مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۱ شهریور ۱۳۲۹ نشست ۵۸

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری شانزدهم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری شانزدهم

تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره شانزدهم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۱ شهریور ۱۳۲۹ نشست ۵۸

روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

شامل متن قوانین – تصویبنامه‌ها – صورت مفصل مذاکرات مجلس شورای ملی – مذاکرات مجلس سنا

اخبار رسمی – فرامین – انتصابات – آیین‌نامه‌ها – بخشنامه‌ها - آگهی‌های رسمی و قانونی سوالات

سال ششم – شماره ۱۶۲۹

مدیر سید محمد هاشمی

۵شنبه ۳۰ شهریور ماه ۱۳۲۹

دوره شانزدهم قانونگذاری

شماره مسلسل ۵۸

مذاکرات مجلس شورای ملی

جلسه ۵۸

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز سه‌شنبه ۲۱ شهریور ماه ۱۳۲۹

فهرست مطالب:

۱- قرائت اسامی غایبین جلسه قبل
۲- قرائت گزارش ماهیانه کمیسیون‌ها
۳- معرفی آقای قدس نخعی به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه
۴- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر کار
۵- طرح شور اول قرارداد مودت بین ایران و پاکستان و تصویب ورود در شور دوم
۶- طرح شور اول قرارداد مودت بین ایران و هندوستان و تصویب ورود در شور دوم
۷- نطق بعد از دستور آقایان: جمال امامی - اسلامی
۸- تعیین موقع و دستور جلسه بعد - ختم جلسه

مجلس یک ساعت و چهل دقیقه قبل از ظهر برپاست آقای دکتر معظمی (نایب‌رئیس) تشکیل گردید

- قرائت اسامی عایبین جلسه قبل[ویرایش]

۱- قرائت اسامی غائبین جلسه قبل

نایب رئیس - صورت جلسه چون طبع و توزیع نشده به این جهت صورت جلسه نداریم، اسامی غائبین جلسه قبل قرائت می‌شود. (بشرح ذیل قرائت شد) غائیبن با اجازه - آقایان: احمد بهادری، فتحعلی افشار، عرب شیبانی، دکتر راجی، طباطبائی. غائبین بی اجازه آقایان: حسین خاکباز، شکراللّه صفوی، محمود محمودی، عباس قبادیان، دولت آبادی، اورنگ، عباسی، برومند، منصف، خسرو قشقائی، گنجه، سالار سنندجی، امینی، سرتیپ‌زاده، ناظرزاده، تولیت، حسن اکبر، شهاب خسروانی، دکتر مجتهدی، قرشی، ثقه الاسلامی، سلطان العلماء، عماد تربتی، محسن طاهری، بهزادی، حاذقی، سودآور، غضنفری، کوراغلی، نبوی، پیراسته، محمد ذوالفقاری، امیرافشاری، سلطانی، دکتر بقائی، دکتر شایگان، خزیمه علم.

دیرآمدگان بی‌اجازه - آقایان: رستم گیو۴۵ دقیقه - هراتی ۳۰ دقیقه - دکتر کیان ۳۰ دقیقه - نصرتیان ۳۰ دقیقه

اردلان - بنده تذکر نظام‌نامه‌ای دارم

نایب رئیس - بفرمایید

اردلان - مطابق ماده ۸۰ نظام نامه دستور مجلس باید همیشه معین باشد برای اینکه متأسفانه ما دو جلسه‌است که وقتمان به هیچ می‌گذرد و بنده می‌ترسم که خدایی نکرده این وضع ادامه پیدا کند. از مقام ریاست استدعا می‌کنم دستور جلسه آینده را معین بفرمایید تا ما به یک کاری برسیم.

نایب رئیس - راجع به دستور امروز اعلام شده‌است معاهده ایران و پاکستان و همچنین معاهده ایران و هندوستان است و راجع به آتیه هم مراعات خواهد شد.

فرامرزی - اجازه بفرمائید بنده عرضی دارم.

نایب رئیس - بچه عنوانی می‌خواهید صحبت بفرمائید صورت جلسه که نداریم مطابق چه ماده‌ای؟

فرامرزی - حالا ماده‌اش را عرض می‌کنم. مطابق ماده ۹۹، در آن قسمتی که راجع باستیضاح و تذکرات است ملاحظه بفرمائید.

نایب رئیس - همچو چیزی نیست.

فرامرزی - اینجا بر اثر صحبتی که من جلسه پیش کرده بودم گویا یکی از خوانین فارس و حیات داودی تلگرافی کرده‌است خدمت آقای دکتر علوی که من حساب قند و شکر خودم را تصفیه کرده‌ام بنده راجع بایشان صحبتی نکردم و نگفتم که حیات داودی قند و شکرش را داده یا نداده آقای نخست‌وزیر ترسیدند گردن آدم‌های گردن کلفت بیندازند یقه او را گرفتند.

نایب رئیس - آقای فقیه‌زاده بفرمائید.

فقیه‌زاده - بنده قربان قبل از تعطیل مجلس سؤالی از دولت کرده بودم که یکماه آن گذشته استدعا می‌کنم تذکر بدهید برای جواب حاضر بشوند.

نایب رئیس - تذکر داده خواهد شد. آقای امامی.

نورالدین امامی - بنده راجع به ساعت تشکیل جلسه عرضی دارم، آن موقع که ما آیین‌نامه نداشتیم و آیین‌نامه یک مقرراتی وضع نکرده بود هیچ وقت یک ساعت و نیم تخلف نمی‌کردیم، حالا یک ساعت و نیم است که در بیرون معطل تشکیل جلسه هستیم اگر باید جلسه تشکیل بشود باید آیین‌نامه را عمل کرد نائب رئیس - آقای شوشتری چه فرمایشی دارید؟ راجع بصورت جلسه‌است یاخیر؟ شوشتری - جناب آقای دکتر معظمی بنده عرض می‌کنم طبق ماده ۱۶۸ و ۱۶۹ مدتی است سؤالات من راجع بنفت مانده این عکس العمل دارد در اذهان مردم داخلی و خارجی که دولت حاضر نشود راجع بیک چنین موضوع حیاتی و مهم جواب بنده را بدهد، آخر اخطار کنید، اطلاع بدهید، بازخواست کنید تکلیف سؤال من چیست؟

نایب رئیس - بدولت اطلاع داده شده‌است و مجدداً هم تذکر داده خواهد شد. آقای مکی مکی - بنده می‌خواستم سؤال کنم که مجلس می‌خواهد وارد دستور بشود اگر می‌خواهد وارد دستور بشود بنده می‌خواهم بگویم که پیشنهاد من برای سکوت مجلس برای رسیده تا آن تکلیفش معین نشود نمی‌شود وارد دستور شد. و اگر می‌خواهید رأی بگیرید پیشنهاد سکوتم را مسترد می‌کنم.

بعضی از نمایندگان - حالا نطق قبل از دستور است.

- قرائت گزارش ماهیانه کمیسیون‌ها[ویرایش]

۲ - قرائت گزارش ماهیانه کمیسیونها

نایب رئیس - چند فقره گزارش از کمیسیونها رسیده‌است که قرائت می‌شود:

مکی - آقا این برخلاف آیین‌نامه‌است.

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون کشاورزی

- تاریخ تشکیل نداشته.
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته
- لوایح و کارهائی که در دستور است - نداشته‌است.

گزارش یکماه تیر سال ۱۳۲۹ کمیسیون کشاورزی

- تاریخ تشکیل ۲۵ تیر ۲۹
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - معافیت ماشینهای کشاورزی از عوارض گمرکی
- لوایح و کارهائی که در دستور است:
۱ - لایحه آبیاری
۲ - حقوق ۵ نفر مستشار جهت آبیاری
۳ - جلوگیری از بیماریهای مشترک بین انسان و حیوان
۴ - عضویت ایران در دفتر بین‌المللی بیماری دام
۵ - قرارداد جلوگیری از سرایت بیماری دام
۶ - عضویت ایران در کمیسیون بین‌المللی خواربار
۷ - سازمان بنگاه رازی حصارک.

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون دارائی

- تاریخ تشکیل ۱۷ ر ۲۴ ر ۲۷ ر ۳۱ خرداد ۲۹ لوایح و کارهای خاتمه یافته. - لوایح و کارهائی که در دستور است

- آیین‌نامه‌های مالیاتی
- شور دوم لایحه فروش خالصجات
- لایحه الغای جمع‌آوری مازاد غله طرز اخذ عوارض از چوبهای جنگلی

گزارش یکماهه تیر ماه سال ۱۳۲۹ کمیسیون دارائی

- تاریخ تشکیل.
- لوایح و کارهای خاتمه یافته.
- تصویب چهار فقره آیین‌نامه‌های مالیاتی.
۱ - اخذ عوارض مقطوع از وسائط نقلیه
۲ - آئین‌نامه کمیسیونهای تشخیص و تجدید نظر.
۳ - آئین‌نامه جرائم مالیاتی.
۴ - آیین‌نامه طرز وصول مالیات مقطوع از پیشه‌وران.
- لوایح و کارهائیکه در دستور است
- شش فقره آیین‌نامه مربوط به مالیاتها
- شور دوم لایحه فروش خالصجات
- لایحه دولت سابق راجع باصلاح ماده ۹ قانون املاک مزروعی
- معافیت ماشینهای کشاورزی از عوارض گمرکی

گزارش یک ماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون بودجه.

- تاریخ تشکیل ۲ - ۱۰ - ۱۴ - ۲۸ خرداد
- لوایح و کارهای خاتمه یافته
- رسیدگی به لایحه بودجه کل ۲۹ و تشکیل سوکمیسیون مربوطه همه روزه صبح و عصر
- لوایح و کارهائی که در دستور است
- لایحه اعتبار ۶۵ هزار دو لار جهت هیئت رسیدگی بکار هیرمند

گزارش یکماهه تیر سال ۱۳۲۹ کمیسیون بودجه

- تاریخ تشکیل ۳ ر ۴ر ۲۱ر ۲۴ر ۲۸ تیرماه
- لوایح و کارهای خاتمه یافته
- لایحه بودجه کل ۱۳۲۹ و تقدیم گزارش آن به مجلس لوایح و کارهائی که در دستور است
۱ - لایحه اعتبار ۶۵۰۰۰ دولار جهت هیئت رسیدگی بکار هیرمند
۲ - لایحه سازمان بنگاه رازی (حصارک)
۳ - دیون وزارت جنگ
۴ - لوایح استخدامی

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون امور خارجه

- تاریخ تشکیل ۲۲ و ۲۹ خرداد
- لوایح و کارهای خاتمه یافته
- مذاکره در اطراف اوضاع عمومی و سیاست خارجی
- تصویب لایحه اعتبار مخارج میسسیون رود هیرمند
- لوایح و کارهائی که در دستور است
- لایحه عضویت ایران در سازمان خواروبار و کشاورزی ملل متفق

گزارش یکماهه تیر ماه سال ۱۳۲۹ کمیسیون امور خارجه

- تاریخ تشکیل ۵ و ۳۱ تیرماه ۱۳۲۹
- لوایح و کارهای خاتمه یافته
- مذاکره در اطراف سیاست خارجی و موضوع جنگ کره لوایح و کارهائی که در دستور است
- لوایح استخدامی اتباع بیگانه و لایحه عضویت ایران در سازمان خواربار و کشاورزی ملل متفق

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون کشور

- تاریخ تشکیل ۲۰ خرداد ۲۹ - ۲۴ خرداد ۲۹
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهائی که در دستور است:
۱ - اصلاح قانون انتخابات
۲ - اجازه واگذاری انحصاری تاکسی‌ها و اتوبوس‌ها به شرکتها
۳ - طرح قانونی انتخابات مجلس شورای ملی و انجمن‌های ایالتی

گزارش یک ماهه تیر سال ۱۳۲۹ کمیسیون کشور

- تاریخ تشکیل ۲۵ تیر ۲۹

لوایح و کارهای خاتمه یافته لایحه تقسیمات کشور

- لوایح و کارهائی که در دستور است
- اصلاح قانون انتخابات
- اجازه واگذاری تاکسی‌ها و اتوبوسها بشرکتها
- طرح قانونی راجع بانتخابات مجلس شورای ملی و انجمن‌های ایالتی

گزارش یک ماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون فرهنگ

- تاریخ تشکیل، تشکیل نشده‌است
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهائی که در دستور است
- طرح قانونی راجع بدادرسی مطبوعاتی

ملاحظات - هنوز دولت جدید درخواست طرح آنرا ننموده‌است

گزارش یکماهه تیر ماه سال ۱۳۲۹ کمیسیون فرهنگ

- تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهائی که که در دستور است
- طرح قانونی راجع بدادرسی مطبوعاتی

ملاحظات - طرح قانونی مذکوره در بالا هنوز از طرف دولت فعلی تأیید نشده‌است.

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون اقتصاد ملی

- تاریخ تشکیل ۳ خرداد ۲۹ - ۸ خرداد ۲۹ - ۱۰ خرداد ۲۹ - ۲۳ خرداد ۲۹ - ۳۰ خرداد ۲۹.
- لوایح و کارهای خاتمه یافته نداشته‌است.
- لوایح و کارهائی که در دستور است:
۱ - اخذ عوارض از اشیاء تجملی
۲ - قرارداد بازرگانی ایران و فرانسه

ملاحظات - در اغلب جلسات راجع به تسهیلات اقتصادی کشور مذاکره شده‌است.

گزارش یکماهه تیر سال ۱۳۲۹ کمیسیون اقتصاد ملی

- تاریخ تشکیل ۴ تیر ۲۹ - ۶ تیر ۲۹ - ۲۰ تیر ۲۹ - ۲۷ تیر ۲۹ - ۲۹ تیر ۲۹.
- لوایح و کارهای خاتمه یافته
- تنظیم طرح مربوط به تسهیل صادرات و تشویق تولیدات.
لوایح و کارهائیکه در دستور است
۱ - اخذ عوارض از اشیاء لوکس
۲- قرارداد بازرگانی بین ایران و فرانسه.

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون امور اجتماعی و کار

- تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهائی که در دستور است - ندارد

گزارش یکماهه تیر ماه سال ۱۳۲۹ کمیسیون امور اجتماعی و کار

- تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است - نداشته‌است

گزارش یکماهه تیرماه سال ۱۳۲۹ کمیسیون مخصوص نفت

- تاریخ تشکیل - دوشنبه ۵ ر ۴ ر ۳۲۹
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهائی که در دستور است
- قرارداد الحاقی بین دولت شاهنشاهی و کمپانی نفت انگلیس و ایران محدود.

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون دادگستری

- تاریخ تشکیل ۲۴ر ۳ر ۲۹ - ۳۱ ر ۳ر ۲۹
- لوایح و کارهای خاتمه یافته
- طرح مربوط به قتل مسعود
- اعلام جرم علیه آقای احمد قوام.
- لوایح و کارهایی که در دستور است
- لایحه تعدیل مال‌الاجاره‌ها
- آیین‌نامه مربوط به قانون کار

گزارش یکماهه تیر سال ۱۳۲۹ کمیسیون دادگستری

- تاریخ تشکیل - چهارشنبه ۲۱ - ۴ - ۲۹ چهارشنبه ۲۸ - ۴ - ۲۹
- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است
۱ - آیین‌نامه مربوط به ماده ۲۱ قانون کار
۲ - لایحه تعدیل مال‌الاجاره‌ها

ملاحظات: آیین‌نامه مربوط به ماده ۲۱ قانون کار از طرف دولت فعلی تأیید شده ولی لایحه مال‌الاجاره‌ها هنوز تأیید نشده‌است

گزارش یک ماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون نظام

تاریخ تشکیل لوایح و کارهای خاتمه یافته

- لوایح و کارهائی که در دستور است
- لایحه استخدام آقایان ژوزف یالد و آمریکا پکلو برای کارشناسی کارخانه‌های ارتش
- لایحه ترمیم حقوق افسران بازنشسته

گزارش یکماهه تیر سال ۱۳۲۹ کمیسیون نظام

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است
۱- ترمیم حقوق افسران بازنشسته
۲ - استخدام کارشناس فنی برای کارخانجات ارتش

ملاحظات - لوایح مزبور متعلق به دولت سابق بوده و دولت فعلی تا به حال آنرا تأیید ننموده‌است

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون پست و تلگراف

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است - ندارد

گزارش یکماهه تیر سال ۱۳۲۹ کمیسیون پست و تلگراف

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است - ندارد

گزارش یکماهه تیر ماه سال ۱۳۲۹ کمیسیون راه

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است - نداشته‌است

گزارش یکماهه تیر ماه سال ۱۳۲۹ کمیسیون راه

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است - ندارد

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون بهداری

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است
- طرح مربوط به منع مسکرات

گزارش یکماهه تیر سال ۱۳۲۹ کمیسیون بهداری

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته نداشته‌است
- لوایح وکارهایی که در دستور است
۱- لایحه استخدام دکتر بالتازار
۲- طرح مربوط به منع مشروبات الکلی
۳ - داروهای اختصاصی

گزارش یکماهه خرداد سال ۱۳۲۹ کمیسیون امور استخدام

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته نداشته‌است
- لوایح و کارهایی که در دستور است
- لایحه دولت راجع به برکناری مستخدمین زاید دولت و بازخرید حقوق آنها

ملاحظات - تا به حال هیئت رئیسه آن تعیین نشده‌است

گزارش یکماهه تیر ماه سال ۱۳۲۹ کمیسیون امور و استخدام

تاریخ تشکیل - تشکیل نشده‌است

- لوایح و کارهای خاتمه یافته - نداشته‌است
- لوایح و کارهائی که در دستور است
- لایحه دولت راجع به برکناری مستخدمین زاید دولت و بازخرید حقوق آنها

ملاحظات - لایحه مزبوره در بالا هنوز از طرف دولت فعلی تأیید نشده‌است - تا به حال هیئت رئیسه آن تعیین نشده‌است

نایب رئیس - تقاضا می‌کنم از آقایان رؤسای کمیسیونهای لوایحی که دولت تقدیم می‌کند زودتر گزارش آن را تهیه کرده و به مجلس بفرستند و از دولت هم تقاضا می‌کنم لوایحی که داده شده هر کدام را لازم می‌دانند تأیید کنند تا به جریان بیفتد. آقای وزیر امور خارجه.

- معرفی آقای قدس نخعی به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه[ویرایش]

۳ - معرفی آقای قدس نخعی به معاونت وزارت امور خارجه به وسیله آقای وزیر امور خارجه

وزیر امور خارجه - بنده از پیشگاه مجلس شورای ملّی اجازه می‌خواهم که جناب آقای قدس نخعی را به سمت معاونت وزارت امور خارجه معرفی کنم

نمایندگان - مبارک است

- تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر کار[ویرایش]

۴ - تقدیم یک فقره لایحه به وسیله آقای وزیر کار

نایب رئیس - آقای وزیر کار بفرمائید.

وزیر کار (فروهر) - خاطر آقایان نمایندگان محترم مستحضر است که در اواخر دوره پانزدهم قانون‌گذاری مجلس شورای ملی در ضمن یک ماده واحده قانون کار را به تصویب رسانید و این قانون به صورت آزمایش بود و دولت مکلف بود که در ضمن عمل نواقصش را رفع کند و لایحه جدید قانون کار را به مجلس تقدیم کند بنابراین برای اجرای این ماده قانونی که تهیه شده‌است تقدیم می‌کنم و تقاضای تصویبش را دارم.

نایب رئیس - به کمیسیون امور اجتماعی ارجاع می‌شود. آقای دکتر هدایتی چه فرمایشی داشتید؟

دکتر هدایتی - تذکری داشتم به دولت.

نایب رئیس - مطابق چه ماده‌ای؟

دکتر هدایتی - ماده ۱۶۷.

نایب رئیس - بفرمائید

دکتر هدایتی - مدتی است بنده در نظر داشتم که این تذکر را بدهم که متأسفانه جناب آقای نخست‌وزیر هم نیستند و از حضور آقایان وزرای محترم استدعا می‌کنم مطلب را به اطلاع ایشان برسانند و وقت آن یکی دو ماه پیش بود ولی مصادف با تعطیل مجلس شد این روزها هم متأسفانه می‌بینم که مجلس و دولت و مطبوعات و همه چنان در این بندها گیر کرده‌اند که متأسفانه فرصت رسیدگی به سایر مسایل اساسی را نداریم (صحیح است) واقعاً جای تأسف است برای مملکت، عرض کنم که آقایان نمایندگان محترم اطلاع دارند در حدود سه ماه و نیم یا سه ماه قبل کمیسیونی از مجلس شورای ملی انتخاب شد برای رسیدگی به قضیه نفت (صحیح است) جلسه اول این کمیسیون بلافاصله بعد از انتخاب تشکیل شد و هئیت رئیسه خودش را انتخاب کرد. اولین کار ما این بود منطقاً هم غیر از این کاری نمی‌توانست بکند از آقای وزیر دارائی تقاضا کرد پرونده‌های مربوط به نفت و راجعه به این قضیه را برای اطلاع آقایان اعضاء کمیسیون بمجلس بفرستد از آن تاریخ تا بامروز که عرض کردم متجاوز از سه ماه است نه دولت نه وزیر دارائی و نه معاون او بهیچ عنوانی از عناوین نخواسته‌اند به این تقاضای مجلس یعنی کمیسیون مجلس ترتیب اثری بدهند (کشاورز صدر - یعنی دستور مجلس حتماً باید اجرا بشود) بنده چون مأمور و منتخب از طرف آقایان نمایندگان هستم خواستم الان که گزارش کمیسیون نفت را قرائت کردند که کاری نشده‌است خواستم به عرض آقایان نمایندگان محترم برسانم که قصور از طرف منتخبین شما نشده بکرات ما مطالبه کردیم تا یک مدتی در کش و قوس انتخاب وزیر دارائی بودیم وزیر دارائی جدید که انتخاب شد گفت من قبلاً باید خودم مطالعه کنم. بعد هم تشریف بردند خارج و معاونشان هم اینجا نیست بنده نمی‌دانم پرونده مخفیانه از نظر نمایندگان مجلس نباید موجود باشد (صحیح است) اگر مصلحت دولت هم هست که باید مخفی بماند از انظار عمومی است بطور کلی شاید تالی فاسدی بر آن مترتب باشد اما نه از نظر نمایندگان مجلس، در سابق از آقای وزیر دارائی تقاضا کردیم و جناب آقای رئیس هم تشریف نداشتند…

نایب رئیس - آقا وقت شما تمام شد.

دکتر هدایتی - بنده ۱۰ دقیقه وقت دارم

نایب رئیس - نخیر ۵ دقیقه و باید مطابق آیین‌نامه مختصر بفرمائید.

دکتر هدایتی - عرض کنم که به این جهت ضمن اطلاع گزارش کمیسیون نفت بنده خواستم این موضوع را تذکر بدهم بنده اهل ادب هستم و تذکر بدولت می‌دهم و الا ممکن بود برای اینکه پرونده را بیاورند بکمیسیون که از اهم مسائل مملکتی است بجای تذکر انتقاد کنم بنابراین باید دولت هر چه زودتر به این موضوع رسیدگی کرده و پرونده را در اختیار کمیسیون بگذارد، آقا این که نمی‌شود حالا که قانوناً در مجلس کمیسیون نفت تشکیل شده‌است و بنده که انتخاب شده‌ام برای اولین بار در مجلس آمده‌ام بگویم که رسماً از این موضوع بهیچ وجه اطلاعی ندارم و وقتی اطلاع پیدا خواهم کرد که پرونده آنرا برای ما بیاوزند و باطلاع مجلس برسانند و تا در اختیار ما نگذارند هیچگونه حق اظهار نظری ندارم راجع بکمیسیون‌ها هم که فرمودند هیچگونه پیشنهادی نیامده بود و از آقای وزیر کارهم تشکر می‌کنم که این موضوع را توجه فرمودند و لایحه کار را بمجلس تقدیم کردند.

مکی - بنده چون مخبر هستم می‌خواهم راجع به این موضوع مختصراً صحبت کنم.

نایب رئیس - مطرح نیست این قسمت، و اما تذکری که جنابعالی دادید راجع بدستور کاملا صحیح است ولی چون مطابق نظامنامه وزیر مربوطه نیست اگر اجازه بفرمائید لایحه‌ای را که کمیسیونها تهیه کرده‌اند مطرح بشود از این جهت آن موضوع قبلاً مطرح نخواهد شد.

مکی - اعلام رأی شده‌است آن طرحی بوده‌است که از طرف نمایندگان …

- طرح شور اول قرارداد مودت بین ایران و پاکستان و تصویب ورود در شور دوم[ویرایش]

۵ - طرح شور اول قرارداد مودت بین ایران و پاکستان و تصویب ورود در شور دوم

نایب رئیس - ماده هم همینطور است حالا اجازه بفرمائید دو لایحه‌است مطرح می‌شود. یکی راجع بقرارداد ایران و پاکستان است و بعد هم لایحه ایران و هندوستان.

بعضی از نمایندگان - نطق قبل از دستور چطور شد؟

نایب رئیس - در آخر وقت اجازه داده خواهد شد.

اسلامی - بنده مخالفم.

نایب رئیس - اختیار با رئیس است، آقای مهدی ارباب بفرمائید لایحه قرارداد ایران و پاکستان مطرح است. مهدی ارباب - موضوع عهدنامه مودت بین دولت شاهنشاهی ایران و دولت پاکستان خوشبختانه این موضوع عملاً سالهای متمادی است مفهوم داشته خاصه اخیراً که دولت برادر ما پاکستان استقلال پیدا کرده‌است (شوشتری - برادران ما) افرادی که در آن مملکت هستند برادران ما هستند بنده بنام مخالف اسم‌نویسی کردم نه اینکه مخالف مودت بین پاکستان و ایران باشم خواستم یک موضوعی را تذکر بدهم و آن نیست که مصداق و مفهوم مودت بین ما و برادران پاکستانی ما اول عقد قرارداد بازرگانی بین ایران و پاکستان است، ما و پاکستانی‌ها، افراد ایرانی و افراد پاکستانی عیناً مثل دو برادر می‌مانند: که یک برادر در این کشور زندگی می‌کند و یک برادر در آن کشور. نهایت علاقه و صمیمیت بین ما موجود هست، روابط فرهنگی بین ما سوابق تاریخی زیاد دارد. و مثل پوست و استخوان این دو ملت بهم چسبیده‌اند روحاً وجسماً و برادر هستیم در این قسمت هیچ تردیدی نیست تذکر من و مخالفت من برای این بود که هر چه زودتر توجه کند روابط اقتصادی ما بصورت قرارداد برقرار گردد خوشبختانه معاون محترم وزارت امور خارجه در اینجا تشریف دارند و این موضوع را هم بنده سالهاست کراراً در وزارت اقتصاد در وزارت امور خارجه صحبت کرده‌ام دستوراتی هم بنمایندگان وزارت امور خارجه داده شده‌است ولی بمرحله عمل در نیامده‌است بنده بیش از این تصدیع نمی‌دهم مقصود بنده این است که مفهوم و مصداق این مودت از جمله تنظیم قرارداد بازرگانی بین ایران و پاکستان است (صحیح است، احسنت)

نایب رئیس - آقای اردلان بفرمایید.

اردلان - خوشبختانه بیانات نماینده محترم مبنی بر مخالفت نبود بلکه یک تذکری بود (صحیح است) و سیاست دیرینه کشور شاهنشاهی ایران همیشه ایجاد مودت و دوستی و تحکیم این مبانی بود با همسایگان خود و نسبت بهمسایگان خود همیشه این نظر را داشته‌است خوشبختانه دولت جدید پاکستان که بوجود آمده لازم بود که یک عهد نامه مودت بین دولت ایران و دولت پاکستان منعقد باشد و بنده گمان می‌کنم امروز موجب مسرت همه آقایان نمایندگان محترم است (صحیح است) که رأی به این لایحه دولت بدهند. همچنانکه جناب آقای نماینده محترم در این باب تذکر دادند در ماده سوم این عهدنامه بطور صریح نوشته شده‌است که طرفین متعاهدین معظمین موافقت دارند که قرارداد مخصوصی براساس معامله متقابله کامل نسبت بامور کنسولی بازرگانی - گمرکی - کشتیرانی - هواپیمائی کشوری و روابط فرهنگی تنظیم و اجرا نمایند. بنابراین این قدم اول است که ما بسلامتی امروز برمی‌داریم و امیدواریم که دنبال آن قرارداد گمرکی و بازرگانی خود را منعقد نمائیم فقط در این موضوع می‌خواهم که یک عقیده افکاری که تمام مردم ایران دارند و در جراید هم منعکس شده‌است در اینجا هم منعکس بکنم و آن اینست که امیدوارم که روابط دوستی و مودت ما و پاکستان همچنانکه امروز پایه‌اش گذاشته شده یک صمیمیتی هم بین سایر مسلمین ایجاد کند چنانچه پاکستان و افغانستان هم اگر اختلافاتی داشته باشند انشاء اللّه مرتفع شود و دولت ما هم اعلیحضرت همایون شاهنشاهی توجه دارند که مرتفع کنند (شوشتری - انشاء الله بخواست خداوند) (صحیح است) امیدوارم که ممالک اسلامی دست اتحاد بهم بدهند و یک منظور واحدی که پیروی دین مقدس اسلام باشد تعقیب کنند و نتیجه پیروی آن انشاءالله موجب سعادت و ترقی همه ملل مسلمان بشود. (شوشتری - ما یک عضوی هستیم از کلیه عالم اسلام ما و پاکستان) بنابراین از آقایان نمایندگان محترم استدعا می‌کنم که رأی بدهند به این لایحه.

نایب رئیس - آقای حائری‌زاده موافقید یا مخالف؟

حائری‌زاده - موافقم.

نایب رئیس - دو نفر موافق که پشت سرهم نمی‌شود آقای فرامرزی مخالفید؟

فرامرزی - موافقم.

حائری‌زاده - من مخالفم.

نایب رئیس - آقای حائری‌زاده بفرمائید.

حائری‌زاده - در این جور مسائل آدم نمی‌داند موافق باشد یا مخالف برای اینکه اصولا هیچکس نمی‌تواند تصور کند یک فرد مسلمان ایرانی بگوید من مخالفم که با برادران مسلمان همسایه خودمان قراردادی داشته باشیم این معقول نیست (صحیح است) اگر اصلاحاتی بنظر بعضیها می‌رسد لابد باید با لباس مخالف آمد والا بنده مخالف اصولی نیستم (صحیح است) این موضوع یک فرمی ما قدیم داشتیم راجع بعهد نامه‌ها چون طبق آیین‌نامه مثل سایر قوائین عهدنامه‌ها نمی‌گذرد. یک فرم مخصوصی تهیه می‌شود یک ماده واحده تهیه می‌شود و بدولت اختیار می‌دهند که عهدنامه‌ئی که مشتمل بر چند ماده چند ضمیمه و چند مقدمه و چند موخره‌است این را حق دارد مبادله کند آن ماده واحده هم مطرح می‌شود، آنوقت در فروعش بحث می‌شود ما تا حالا عهدنامه‌های زیادی با ممالک داشتیم که من مخصوصاً مجموعه قوانین دوره ششم را آوردم که مال روس را دارد مال افغانستان را دارد مال سایر ممالک را دارد که همه یک ماده واحد است که مجلس شواری ملی اجازه می‌دهد که آن عهدنامه و دادیه را که مشتمل بر فلان و فلان است مبادله کنند و در اینجا کمیسیون خارجه ما قناعت کرده‌است بیک گزارشی که این عهد نامه در کمیسیون خارجه برای شور اول مطرح و با آن موافقت بعمل آمد اینرا ما نمی‌توانیم بهش رأی بدهیم. این گزارش بشود قانون، باید ماده قانونی تصریح بکند که عهدنامه مشتمل بر فلان و فلان مواد این جزئیاتش باید همه‌اش تصریح شود، فرمی که ما قدیم داشتیم این جور بود حالا من نمی‌دانم این اصلاح در شور ثانی البته خواهد شد ممکن است در شور اول بوده و آقایان این را چندان مهم نشمرده‌اند و در شور ثانی این قسمت تصحیح می‌شود این‌ها اسنادی است که بعدها روی آن استناد می‌شود که باید روشن شود این یک جمله، یک جمله دیگری بود که بین ماها معمول شده‌است در قراردادهایمان که می‌نویسیم بزبان فارسی و انگلیسی، بزبان فارسی و روسی، بزبان روسی و فرانسه تنظیم شده، بیشتر یکی از زبانها را رسمی قرار می‌دادند و اختلاف هم پیدا نمی‌شد. و زبان ما را نمی‌خواستند رسمی قرار بدهند این بود که ما در قراردادمان که هر دو زبان رسمیت دارد و در موقع عمل ممکن بود که معنی کلماتی که بزبان انگلیسی نوشته می‌شود یا فرانسه با مفهوم و معنائی که در کلمات فارسی هست درست تطبیق نکند و در مورد اجرا و عمل تولید اشکال و زحمتی برای طرفین بکند. هر کدام مطابق آنچه که در زبان خودشان هست عمل کنند. ما راجع بممالک دیگر راه‌حلی بنظرمان نمی‌رسد مگر اینکه بگوئیم هر یک بهمان قسمتی که در زبان خودشان هست می‌توانند استناد بکنند. فارسی بهمان جنبه مفهوم فارسی خودش هست می‌تواند استناد کند و آنها باید قبول کنند و فرانسه هم به آنچه در زبان فرانسه‌است ما قبول کنیم ولی در این موضوع هم صحبتهائی کرده‌اند و هنوز نتیجه‌اش معلوم نشده ولی با پاکستانیها زبان ما یکی است فارسی است. ضرری نداشت که دولت مذاکره بکند که ما لازم نیست زبان انگلیسی اجنبی اروپائی را بیائیم بین دو برادر رسمیت بدهیم این لطفی ندارد زبان فارسی را هر دو می‌فهمیم هردومان ادبیاتمان رویه‌مان متکی به آن زبان فارسی است اگر باشد عقیده من خیلی بهتر است (صحیح است) اگر آقایان مذاکره می‌فرمایند، برادران مهربان ما پاکستانیها که ما هر دو نسبت بهم یک فکر و یک هدف داریم این اشکال مهم نیست و رفع شود یکی از موضوعاتی که مورد ابتلاء است تصور می‌کنم موضوع مهاجرین است ما مهاجرین ۵۰۰ ساله داریم، مهاجرین هزار ساله نمی‌دانم داریم یا نداریم، ممکنست نداشته باشیم، مهاجرین نزدیک پنجاه ساله چهل ساله داریم، اینها هنوز رسوم و اصول ایرانیتشان محفوظ است تا دولت انگلیس هم دخالت در امور هندوستان و پاکستان می‌کرد مزاحم این اصول نبود اخیراً قوانین گذشته‌است در اینجا اگر چه هنوز نمی‌دانم که پاکستان قوانینش تکمیل هست یا نه چیزیکه هست یک زحماتی برای مهاجرین ایرانی که در آنجا هستند همه‌اش هم منحصر بپاکستان نیست در هندوستان ما بهمین گرفتاری مبتلا هستیم. (شوشتری - گاهی در عراق) سال گذشته یک عده که انجمن ایرانیهای شیعه یا یک همچو چیزی داشتند در آنجا اعانه‌ئی جمع می‌کردند برای امور خیریه و برای روضه‌خوانی برای سایر کارهایشان اینها شرحی نوشته بودند که دولت ایران برای عده‌ئی که آمده‌اند تذکره‌هایشان را گم کرده‌اند ما مراجعه می‌کنیم سوابق را از ما می‌خواهند ما را نمی‌پذیرند، حکومت جدید پاکستان و هندوستان هم وضعشان وضعیتی است که تولید اشکالات برای خارجیها می‌کند، روی مقررات و قوانینی که برای داخلیها دارند ما متضرر هر دو جنبه‌اش هستیم، برای اینکه نه خارجی شناخته می‌شویم و نه داخلی نه مشمول آن مقررات هستیم و نه این آقای حکمت آنوقت وزیر امورخارجه بودند شرحی که به بنده شکایت کرده بودند بنده دارم به ایشان، ایشان دستوری دادند که بوضع آنها رسیدگی بکنند که اشکالات آنها معلوم شود ما در این عهدنامه مودت که دنبال آن عهدنامه‌های دیگری هم خواهد آمد باید این جمله‌ها را متوجه باشیم که مهاجرین ایرانی که رفته‌اند آنجا اگر اصول ایرانیتشان محفوظ هست آنها را ایرانی بشناسند اشکال نکنند و امتیازات و مزایائی که در زمان حکومت انگلیسیها در پاکستان داشتند محفوظ و محترم باشد ماها نباید روز اولی که برای خودمان استقلال و آزای پیدا می‌کنم اسباب دردسر برای برادرهایمان فراهم کنیم، باید خیلی دوستانه آن حقوق و مزایائی که انگلستان شناخته‌است مقتضی است که در اینجا پیش بینی بشود که برای آنها فعلاً شناخته شود که مأمورین ما در آنجا بیشتر مواظبت بکنند در اطراف این موضوع، با اینکه من کمال موافقت را نسبت بتمام قسمتهایش دارم این اصلاحات را معتقد هستم که آقایان در نظر داشته باشند و من پیشنهاد مجدد هم در این موضوع نمی‌دهم که بعدها خواسته باشیم در اطرافش رأی بگیریم قصد من تذکر بود که دولت متوجه باشد که حقوق اتباع ما اگر بیشتر از پیش محفوظ نیست بدتر از پیش نشود. (صحیح است - احسنت)

رئیس - آقای فرامرزی.

فرامرزی - تصور می‌کنم که هیچ مسلمانی و بالاخره هیچ ایرانی، بلکه هیچ انسانی نباشد که از استقلال دو ملت هند و پاکستان خوشحال نباشد (صحیح است) و می‌خواهم بگویم که در تمام مدت مبارزه‌ئی که دو ملت آنوقت یک ملت بودند و در راه استقلالشان مبارزه می‌کردند ایرانیها همیشه کمک کردند به آنها و بنابراین جای تردید نیست که موجب خوشوقتی هر ایرانی است که این شبه قاره هند که الان به دو قسمت شده مستقل شده و باری از خودشان برداشته شده و یک قسمت از امور بغرنج دنیا هم بواسطه استقلال آنها حل شده، ولی پاکستان در عین حال که از یک جهت حکم هندوستان را دارد از جهات دیگری بما نزدیکتر است و در یک قسمت ما و ملت هند و پاکستان، شریک یک سوابق تاریخی هستیم و آن موقعی بوده که هر سه تایمان یک ملت بودیم و در یک نقطه از نقاط دنیا که از آیات آوستا معلومست که در قسمت شمال بوده‌است و کم کم آمدیم بجنوب در آنجا شرکت تاریخی داریم، داستانهای ما یک قسمت زیادی از داستان‌های شاهنامه با داستانهای هندی یکی است، مثلاً کیخسرو را که ما داریم همان کیخسرو را آنها دارند، رستم که ما داریم آنها دارند، جمشید که ما داریم آنها دارند با قدری تفاوت اسم که پیدا می‌شود و معلومست، آنوقت آن جمشید و آن رستم و کیخسرو مال یک ملتی بوده که آن ملت ما بودیم و ملت هند. بنابراین تردیدی نیست که ما از استقلال یک قسمت از برادرانمان که بعد از اینکه از ما سوا شدند و ریختند بامپراطوری هند و خوشحالیم که از اسارت آزاد شدند با نهایت میل و آرزو می‌خواهیم که دست دوستی و برادری بهردوی آنها بدهیم. بعد از اسلام باز هندوستان همیشه مثل آن بوده که یک قسمت از ایرانست، هر وقت چه امرای ایرانی چه علمای ایرانی چه شعرای ایرانی تحت فشاری قرار میگرفته‌اند میرفته‌اند بهندوستان و آنجا مثل اینکه خانه خودشان بوده از آنها پذیرائی میکرده‌اند اینها در تاریخ ما هست کی از آنجا آمده‌است کی از اینجا رفته‌است مملکت هندوستان یک مذتی گنجینه ادبیات و زبان ما بوده چنانکه سبک ادبیات ما را بسه قسمت تقسیم کرده‌اند یک سبک ترکستانی که مال خراسان و ماوراءالنهر باشد، یک سبک عراقی که مربوط به تهران و فارس و این قسمت باشد، و یک سبک هندی که همین شعرائی باشند که امروز از نژاد آنها این ملت پاکستان بوجود آمده‌است احساساتی که امروز این مردم پاکستان دارند همان احساساتی است که آنروزی داشتند که از ایران رفتند، آنها زبان علمی‌شان زبان ادبیشان فارسی بوده، وقتی که یاد می‌کنند آنروزی را که انگلیس‌ها زبان فارسی را از آنها گرفتند و بجای آن زبان انگلیسی گذاشتند. اینرا با حسرت یاد می‌کنند وقتیکه می‌گویند در چه تاریخی رسمیت علمی ادبی زبان فارسی از هندوستان برداشته شد یک آه حسرت آمیزی می‌کشند به بیان نمی‌آید که معلوم می‌شود اینها همان روابط قبلی که با ما داشتند حالا هم دارند. بنده یک روز سفری که کرده بودم خدمت قائد اعظم محمد علی جناح رحمه اله علیه رسیدم و در ضمن صحبت راجع باستقلال‌شان گفت استقلال ما مکمل استقلال شماست تا ما استقلال نداشتیم استقلال شما تمام نبود صحیح هم هست یکعده از برادران ما مستقلند و عده دیگری گیر هستند طبعاً استقلال اینها کامل نیست بعد گفت ما و شما یک ملت هستیم خیال کرد من می‌خواهم بگویم که یک دولت تشکیل بدهیم گفت مقصود اینستکه ما یکی هستیم و در عین حال می‌توانیم هر کدام دارای یک دولت و یا یک تشکیلات جداگانه باشیم من دستور دادم که زبان فارسی را از کلاس ۴ ابتدائی تدریس کنند در مدارس پاکستان الان همینطور است شما زبان اردو را در مدارس خودتان تدریس کنید تا بهمدیگر نزدیک شویم در اینجا جناب آقای حائری‌زاده یک نکته‌ای فرمودند البته بنده خوشوقتم که تمام آقایانی که بعنوان مخالف پشت تریبون آمدند یک مخالفتی بود که مقصود تأیید و تحکیم دوستی ما نسبت به این دولت بود و برای این نبود که بگویند ما با این دوستی و انعقاد یگانگی مخالفیم گفتند می‌خواهیم یک کاری بکنیم که این مودت و یگانگی لایش درز پیدا نکند تصور می‌کنم که البته جناب آقای قدس بهتر از من می‌دانند در قراردادهای سیاسی زبانهای معینی هست که بین دو دولت قرار دارد را با آن زبان می‌بندند سابق بر این یعنی قبل از جنگ بین‌المللی اول زبان فرانسه بود و همیشه وقتی که قرارداد را می‌بستند با دو زبان می‌نوشتند یکی با زبان خود آن دولت یا آن ملت و یکی با زبان فرانسه و قید می‌کردند که اگر اختلافی در تغییر الفاظ بمیان آمد رجوع به نسخه فرانسه خواهد شد نه به زبان خودشان و دلیل هم می‌آوردند و می‌گفتند که زبان فرانسه برای بیان مطلب و تعیین و روشن کردن مطلب که بهتر تلفظ بشود زبان فرانسه استعدادش بهتر است اینطور می‌گفتند حالا راست یا دروغ من نمی‌دانم برای اینکه من معتقدم که می‌بایستی نسخه اصلی را فارسی قرار می‌دادند برای اینکه زبان فارسی استعدادش بیشتر است اما من گمان می‌کنم که از این جهت اشکالی نیست که بزبان انگلیسی باشد برای اینکه بعد از جنگ بین‌المللی اول زبانهای دیگری این رسیمت را یافت که می‌توان با آنها قراردادهای سیاسی بست که یکی از آنها زبان انگلیسی بود از زبانهای شرقی برای زبان عربی همین رسیمت را شناخته‌اند و حالا من نمی‌دانم که برای زبان فارسی هم در جامعه ملل و یا سازمان ملل متحد این رسمیت را برایش شناخته‌اند یا خیر این را آقای معاون وزارت امور خارجه می‌دانند راجع بمهاجرین که جناب آقای حائری‌زاده فرمودند مهاجرینی که در پاکستانند اگر مقصود آن ایرانی‌هائی است که بپاکستان مهاجرت کرده‌اند و در آنجا توطن اختیار کرده‌اند و دارای حیثیت و حقوق آنها شده‌اند این را من تصور نمی‌کنم لازم باشد که راجع بآنها حرف بزنیم برای اینکه بحقیقت یک قسمت زیادی از پاکستانی‌ها همان ایرانی‌های مهاجر هستند وضع پاکستان نسبت بایران خیلی شبیه‌است بوضع امریکا نسبت بانگلستان و خانواده‌های آنها هم معلوم است همین آقای لیاقت علی‌خان که الان نخست‌وزیر هستند ایشان نژادشان ایرانی است و بسیاری از وزاری ایشان رؤسایشان و فرماندهان قشونشان نژادشان ایرانی است و حفظ هم کرده‌اند و عجب اینستکه ما در ایران یک خانواده‌ای و یا یک طایفه‌ای باسم قزلباش نداریم قزلباشها قشون شاه عباس کبیر را تشکیل می‌دادند ولی آنها خانواده قزلباش دارند یک قسمت دیگر ایرانی‌هائی هستند که از لارستان و دشتستان و جنوب وازان قسمتها مهاجرت کرده‌اند و آزادانه در آنجا زندگی کرده‌اند و شاید تذکره را بگیرند ولی من یک خواهشی هم می‌کنم هم از هیئت دولت و هم از مجلس شورای ملی و آن اینستکه یک عده از ایرانیها بانهایت خجالت باید بگویم از فرط ظلم و تجاوز و بیرحمی فرار کرده‌اند از این مملکت و از این جا رفته‌اند حالا شما آقایان یک کاری نکنید که برای فرمالیته بازی هم که شده کاری نکنید که برادران شما که از فرط عجز و بیچارگی و ظلم فرار کرده‌اند و مهاجرت کرده‌اند در مهاجرت هم از دست شما راحت نباشند یک کاری بکنید که اینها توی یک سوراخی بتوانند زندگانی بکنند بیائید آقای یک اصولی توی مملکتمان برقرار کنید آنها حسرت ایران را می‌خورند و خوب ایرانرا را می‌بینند ولی هر دفعه خواستند برگردند بسرحد که رسیدند دیدند وجود خلق بدل کرده‌اند ورنه که ملک - همان ولایت کیخسرو است و ملک قباد - دیدند که فقط افراد عوض شده‌اند پدر مرده پسر مانده والا اصول و رسومی که در ایران باقی مانده همان است که بوده و بهمان واسطه اجداد و پدرانشان فرار کرده‌اند بیائید یک کاری بکنید و این اصول را تبدیل کنید بیک اصولی که لااقل مثل شارجه و دوبی - کویت باشد که مردم بتوانند راحت زندگی کنند مثل سویس و سوئد نمی‌گویم و برادرانمان را برای یک فورمالیه بازی در فشار قرار ندهیم که در مهاجرت هم نتوانند زندگی کنند اما اینکه تصور فرمودند جناب آقای حائری‌زاده که در پاکستان به ایرانیهای مهاجر تجاوز می‌شود من بایشان اطمینان می‌دهم که پاکستانیها دو احساسات دارند که برتمام احساساتشان غلبه دارد اولی احساسات اسلامیت من با سفیر مصر در لاهور صحبت کردم در دعوتی که صدراعظم لاهور که او هم نژاداً ایرانی است از ما کرده بود یعنی در آن قسمت پاکستان در شمال آن که قسمت اعظم هستند پاکستان را تشکیل می‌دهند در آنجا بیشتر از همه جا ایرانی است و لهجه آنها را لهجه‌های شکسته ایرانی است در لاهور سفیر مصر گفت که اینها هیچ نمی‌فهمند غیر از اسلام و بعد تعجب کرد که چطور همه اینها می‌دانند ولی عربی نمی‌دانند من بایشان گفتم که البته من با شما هم عقیده‌ام که باید عالم اسلام یک زبان رسمی بین خودشان داشته باشند و آن زبان عربی است برای اینکه زبان قرآن و زبان مذهب سات و تعجب نکنید که اینها فارسی می‌دانند، فارسی زبان اینهاست فارسی را بروز از اینها گرفته‌اند ولی هنوز ریشه آن در اینجا هست در پیشاور عبدالغیورخان که آنجا حاکم است از ما دعوت کرد در آن دعوت یکی از اعضاء مجلس سنا بیخشید مجلس شورایملی گفت ما یک ملت هستیم یکی از رفقا گفت بله همه ما مسلمان هستیم و مسلمان هم یک ملت است گفت نخیر ما یک ملتیم و مسلمانی جداست ما از یک نژادیم، ما اولاد یک پدر هستیم این احساسات آنهاست نسبت به جنسیت که ایرانیها را از خودشان و خودشان را هم ایرانی می‌دانند و یک احساسات عام بسیار شدیدی دارند که احساسات اسلامیت است بنابراین از هر جهت از این دو قسمت که شما حساب بکنید محالست که پاکستانی بایرانی تجاوز بکند یا او را در فشار قرار بدهد و خیالتان از این جهت راحت باشد و موافقت بفرمائید که این قرارداد همانطوریکه دولتین خواسته‌اند بسته شود و ما بانهایت حسن نیت هرگونه دوستی را بپذیریم خاصه که مذهب ما هم نژاد ما هم فرهنگ و هم کولتور و هم مسلک هستند و در یک قسمت از دنیا زندگی می‌کنند که خوشبختانه با ما ارتباط نزدیک یعنی وصلت حدود و سرحد و زمین هم دارند با ما قرارداد صمیمانه داشته باشند.

حائری‌زاده - چنانچه آقای رئیس اجازه بفرمایند سوء تعبیری در عرایض بنده شده که می‌خواهم توضیح مختصری عرض کنم.

نایب رئیس - آقای حائری‌زاده بفرمائید.

حائری‌زاده - من خیلی از ناطق محترم متشکرم که کمکی فرمودند تا من مجدداً بیایم اینجا و توضیحی بدهم فرق است بین حسن تفاهم بین ملل و حسن تفاهم بین دول (فرامرزی- آفرین صحیح است) ما با پاکستانیها خیر با هندوستانیها با مسلمانهای چین و سایر ممالک ملتمان و افرادمان برادرند و هیچ فرقی نداریم یک دولتهای ظالمی در دنیا برای حقوق خودشان دولتهای ضعیف را آلت دست قرارمی‌دهند بازی کره را درست می‌کنند ما باید در عهدنامه‌های خودمان پیش بینی روزهای بدبختی و خطری که برایمان پیش می‌آید یک یک بکنیم والا هیچ سوء ظنی و هیچ سوء تفاهمی بین ما و ملت پاکستان نبوده و نیست و نخواهد بود (عده‌ای از نمایندگان - صحیح است) تازه یک ده یا بیست سالی است که بعد از جنگ بین‌المللی اول حکومت همجوار خودمان عراق را که جزئی از امپراطوری عثمانی بود برسمیت شناخته‌ایم عراقیها برادر ما هستند و حجازیها هم برادر ما هستند و یکی از برادران هاشمی که اهل حجاز بود ملک فیصل در عراق سلطنت کرد و در آنجا هم ما او را برسمیت شناختیم اکثریت شهرنشینهای آنها هم ایرانی بودند ایرانیهای مهاجر هم صد سال ۵۰ سال ده سال یا بیست سال آنجا مانده بودند و هنوز که هنوز است برای تشخیص جنسیت اینها ما گرفتار هستیم این را ممکن است بیکی از دو سه صورت حلش کنند نه منحصر بپاکستان است که این عرض را می‌کنم یکی اینکه ممکن است که این موضوع را به یکی از دو صورت حل کنیم ما دو شخصیت و دو هویت قائل می‌شویم می‌گوئیم ایرانی رفت بهندوستان هندوستانی شناخته بشود و اگر رفت بپاکستان پاکستانی شناخته شود از هندوستان هم اگر آمد اینجا ایرانی شناخته بشود و همچنین پاکستانی اگر آمد ایرانی شناخته شود با این ترتیب مهاجرین آنها هم که به مملکت ما می‌آیند استفاده می‌کنند این موضوع را می‌شود حل کرد ما هیچ اختلافی نداریم من ناراضی نیستم که برادران مسلمان پاکستانی ما زبان انگلیسی را بیایند اینجا در عهدنامه خود بما تحمیل کنند خودشان هم بما تحمیل نکرده‌اند و ما باید سعی کنیم که این اختلاف برداشته شود و چیزهائی که خارجیها آمده‌اند بما تحمیل کرده‌اند از میان برود و امروز که باب مذاکرات با حضرات مفتوح است من یقین دارم که ایرانیها با بنده همعقیده هستند و گمان می‌کنم که اینها قابل حمل است و اینست که برای در نظر گرفتن موقع شور ثانی عرض می‌کنم.

نایب رئیس - آقای ذوالفقاری مخبر کمیسیون بفرمائید. (فرامرزی - اگر اجازه بفرمائید یک تذکری بدهم).

ذوالفقاری - آقای مهدی ارباب ضمن فرمایشاتشان تذکری دادند که همانطوریکه فرمودند دولت اقدام خواهد کرد و ضمناً جناب آقای حائری‌زاده تذکر بسیار بجائی دادند که با فرمولی که این لایحه بمجلس شورایملی آمده تذکر بسیار بجای ایشان انشاء الله در شور دوم مثل آن تذکری که قبلاً دادند مراعات خواهد شد و موضوع دیگر اینست که فرمودند چون این قرارداد بدو زبان فارسی و انگلیسی ترجمه شده در ترجمه ممکن است اشتباه شده باشد حتماً ماده ۵ آنرا ملاحظه فرموده‌اند این نگرانی را ماده ۵ رفع می‌کند و در آنجا می‌نویسد که این عهدنامه بدوزبان فارسی و انگلیسی نوشته شده و هر دو زبان معتبر خواهد بود و خیال می‌کنم که دیگر نگرانی از این بابت وجود نداشته باشد اما راجع تمهاجرین دولت خودش اقدام خواهد کرد و آقای معاون وزارت خارجه هم در این باب توضیحاتی خواهند داد.

نایب رئیس - آقای معاون وزارت امور خارجه بفرمائید.

معاون وزارت امور خارجه - خوش بختانه عموم آقایان نمایندگان محترم با توجه بعلائق معنوی که بین ما و پاکستان و کشورهای همجوار وجود دارد و توضیح کافی دادند محتاج این نیست که بنده این قسمت را عنوان کنم و مطلبی عرض کنم ضمن بیانات آقایان نمایندگان محترم جناب آقای حائری‌زاده راجع به قسمت مهاجرین اظهار نگرانی فرمودند. البته در نتیجه حوادثی که پیش آمده‌است حوادث طبیعی یا غیرطبیعی مخصوصاً در قسمت جنوب که پرجمعیت ترین قسمتهای ایران بود مهاجرین زیادی که شاید بالغ بر چندین ملیون نفر می‌شدند بهندوستان مهاجرت منمودند از این عده خوشبختانه عده زیادی هستند که سنن خود و وضع خودشانرا حفظ می‌کنند ولی البته بین چند ملیون نفر خیلی مشکل است که تمام آنان وضع خودشانرا حفظ کرده باشند البته عده زیادی هستند که تابعیت پاکستان و هندوستان را قبول کرده‌اند تعدادی از این عده در سنوات اخیر و می‌شود گفت در ماههای اخیر درصدد بر آمده‌اند که برگردند بتابعیت ایران و تابعیت ایرانرا قبول کنند بطوریکه آقایان اطلاع دارند موضوع تابعیت تابع مقررات قانون تابعیت است ولی همیشه آن عده‌ای که در آن جا بوده‌اند با آنهائیکه هنوز تابعیت ایران را دارند بسیار برادرانه رفتار می‌کنند و همان احساسات صمیمانه نسبت بایران همیشه در آنجا بوده‌است و همیشه درها بروی ایرانیها باز بوده‌است و دولت ایران هم آنچه که مقدور بوده برای اینکه آنها بتوانند برگردند هر نوع تسهیلاتی برای آنها فراهم کرده‌است ولی البته مقررات دو کشور هم باید رعایت شود غیر از اقدامی که شده می‌خواهیم اقدامی بکنیم ولی عده‌ای هستند در آنجا که وضع آنان مشکوک است و کاملاً روشن نیست که آنها سابقه مهاجرت داشته باشند و حتی وضع آنها نسبت بمحل هم روشن نیست یک عده‌ای از آنها مراجعه کردند پس از اینکه ما خواستیم نسبت بسوابق آنها تحقیق کنیم معلوم شد که آنها متأسفانه وضعی دارند که ما نمی‌توانیم با قوانین خودمان تطبیق دهیم و برای بازگشت آنان بتابعیت ایران اقدامی کنیم ولی یکعده هم بین آنها هستند که تا بازرگان هستند که اینها در یک جریاناتی البته یک مشکلاتی برخورده‌اند در سنوات سابق و یک وضع قدری مبهمی ایجاد کرده‌اند آنها می‌توانند هر وقت خواستند بایران برگردند و البته تسهیلاتی برای آنها می‌شود و بعد از اینکه برگشتند می‌توان وضع آنها با مقررات قانون تابعیت تطبیق کرد و آنچه که مقدور باشد تسهیل می‌شود و ساموابقی که اینها دارند ممکن است وضع‌شان روشن شود.

نمایندگان - رأی، رأی.

- طرح شور اول قرارداد مودت بین ایران و هندوستان و تصویب ورود در شور دوم[ویرایش]

۶ - طرح شور اول قرارداد مودت بین ایران و هندوستان و تصویب ورود در شور دوم.

نایب رئیس - رأی می‌گیریم بورود در شور دوم آقایانیکه موافقند قیام بفرمایند (اکثر برخاستند) تصویب شد بکمیسیون امور خارجه فرستاده می‌شود لایحه قرارداد مودت ایران و هندوستان مطرح است آقای ارباب.

مهدی ارباب - بنده البته حاضرالذهن نبودم در بحث بین ما و هندوستان زیادی لازم دارد تا توضیحات کافی بعرض آقایان برسانم فعلاً باز آنچه که دنبال می‌کنم مربوط بامور اقتصادی بین ایران و هندوستان است که اساس ارتباط ما را تشکیل داده و خواهد داد آقایان البته متحضر هستند که الان صدها هزار ایرانی هستند که در هندوستان زندگی می‌کنند از اینها متجاوز از ۳۰ هزار نفر در هندوستان مشغول کسب هستند بعلاوه همانطور که علائق دینی و فرهنگی بین ما و پاکستان موجود است در بسیاری از قسمتهای هندوستان هم آن علائق باقی و موجود است چیزیکه مدتی است زحماتی تولید کرده همان وضع اقتصاد است که سابقاً مخصوصاً کالائی که از ایران از راه خشکی از راه زاهدان بهندوستان صادر می‌شده‌است از گمرک داخلی و از عوارض داخلی معاف بوده اخیراً که یک دولت پاکستان در این وسط تشکیل شده‌است طبق مقرراتی که دارند از کالای صادراتی ما بعلت نداشتن قرارداد بازرگانی عوارض مطالبه می‌کند و باعث این شده‌اند که یکشهر سرحدی ما که دارای اهمیت تجارتی است بکلی ویرانه شود بنده در دنباله عرایضم استدعا می‌کنم که در قسمت اقتصادی و در قسمت قرارداد بازرگانی زودتر تسریع شود تا مبنای و داد و دوستی ما بیشتر مستحم گردد.

نایب رئیس - آقای اردلان.

اردلان - بطوری که الان بعرض آقایان نمایندگان محترم رساندم اساس سیاست دولت شاهنشاهی ایران همواره مبنی بر ایجاد دوستی و مودت با همسایگان بوده‌است و به این منظور ما امروز آمدیم شور اول لایحه عهدنامه مودت بین دولتین ایران و هندوستان را رأی بگیریم گمان می‌کنم که فرمایشاتی که آقای ارباب فرمودند تذکری بود که در این عهدنامه هم پیش‌بینی شده‌است ما روابط بسیار قدیمی با هندوستان داریم بسیاری از ایرانیان یعنی زردشتیان برادران ما هستند که سالیان دراز رفته‌اند در هندوستان اگر چه روح و قلبشان متوجه ایرانست و امیدواریم که روابط دولت ما با دولت هندوستان همچنانکه در آتیه هم بسیار خوب خواهد بود در قرارداد تجارتی هم این موضوعی که آقای ارباب تذکر دادند امیدواریم که پیش‌بینی بشود و خواهد شد که انشاء الله همانطور که روابط سیاسی ما مستحکمتر می‌شود روابط تجارتی ما نیز مستحکمتر بشود (نمایندگان - انشاءالله احسنت) بنابراین استدعا می‌کنم آقایان رأی بدهند که زودتر تمام بشود.

نایب رئیس - آقای حائری‌زاده.

حائری‌زاده - مطالبی که بنده نسبت بپاکستان عرض کردم تماماً درباره هندوستان هم آن مطالب باید مورد توجه باشد فقط چیزی که اضافه باید کرد آن موضوع اهمیت هندوستان است در آسیا که بعد از مملکت چین پرجمعیت‌تر و مهمتر از هندوستان در ممالک آسیائی نداریم و اینها برادران بزرگ ما هستند که سالها در قید اسارت اجنبی بودند و خوشبختانه آزاد شدند ما باید سعی بکنیم که ایران خیر هندوستان خیر، آسیا مستعمره اروپائی و آمریکائی نباشد آسیا مال آسیائی است این ملتی که دارای سیصد میلیون جمعیت است ملت هندوستان که از حیث آداب و رفتار و اخلاق و زبان خیلی با هم مربوط هستیم اینها صلاحیت دارند که پیشرو این قافله باشند اتحادیه اعراب درست شد که ممالک عربی با هم اتحاد کنند که حکومت جدیدالولاده بنی اسرائیل که معلوم نیست اصلش چیست اختلاف بین آنها ایجاد کرد ما برای اینکه در آتیه فشارهای اجنبی را کمتر تحمل کنیم باید سعی کنیم که آسیا مال آسیائیها باشد در موقع عقد قرارداد دوستی که با هندوستان می‌بندیم باید یک نکاتی درش باشد که بسرچشمه مقصود برسیم من یک روز نظرم هست که آقای سیدعلی ظهیر که سفیر هندوستان است دعوت کرده بود از بعضی نمایندگان جبهه ملی که برویم آنجا، از قانون اساسی یک قسمت هائی را پرسیدم دیدم که آخرین قانون اساسی که برای آزادی و آسایش بشر ممکن است باشد این قانون اساسی است که امروز هندوستان دارد و آن هندوستان دردهائی را که امروز سایر ممالک کوچکترش را دارند هندوستان بزرگترش را دارد یکی از دردها ملل متنوعه‌است دیانتها مختلف است افکار متشتت است که اسباب پیشرفت مقاصد اجانب در آن مملکت می‌شود. هر روز یک اقلیتی را تحریک می‌کنند یکی را علیه دیگری و آنها را سرگرم می‌کنند باینگونه بدبختیهای دائمی خودشان. در ایران هم نمی‌گذارند یکروز ما راحت باشیم نفت ما را مفت و مجانی دارند می‌برند غارت می‌کنند (صحیح است) و هر وقت می‌آئیم یک حرفی بزنیم مطالبه حق خودمانرا بکنیم یک جوالدوز بما فرو می‌کنند الف و ب و ج برایمان درست می‌کنند (شوشتری - سقاخانه هم برایمان درست می‌کنند) همه چیز درست می‌کنند نمی‌گذارند یک آسایشی داشته باشیم که بتوانیم حقوق خودمان را مطالبه کنیم (احسنت) ما حالا یکقدری خواب‌زده شده‌ایم و دنیا هم بما مهلت داده‌است که بلند شویم حق خودمان را بخواهیم در آن عهدنامه و معاهده‌ای که همسایه‌های خودمان باید از آن ضررها و زیانها که قبلاً متوجه ما بوده‌است درس عبرت گرفته باشیم و در موقعی که اینها را منعقد می‌کنیم آنها را در نظر بگیریم آقایان ممکن است بعضی نظرشان نباشد ولی نظر بنده ممکن است که بیش از بعضی از آقایان باشد (نورالدین امامی - سن ما تقاضا نمی‌کند) (شوشتری شبها را هم حساب کن) در زمان حکومت کذائی روسیه تزاری بود که صدی هفتاد تجارت ما با روسیه بود ایرانیهای ما بخصوص ساکنین قسمت شمال از آذربایجان و گیلان و خراسان و آن قسمت‌ها می‌رفتند در باکو اگر رفراندم می‌کردند اکثریت طرف‌دار ایران بودند در آنجا و مشغول حمالی بودند همچنین در سایر شهرهای قفقاز و تاجیکستان و ترکستان و آن قسمتها بسیارند از ایرانیها و آن ایرانیها با یک امیدی همیشه بمرکز خودشان نگاه می‌کردند که یک روزی دستگاه ظلم برچیده شود و بتوانند بیایند در وطن خودشان زندگی کنند ما در اول مشروطیت برای آزادی این مملکت از خود گذشتیم بیشتر آن بیچاره‌هائی که از زور ظلم رفته بودن در قفقازیه آنها بیشتر برای ما مجاهدت می‌کردند و آمده بودن که مملکتشان را از شر ظلم نجات بدهند در هندوستان هنوز هعده زیادی از ایرانیان هستند که بعد از هزار سال که رفته‌اند آنجا هنوز موقوفات و نذرهائی برای ایران می‌کنند من چند وقت پیش که رفتم یزد دیدم که یک زردشتی مدرسه درست کرده‌است یک مریض خانه درست کرده‌است زردشتی که معلوم نیست تابعیت خودش را حفظ کرده‌است یا نه (شوشتری – مسلمانها هم همینطورند آقا) این زردشتیهاشان هستند مسلمانهایشان هم یک انجمنهائی دارند یک رقباتی درست کردند هر ایرانی بدبخت بیچاره‌ای می‌رود برایش اعانه جمع می‌کنند و کمک می‌کنند و او را راه می‌برند یک احساسات عجیبی دارند و بفرمایش ناطق محترم از ظلم این مملکت فرار کرده‌اند رفته‌اند آنجا برای خودشان یک زندگانی درست کرده‌اند حالا یکی ۲۰ سال پیش رفته و یکی هم دویست سال پیش و کم کم در آنجا متوقف شده‌اند در باره این موضوع بحث زیادی می‌کنند که تولید اشکال می‌کند آنهائی که احساسات ایرانی دارند و با آنهائی که هنوز قرار داد مؤدت نداریم باید قرارداد ببندیم آزادشان بگذارند که اگر خواستند تابعیت ایران را قبول کنند و اگر نخواستند تابعیت هندوستان را قبول کنند در بین النهرین یک تضیقات و فشارهائی به ایرانیان وارد می‌آورند که مجبور بشوند ترک تابعیت بکنند ما در اینقسمت که عهد نامه منعقد می‌کنیم باید تمام بدبختیهائی را که دامنگیر افراد ما می‌شود چه در بین‌النهرین چه در روسیه و چه در جاهای دیگر، چه در پاکستان و چه در هندوستان باید پیش بینی کنیم که کسانی که مورد توجهشان ایران است آنجا رنجیده خاطر نشوند و نگویند که ما در این مملکت از ضلم ظالمین فرار کرده‌ایم و آمدیم اینجا و کسی در آنجا نیست که بفکر ما باشد و ما را تسلیم امواج حوادث کرده‌اند در عین حال من معتقد هستم که باید این حرفهائی که اسمش را نمی‌دانم چه بگذارم این حرفهائی است که دنیا مد کرده‌است و برای اختلاف بین بشر مد کرده‌اند والا اسلام همه بشر را برادر می‌داند چه در چین و چه در هند و چه در افریقا باشد، خوشبختانه اکثریت ملتمان دعوی اسلام می‌کند می‌گویند که مسلمان هستیم (شوشتری – انشاءالله مسلمانند) در هندوستان و پاکستان که در واقع نصف جمعیت آن مسلمان هستند آنها به این رویه دویست سال است که تربیت شده‌اند ما نباید بگذاریم تخمی را که برای ایجتد اختلاف بین ملل شرقی هی می‌پاشند این‌ها را ما آبیاری کنیم و ریشه اش را محکم کنیم ما باید سعی کنیم که ریشه اش را بکنیم من به این زبان انگلیسی که حکم است بین ما و هندوستانیها معترضم در صورتیکه آنها زبان رسمیشان انگلیسی نیست انگلیسی زبان اجنبی است که در آنجا حکومت کرد، من مخالفم که زابن انگلیسی که بر آنجا حکومت کرد بیاید و بین ما حکم باشد.

شوشتری – ما با شما موافقیم.

نایب رئیس – آقای فرامرزی بفرمائید.

فرامرزی – صحبتی که امروز راجع بموافقت و مخالفت می‌شود همان اختلاف امروز و آنروزی است یعنی هر دوی ما یک چیز می‌خواهیم و یک احساسات داریم و هر دوی ما از مخالف و موافق اتحاد و یگانگی ملل مشرق هستیم مخصوصاً مللی که به ما نزدیکتر هستند راجع به هندوستان هم چیز تازه‌ای بنده نمی‌خواهم بگویم یک مقدار زیادش همان چیزی است که راجع به پاکستان گفتم البته یک اختلافی بین دو دولت هندوستان و پاکستان هت که هیچ بشری دوست ندارد که در میان باشد و همان که جناب حائری‌زاده فرمودند و بعضی از روسای دول که چون جه پرست هستند سر هیچ و پوچ بین ملل اختلاف می‌اندازند واز آن جمله الان بین دولت هندوستان و پاکستان حاصل شده که از ک جهت به ما مربوط نیست برای اینکه بین دو ملتی هست که مربوط به خودشان هست و از یک جهت بما مربوط است برای اینکه متاسفانه این اسم مسلمان و هندو که روی آن گذاشته‌اند و در آنجا هم صحبت مراسپاو SSاست مثل اینکه اینها برای از بین بردن مسلمین هستند بعنوان که از هندوستان که یک عمل جدی نمی‌کند که این اختلاف را از بین دو برادر بردارند و بنده عنوان دیگر نمی‌کنم و استفاده از این موقع می‌کنم و دگری مسئله کشمیر است که با اینکه هر دو دولت راضی شده‌اند که نماینده‌ای از طرف جامعه ملل برود و مطالعه کند برای مراجعه با آراء عمومی و بعد از اینکه دولت هندوستان دید که نظر نماینده جامعه ملل اینست که چون قشون دولت هندوستان در کشمیر می‌باشد یعنی اسلحه و سر نیزه در آنجا هست و مردم آزاد نیستند برای اینکه آزاد باشند رأیشان را بدهند به بینند که ایشان می‌خواهند تابع هندوستان باشند یا پاکستان یا یک ملت جداگانهی باشند هندوستان موافقت نکرد به این جهت این موضوع را از این لحاظ که من یک فرد مسلمانی هستم اگر در هر جای دنیا نسبت بیک مسلمان دیگری ظلم شود بدم می‌آید و از لحاظ اینکه یک بشری هستم که هر بشری ببشر دیگر ظلم کند باز بدم می‌آید و بحقیقت قسم می‌خورم، بخداوند که اگر این زوری که هندوها به مسلمان‌ها می‌گویند مسلمانهابه هندوها می‌گفتند من باز بدم می‌آمد از این موقع استفاده می‌کنم که تذکر بدهم بدولت هندوستان که احساسات تمام ملل اسلامی که از آنجمله ملت ایران است از این باب ناراضی است و جریحه داراست و انتظار دارد ملتی که خودش سالها زیر فشار بوده و او را با زور بباسارت نگهداشته‌اند برای اسیر نگهداشتن یک مردمان ضعیف دیگری آن زور را بکار نبرند آقای حائری‌زاده بنده و تمام ایرانیه منتهای آرزویمان این است که با ملت هندوستان منتهای یکرنگی و یگانگی داشته باشیم که خوشبختانه داریم منتها گله‌ای که داریم از بابت ظلی است که در بعض احزاب تندرو آنجا به برادران مسلمان ما می‌کنند و امیدوارم که دولت هندوستان مخصوصاً شخص جواهر لعل نهرو که شاگرد نبی صلح گکاندی است سعی کند برای اینکه این اختلافات را از بین بردارند و در بین خودشان برادر وار زندگی کنند راجع به مهاجرین آنهائیکه در هندوستان و یا در پاکستان هستند و هنوز بتابعیت ایرانیت خودشان باقی هستند یعنی جزو آن ملت نشده‌اند آنها البته من معتقدم که باید وضعشان روشن بشود اما نه به این ترتیب که ریششان گیر بیفتد که مأمورین ما از آنها پول بگیرند اذیتشان بکنند بعنوان اینکه دخترش مشمول نظام وظیفه‌است و پسرش فلان و دائم اذیتشان بکنند و در عین حال که باید هویتشان محفوظ باشد وضعیتشان روشن بشودمن کاملا معتقدم بعقیده جناب آقای حائری‌زاده و راجع بزبان انگلیسی اگر آن مانعی که من گفتم ندارد البته هر آدمی معتقد است که باید اینطور باشدمخصوصاً خو هندوستان که زبان رسمی و زبان ادبی شان که قبل از این زبان فارسی بوده‌است برایش این کار سابقه دارد چیز تازه نیست همانطور که عرض کردم مخالفی با این قسمت نیست حتی مخالفینی هم بصورت مخالف آمدند اینجا و موافقت کردند اما اینکه هر کسی از ایران ما رفته با فشار او را بیاوریم و بگوئیم که ایرانی است که این وارد نیست آقای می‌رسید علی بهبهانی او عرب است یا ایرانی؟ آقای شوشتری سید است و سید اولاد علی (ع) هم عرب است ایرانی که نمی‌شود اگر تا آنجا برویم تا جائی برویم که معلوم باشد این خانواده خانواده ایرانی است تابعیت ایران و پاکستان هم قبول نکرده (شوشتری – آن عبارت را تصیح بفرمائید به علمدار صلح) نبی هم بمعنی علمدار است متوجهم بنابراین کاری بکنید که موجب زحمت از برای مردم نشود

- نطق بعد از دستور آقایان جمال امامی - اسلامی[ویرایش]

۷- نطق بعد از دستور آقایان جمال امامی - اسلامی

نایب رئیس – رأی می‌گیریم آقایانی که موافقند قیام کنند (اکثر برخاستند) تصویب شد قبل از دستور چند نفر از آقایان اجازه نطق خواسته بودند حالا نوبت آقای گرگانی است که ایشان شرحی نوشته‌اند که نوبت خودشان را به آقای جمال امامی داده‌اند.

کشاورز صدر - بنده با آقای شاهرودی اعلام جرم کرده‌ام که ۱۵۰۰ متر مکعب چوب داده‌است بنام پسرش که تقدیم می‌کنم که به کمیسیون عرایض برود.

اسلامی - بنده آقای دکتر سجادی اعلام جرم کردم که حالا تقدیم می‌کنم.

نایب رئیس - آقای جمال امامی بفرمائید

جمال امامی - بنده قبل از ورود در مانحن فیه تذکری را لازم می‌دانم بحضور آقایان عرض کنم، هر روز وقتی که ما وارد مجلس می‌شویم آقایان هم البته ملاحظه فرموده‌اند اوراقی بدست ما می‌دهند البته اوراق مختلف، بنده آمدم در مجلس شورای ملی قرائت کردم یکی از این اوراق راجع به آقای دکتر مصدق بود صرف نظر از احترام و شخصیت جناب آقای دکتر مصدق بعنوان نمایندگان ملت به این عمل اعتراض می‌کنم، چون نماینده مصونیت پارلمانی دارد آقا اگر بنا بشود حیثیت نماینده‌ای مورد تعرض واقع شود از مصونیت خود نمی‌تواند استفاده کند(شوشتری - همان دستگاه مرموز است) آتش بجان شمع فتد کاین بنا نهاد. جناب آقای دکتر مصدق چرا تشریف ندارند که به ایشان عرض کنم و رفقای ایشان هم همان را ادامه دادند و این جنگ و برادرکشی را در مجلس شورای ملی ایجاد گردند بنده سابقاً هم عرض کرده‌ام که حاکم اکثریت است جز این هم نمی‌شود بنده می‌خواهم توضیح بدهم خدمت آقایان همه‌تان از من بهتر می‌دانید که حاکم اکثریت است وقتی که پا شوند و بگویند که دولت از اینجا برود و وزیر دزد است راه باز می‌شود او هم به من می‌گوید و من هم به او دزد شما هم بمن می‌گوئید دزد این عاقبتش وخیم است به اینجا می‌رسد که رسیده‌ایم، عرض کنم من نمی‌دانم چرا ما راه قانونی را ول بکنیم و از راه غیر قانونی وارد بشویم قانون برای مجلس شورای ملی و نمایندگان راه‌هائی باز کرده که اگر با دولت‌ها مخالف هستند استیضاح می‌کنند، سئوال می‌کنند، ورقه کبود می‌دهند این راه معمولی است نه، حتماً باید قانون در این ملکت اجرا نشود، بنده ادعا می‌کنم که از اول مشروطیت تاکنون یک ماده از تمام مواد قانون اساسی مااجرا نشده‌است و اینجا هم در مجلس می‌خواهم تظاهر کنیم که یک ماده از این قانون را اجرا نکنیم و خلاف آنرا اجرا کنیم آخر وزیری که آمده معرفی شده چطور می‌شود گفت دزد آقا، این مجرم است یا نه اگر مجم است که یک وکیلی نباید مجرم شناخته شود اگر مجرم نیست دست از قوانین خودتان بردارید مسخره می‌کنید خودتان را؟ و اما راجع به موضوع ما نحن فیه چون یک عده‌ای از خارج و داخل از آقایانی که مشمول تصفیه شده‌اند و بهمه شماها مراجعه کرده‌اند و بمن هم گفته‌اند که بنده نظریات خودم را عرض می‌کنم بنده هم چون نوبت نداشته‌ام از آقای گرگانی هم تشکر می‌کنم که نوبتشان را به بنده داده‌اند عرض کنم ک من هم توقع از عناصری که نا بی پر نسیبی و وقاحت را می‌خورند ندارم از دوران بدبختی و انحطاط و پریشانی ملل همیشه خیانت و پستی و رذال و دنائت خریدار پیدا می‌کند آنوقت یک عناصری مثل قارچ مسموم کننده در اجتماع را مسوم می‌کنند این طبیعی است در دوران انحطاط ملل خیلی روشن است و از این مظاهر فراوان هست ولی من از آقای دکتر مصدق با سابقه اش باتجربیاتش تعجب می‌کنم که چرا به کنه مطالب توجهی نمی‌فرمایند چرا نمی‌روند بگردند که ان مطالب از کجا آب می‌خورد و چرا آمده‌اند ما را بهم ریخته‌اند بعنوان بند ج و الف و ب، از دو سال پیش که صحبت مساعدت آمریکا بایران شروع شد آقا اصلاحات جدیدی در این مملکت پیدا شد کومین تانک، هزار فامیل، تصفیه، ببینید آقا اینها از کجا منتشر شد این اصلاحات از کجا آمد از دو سیاحت شمال و جنوب همه اینها را آقایان باید بهتر از من متوجه باشید که چه بود، کومین تانک، شما را بخدا انصاف بدهید قبل از سوم شهریور ما در این مملکت دزد داشتیم؟ این القاب را خودشان برای ما آوردند با فقر فلاکت و بدبختی (آزاد – دزد بود کسی جرأت نمی‌کرد حرف بزند) جز اینکه خودشان آوردند، هزار فامیل، یعنی از فامیلهای قدیمی ولی بدبختانه ما می‌بینیم از فامیلهای سابق کسی نمانده یکی فامیل دکتر مصدق است که سر پا مانده ثروتی هم دارند زندگی هم می‌کنند دیگر هیچ فامیل قدیمی در این مملکت باقی نمانده‌است واین فامیل‌های جدید را هم خودشان ایجاد کردند(شوشتری – یوکه – سی سی) آن ایرانی‌های فدیم کجا هستند، حالا شما این پنج تا فامیل را کنار بگذارید و آن وقت مجموع ثروت آنها را با یکی از این فامیلهای جدید مقایسه کنید، آقا منظور این است که امریکا بما مساعدت نکند (فقیه‌زاده – نمی‌خواهیم مساعدت کند) این و سیاست است دست بدست هم داده و این اوضاع را ایجاد کرده‌اند آنها هم ساده و ساده لوح به این حرفها گوش می‌دهند ممکن است ملاحظه بفرمائید دو سال است کشمکش داریم که ۱۰۰ میلیون دلار بما کمک کنند در حالی که در کره تاکنون ۱۰ میلیارد دلار خرج کرده‌اند و ممکن است ۳۰ میلیارد دیگر هم خرج کنند و خدای ناکرده اگر ایران هم بوضع کره گرفتار بشود شاید حاضر باشند بما مساعدتی بکنند که این مملکن به آنصورت در نیاید آقا، آقایانی که تحصیلات قضائی کرده‌اند یا حقوقی می‌دانند قوانین خلاف طبیعت غیر مجری است قانونی که بر خلاف سنت طبیعت باشد مجری نیست شما در مجلس می‌توانید قانون بگذارید که سلب مالکیت از افراد بکند ولی نمی‌توانید قانون بگذارید که سلب شرافت از افراد بکند این کار را قوانین آسمانی هم نتوانسته‌است بکند (شوشتری یعنی نمی‌کند) نه یعنی ۴۰۰۰ سال است که دیده نشده در دنیا چطور می‌شود که بدون دادن حق دفاع باشخاص سبب شرافت از آنها بکنند این که مسخره می‌شود بنده نمیدان چطور می‌شود وارد نقص قانون نمی‌شوم بنده از نظر اینکه همان قانون ناقص هم اجرا نشده اشت عرض می‌کنم که آقایان قضاوت بفرمایند آقا، آقای فرامرزی اگر امروز قاضی رأی بدهد که ما یک قانون نظام وظیفه داریم که از ۲۱ سال تا سی سال بروند خدمت کنند، یک قاضی رأی بدهد که نه، از ۶۰ سال تا ۹۰ سال خدمت کنند چون مکلف است با اجرای این قانون، یقیناً اجرا نمی‌کند، یا شما قانون ارث دارید قانون می‌گوید در درجه اول اولاد ارث می‌برد، قاضی باید بیاید بگوید مادر شوهد اول ارث ببرد (فرامرزی – یا شوهر مادر) بله یا شوهر مادر ارث می‌برد. مگر دولت می‌تواند این قانون را اجرا بکند؟ اگر بکند خانمها با انگشتان چشم شوهر را در می‌آورند. خودشان هم دلیل دارند مدرک و سند و امضا کردند که با تخلف از قانون کردیم تبعیض کردیم تبانی کردیم قانون گذشته آقا بیایند شاغلین دولت مستخدمی که شاغل هستند تصفیه کنند لینهم بچه منظور گذشته‌است: مجلس که خودش آگاه است که شاغلین را کم کنند و تقلیل بدهند دیگر اولاً اینان بشاغل نپرداختند، غیر شاغلش کردند، بعد گفتند که اول از درجه ۱ شروع کنیم نه از درجه پائین بعد از بالا شروع کنیم ۷۰٪اش را از پایین شروع کردند وقتی اگر دزد می‌خواهی بگیری عقبش برو مدیر کل را بگیر، به بایگان چه کار داری؟ بایگان اگر دزد باشد پنج تومان و ۱۰ تومان دزدی می‌کند. (صحیح است) بعد اینها مشمول تصفیه نیستند گوش کنید شما را بخدا ۱۸۶ نفر اسم برده اینها مشمول تصفیه نیستند منجمله آقا سید ضیاء الدین. مرتضی قلی بیات. آقای تقی‌زاده. آقای دشتی و غیره. بنده ورقه خدمت ندارم. چون بنده ورقه خدمت نرفتم بگیم صحیح است اینها را مشمول ندانسته‌اند آیا اینها سفیر بوده‌اند، وزیر بوده‌اند. حالا اینکه مشغول هست از خزانه دولت حقوق گرفته یا نه؟ آنرا بحث نمی‌کنم، آخرش چه می‌شود؟ ۱۷ – رضا افشار بدلیل سابقه محکومیت می‌گوید اینرا در صورت نیاوردیم. اتمان پور و کاویان پور را آوردید. اینجا گفته‌است چون محکومینت دارم من بحساب نمی‌آورم اما امانپور و کاویانپور را می‌آورم. گفتند آقا چرا تودهایها را ننوشتید گفتند آقا آنها محکومیت دارند. اما آنها را نمی‌نویسند می‌نویسند دکتر کشاورز هم محکومیت دارد، رادمنش هم بعنوان محکومیت، چرا رضای افشار را نوشته‌ای خوب می‌نویسی همه را بنویس چرا امانپور را می‌نویسی آنرا نمی‌نویسی؟ می‌نویسد چون خلیل فهیمی بهفتاد سال رسیده‌است و در آینده باید متقاعد شود من نمی‌گویم اما قوام السلطنه، اما حکیم الملک، اما امیر اعلم و هزار نفر دیگر را می‌نویسیم آخر تخلف از قانون جرم است یا نیست تبعیض اگر در قانون شود اجرای قانون غیر ممکنست. آنوقت آمده چه کرده از این دو نظر جنوب و شمال یا همه را گذاشته در الف و یا اصلا بحساب نیاورده‌است.

رئیس - آقای امامی یک ربع شما تمام شد.

شوشتری – با صحبت ایشان موافقیم که تمام کنند

رئیس – یک ربع شده‌است، من یاددداشت کردم شروع نطق آقای امامی یک ربع بظهر بود. بگوئید دو نفر بیایند رأی بگیریم.

شوشتری – اگر مجلس مؤافقت اجازه بفرمائید

رئیس – نه مخالف نظامنامه نمی‌توانم بکنم، دو نفر بیایند رأی می‌گیریم. تیمور تاش – اجازه می‌خواهم، چون بنده عرائضم باید با حضور دولت باشد بنده آقا وقتم را می‌دهم به آقای امامی.

جمال امامی – آقایانتوجه بفرمائید در این صورتها مطالعه و دقت بکنید به بینید چه اشخاصی را آورده‌اند؟ در یک مملکتی که آقا یک وکیل مجلس را رسماً زدند کشتند جلوی چند نفر وکلای ملت افتخار می‌کنند که از او دفاع کنند. حالا یک وکیل را زدند کشتند، حالا یک نفر این را کشته، و حالا فردا خواهید دید که خواهند گفت دهقان کشته نشده و دهقان را بجرم توطئه بر علیه دکتر بقائی محکومش خواهند کرد. شما به بینید اگر نکردند، این قانون تصفیه هم همینطور است (فرامرزی- سابقه دارد در لار) الان می‌گویند این قاتل نیست و دهقان کشته نشده، مگر غیر از این است؟ من صورت دادم اینجا که سه نفر متوفی را در بند ج آورده‌اند، حسین سیاسی، اسدالله غروی و آخر هم آمدند مدال بدهند بی انصافی را ببینید دکتر مصدق چطور می‌آید از یک چنین چیزی دفاع می‌کند؟ چطور شب می‌تواند بخوابد؟ آقا رئیس مجلس شورایملی را کجا می‌آورند مشمول یک بندی می‌کنند که او را ملوث کنند (نورالدین امامی – آنهم مثل سردار فاخر مردی را) آقای فرامرزی شما تاکنون شنیده‌اید کسی بگوید که شاه بختی دزد است؟ افسر با شرفی است این تنها افسری بوده‌است که در سوم شهریور فرار نکرد. جرمش اینست در آذربایجان خدمت کرده’ در تمام همین یکی بود. کوپال یکی از باشرف ترین افراد است. دکتر اقبال دزدی کرده؟ (یکی از نمایندگان – ابداً ابداً) خسرو هدایت دزدی کرده؟ (بعضی از نمایندگان – ابداً) جوادی دزدی کرده؟ آقا انصاف نیست مروت نیست اینها آمده‌اند این وسط را گرفته‌اند، که نه متمایل بشمال است نه به جنوب، ببینید از کجا ناشی شده‌است از کجا رخنه کرده است؟ این انصاف نیست یکنفر قاضی که آدم شریفی هم هست گفت مرا بجرم اینکه در غائله آذربایجان زنم طرفداری از پیشه وری می‌کرد طلاقش دادم بهمین جرم در بند ج گذاشته‌اند آقا خجلت آور است، یک چنین قانونی غیر مقدور است که بتواند اجرا شود، من به آقای رزم آرا ایراد دارم ایشان خودشان یک لایحه آورده‌اند که تجدید نظر کنند این قانون نواقصی داشته‌است و برای رفع نواقصی که دارد تجدید نظر خواسته بعد می‌آید در مجلس می‌گوید من یک قسمتش را اجرا کردم بیخود کردی آقا اجرا کردی! اگر تجدید خواستی حکمت بمرحله نهائی نرسیده‌است چه چیزی را اجرا کردی؟ اعتراض بدولت داریم نباید امر بکند که شما باید مستخدمینی را که نمی‌خواهید بیرون کنید ولی نه باستناد این قانون، اینها را چرا بیرون کرده اند؟ تا به مرحله نهائی نرسیده تبعیض چرا کرده اند؟ حالا شما نماینده ملت ایران هستید قبل از دفاع از حقوق خودتان از حقوق ملت باید دفاع کنید. (صحیح است) یعنی چه؟ بچه علت می‌گذارید دولت چنین اجحافی بکند؟ (صحیح است) بهیچ عنوان، بهیچ وجه من الوجوه دولت حق ندارد یکی از مستخدمین خود را بیرون کند تا این قضیه حل و روشن شود (فرامرزی – دولت هم نکرده خارج کرده) بدتر، بدتر آقای فرامرزی دولت اگر این قانون را ناقص نمی‌دانست و قابل اجرا می‌دانست، اگر اجرا نکرده مجرمست و اگر ناقص می‌دانست و قابل اجرا نمی‌دانست و اجرا کرده باز هم مجرمست. یعنی چه یا باید دولت اجرا کند و بگوید من نوافص را نمی‌دانم و یا نباید اجرا کند موقوف الاجرا بگذارد تا قضیه روشن شود این معنی ندارد که دولتی بیاید بگوید من قسمتی را که خودم خواستم اجرا کردم، بدبختی اینست که آقایان همانطور که عرض کردم یک ماده از قوانین ما در این ۴۳ سال اجرا نشده‌است. وقتی قوانینی که به نفع دولتها بوده‌است نمی‌توانند اجرا کنند (فرامرزی – اینها رل بوده‌است برای ذلیل کردن مجلس در مقابل دولت، برای اینکه مجلس تحت اوامر دولت قرار بگیرد) آقایان ما بهیچ وجه من الوجوه قضایا را از نظر منطقی و استدلالی نباید خارج کنیم از نظر اصول اینجا یک روزی بنده عرض کردم که تمام تشکیلاتی که بشر از روز اول تا حال قرار داده برای حفظ علائق و منافع فردی بشر است، اگر بنا بشود علائق بشر محفوظ نماند، ما یک تشکیلاتی، این تشکیلات دیگر را نمی‌خواهیم. اگر مجلس شورای ملی ایران تأمین نکند آزادی ملت ایران را، این تشکیلات باز هم وجودش لازم است؟ (فرامرزی – خودش اسیر است) اگر قوانینی را اجرا نکند و نظارت در اجرای قوانین نکند باز هم وجودش لازم است؟ اگر افرادش حق زندگی نداشته باشند و هتک حیثیت و شرافت از آنها بشود آقا عرض کردم اگر نتوانند از خودشان دفاع بکنند این مملکت بهمانروزی که آنها خواسته‌اند می‌افتد. آقا قوانین خدا. قوانین آسمانی هم نمی‌تواند از شما سلب شرافت بکند بدون اینکه به شما حق دفاع بدهند قوانین اساسی به شما حق آزادی داده‌اند: چطور می‌توانیم چنین قوانینی را بیاوریم، آنهم به این شکل اجرا کنیم، اگر این آقایانی که مشمول به این بندها هستند، بیایند به اینجا و به هیأت تصفیه اعلام جرم کنند که تبعیض کرده‌اند (فرامرزی – مخصوصاً بعد از این لقبی که شما بایشان دادید نخواهد کرد) که اینها خلاف قانون کرده‌اند، تبعیض کرده‌اند تبانی کرده‌اند بر علیه مملکت عمل کرده‌اند کدام طبق اسناد مسلمه‌ای که خودشان رأی داده‌اند کدام قاضی باشرفی پیدا می‌شود و می‌تواند طبق این مطالب با این رأی بدهد (فرامرزی – مخصوصاً بعد از این مطالبی که سرکار فرمودید) بله (شوشتری – برای اینکه خودشان مشمول بند خ اند) (خنده نمایندگان) عرض کنم آقای دکتر شنیدم (خطاب بدکتر مصدق) رئیس با هم صحبت نفرمائی جمال امامی – شنیدم در موقع تنظیم صورت یکی از افراد هیآت تصفیه پیشنهاد کرده بود که دکتر مصدق را هم مشمول بند ج کنند مدارکی هم تهیه کرده بودند مثل سایرین لکن نکرده‌اند تعجب است که نکردند دلیلش هم اینست گفته‌اند که نه، دکتر مصدق سابقه خدمت ندارد ثانیاً بعد از مجلس شورای ملی به سن تقاعد می‌رسد می‌دانید که چرا رأی ندادند به دکتر مصدق برای این که هنوز به دکتر مصدق احتیاج دارند که این باقیمانده راهم جارو بکند آنروزیکه رفع احتیاجشان شد می‌گذارند در فلاخن و چنان پرتش می‌کنند برود آنجائی که عرب نی می‌اندازد روزی این فلاخن را بدست مهندس فریور می‌دهند و روزی بدست کسان دیگر آقای صالح درست است خودت بمن گفتی همینطور است حالا هم گولت می‌زنند (اللهیار صالح – اینطور نیست از خودت اختراع می‌کنی) در هر صورت ما باید توجه داشته باشیم که امروز در مملکت ما ساستهائی است و کوشش این دو جبهه بالا و پائین برای اینستکه یک ملت نسبه بیطرف یعنی امریکا بیاید و به ما کومک بکند (تیمور تاش – چه کومک و مساعدتی تا به حال به ما کرده اند؟) نمی‌گذارند آقا وقتیکه شما آمدید رأی دادید که هیأت حاکمه شما فاسد است نمی‌کنند (شوشتری – روی این حساب از ۱۵۸ هزار نفر ۱۱۰ هزار نفر فاسد است) اصلا این یعنی چه ما باید روشن بشویم و آقای دکتر مصدق هم باید به کنه مطالب توجه بفرمایند که این جهت مخالف با دولت نیست اگر با دولت مخالفید بیائید پیش ما شاید ما هم مخالف باشیم بیائید بنشینیم و بگوئیم شاید ما هم با شما مخالفت کنیم صحبت حیات و ممات مملکت است ما نباید بگذاریم که سیاستهائی خارجی در ما اینقدر نفوذ داشته باشد شوشتری – آقا صحبت نفت است نفط نائب رئیس – آقای اسلامی بفرمائید فرامرزی یکربع وقت دارید یکربع هم حق چانه اسلامی – چون در شرای کنونی وضع آشفته مردم و بخحران عمومی مملکت ایجاب می‌کند که برای جلوگیری از ادامه پریشانی و دفاع از مصالح عالیه ملت ایران حقایقی را متذکر شوم عرایض خود را با صراحت هر چه تمامتر بیان می‌نمایم زیرا من اکنون در حالیکه مسئولیت خطیر دفاع از حقوق و آزادی ملت ایران را بر دوش خود حس می‌کنم می‌بینم که وجدانم به من امر می‌کند که بمنظور حفظ مصالح عالیه ملت و حقوق افراد با کمال بیرحمی علیه اشخاص که این جامعه بدیخت را به افلاس و ورشکستگی و انحطاط سوق می‌دهند مبارزه نمایم بدبختانه و ضع عمومی کشور و گرفتاریها و ابتلائات مالایطاق مردم بنحوی است که جزاً و کلاً محتاج بشرح و تفسیر نیست ولی نکته‌ای که قابل توجه می‌باشد اینستکه بواسطه صحنه سازیهائی که در کشور بدبخت ما هر روز می‌شود مسائل مهم و حیاتی که منشأ آثاری برای مملکت خواهد بود همیشه در بوته اجمال و فراموشی نهاده شود بنده برای تشریح این مقدمه‌ای که عرض کردم بر خود لازم می‌داند دو سه نکته بسیار مهم دیگری را بیان بکنم که برای تشریح این موضوع لازم است موضوع اول نسخه‌ای است که آقای دکتر نصر وزیر دارائی بعد از روی کار آمدن خودشان برای درمان اقتصادی و مالی مملکت بما تحویل دادند همه آقایان تصدق دارند که از ۲ ماه باینطرف تمام امور اقتصادی این مملکت به وسیله ایشان خراب شد یعنی جائی نبود که باختیار ایشان گذاشته شده باشد و ایشان در نتیجه کارهائی که کردند یا از رئی نفهمی یا از روی خبط که واقعاً هیچ مرد اقتصادی هیچوقت این بلا را بسر ما نیاورده‌است آن کار را خراب نکرده باشند بنده چون ایشان را استیضاح کردم حالا عرض می‌کنم البته مدارک و اسنادی که نسبت ببرداشتهای غیر قانونی از خزانه دولت و خساراتی که به این مملکت وارد کردذه‌اند و قریب ۵۰ میلیون می‌شود برای همه اینها اسناد دارم و در روز خودش اینجا خواهم گذاشت و بعد اصرار انتصابات ایشان این خیلی مضحک است و بنده اینجا در حضور این خانمها و در این مجلس شورای ملی شرم دارم که بیان کنم و اگر هم باور ندارید ببانک کشاورزی مراجعه کنید و ببینید مطلب از چه قرار است و البته بنده ایشان را که استیضاح کرده‌ام اینها را خواهم گفت ولی بنده دو قسمت مختصر که در استیضاح بنده مفصل هست چون وقت نیست به آن ۲ چیز مختصر اشاره می‌کنم اولا از آقای وزیر امور خارجه بپرسید که آقای دکنر نصر که در امریکا بودند این جند سال را به چه سمتی در آننجا بوده‌اند چون طبق مدرکی که در وزارت امور خارجه موجود است ایشان می‌خواستند تقاضای ترک تابعیت ایران را بکنند و یک همچو شخص می‌آید وزیر مملکتی می‌شود (مکی – پس چرا شما به اینجور کابینه‌ای رأی دادید؟) بنده آن روز نمی‌دانستم و امروز فهمیدم و یک رأی هم بدولت نمی‌دهم (مکی – کس دیگری هم هست که در این موضوع اشتباه کرده باشد یا فقط شما هستید؟) خیر کسان دیگری هم هستند و آنها هم از اشتباه بیرون می‌آیند و یک موضوع دیگری که خیلی قابل توجه‌است اینست که وزارت جنک یک پرچم هائی درست کرده‌است و این قسمت را که عرض می‌کنم یکنفر که بچشم خود دیده و قسم می‌خورد نقل کرده‌است و دروغ نیست از این پرچمها می‌برند به اطاق وزراء که روی میزشان بزنند پرچم را بردند پیش ایشان و آقا پرت کرده بود روی زمین (عدهای از نمایندگان غلط کرده) الان آن پرچم روی میز پیراسته رئیس دفتر اوست ایشان آمدند و گفتند چون من در امریکا بوده‌ام اوضاع و سیاسی اقتصادی ایجاب می‌کند و بایستی بانکها مطیع وزارت دارائی باشد مخصوصاً بانک کشاورزی دولت یک نامه‌ای آورد و گذارند و همین کار را هم کردند وقتی که وزیر اقتصاد ملی شد همین کار را کرد ولی در آنجا عمرشان کفاف نداد و آمدند وزیر مالیه شدند دو باره همین استدلال را کردند و بانک کشاورزی را بردند بوزارت مالیه می‌دانید برای چه برای انتصاب دو یا سه نفر برای همان اسراری که عرض می‌کنم و شرم دارد که اسرار این انتصابات را در اینجا نقل کنم و بعد آقایان نمایندگان محترم می‌دانند که وضع مردم خیلی پریشان شده‌است قیمت اجناس بطور سرسام آوری بالا رفته ایشان در همین جا در پشت تریبون مجلس سنا گفتند شما به لایحه گمرکی رأی بدهید من یکهفته دیگر نرخ اجناس را به قیمت هفته قبل می‌رسانم (مکی – از همه این‌ها مهمتر گواهی نامه‌ای است که بانک ملی ایران به دست تجار داده‌است اگر تجار بروند و شکایت بانک ملی ورشکست می‌شود) راجع به کمک مالی آمریکا بنده آن روز عرض کردم و فریاد زدم که جان وایلی سفیر آمریکا موقعی که بامریکا رفت و گزارش خود را داد بهیچ. جه در آن اسمس از کمک مالی به ایران نبرده بود در اینجا عرض کردم و این عرض بنده درست بود برای اینکه همه‌اش حرف است ملت ایران باید ملیونها تومان خرج مستشاران آقایان را بدهد و هر روز دسته‌ای بیایند و دسته‌ای بروند باسم نماینده و غیره مگر ما خودمان در آنجا نماینده نداریم و نیجه این همه صحبتها و آمد و رفتها این باشد که نوشته (تاکنون میزان این وام افشاءنگردیده لیکن یک مرجع صلاحیتدار افشا کرده که میزان عملی این کمک در مرحله ابتدائی ۲۵ میلیون دلار یعنی ۸۰ میلیون تومان بقدر خرج یکماه خواهد بود (شوشتری – همین را هم دروغ می‌گویند و نمی‌کنند) موضوع دیگر موضوع قرار داد بازرگانی بین ایران و انحاد جماهیر شوری است بنده در ایام تعطیل مجلس شورایملی به شمال رفته بودم و همه آقایان می‌دانند که این موضوع چه انعکاس خوبی در آن نواحی نموده‌است و مردم از نگرانی که در آنجاها داشتند آسوده خاطر شده‌اند حالا من نمی‌دانم که دولت تا چه حد می‌تواند مؤفقیت حاصل کند ولی آیا با بودن دکتر نصر که متهم است که تبعه آمریکا است آیا این قرار داد بسته خواهد شد؟ گرچه آقای نخست‌وزیر تشریف ندارند ولی یک مطلب دیگر هستکه بنده می‌خواستم عرض کنم و آن اینستکه آقای نمازی ماهی ۱۵۰۰ دلار به زن و بچه آقای دکتر نصر در آمریکا ماهیانه می‌پردازند اینرا ایشان تکذیب بکنند تا بنده مدارک آن را بگذارم روی میز، یک معامله یا سازمان برنامه کافی است چرا می‌دهد عاشق جمالش است؟ (آشتیانی‌زاده – شکلش هم بد نیست) بنده برای اطلاع دولت عرض کردم که اگر بخواهد بداند بنده هیچ غرض خصوصی ندارم یکدفعه هم خدا شاهد است که بوزرات مالیه نرفتم فقط وجدان من حکم می‌کند که بگویم این قبیل اشخاص که متظاهر بحقه بازی هستند (فرامرزی – تظاهر به زهد و تقوی بفرمائید) (یکی از نمایندگان – آقای فرامرزی ذوق معلمی خود را در همه جا اعمال می‌کنند) ایشان معلم بنده هم بودند (مکی – سن آقای فرامرزی هم معلوم شد) اما راجع بمقدمه ایکه بنده خواندم در اطراف آنموضوع بنده لازم نمی‌دانم توضیح زیادی عرض کنم برای اینکه در ضمن چند نطق عرض کرده‌ام که از چندی باینطرف بر اثر حرص و آز بعضی از رجال و زمامداران ما مملکت ما هر روز دچار تشنجاتی می‌شود که سر ما را گرم کنند البته اینها مرئی یا غیر مرئی خدمتگذار اجانبند البته همه اینها را مردم می‌شناسند دانه دانه شان را می‌شناسند، هر روز بیک جوری سر ما را گرم می‌کنند که مسائل مهم حیاتی را فراموش کنیم بنده زیاد در اطراف این موضوع صحبت نمی‌کنم فقط این را عرض می‌کنم که اگر ما یک روز خواستیم خدمتی به این مملکت انجام دهیم، مردم، توده، جامعه بخواهند قدمی بردارند اینها نمی‌گذارند، یکی از آنها حزبست، یعنی بعد از شهریور ۳۲۰ مسأله حزب است که یک عده‌ای پا شدند و یک حزبی ساختند ولی آن دستگاه نکذاشت حزب یکی از ارکان مشروطیت و موجب نجات مشروطیت است و بهمین طریق موضوع دیگری که مردم طالب آن بودند موضوع تفیه کارمندان دولت بود الببته مردم آرزوشان این بود که این بودجه سنگین صرف عمران و آبادی مملکت شود برای این کار اول یک فکری باید کرد برای آنهایی که می‌خواهید از ادرات بیرون کنید باید کار ایجاد کرد زیرا نه این دولت هر دولت مقتدر مستبدی هم باشد نمی‌تواند کارمندانرا بیرون کند برای اینکه چوب تو آستین دولت می‌کنند اما راج به کارمندان ناصالح، از افکار عمومی، از مردم تهران، از همان جرائدی که بخاطر دوستی با دکتر سجادی همان موقعی که بنده با ایشان مبارزه کردم بمن مراجعه کردند که آقا این مرد خوبی است باید نخست‌وزیر بشود، حالا این کار را کرده‌است، درست است که یکعده‌ای از اینها دزد سر گردنه هستند ولی این کافی و شافی نیست، البته چرا این کار را کرده همانطور که آقای امامی فرمودند، بنده بحث نمی‌کنم، همان سیاست نامرئی می‌خواهد که ما مشغول باشیم موقعی که نفت در مجلس ۱۵ مطرح بود یکدفعه مسئله دیگری را پیش آورده‌اند فردا چیز دیگر و پس فردا چیز دیگر همینطور همینطور، چون من در آن نطق قبل از تعطیل استدلال کردم که انگلستان و امریکا قرار داد دارند که نفط دنیا را با هم تقسیم کنند (مکی – از دولت بپرسید از کابینه تحول و اصلاحات ببخشید، تحول از پائین به بالا) ما باید بکنیم ما باید طرحی تهیه بکنیم بنده نسبت بقضات تصفیه از حسنشان از الفشان تا یاءآنها مدارک و اسنادی دارم که اینها چون بر علیه شریف ترین افراد این مملکت تاخته‌اند (مکی – و دزد هایشان) بله و دزدترین آنها که دشمنانشان بوده‌اند و دزدهای دوست را بحساب نیاوده‌اند بنده مدارکی دارم که اینها کثیف ترین و بیشرف ترین و بی ناموس ترین مردم هستند و از همان دزدهائی که در بند جیم گذارده‌اند دزدترند

نایب رئیس – آقا در مجلس شورای ملی این حرف‌ها را نزنید صحیح نیست در مجلس عرض و ناموس مردم را نام نبرید

مکی – اینجا مجلس است چالیمیدان نیست


اسلامی – من مدرک دارم اینها را ثابت می‌کنم من حق دارم آنها را خفه کنم (مکی – اینکار را میدان باید کرد نه اینجا) آقایدکتر مصدق فرمودند منهم از ایشان باید یاد بگیرم آقای مکی من به شما کمال علاقه را دارم و خواهش می‌کنم که نسبت به بنده بی لطفی نفرمائید (مکی – منهم بشما علاقه دارم) شما به بنده خیلی لطف دارید عرض کنم که بنده اسنادی راجع بخصوصیات زندگی آنهاو اغرااضی که نسبت به اشخاص ب و ج اعمال کرده‌اند همه را دارم اگر وقتی آقایان یک فرتی به بنده در جلسه خصوصی یا در همینجا عرض می‌کنم چون سه ساعت طول می‌کشد، همه را می‌گویم و اگر نشد در روزنامه خودم که برای میهن انتشار خواهم داد منتشر می‌کنم تا افکار عمومی بداند اینها که خواستند تصفیه کنند فقط اعمال غرض شخصی کرده‌اند بنده در اطراف این موضوع زیاد بحث نمی‌کنم ولی بطور فهرست یک مختصری عرض می‌کنم که آقای دکتر سجادی را همه آقایان می‌شناسند که پدرش مرد شریفی است بر اثر آن بی عفتی که کرد از خانه اش بیرونش کرد

نایب رئیس – آقای اسلامی این صحبت‌ها خانه صحیح نیست رعایت نظامنامه را بفرمائید

اسلامی – ایشان در جنوب شهر سکنی دارند و خانه ندارند و شخص شریفی هم هستند

نایب رئیس – ایشان خانواده شریفی دارند چنانچه زیادی روی کنید من صندلی را ترک خواهم کرد اسلامی بله بله ایشان از خانواده شریفی هستند عرض کنم که ایشان را با ۱۲ توما حقوق آقا میرزا جواد خان عامری در وزارت عدلیه استخدام کردند پرونده ایشان هست ایشان در سینمای کریستال و رکس سهم دارند پرونده هائی دارند پرونده خرید حریر چالوس در موقعی که متفقین یک عده راباسم فاشیست توقیف کردند ایشان در پیش بازپرسهای متفقین امضاء کردند که من ۹۰ هزار تومانی را که از شرکت فروشتال آلمانی گرفته‌ام بابت جاسوسی نیست و رشوه گرفته‌ام (عامری – کمیسیون گرفته‌اند) این پرونده الان در وزارت خارجه هست و من حاضرم که آنرا نشان بدهم بنده در اطراف این موضوع چون می‌ترسم که آقای رئیس جلسه را ترک کنند زیاد بحث نمی‌کنم و در حضور خانمها هم عرض نمی‌کنم همه آقایان می‌دانند که یکچنین شخصی آیا شایستگی دارد که رئیس کمیسیون باشد آقای فرامرزی جناب عالی یا وکیل مجلس هستید یا نیستید انشاالله که هستید جنابعالی یا اینجا می‌خواهید بمانید یا نه باید بروید جناب عالی اگر بخواهید بمانید باید ساکت باشید و بوزیر دولت نباید حرفی بزنیدو جیزی بگوئید بنده از خودم دفاع نمی‌کنم من مستخدم دولت نبودم و مشمول این قانون نیستم و راجع بخودم این حرف را نمی‌زنم ولی اگر شما حرفی بزنید اسم شما را هم می‌گذارند آقای دکتر سجادی آقای منصور الملک را مشمول بند جبم کردند یکنفر کم بود که رأی بگیرند آقایان رشوه دادند که تو بیا وزیر مالیه بشو بعد رأی می‌گیریم این آمد اینجا من اصرار کردم که اینکار اسراری دارد کسی گوش نکرد همین امر مجب شد که فردا رفت گفت اسلامی هم بند ب شده اگر من پرونده استخدامی دارم و مشمول این بند هستم به آقای دکتر مصدق وکالت می‌دهم بروند به‌بیننند اگر من مستخدم بوده‌ام مرا از مجلس بیندازند بیرون

نایب رئیس – آقای اسلامی وقت شما تمام شد

اسلامی – دو دقیقه اجازه بفرمائید عرضم تمام می‌شود

نایب رئیس – نمی‌شود نظامنامه اجازه نمی‌دهد

اسلامی – آقایان اجازه بفرمائید دو دقیقه عرض کنم (بعضی از نمایندگان بفرمائید)

نایب رئیس – آقا وقت شما تمام شده عده هم برای رأی کافی نیست

اسلامی – شما جناب آقای دکتر معظمی خیلی مرد شرفی هستید ولی وقتیکه پشت میز می‌نشینید خیلی سخت می‌گیرید این قضات هیئت تصفیه پروند دزدی و بی ناموسی دارند من همه را می‌آورم اینجا و یک یک اعلام جرم می‌کنم و هویت آنها را درمیاورم و اگر شما هم نخواهید من دنبال می‌کنم

- تعیین موقع و دستور جلسه بعد – ختم جلسه[ویرایش]

۸- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

نایب رئیس – اجازه بفرمائید جلسه آینده پنجشنبه دستور گزارشی که از کمیسیونها هست بنده بترتیب بعرض آقایان می‌رسانم چون کمیسیون محاسبات باعث مزاحمت شده و برای مرخصی‌های آقایان نمایندگان چند نفر از اعضای کمیسیون کم داریم که باید معین بشوند و یکی هم طرحی است که عده‌ای از آقایان نمایندگان داده‌اند برای انجمن‌های ایالتی و ولایتی و لوایح فوری دولت هم هست و بعد طرح بیمارستان امیراعلم و بعد هم بودجه کل کشور و تمام اینها تابلویش زده می‌شود برای آقایان که نام نویسی بفرمایند جلسه آتیه پنجشنبه ساعت ۹ صبح (جلسه نیم‌ساعت بعد از ظهر ختم شد)

نایب رئیس مجلس شورای ملی – دکتر عبدالله معظمی