادیو سعی میکند مرابدست چپ وبه بیگانگان ببندد درباره این اسناد واین عملی که صفتش را عرض نمیکنم که نگویند توهین کرده‌ای من حاضرم که ملت ایران مرا درهمین بهارستان بعنوان خیانت و وطن فروشی سنگسار نمایند اگر چنانچه جناب آقای سردار فاخر رئیس محترم مجلس که درتمام مراحل سیاسی ناظرفعالیتهای من بودند وجناب آقای ساعد نخست وزیر که فعلاً سناتور هستند و جناب آقای دکتر طاهری وزیر مشاور که فعلاً نماینده مجلس هستند حاضرشوند وجداناً پشت این تریبون مقدس شهادت بدهند که من بنحوی از انحاء دوستی یا علاقه سیاسی بروش همسایگان شمالی دارم و شرافتمندانه میخواهم که این قسمت از عرایض بنده را که اگر شرافتی هست عیناً در رادیو بگویند)دنباله‌ای هم دارد که بعرض آقایان نمیرسانم چون شرافتی دراندولت نبود این عرایض بنده را دررادیو نگفتند ول مدارکی که برعلیه من تهیه میشد شب و روز دررادیو زمان حکومت آقای ساعد می گفتند همان عرایض را که درآن دوره گفتم در اینجا نیز تکرار میکنم و همان تقاضا را الان هم بنده تکرار میکنم همان طور که دران دوره گفتم در این دوره تکرار میکنم من مدرک نمی خواهم این کافی است جناب آقای سردار فاخر و جناب آقای دکتر طاهری و جناب آقای ساعد بیایند بدون قسم به دوم دلیل اینجا شهادت بدهند بنده به این تسلیم میشوم ولی اگر چنانچه شهادتی ندهند باید جلوی لاطائلات رادیو را جناب آقای منصور بگیرند مخصوصاً بعد از این تجربه تلخی که راجع به رادیو فرمودید که اگر عرایض ما را زودتر گوش داده بودید البته آن حرفهائی که در رادیو راجع بپولهای مخفی و بودجه‌های مخفی (فرامرزی – این را باید تذکر بدهند که چطور رئیس تبلیغات دولت دررادیو بدولت حمله میکند) حقیقت گفته آقا حقیقت گفته (خنده نمایندگان) اگر حقیقت نبود زودتر برش داشته بودند ولی اینجا یک موضوعی پیش می آید که جناب آقای نخست وزیر سه مرتبه در این مجلس که دفعه آخرش همین پریروز بود فرمودند که مسافرت او بخارج بهیچوجه در این زمینه نبوده است که اختیاری داده باشند در باب نفت با ایشان صحبتی نشده است ولی جناب آقای ارباب شاه بهرام شاهرخ پشت رادیو رادیو صراحتاً فرمود که جناب آقای نخست وزیر کلمه دروغ نمیگویم البته حقیقت را نفرمود یا خلاف حقیقت فرمودند یا جناب آقای شاهرخ نمیشود گفت که هر دو راست گفتند یا جنابعالی حقیقت را نگفته‌اید یا او اگر جنابعالی حقیقت را گفتید باید آن شخص را نه تنها برای اهانتهائی که به مجلس کرده برای سایر چیزها و همین موضوع و برای حفظ شرافت شخصی خودتان تعقیب بکنید که نتواند یک کسی پشت رادیو اظهار صریح رئیس دولت را که میگوید من راجع به نفت به او دستوری داده نداده‌ام او پشت رادیوی دولتی بگوید بمن دستور بودند این بسته به این است که ببینیم تعقیب میشود یا نه قضاوت کنیم موضوع دیگری که میخواستم عرض کنم راجع به ترور مرحوم دهقان است آقایان تصدیق میفرمایند که هنوز بعد از ۲۲ روز ابر ابهام سنگینی و پرده‌ای روی این ترور کشیده شده و هیچکس به قصور و مسئولیت خطیر دستگاه شهربانی و دستگاه قوه قضائیه آنطوریکه شایسته است اعتراضی نمیکند آقایان همان طوریکه یکمرتبه دیگر عرض کردم ما نباید بنشینیم که دو سال دیگر راجع باین موضوع صحبت کنیم این موضوع الان در جریان است تا وقتیکه این اسرار کشف نشود و محرک حقیقی قتل مرحوم دهقان مکشوف نگردد ما مردم همچنان در حال نگرانی و اضطراب باقی خواهیم بود و هر زمانی بیم این میرود که سیاست‌های مخوت و متضاد قصد جان ما را بنماید و بمرکز حکومت ملی لطمه تازه‌ای وارد سازند بنابراین من علاقمند هستم بعنوان وظیفه اجتماعی که بر عهده هر کدام از ما است تقاضا کنم که هر چه زودتر محاکمه قاتل بدادگاه جنائی که تنها صلاحیت رسیدگی این موضوع را دارد احاله گردد تا در ضمن تحقیقات و رسیدگیهای قانونی راهی بحقیقت بیابیم و بهمین دلیل دو سؤال از مقام وزارت دادگستری و کشور کرده‌‌ام که تقدیم ریاست مجلس شورایملی مینمایم که هر چه زودتر دستور فرمایند که دولت برای جواب حاضر شود یک موضوع دیگری باقی است که آن را میخواهم خدمت آقایان عرض کنم وآن اینست که به کوری چشم بنده و کلیه فضولهائی که بخواهند در امور مملکت دخالت کنند و مانع سوءاستفاده‌ها و خیانتها و دخالتهای کشورهای بیگانه در امور ما بشوند بالاخره با کمک یک تصویب‌نامه هیئت وزیران آن قرارداد کذائی مربوط به لکوموتیو که در پشت همین تریبون عرض کردم امضای آن قرارداد خیانت به کشور است به کمک یک تصویب‌نامه به امضا رسید اصولاً اگر یک عملی مطابق موازین قانونی و مقررات باشد و وسوسه‌ای نداشته باشد احتیاجی بصدور تصویب‌نامه مخصوصی ندارد. تصویب‌نامه میدانید آقایان برای چیزیهای خیلی استثنائی وچیزهای پیش بینی نشده است برای این قرارداد که بنده اعلام کرده‌‌ام ومجدداً اعلام میکنم که کسانی که وارد درکار این قرارداد بوده‌‌اند خیانت کرده‌‌اند وحاضرم اینرا در هر محکمه‌ای که میخواهید ثابت کنم برای این قرارداد سه تصویب‌نامه صادرشده: تصویب‌نامه اولی از دولت آقای ساعد صادرشد برای اینکه معامله باکارخانه‌ای که حائز حداقل و برنده مناقصه بود نشود و معامله با کارخانجات انگلیسی صورت بگیرد تصویبنامه دوم درخدمت جناب آقا منصور صادرشد که این لکوموتیو ها را ازانگلستان که میخرند بقیمت هشتاد هزارلیره گرانتر بخرند این را هم ما قبول داریم البته چون بعضی از رجال ما نوکر انگلیس هستند بایستی باجی بدولت انگلیس بدهیم مااینرا هم قبول داریم ولی این تصویب‌نامه سومی چیزعجیبی بود بالاخره چندین سال است که در قسمت راه‌آهن و چه چیزهای دیگرهزاران قرارداد با خارجه بسته شده من نمیدانم چه لزومی دارد که ما برای این قرارداد بخصوص باید تمام مقررات را زیر پابگذاریم آقایان میدانند که هر قراردادی که بسته میشود یک ضمانت اجرائی لازم دارد وبرای مدت تحویلش هم اگر تأخیری داشته باشد یک جریمه تذخیر آن تصویب‌نامه دومی که صادر شد ممکن بود بگویند اما چون راه‌آهن الان سه سال است داد وفریاد زدند که اشیاء ولوازم دارد و راه‌آهن دارد از بین میرود اگرلکوموتیو نداشته باشد چطور میشود فلان میشود. ما نتوانستیم از آنها بخریم اینها ۸۰ هزارلیره گرانتر دادند ما خریدیم تااین جایش را مانتوانستیم قبول کنیم ولی این تصویب‌نامه سومی که همین چند روز صادرشده از فروشنده لکوموتیوها تضمین و تعهد نگیریم و جریمه تاخیر مطالبه نشود و به حسن نیت انگلیسیها اکتفا بکنیم برای اینکه معرف این کارخانه وزارت تجارت انگلستان بوده است و راجع بحسن نیت انگلیسیها هم در اجرای تعهدات سال‌های سال است که آقایان همه شاهد و ناظر بوده‌‌اند وهمه ئنیا هم حسن نیتشان را شناخته‌‌اند احتیاجی به معرفی ندارد یک شاهد حسن نیتشان ۲۴ لکوموتیوی است که در ۱۳۱۹ بما فروخته‌‌اند که حالا یک قرارداد عجیب و غریبی بسته شده است البته قبل از وزارت جناب آقای دکتر منوچهر خان اقبال، یکی موضوع لوله کشی تهران است، یکی موضوع بانداژ راه‌آهن است و چندین موضوع دیگر که کمال حسن نیت را در عدم انجام این قراردادها نشان دادند معذالک باز هم با آنها قرارداد بستیم که احتیاج به تضمین و جریمه تأخیر ندارد اما علت اینرا هم خدمت آقایان عرض کنم علتش این است که همانطوری که عرض کردم کارخانجات انگلیسی زودتر از سه سال دیگر هیچ جنسی را نمیتواند تحویل بدهد توی این قراردادی که نسخه اولیه‌اش به امضای مستر ریگبه رسید ایشان به لندن تشریف بردند و بنابراین بود که همین قرارداد که میبرند به امضا برسد و در این تصویب‌نامه یک تحریکاتی کردند که یک تغییراتی داده شود و یک طرح دیگری امضاء شود توی قرارداد مستر ریگبه رسیده شد خیانت اولیای وزارت راه بنگاه راه‌آهن را ثابت میکند طبق یکی از آن مواد نوشته است که ۱۶ ماهه تحویل میدهیم ولی ضمانت اجرا همان حسن نیت است یک ماده دیگر نوشته است پولی را که باید حالا بپردازیم یک میلیون و سیصد هزار لیره بود و تا ۳ سال حق برگرداندن این پول را نداریم اینها که ۱۶ ماهه فروختند چرا تا ۳ سال حق برگرداندن نداریم من نمیدانم چر او اگر در سر ۱۶ ماه تحویل بدهند که دیگر ما حقی به این پول تا ۳ سال دیگر نداریم نمیخواهد این واضح است اگر آقای دولتشاهی یک گندمی را سلف فروخته که سرخرمن تحویل بدهند و پولش را هم تحویل گرفته خوب باید گندم را سرموقع بدهند سرخرمن بدهد اگر سرموقع دادن پول هم مال خودشان است ولی در آن قرارداد فروش گندم مرقوم بفرمائید که زودتر از ۲ سال طرف حق ندارد مطالبه پول خودش را بکند یعنی چه؟ یعنی اینکه زودتر از ۲ سال شما خیال ندارید گندم را تحویل بدهید این قرارداد به اندازه‌ای مفتضح است که هیچ جوابی نمی شود برایش داد ممکن است بیایند یک سفسطه‌هائی بکنند ولی اگر بخواهند جواب بدهند بنده اول از این آقای دکتر اقبال سؤال میکنم شما چرا مدت ۴۵ روز پرونده‌های مربوط به مناقصه را در کشو میز خودتان نگاهداشتید تا دستور اربابتان برسد شما خیانت میکنید.

رئیس - آقای دکتر بقائی وقتشان تمام شده.

دکتر بقائی – آقا جواب ندارند بدهند

رئیس – بنده گفتم وقتشان تمام شد

دکتر بقائی - عرض کنم

رئیس – چیزدیگری نفرمائید وقتتان تمام شد. آقای آصف در اینجا نفر چهارم اسم‌نویسی کرده‌‌اند ولی مطابق آئین نامه جدید ۳ نفر بیشتر نمی توانند صحبت بکنند اول آقای مکی بودند که وقتشان را بجناب آقای دکتر مصدق دادند و بعد هم آقای دکتر شایگان که قسمتی از وقتشان را بجناب آقای دکتر مصدق و قسمتی را هم به آقای دکتر بقائی دادند و بعد هم آقای دکتر بقائی دیگر مطابق آئین نامه جدید نفر چهارم نمی تواند صحبت کند.

وزیرراه - (دکتر اقبال) بنده در این خصوص باید جواب عرض کنم.

– بیانات آقای دکتر اقبال و نخست‌وزیر در جواب مطالب قبل از دستور[ویرایش]

۳ – بیانات آقای دکتر اقبال و نخست‌وزیر در جواب مطالب قبل از دستور

رئیس – وارد دستور میشویم آقای دکتر اقبال

وزیرراه (دکتر اقبال) – بنده خیلی متأسفم که وقت مملکت بیک مذاکرات و مشاجرات شخصی میگذرد بنده در چند جلسه قبل راجع به تذکری که آقای مکی در تاریخ پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت در پشت تریبون ضمن نطق قبل از دستورشان را داده بودند جریان امر را طبق دستوری که دولت داده بود به عرض مجلس شورای ملی رساندم و در همان جلسه از مقام ریاست استدعا کردم مخصوصاً که یک پیش‌آمد کرده بود که جناب آقای دکتر شایگان رفیق عزیز بنده و آقای مکی و آقای دکتر بقائی اعلام جرم کرده بودند نسبت به این موضوع از مقام ریاست مجلس شورای ملی استدعا کردم که کتباً امر بفرمایند تمام پرونده امر را از اول تا آخر بیاوریم در مجلس و هر کمیسیونی که مجلس شورای ملی صلاح میداند و طبق آئین‌نامه‌ایست رسیدگی بکنند این درست نیست واله که هرروز بیایند در پشت این تریبون و هی دادبزنند ارباب، آقا من یک ارباب بیشتر ندارم و آن ملت ایران است (دکتر بقائی – علت اینکه پافشاری در تصویب این قرارداد دارید چیست؟) این را هم رسیدگی بکنید یک عده‌ای از مهندسین که میخواستند از فروشتال رشوه بگیرند من نگذاشتم آن مهندسینی که پرونده را ۳ روز در دفتر روزنامه شما گذاشتند چون من اطلاع پیدا کردم آن مهندسین خائن را نگذاشتم که رشوه بگیرند والسلام من نفع مملکت و راه‌آهن را میخواستم من هیچکاره هستم تمام آنها را مهندسین راه‌آهن مدیرکل راه‌آهن تمام آنها را گزارش دادند یک کلمه اگر شما در پرونده دیدید که من نوشتم این را از آنها بخرید بنده هرچه بگوئید قبول دارم

دکتر بقائی- شما تصویب‌نامه را به هیئت دولت بردید

دکتر اقبال ـ تمام اینها را دولت آقای ساعد و در دولت جناب آقای منصورالملک دولت تصمیم گرفته بمن ابلاغ کردند اجراکردم شما می آئید داد میزنید ارباب، ارباب این خوب نیست آقا والله خوب نیست، به شرافت همه‌امان خوب نیست ما هر روز از صبح تا شب جان میکنیم در این مملکت زحمت میکشیم بعد هی می آئید پشت این تریبون مجلس و می گوئید ارباب، ارباب این اصلاً شایسته وشأن این مملکت نیست که این حرفها زده شود این حرفها را نزنید ما ایرانی هستیم برای این مملکت باید جان بکنیم و جان هم خواهیم کند و با این حرفها هم ما از میدان در نمیرویم هی داد بزنید ارباب، ارباب بنده یک ارباب بیشتر ندارم و آن ملت ایران است باز هم به شما می گویم ملت ایران ملت ایران (صحیح است احسنت)

رئیس – آقای نخست وزیر

نخست وزیر - بنده هیچوقت میل ندارم که دنبال یک صحبتهائی بروم که اسباب تشنج و اخلال نظم جلسات مذاکرات مجلس شورایملی بشود و خاطرهائی آزرده بشود اما متأسفانه میبینم که غالب مذاکرات در این جا طوری است که ایجاد نگرانی میکند و بنده از نقطه نظر خدمتگزاری و خیرخواهی مملکت و تمام آقایان این رویه را مناسب نمیدانم ممکن است خیلی حرف‌های صحیحی باشد خیلی مطالب اساسی و مفیدی باشد اینها تصور میکنم که بانیش و یا سیخ ویا اینطور چیزها اظهار شدنش خوب نیست (صحیح است) و یک قدری هم حقایق را منقلب میکند در صورتی که مطالب صاف و پوست کنده و ساده گفته شود به عقیده بنده خیلی بهتراست (صحیح است) بنده در دو جلسه قبل راجع به نفت یک عرایضی کردم به مجلس و این را بطور قطع عرض میکنم که هیچ نظری نداشتم جز انجام وظیفه و صلاح مملکت بنده چه عرض کردم گفتم که یک مطلبی معوق مانده و اینطور معوق ماندن به صلاح مملکت نیست زیرا که این منبع عایدی مملکت است البته ما باید سعی بکینم هر چه زودتر این حق خودمان را بگیریم و هر چه ممکن هست البته هیچکس تردید نباید داشته باشد که بتوانیم زیادتر بگیریم (صحیح است) این قضیه در این زمان بنده یا در این دوره تقنینیه مطرح نشده بنده این را هم از روی کمال حقیقت گفتم و زرنگی تویش نبود یک مطلبی است در دوره پانزدهم تقنینیه مطرح شده و این معوق مانده (مکی – تکلیفش معلوم شد رد شد اینجا جوابش داده شده) (فقیه‌زاده – بگذارید حرف بزند آقای مکی) التفات کنید یک مطلبی در مجلس مطرح شد و آن مطلبی تمام شده تلقی میشود که منتهی بشود به تصمیم مجلس اعم از مثبت و منفی بنده هم حق داشتم بگویم یک مطلب معوقی است حالا اگر همین مجلس هم میخواهد رد بکند من مدعی نیستم من حقیقت را گفتم چرا گفته بشود زرنگی، این چه زرنگی است حقیقت گوئی مگر زرنگی است بالاخره اگر تدبیری هم در کار باشد این سوءتعبیر نباید بشود بنده عرض میکنم چه گفتم بمجلس وچه خواستم عرض کردم این مطلب باید تکلیفش معلوم شود (‌مکی – خودتان موافقید آقا؟) گوش بدهید آقا بالاخره باید که کمیسیون خاصی تشکیل بشود (مکی – عقیده خودتان را بگوئید) و در آن کمیسیون مطرح بشود مطرح که شد البته له و علیه دارد هرکسی ایراداتی دارد توضیح میدهد مخالفش معلوم میشود الان هم تقاضای دولت ما این است که یک کمیسیون خاصی تشکیل بشود از نمایندگان مجلس مرکب از نمایندگان شعب که (دکتر مصدق – که مسئولیت لوث بشود) که در واقع از تمام مجلس شورای ملی است برسند به این قضیه و گزارش بدهد به مجلس و تکلیف این قضیه معلوم بشود اما این که فرمودند مذاکراتی با آنها بشود البته دولت مذاکراتی هم کرده است و بالاخره صلاح میداند به این که قضیه وقتی که آمد به کمیسیون در اطراف آن بحث بشود و مطالعه بشود، دقت کافی بشود آنوقت رأی مجلس درین باب معین بشود بعقیده بنده دراینکار هیچ تذملی نباید بشود اینحرف ناحسابی نیست، این تحمیلی نیست، این تضییع حق ملت ایران نیست بلکه تحکیم حق ملت ایران و الان هم بنده با کمال ضمن الامر از مجلس شورای ملی تقاضا میکنم از مقام ریاست که دستور بفرمایند این کمیسیون خاص از نمایندگان شعب تشکیل بشود و به این کار رسیدگی بکند و تکلیف این کار را معین بفرمایند این یک عرض بنده، مطلب دیگر راجع به اشاراتی بود که آقای دکتر بقائی در ضمن نطق خودشان کردند و استناد کردند به یک حرفهای پوچ بی اساسی که به عقیده من شایسته نبود در کرسی نطق مجلس شورای ملی اظهار بکنند (دکتر بقائی – در پشت رادیو شایسته بوده؟) اگر ما پی ایراد گیری و بهانه باشیم میدان خیلی وسیع است اگر بخواهیم وقت خودمان را صرف این حرفهای بیمورد بکنیم که متشنج میکند محیط مملکت را بایستی سعی کرد و مساعد کرد برای انجام کارهای مثبت و مفید اما این چه معنی دارد هر حرفی را که میشنود بیاید اینجا بگوید، من که یک مقام رسمی، یک شخص رسمی، رئیس دولت ایران هستم این اظهار را کردم که بهیچوجه من‌الوجوه دستوری راجع به نفت به کسی داده نشده است که برود به اروپا (صحیح است) حالا اگر یک کسی بخواهد برای رفع ایراد یا نمیدانم عنوان و اظهاری بیاید یک اظهاری بکند که آن اظهارش هم (دکتر بقائی – از مقام رسمی بوده) مقام رسمی کدام است (دکتر بقائی – رئیس رادیو بوده) کسی که به وظیفه خودش عمل نکند، درمقام رسمی باشد ولی یک حرف غیرمنطقی و غیراصولی بزند. (دکتر بقائی – باید ثابت بشود) ثبوت ندارد آقا شما سندی دارید یا مدعی سندی دارد؟ چیزی که به او دستور داده شده است اینست که تقاضا کرده بود برای رفع احتیاجات دستگاه رادیو برود و چیزهائی بخرد چیزی که به او نوشته شده اینست، پس سند اینست سند اظهارات هوائی که نیست بنابراین جا ندارد که آقا این عنوانات را اظهاربکنند (دکتر بقائی – پس باید محاکمه‌اش بکند، این نمیشود آقای منصور چون دومقام رسمی دوحرف متضاد زده‌‌اند یکیشان دروغ میگوید) یک کسی که در اداره برخلاف وظیفه رفتار بکنید، اومورد تعقیب اداری واقع میشود چنانکه اینجا شده است سانکسیونش این بوده این دیگر گمان میکنم برای سرکار یا هر آدم نکته‌جوئی کافی است، اگربخواهیم یک حرفهای واهی را شاخ و برگ بدهیم و میدان به آن بدهیم اینکه صحیح نیست (دکتر بقائی – آن قسمت راجع باعتبارات آن چیست ؟ بالاخره اطلاع دارد از اعتبارات، رئیس تبلیغات مگر رئیس اعتبارات هم هست؟ مگر هر درخواستی که صادر میشود یک نسخه‌اش میرود پیش او ؟ مگر کنترلور مالیه هم هست شما چرا اینقدر.. . (فرامرزی – زبان دولت است، تبلیغات زبان دولت است) زبان دولت وقتی است که.. . (دکتر بقائی – دیگر وقت ندارد آقا) (همهمه نمایندگان) تکذیب من را قبول نمیکنید ؟ (جمعی از نمایندگان – قبول داریم) خوب، قبول دارید تمام شد و رفت من هم عرضی ندارم آقا تقاضا میکنم از آقای رئیس که دستور بفرمایند کمیسیون تشکیل شود

دکتر بقائی - باید محاکمه شود تا معلوم شود که دروغ گفته

- مذاکره درباب ارجاع موضوع نفت به کمیسیون[ویرایش]

۴ - مذاکره درباب ارجاع موضوع نفت به کمیسیون

رئیس - درخواستی که آقای نخست وزیر کرده‌‌اند منطب با ماده ۴۱ است که قرائت میشود (بشرح زیر قرائت شد)

ماده ۴۱ – دراول هردوره تقنینه هیئت رئیسه صورتی از طرحها ولوایحی را که دردوره سابق معوق مانده دراختیار نمایندگان می گذارد وصورتی نیز برای دولت ارسال میدارد، هریک از آن طرحها یا لوایح که لزوم تجدید آن به وساطت پانزده نفراز نمایندگان یا بدرخواست دولت تقاضا شود بترتیب مندرج درآئین‌نامه بکمیسیونهای مربوطه ارجاع ومورد شور قرارمیگیرد

سالاربهزادی- دولت اول باید وزیر دارائی را معین بکند

رئیس - برای اطلاع آقایان این ماده خوانده میشود که این درخواست دوت منطبق با این ماده است

دکتر بقائی - منطبق با این ماده نیست

رئیس - اما کمیسیون خاص باید بارأی مجلس باشد وقتی مجلس رأی داد انتخاب میشود

دکتر بقائی - منطبق با این ماده نیست اجازه بدهید توضیح بدهم

رئیس – یکمرتبه دیگر این ماده را قرائت میکنیم آقایان گوش بدهید (ماده ۴۱ بشرح سابق قرائت شد)

کهبد- باید بکمیسیون اقتصاد برود جمال امامی - بنده مخافم رئیس - آقای تیمورتاش دراین قسمت نظری دارید؟

تیمورتاش - بنده عرضم خیلی مختصر است وآن اینست که رئیس دولت درخواست میکند کمیسیونی برای رسیدگی بیک امر خاصی تشکیل شود. این درخواستی است که رئیس دولت کرده است و بنظر بنده همانطور که فرمودند میتواند وحق دارد که این درخواست را بکند حالا اگر قراراست که مجلس دراین زمینه رأی بدهد که این کمیسیون باید باشد یاباید نباشد بنظر بنده زیاد لازم نیست برای اینکه این موضوعی است که هنوز درمجلس طرح نشده چون راجع به بررسی ورسیدگی درخواستی نشده هیچ اشکالی ندارد.

رئیس - آقا مکی بفرمائید (جمعی از نمایندگان – رأی برای چیست؟) آقایان آئین‌نامه را گرفته‌اید گذاشته‌اید توی خانه‌اتان، اگر میخواهید بفهمید برای چیست که هردفعه ما اینقدر اینهارا مطرح نکینم خواه میکنم یکدفعه هم که منزل هستید این را مطالعه کنید دوباره ماده را بخوانید آقای صدرزاده (ماده ۴۱ بشرح سابق قرائت شد)

رئیس - حالا ماده ۴۰ را هم قرائت میکنیم که چرا رأی میگیریم. (ماده ۴۰ بشرح زیرقرائت شد)

ماده ۴۰ – مجلس به ملاحظه اهمیت هرطرح یا لایحه قانونی میتواند بجای ارجاع به کمیسیون دائمی مربوطه با درخواست رئیس مجلس با پیشنهاد پنج نفر از نمایندگان رأی بدهد که از هر شعبه یا کمیسیون دو یا سه نفر برای عضویت کمیسیون مخصوصی جهت رسیدگی به آن طرح یا لایحه انتخاب شود و هرگاه طرح یا لوایحی قانونی جدید مشابهی پیشنهاد شود توسط رئیس بهمان کمیسیون ارجاع میگردد بلزوم انتخاب مزبور بعد از توضیح مختصر رئیس یایکی از امضا کنندگان و نطق مختصر رئیس یا یکی از امضا کنندگان و نطق مختصر یک مخالف رأی گرفته میشود.

رئیس – پس باید کمیسیون با رأی مجلس باشد و یک مخالف هم توضیح بدهد (نورالدین امامی – بنده بموجب همین ماد هاخطار آئین نامه‌ای دارم) بفرمایئد

نورالدین امامی - دولت صلاحیت ندارد اینکار را بکند به موجب درخواست رئیس یا ۵ نفر از نمایندگان اینکار را باید بکنند

رئیس - با رأی مجلس است، بنده هم اگر تقاضا کنم باید مجلس رأی بدهد. بفرمائید آقای مکی

مکی - اجازه بدهید آقایان، اولاً این طرح مطابق همین آئین نامه قابل طرح نیست درمجلس برای اینکه در همین ماده که خوانده شد می گوید اول دوره والان ۵ ماه از اول دوره گذشته و اول دوره نیست ثانیاً گذشتن قوانین در مجلس یک تشریفاتی دارد این لایحه با چند کمیسیون کاردارد با کمیسیون بودجه کاردارد برای اینکه دخل و خرج مملکت روی این لایحه باید حساب شود به کمیسیون خارجه باید برود برای اینکه با یک کمپانی خارجی است یعنی با یک دولت بیگانه است که نقاب یک کمپانی را برویش انداخته است، به کمیسیون اقتصاد ملی باید برود چون در تجارت مملکت و در اقتصاد مملکت تأثیر دارد، این قانون سیر خودش را درآن دوره نکرده وای نقانون را روی فرس ماروژ بمجلس آوردند وخواستند اینرا بحق ملت ایران بچسبانید، متأسفانه از نظر شرکت نفت وخوشبختانه از نظر ملت ایران نتوانستند یعنی برای ملت ایران قابل هضم نبود، یک کتاب راجع باین قرارداد ایراد هست که راجع باین لایحه گفته شده حالا دولت بگوید که این برود بیک کمیسیون مخصوصی همین؟ جواب این ایرادات باید داده بشود ما اعتراض داریم که شرکت نفت حقوق ملت ایران را غصب کرده و نسبت بما حتی از ابن سعود، از بحرین از کشورهائی که جمعیتشان، شهرتشان، نمیدانم سایر چیزهایشان نه تنها باما قابل مقایسه نیست بلکه درحکم یک شهرستان ایران هم حساب میکنند انوقت ما بیاییم اینجا بنشینیم واین خیانت بزرگ را نسبت بملت ایران بکنیم بگوئیم ۶ شیلینگ بگیرید حتی از بحرین هم کمتر بگیرد با ونزوئلا مقابل مقایسه نیست ونزوئلا پنج دلار و هفت سنت میگیرد این خیانت به ملت ایرانست و خیانت به نسلهای آینده ایرانست واین حق مانیست که اینکار را بکنیم واگرهم بکمیسیون خاصی می خواهند ببرند اول دوره باید دولت تقاضا کرده باشد

رئیس - آقای جمال امامی (صفائی – بند هاخطار نظامنامه دارم) طبق چه ماده؟(صفائی – طبق ماده ۴۱) ماده ۴۱ اخطار نظامنامه نیست بفرمائید آقای امامی

جمال امامی – تاروزی که اصول سمبل از اینمملکت رخت برنبندد ما نمیتوانیم پیش برویم، در این موضوع هم سمبل از طرفین است بنده استنباط کردم که آن آقایان میخواهند این قضیه مطرح نشود این آقایان هم میخواهند برود در کمیسیون، برود در کمیسیون چه بشود، شما میدانید بنده هم میدانم، وکلا هم می دانند که این طرحی که داده‌‌اند قابل قبول مجلس شورای ملی نیست (صحیح است) پس بنابراین برود به کمیسون چه کند؟ دوماه برود در کمیسیون معطل بشود بعد بیاید اینجا بگوئیم آنرا ببرید بروید یک ماه دیگر صحبت کنید بیائید اینجا سه ماه دیگر هم اینجا معطل بشویم ملت ایران هم برهنه بماند، این بازی این آقایان است، سه ماه دیگر هم برود چهار ماه بعد هم باز بیاید اینجا همین کشمکش را داریم مجلس هم خاتمه پیدا میکند شرکت نفت هم پولش در جیبش ما هم برویم بمیریم. بنده مخالف این هستم که برود به کمیسیون بنده موافقم که مجلس شورای ملی فوراً تصمیم بگیرد که این طرح قابل قبول نیست و منافع ما را حفظ نمیکند، منافع ما را تأمین نمیکند و اختیار بدهند دولت یک ماه برود مذاکره کند طرح جدیدی بیاورد به مجلس و بگذاریم به مجلس و بگذاریم صدای این آقایان بریده شود

رئیس - تامل بفرمائید یک ماده ۲۲ هم راجع به کمیسیونهاست که قرائت میشود (بشرح زیرقرائت شد)

ماده ۲۲ - کمیسیونها بعد وزارتخانه‌ها به انضمام کمیسیونهای عرایض و بودجه و کمیسیون محاسبات مجلس و کمیسیون اموراستخدام و کمیسیون اموراجتماعی در هر سال مقارن انتخاب هیئت رئیسه در مجلس یارای مخفی و اکثریت نسبی برای مدت یکسال انتخاب میشوند. عده اعضای کمیسیونها باستثنای کمیسیون عرایض و محاسبات که ۶ نفر خواهند بود مطابق تشخیص هیئت رئیسه از دوازده الی هیجده نفر خواهند بود. علاوه بر کمیسیونهای مذکور مجلس می تواند در مورد احتیاج کمیسیون‌های فوق العاده و مخصوصی برای وظایف معینی انتخاب نماید

رئیس - بهرحال این اختیارهمیشه با مجلس است ولی بنده میبینم آقایان متوجه این مواد که با هم یکقدری مغایرت دارد نیستند بنابراین بنده تصور میکنم بعد از این لایحه‌ای که آقای وزیر جنگ دارند و به مجلس تقدیم میکنند یک تنفسی بدهیم که آقایان دقت کنند و توجه بکنند هم به ماده ۲۲ و هم به ماده ۴۱ و بعد تصمیم بگیرند. آقای نخست وزیر

صفائی - آقا بنده اخطاردارم این توضیح بنده مؤثر است در موضوع اجازه بفرمائید عرض کنم (دکتر شایگان – بنده هم اخطار نظامنامه‌ای دارم)

- تقدیم یک فقره لایحه بوسیله آقای نخست وزیر[ویرایش]

۵ - تقدیم یک فقره لایحه بوسیله آقای نخست وزیر

نخست وزیر - اولاً بنده یک لایحه‌ای دارم که راجع به سازمان عمومی اداری کشوراست که ترتیب تشکیلات اداری در مرکز و در شهرستانها و استانها تعیین میکند و وظایف خاصی را که این تشکیلات دارند و آن قسمت از اموری را که باید تشکیلات دارند و آن قسمت از اموری را که باید تشکیلات محلی خودشان انجام بدهند با کمک انجمنها و مقامات محلی که تأسیس میشود این لایحه را تقدیم میکنم راجع به این موضوع که مورد بحث است آقای مکی وارد اصل موضوع شدند که حقی یا داده میشود یا داده نمیشود ما همه این حرفها را خیال داریم در کمیسیون طی کنیم و تصور میکنم برای بحث یک مطلبی و فرضاً یک لایحه‌ای هم الان اگربه مجلس بیاید برود به کمیسیون، یک لایحه‌ای هم که ناقص مانده یا دراطرافش حرف است باید برود به کمیسیون هم آقای جمال امامی وهم آقای مکی هر دو کار را سهلی سهل گرفته‌‌اند (جمال امامی – سهل نگرفته‌ایم خواستیم اصول سمبل را برطرف کنیم این طرح خواهد ماند) این چه فرمایشی است آقا این مطلب مهمتر از اینستکه اینطورتلقی بکنیم ملاحظه بفرمائید گمان میکنم همین منظور همه آقایان است که در مورد یک موضوع مهمی که مورد توجه است و باید دقت بشود در اطرافش کجا باید دقت شود؟ باید در یک کمیسیونی دقت بشود حرف ما اینست و تطبیق هم میکند با آئین‌نامه و بنده هم تقاضا میکنم که اینکار زودتر بشود و از مقام ریاست مجدداً آن تقاضا را دارم

دکتر شایگان – آقا بنده اخطار نظامنامه‌ای دارم برطبق ماده ۷۶ بقیه مذاکره راجع به ارجاع موضوع نفت به کمیسیون

رئیس – آقای دکتر صبر کنید آقای صفائی هم اخطار نظامنامه‌ای دارند، بعد از ایشان بفرمائید

صفائی – اصلاً بنظر بنده تمام این بحثها صحیح نبوده و توجه ماده ۴۱ ناظر بلوایحی است که در دوره قبل تقدیم شده باشد ولی سیر قانونی خودش را نکرده باشد لایحه نفت اینطور نیست در دوره ۱۵ سیر قانونی خودش را کرده و در مجلس مطرح شده برای اینکه آقای مکی رویش بحث نکرده بود و در کمیسیونهای مربوطه مطرح نشده بود و تصویب نشده بود آقای مکی چهار روز در مجلس روی چه صحبت کرده بودند؟ اجازه بفرمائید پس این مشمول ماده ۴۱ نیست.

رئیس – این یک نظری است که شما دارید آقای صفائی ولی اینطور نیست بالاخره روی این موضوع مجلس بایدرأی بدهد نداده است.

صفائی – این در دوره ۱۵ بکمیسیونهای مربوطه احاله نشده بود؟ کمیسیونهای مجلس نظر داده‌‌اند یا نداده‌‌اند؟ (شوشتری – نظر ندادند، باقید فوریت بود) پس به کمیسیون نرفته بود؟ اگر نرفته بود که بنده عرضی ندارم.

رئیس - آقای دکتر شایگان

دکتر شایگان – بموجب ماده ۴۰ (کشاورز صدر – ماده ۷۶ فرمودید) آن ماده ۷۶ برای این بود که به بنده اجازه اخطار بدهند ولی اخطار آئین‌نامه‌ای هست متکی به ماده ۴۰ و ۴۱ است در ماده ۴۰ ذکر شده است که مجلس به ملاحظه اهمیت هر طرح یا لایحه قانونی میتواند بحای ارجاع به کمیسیون دائمی مربوطه با درخواست رئیس مجلس یا به پیشنهاد ۵ نفر از نمایندگان رأی بدهند که از هرشعبه یا پیشنهاد ۵ نفر از نمایندگان رأی بدهند که از شعبه یا کمیسیون دویا سه نفربرای عضویت کمیسیون جهت رسیدگی باین لایحه انتخاب شوند ارجاعش به کمیسیون بنابراین صورت پذیر نیست بایدارجاع شود به شعب (بعضی از نمایندگان – خیر اینطور نیست) اجازه بدهید مطلب دوم اینست که بحثی که آقای نخست وزیر کردند دوموضوع مستقل است یکی موضوع اینست که این لایحه دوباره بیایدمطرح شود یکی موضوع کمیسیون است این دو چیز علیحده است اول باید کارش اولش درست شود یعنی ببینیم میسر هست لایحه‌ای که به این صورت درآمده دوباره بیاید برای طرح یا نیست اینرا اگر مطرح کردیم آنوقت این پیشنهادی که آقای نخست وزیر کرده‌‌اند این پیشنهاد را درش بحث میکنیم بنظر بنده اینکار صورت پذیر نیست بدلیل اینکه دراین ماده ۴۱ صحبت از طرحهائیست که مجلس در آن باب اظهارنظر نکرده (نبوی – و لوایح) ولی یکی طرحی که آمده است در مجلس و مخالف و موافق در اطراف او بحث کرده‌‌اند و از مجلس تجاوز کرده این مطالب به ملت ایران رسیده و آن قضایای عجیب و غریب واقع شده و همه آن را طرد کرده‌‌اند این بعنوان امر غیر مختومه آوردن صورت پذیر نیست اگراین لایحه طرح نشده بود اولاً آوردنش صحیح بود برای چه برای اینکه وقتی طرح نشده بود اگر می آورد دولتی دولت می گفت من موافق این هستم اگرمیخواهید این لایحه‌ای را که ملت ایران مخالفش صحبت کرده بیاورید شرط اول بگوید من موافقم اگر نگوید موافقم این مردود است این قابل طرح مجدداً نیست (صحیح است) اگرطرح نشده بود و هنوز هیچکس نه مجلس نه ملت ایران در این باب بحثی نکرده البته چنین طرحی است بقول فرنگیها آمورف یعنی رنگی ندارد امااین طرحی که ملت ومجلس اینطور درمقابلش مقاومت کرده ملت ایران انرا رد کرده است ومردود دانسته بیکی از دو صورت باید دربیاید یا مردود است یااینکه وزیر مسئول یا رئیس الوزرای وقت بگوید که من موافقم و امضا بکند تا بتواند مطرح بشود.

– تقدیم یک فقره بوسیله آقای وزیرجنگ[ویرایش]

۷ – تقدیم یک فقره بوسیله آقای وزیرجنگ

رئیس - آقای وزیرجنگ

وزیرجنگ - بطوریکه نمایندگان محترم استحضار دارند افسران بازنشسته آرتش از لحاظ حقوق بازنشستگی بچهارتقسیم میشوند:

۱- افسرانیکه مشمول قانون بازنشستگی آرتش مصوبه 1314 بامقررات قدیم یعنی یک هشتادم ویک شصتم ویک پنجاهم حقوق ثابت ضرب درسنوات خدمت بدون منظور نمودن سایرمزایا بازنشسته شده‌‌اند.
۲- افسرانیکخ طبق تصویب‌نامه مورخه 9-5-1325 بایک سی‌ام حقوق ثابت ضرب درسنوات خدمت بازنشسته شده‌‌اند.
۳- افسرانیکه طبق تصویبنامه مورخه 24-12-1325 لغایت 17-1-28 بایک سی ام حقوق ثابت وارزش جیره وعلیق ضرب درسنوات خدمت بازنشسته شده‌‌اند
۴- افسرانیکه طبق قانون مصوب 18- 1- 28 یک سی‌ام حقوق و کلیه مزایا ضرب در سنوات خدمت بازنشسته شده‌‌اند. و در بین افسران، حقوق اشخاصی که در سالهای قبل از تصویب قانون و مقررات اخیر بازنشسته شده‌‌اند با حقوق افسران بازنشسته فعلی تفاوت کلی دارد وافسران مزبور اکثراً از لحاظ زندگانی سخت درمضیقه هستند بنابراین برای رفاه حال بازنشستگان عموم افسران تابع مقررات واحدی باشد (غیراز تعدادی از امراء بازنشسته که شورای عالی آرتش آنها را محتاج به مساعدت نمیداند) ماده واحده زیر تقدیم و تقاضای تصویب آن را دارد

– بیانات آقایان: وزیر فرهنگ و رئیس راجع به اعتصاب دانشجویان[ویرایش]

۸ – بیانات آقایان : وزیرفرهنگ ورئیس راجع باعتصاب دانشجویان

رئیس - آقای وزیر فرهنگ

وزیر فرهنگ - بنده میخواستم مطالبی را راجع باین اعتصاب دانشجویان دانشکده پزشکی بعرض نمایندگان محترم برسانم. چون تصمیمات انظباطی را که اخیراً دانشگاه نسبت بچند نفر از دانشجویان اتخاذ کرده است در محافل مختلف و در جراید به وجهی تعبیر کرده‌‌اند که با واقع و حقیقت وفق نمیدهد و متأسفانه این نوع تعبیر ناصواب حتی در مجلس شورای ملی هم انعکاس پیدا کرده است اینجانب لازم دانستم برای رفع شبهه دراین باب نختصر توضحی بعرض برسانم چندی قبل دانشجویان دانشکده پزشکی تقاضا کردند امر کارورزی تعمیم باید یعنی همه آنها از آن استفاده کنند با اینکه کارورزی معمولاً جزء برنامه دروس نیست ودرکشورهای دیگر عمومیت ندارد تقاضا مورد قبول یافت و با وزارت بهداری مذاکره بعمل امد تا برای این منظور بیمارستانهای آن وزارتخانه نیز مورد استفاده دانشکده پزشکی واقع شود با این مقدمه دیگر مداخله دانشجویان در کیفیت اجرای این منظور و تقاضای آنها مبنی براینکه بیمارستانهای وزارت بهداری باید ضمیمه دانشکده پزشکی شود واعتصاب آنها هیچ مورد نداشت و موجب کمال تأسف شد خاصه که در ضمن اعتصاب از بعضی دانشجویان اعمالی سرزد که شایسته وابستگان بیک دستگاه علمی نبود از اینرو دانشکده پزشکی ناگزیر باتخاذ تصمیمات این بود که دانشجویان از موضوع اصلی منحرف شده ودرضمن اعتصاب مطالبی را عنوان کرده ودست باقداماتی زدند که بهیچوجه مربوط بکارورزی وامور دانشگاهی نبود وبامقررات وسنن معموله دانشگاه مخالفت داشت و ضمناً دانشجویان مزبوراز اهانت باستادان خود که باید مورد احترام باشد چیزی فروگذار نکردند بنابراین نباید تصمیمات دانشگاه را بنحو دیگر تعبیر کرده و تصورنمود که عده‌ای بعنوان داشتن نمایندگی دانشجویان مشمول مقررات انضباطی شده‌‌اند زیرا درمیان این عده کسانی هستند که ابداً سمت نمایندگی دانشجویان را دراین جریانات نداشته‌‌اند بعدازاتخاذ این تصمیمات دانشجویان مجازات شده و چند تن از رفقای آنها و عده‌ای افراد غیردانشجو خواستند مانع آزادی عمل سایر دانشجویان که حاضر بدادن امتحانات بالینی بودند بشنوند و از این رو در بیمارستانها که باید محل سکونت کامل وآسایش بیماران باشد ازدحام کردند و باعث اخلال امور بیمارستانها و ناراحتی بیماران گردیدند و چون تأمین آسایش بیماران مورد کمال توجه عموم است بوسیله مأمورین انتظامی از ورود دانشجویان سالهای اول دانشکده که حق حضور دربیمارستانها را ندارند وافراد مخل دیگر جلوگیری بعمل آمد بین خود دانشجویان نیز که از ابتدا اختلاف نظر موجود بود درحین امتحانات منازعاتی روی داد. در خلال کلیه این اتفاقات اولیاء دانشگاه پیوسته دانشجویان را اندرز میدادند و سعی مینمودند که آنان را از اعمال خلاف رویه بازدارند ولی متأسفانه این نصایح در عده از آنها تأثیر نکرده مفید واقع نشد. چنانکه آقایان نمایندگان محترم میدانند اولیاء دانشگاه برحسب وظیفه‌ای که بعهده دارند همواره در تربیت دانشجویان منتهای علاقه وکوشش را مبذول داشته ومیدارند واگر در این مورد به اتخاذ تصمیمات نسبت شدیدی ناگزیر شده‌‌اند که در نظر بعضی جور فاحش جلوه کرده است این جوری است که به تحقیق ناشی از نهایت علاقه استاد است و از مهر پدر بمراتب بهتر است و هیچوقت نباید آنرا با دلسوزیهای دیگران مقایسه کرد زیرا اغلب این دلسوزیها روی مقاصد خاصی انجام میگیرد که عموم دانشجویان باید از آن بیزار باشند باتمام این کیفیات وبنا برهمان علاقه پدرانه‌ای که نسبت بدانشجویان هست اینک که این آقایان از کرده خود پشیمان شده وتقاضای عفو میکنند اولیاء دانشگاه درنظر دارند تقاضای آنها را درشورا‌های مربوط مطرح سازند ونسبت بتصمیمات متخذه تجدید نظر ارفاق آمیز بعمل آورند متأسفانه طبق آخرین خبری که رسیده است دیروز عصر باوجود اینکه قراربود عده‌ای دانشجویان که درامر امتحانات اخلال میکردند از ادامه عملیات خوددست بردارند تامحیط آرامی برای تجدیدنظر مهیا شود. معذلک این عده مانع جریان امتحانات شده‌‌اند من ناچار هستم رسماً اعلام دارم که با ایجاد این تشنجات واغتشاشات وبا این عمل ضد ونقیض این عده که از یک طرف اظهارندامت کرده ومقام ریاست مجلس شورایملی را واسطه قرار می دهند وازطرف دیگر عملیات سابق خودرا تعقیب مینمایند وازانتشار مطالب خلاف واقع درجراید خودداری نمیکنند دانشگاه نسبت باظهارندامت ومعذرت خواهی آنها اطمینان حاصل نکرده ونخواهد توانست بانظر ارفاق درتصمیمات خو تجدید نظر بعمل آورد. با اینهمه من شخصاً امیدوارم این عده از دانش جویان طبق تعهدی که دربرابر ریاست محترم مجلس شورایملی کرده‌‌اند از این ببعد طوری رفتار نمایند که شورای دانشکده پزشکی وشورای دانشگاه بتوانند در محیطی آرام تقاضای آنها را مورد مطالعه قرارداده رأی خودرا اعلام دارند درخاتمه لازم میدانم این نکته را تذکر دهم که چنانکه بر خاطر محترم آقایان پوشیده نیست دانشگاه تهران یکی از آبرومندترین دستگاههای اینکشور و موجب سر بلندی ملت ایران است. این مؤسسه بزرگ علمی که امروز از نه دانشکده تشکیل یافته و متجاوز از پنج هزاردانشجو برای احراز تخصص دررشته‌های مختلف علوم وفنون درآن تحصیل میکنند در چند سال اخیر دائماً راه ترقی و مال را پیموده است و مخصوصاً دانشکده پزشکی آن اینک بصورتی درآمد که بشهادت دانشمندان و رجال خارجی که آنرا دیده‌‌اند در کشور‌های خاورمیانه و خاورنزدیک کم نظیر میباشد شکی نیست که این درجه پیشرفت درنتیجه توجه وعنایت اعلیحضرت همایون شاهنشاهی ومساعدت دولت ونمایندگان محترم ملت میسر گردیده است ودراین زمینه تاکنون احتیاجی بمداخله جوانان دانشجو واعتصاب آنها نبوده وازاین ببعد هم احتیاجی نخواهد بود.

رئیس - بنده خودم بیاناتی دراین قسمت دارو و بهیچکس هم اجازه نمیدهم از روزی که دانشجویان اخراجی با یک عده‌ای که از آنها طرفداری میکردند بعنوان نظم به مجلس آمدند بنده شخصاً و بوسیله آقای دکتر معظمی نائب رئیس مجلس شورای ملی درکار آنها اقداماتی کردیم بنده آنوقت نبودم که چه جریانی پیش آمد و خیلی متأسفم که چرا کار باید به اینجاها منتهی شود چون هر کاری را در موقعی که کوچک است باید جلوگیری کرد بنده فکر میکنم مصلحت مملکت برهرچیز مقدم است تمام قوانین، تمام دستگاهی که ما میخواهیم برای خیرعامه ومصلحت مملکت است (صحیح است) آنها بتظلم آمده‌‌اند که ما را اخراج کرده‌‌اند آقایان تصدیق میفرمائید وقتی که دانشجوئی ده سال، دوازده سال تحصیل کرد و دو سال دیگر ماند به مراد برسد این را اخراجش کنند این حکم عادلانه‌ای نیست. البته درعین حال بنده تصدیق میکنم که آنها باید بطوریکه بخودشان هم گفتم باید نظامات مملکت. و مقررات دانشگاه، قوانین وائیننامه‌ها را تمام رعایت بکنند ومحترم بشمارند ولی آنها هم همی گفتند که مااین کار را کرده‌ایم بعد از آنکه مقررات را اجراکردیم و نتیجه نگرفتیم مأیوس شدیم و حالا بعنوان تظلم بمجلس شورایملی آمده‌ایم حتی من به آنها گفتم که اگر دانشکده‌های دیگری یک رویه اعتصاب یامخالفت از مقررات پیش بگبرند اینقدرمؤثر نیست که دانشکده پزشکی برای اینکه دانشکده پزشکی بالاخره کارش تماس با مردم با خانواده‌ها باهمه چیز مردم است شما اگر خودتان را بد معرفی بکنید سلب اعتماد عامه میشود حتی گفتم اگر استادان شما بول شماشما را یک تنبیهی کردند که دراین باره سعدی ما گفته جور استاد به زمهر پدر باید قبول وتحمل نمایند الان آنها با اظهار ندامت حاضر شده‌‌اند من معتقد نیستم که بگذاریم یک روح عدم اصلاح درکارها پیش بیاید بنده معتقدم باید تمام کارها وتمام وسائل را باروح صمیمیت حل کرد دراین قسمت باید اقدام کرد ومن اقدام میکنم وتقاضا دارم از آقایان استادان که این کار را هر چه زودتر حل کنند (صحیح است – احسنت) چون پیشنهاد تنفس رسیده با موافقت ده دقیقه تنفس داده میشود. (دراینموقع یکساعت وپنج دقیقه قبل از ظهر جلسه بعنوان تنفس تعطیل ویکربع ساعت بعدازظهر مجدداً تشکیل گردید رئیس - آقای نخست وزیر نخست وزیر- درخصوص موضوع نفت که مذاکره شد راجع بترتیب مطرح مستحضر اسن نظر این بود که زودتر و بیک وسیله عملی تر و سهل تر اینکار که معوق مانده تحت شور و مداقه بیاید نواقصش رفع شود بنابراین بنده تقاضا کردم آن لایحه معوق دوره پانزدهم نقنینیه بکمیسیون ارجاع شود ودرکمیسیون دراطراف لایحه و نواقصش بحث شود تا تکلیف معین شود البته درکمیسیون دولت حاضر خواه دشد توضیحات ودلائلی که بوده است برای آن لایحه اظهارخواهد کرد وضمناً توضیحاتی را که آقااین نمایندگان اعضای کمیسیون خواهند داشت استماع خواهد شد و یک مداقه کافی خواهد شد که زودتر نتیجه به استحضار مجلس برسد و تکلیف اینکار که از اهم مسائل مملکتی است زودتر معین شود اما درباب کمیسیون بنده ابتدا تصورکردم که یک کمیسیونی باشد مرکب از نمایندگان منتخب شعبه‌ها بهتراست برای اینکه همه مجلس درواقع آنجا هستند (صحیح است) بعد بعضی از آقایان اظهارنظر کردند وگفتند معمول است که به کمیسیون‌های مربوطه رجوع میشود این برای دولت زیاد فرق ندارد دولت عقیده‌اش به کمیسیون منتخب از شعب است حالا هم عرض مکینم با این طریق یابطریق ارجاع بکمیسیونها تقاضا میکنم از مقام ریاست که بعد از مذاکرات زیاد وکافی که شده است حالاتکلیف این کار را معین بفرمایند.

رئیس - اگر مقصود انتخاب از شعب باشد باید مجلس رأی بدهد و حالا هم بنده برای رأی کافی نیست اگرآقایان آمدند وعده کافی شد رأی گرفته میشود.

نخست وزیر - اگرآقایان بعده کافی حاضر نیستند ممکن است بکمیسیونهای مربوطه رجوع شود

فقیه‌زاده – اجازه بفرمائید بنده اخطار دارم

رئیس- بفرمائید

فقیه‌زاده - مطابق ماده ۱۲ نظامنامه نماینده‌ای که وارد مجلس شد باید قسم بخورد بنده میخواستم عرض کنم آقای خزیمه علم مراسم سوگند را بعمل بیاورند

رئیس - بلی بنده میدانستم فقط آقای خزیمه علم مراسم سوگند را بعمل می آورند و جلسه را ختم میکنیم و جلسه بعد به سه شنبه موکول میشود. آقای معاون وزارت دارائی بفرمائید

– تقدیم لایحه یک دوازدهم بوسیله معاون وزارت دارائی باقید فوریت وتصویب فوریت آن[ویرایش]

۹ – تقدیم لایحه یک دوازدهم بوسیله معاون وزارت دارائی باقید فوریت وتصویب فوریت آن

فروزان - بطوریکه خاطر محترم آقایان مسبوق است بودجه الان تحت مطالعه وبررسی کمیسیون بودجه است وبا اینکه بلا انقطاع آقااین دارند کارمیکنند معذالک باین ماه نرسید بنابراین باز دولت مجبورشد که لایحه یک دوازدهم را تقدیم بکند بلکه برای ماه آینده بودجه برسد

رئیس- طبع و نشر میشود و به کمیسیون ارجاع میشود.

پالیزی- درجلسه گذشته مقرر بود که جلسه امروز بودجه مجلس مطرح شود

– اجرای مراسم تحلیف از طرف آقای خزیمه علم

رئیس - جلسه آینده مطرح میشود حالا مراسم تحلیف انجام میشود آقای خزیمه علم بفرمائید (دراینموقع بمناسبت ورود کلام الله مجید عموم حضار قیام کردند وآقا ی خزیمه علم سوگند نامه را بشرح زیر قرائت وامضا نمودند) مااشخاصی که درذیل امضا میکنیم خداوندرا بشهادت میطلبیم وبقرآن مجید قسم یاد میکنیم مادام که حقوق مجلس ومجلسیان مطابق قانون اساسی محفوظ ومجری است تکالیفی را که بما رجوع شده مهما امکن باکمال راستی ودرستی وجد درجهد انجام داده ونسبت باعلیحضرت شاهنشاه متبوع عادل مفخم خود صدیق وراستگو باشیم وباساس سلطنت وحقوق ملت خیانت ننمائیم وهیچ منظوری نداشته باشیم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران (تصویب فوریت لایحه یک دوازدهم)

رئیس – لایحه یک دوازدهم باقید یک فوریت تقدیم شده باید که عده کافی بشود تارأی گرفت لایحه قرائت میشود (بشرح زیر خوانده شد)

ماده واحده – بوزارت دارائی اجازه داده میشود حقوق وکمک وسایر مزایای کارمندان و خدمتگزاران وهزینه‌های مستمر وغیرمستمر وزارت خانه‌ها وادارات وبنگاههای دولتی و سایر مصاذف کشوررادریک ماهه خرداد ۲۹ در حدود یک دوازدهم اعتبارات مصوب سال ۱۳۲۸ بارعایت قانون بودجه سال مزبور وسایر قوانین ومقررات مالی از محل درآمد عمومی سال جاری کشورپرداخت نمایند: اعتبار بودجه مجلس سنا از بابت خرداد ماه جاری درحدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار ریال برسم علی الحساب از درآمد عمومی سال جاری پرداخت وپس از تصویب کل کشور محسوب و واریز خواهد شد.

رئیس - فوریت لایحه مطرح است آقای ملک مدنی

ملک مدنی- موافقم

رئیس - آقای امامی

نورالدین امامی - موافقم

رئیس – آقای شوشتری (شوشتری - تذکری دارم) موافقید یا مخالف (شوشتری – مخالفم) بفرمائید.

شوشتری - درآن دودوازدهم این معنی را تذکر دادم که ما باید سعی کنیم که کارها طوری شود که از اول سال بودجه بیاید دولت دستش بازباشد و کارها را به جریان بیندازد همین مطلب تأثیر کرد و زودتر بودجه را آوردند بنده می خواستم استدعا کنم میدانم ۲۰ روز است آقایان محترم نمایندگان اعضای کمیسیون بودجه دارند کار میکنند میخواستم تذکر بدهم در کمیسیون و مجلس هم زودتر تکلیف بودجه معلوم شود که بعداً باز محتاج بیک دوازدهم و دو دوازدهم نشویم

رئیس - آقای ملک مدنی

ملک مدنی - خود آقای شوشتری تصدیق کردند که اعضای کمیسیون بودجه مشغول کارند وغفلت هم نکردند همین الان آقای دکتر معظمی که درمجلس تشریف ندارند دلیل اینست که الان هم مشغول کارند (صحیح است) ولی باید تصدیق بفرمائید که یک بودجه‌ای که اوردند باید دقت ورسیدگی‌های دقیقی بشود اینستکه اگرتأخیر شده برای این قسمت است بنظر بنده این یک دوازدهم اگرتصویب بشود بعد از این دیگر بودجه حاضر خواهد شد وبمجلس خواهد آمد وضمناً بنده میخواستم اینجا یک تذکری را بعرض آقای نخست وزیر برسانم چون حالا کاروزارت دارائی هم زیر نظرخودتان است وهم جناب آقای معاون وزارت دارائی هم اینجا هستند این کارمندان دولت که اضافات وترفیعاتشان را می خواهند مثل اینست که انتظار دارند اطمینانی هم از طرف خود جنابعالی برای تسکین خاطرآقایان داد هشود بنده اطلاع دارم که درنظر دارید اضافات وترفیعات آنها که استحقاق دارند بدهید واین امر مورد نظرجنابعالی است یک تذکری بفرمائید که آنها هم مطلع باشند نخست وزیر - بند ه تصور میکنم که این نظری که فرمودید قبلاً تأمین شده رقمش دربودجه هست وپیش بینی شده وحالا هم تقاضای ما اینست که توجه کاملی بطوریکه دارند بفرمایند که بودجه زودترتصویب شود که حق اینه اهم برسد

رئیس – رأی گرفت همیشود بفوریت این لایحه آقایانیکه موافقند قیام کنند (اکثر قیام نمودند) تصویب شد، طبع ونشر میشود برای جلسه آینده

- موقع ودستور جلسه بعد – ختم جلسه[ویرایش]

۱۱ - موقع ودستور جلسه بعد – ختم جلسه

رئیس – موافقت بفرمائید جلسه را ختم کنیم جلسه آینده روزسه شنبه ساعت 9 (مجلس 25 دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورایملی - رضا حکمت

نگاه کنید به[ویرایش]