مذاکرات مجلس شورای ملی ۱ تیر ۱۳۳۱ نشست ۱۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری هفدهم تصمیم‌های مجلس

مذاکرات مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم

تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری هفدهم
مذاکرات مجلس شورای ملی دوره هفدهم ۱ تیر ۱۳۳۱ نشست ۱۳

روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

شامل کلیه قوانین مصوبه و مقررات - گزارش کمیسیون‌ها - صورت مشروح مذاکرات مجلسین - اخبار مجلس - انتصابات - آگهی‌های رسمی و قانونی

شماره ۲۱۴۸

۴شنبه ۱۱ تیر ماه ۱۳۳۱ - سال هشتم

شماره مسلسل ۱۳

دوره هفدهم مجلس شورای ملی

مذاکرات مجلس شورای ملی

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز یکشنبه اول تیر ماه ۱۳۳۱ نشست ۱۳

فهرست مطالب:

۱- تصویب صورت‌مجلس
۲ - طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع به نمایندگی آقای زهری از تهران و تصویب آن
۳ - طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع بانتخاب آقای دکتر طاهری از یزد و خاتمه مذاکره
۴ - قرائت گزارش شعبه راجع بنمایندگی آقای ریگی از بلوچستان
۵ - تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه

مجلس یک ساعت و نیم قبل از ظهر بریاست آقای اورنگ تشکیل گردید

- تصویب صورت مجلس[ویرایش]

۱- تصویب صورت مجلس

رئیس - صورت غائبین بعرض می‌رسد (بشرح ذیل خوانده شد)

غائبین با اجازه - آقایان: امام جمعه تهران - ملک مدنی - دکتر کیان - دکتر معظمی - حسینعلی راشد- دکتر شایگان - مهندس حسیبی - دکتر سنجابی - جلالی موسوی

غائبین بی اجازه - آقایان: حاج سیدابوالقاسم کاشانی - دکتر حسین فاطمی - شمس قنات آبادی - دکتر بقایی

دیرآمده بااجازه - آقای محمدحسین قشقایی یکساعت

رئیس - آقای اخگر در صورتجلسه فرمایشی دارید؟

اخگر- بله آقای دکتر سنجابی و مهندس حسیبی و سایر آقایانیکه در لاهه مشغول خدمت هستند چرا جزو غائبین محسوب می‌شوند.

یکنفر از نمایندگان – با اجازه‌ است.

رئیس – اینها تصحیح می‌شود آقای ناظرزاده در صورت جلسه صحبتی دارید؟

ناظرزاده - عرض کنم که البته رای مجلس درباره هرپرونده ایی مطاع و مجری است ولی درباره آقای دکتر بقایی بنده خواستم بعرض آقایان نمایندگان مجلس شورای ملی برسانم که ایشان با حضورعده ایی تعهد کرده بودند که نمایندگی کرمان را قبول خواهند کرد و در آنجا هم هر وقت با ایشان صحبتی می‌شد می‌گفتند نمایندگی کرمان را قبول خواهم کرد ولی چون پرونده در غیاب ایشان مطرح شد و خودشان نبودند که تصمیم خودشان را باطلاع مجلس برسانند این بود که مجلس نمایندگی ایشان را از تهران تصویب کرد و حال اینکه ایشان بنمایندگی از کرمان بیشتر استحقاق دارند.

رئیس - الان من بجنابعالی مژده می‌دهم که ایشان نماینده تمام ملت ایرانند رود ارس تا بدریای گنگ. آقای حائری زاده در صورتجلسه صحبتی دارید؟

حائری زاده - اصلاحات مختصری هست راجع بنطق بنده که تصور می‌کنم در چاپخانه اشتباهی شده اینرا تصحیح می‌کنم می‌دهم بهیئت تحریریه که آن را اصلاح کنند و آقای صفایی هم چون ایشان جزء رای دهندگان اخیر نوشته شده بود خواستم عرض کنم که ایشان تشریف نداشتند این را هم خواستم تصریح کنم

رئیس - آقای مشار در صورتجلسه فرمایشی دارید؟

مشار - آقای فرامرزی ضمن بیاناتشان یک مطالبی فرمودند که بنده از جنابعالی تقاضا کردم طبق ماده ۹۰ اجازه بفرمایید صحبت کنم و جنابعالی فرمودید که چون رای گرفته شده بگذارید برای بعد اینست که در صورتجلسه حرف دارم

رئیس - استدعامی‌کنم جلوس بفرمایید چون الان صحبت صورت جلسه‌است و موضوعی که باستناد ماده ۹۰ تقاضای صحبت فرموده بودید چون اعلام رای شد آن موضوع تمام شد حالا موضوع دیگر که مجال پیدا شد ممکن است تذکر بدهید، آقای مکی

مکی - بنده خواستم راجع بغیبت آقای دکتر فاطمی تذکر بدهم در جلسه قبل هم عرض کردم فرمودید بنویسم نوشتم معهذا اصلاح نشده

رئیس - می‌رود بکمیسیون محاسبات واصلاح می‌شود، آقای فرامرزی

فرامرزی - عرض کنم که بنده آن روز جسارتی به آقای مشار نکردم یک قضایایی پارسال پیش آمده بود بنده گفتم و در همان جلسه هم عذر خواستم دیگر گمان نمی‌کنم موردی داشته باشد

رئیس - آقای دکتر کیان

دکتر کیان - بنده که جزء عائبین با اجازه در جلسه قبل بودم این را خواستم عرض کنم که غیبت بنده از نظر کسالتی بوده‌است که داشته‌ام تصور نشود که از لحاظ عدم شرکت در دادن رای به آقایانی که اعتبارنامه ایشان تصویب شده‌است حاضر نشدم بنده کسالت داشتم اگر کسالت نداشتم حاضر می‌شدم با کمال میل به همه آقایان رای می‌دادم

رئیس - این رابرای استحضارهمه آقایان عرض می‌کنم در اول جلسه که صورت غائبین و دیرآمدگان خوانده می‌شود این صورت بعدا تصحیح می‌شود یعنی طبق تقاضای کتبی آقایان تصحیح می‌شود در صورتجلسه دیگر نظری نیست (گفته شد- خیر) صورت جلسه گذشته تصویب شد

- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع به نمایندگی آقای زهری از تهران و تصویب آن[ویرایش]

رئیس - آقای خسرو قشقایی (آقای خسرو قشقایی گزارش کمیسیون تحقیق دائر بتایید نمایندگی آقای علی زهری را بقرار ذیل قرائت نمودند) اعتبارنامه آقای علی زهری که بمخالفت آقایان میراشرافی بهادری و عامری بکمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگی واقع گردید جریان کلی انتخابات تهران بشرح گزارش شماره ۴ از شعبه چهارم ونمایندگی آقای علی زهری ضمن گزارش شماره ۱۴ از شعبه چهارم بعرض مجلس شورای ملی رسیده‌است.

آقای عامری یکی ازمعترضین ایشان برای ادای توضیحات در کمیسیون حضورنیافتند و آقای میراشرافی معترض دیگر ایشان گفتند اعتراضات کلی این جانب نسبت بانتخابات تهران سابقا باستحضارکمیسیون رسیده‌است اما در مورد آقای زهری باید اذعان کرد که کسی ایشان را نمی‌شناسد و معروفیت محلی ندارد و راجع بصلاحیت ایشان هم فعلا عرضی ندارم و در موقع طرح در مجلس باستحضار عامه خواهم رساند. آقای بهادری گفتند انتخابات تهران مبنی برتهدید و تطمیع بوده و نامه آقای جزائری عضو انجمن مرکزی بکمیسیون مؤید عرایضم می‌باشد. امادر مورد آقای زهری کسی ایشان رانمی شناسد و عده ایی از اعضای انجمن اعتبارنامه آقای زهری را امضاء نکرده‌اند و ضمنا ایشان عضو بانک کشاورزی بوده‌اند که اخراج شده‌اند باید سوابق ایشان از بانک خواسته شود و مورد رسیدگی قرارگیرد. آقای زهری در کمیسیون حضور یافتند و پس از استحضار از موارد اعتراض مخالفین گفتند این جانب از بانک اخراج نشده‌ام استعفا داده‌ام و مدارک آن در پرونده مربوطه بکارگزینی اینجانب می‌باشد راجع بجریان انتخابات تهران هم مجلس شورای ملی با تصویب اعتبارنامه ۴ نفر از منتخبین صحت جریان انتخابات را تایید نموده‌است. کمیسیون تحقیق هم با توجه بموارد اعتراض معترضین و جواب آقای زهری و ملاحظه اوراق پرونده تهران و اعتبارنامه آقای زهری گزارش شماره ۱۴ از شعبه چهارم دائر بصحت نمایندگی آقای علی زهری را تایید می‌نماید.

خسرو قشقایی - این هم شرحی است که آقای زهری تقاضاکرده‌اند که بنده بعد از گزارش کمیسیون باطلاع آقایان برسانم. (بشرح ذیل قرائت شد)

آقای خسرو قشقایی مخبرکمیسیون تحقیق - درگزارش شماره ۲۱(اول خرداد) کمیسیون تحقیق نوشته شده‌است که گفته‌ام (در بانک اخراج نشده‌ام بلکه استعفا داده‌ام) از این مورد لازم می‌داند یادآور گردد که هر چند قسمت اول (دوم اخراج) صحیح است قسمت دوم (استعفا) صحیح نیست. برای توضیح مطلبی اضافه می‌نماید که در اواخر سال ۱۳۱۹ وزارت دارائی تقاضای انتقال مرا از بانک کشاورزی نمود و از طرف بانک با این امر موافقت گردید و پرونده کار گزینی اینجانب در بانک کشاورزی و وزارت دارائی حاکی از این جریان می‌باشد و لاغیر. مراتب بدین وسیله برای تصحیح خبر کمیسیون تحقیق با تصریح موضوع هنگام قرائت گزارش در مجلس اعلام شود. ۸ خرداد۱۳۳۱ زهری

رئیس - آقای میراشرافی

میراشرافی - بنده قبل از اینکه وارد بحث در انتخاب جناب آقای زهری از تهران بشوم مقدمه می‌خواهم مقدمتا می‌خواهم از حضور جناب آقای رئیس تقاضاکنم که تکلیف نطق آقایان نمایندگان را با رادیو تهران معلوم کنند برای اینکه این اداره تبلیغات دست آن آقای بشیر فرهمند افتاده‌است و او آدم نالایقی است و تحت تاثیر یک اشخاص مخصوصی است نطق آقایان را هر جور دلش می‌خواهد تحریف می‌کند حرفهایی که ما اینجا می‌زنیم فقط برای خاطر استحضار آقایان نمایندگان نیست حرفهایی است که باید بگوش تمام ملت ایران برسد حرفهایی است که باید همه مردم از آن اطلاع داشته باشند که وقایع روز و جریان مجلس چه بوده‌است ما از آقای رئیس باید استدعاکنیم یا مثل سابق دستور بفرمایند رادیو را وصل کنند بمجلس یا آنچه ما می‌گوییم عینا نقل بکنند و تبعیض نکنند (ناظرزاده - آقای زهری هم که شکایت داشت) بنده یک عرض دیگری هم داشتم که راجع بجناب آقای راشد است و امروز اتفاقا جناب آقای راشد تشریف ندارند من یک تذکری دارم که هم مربوط بجناب آقای راشد است و یکقسمت آنهم مربوط بسوء تفاهمی است که در خارج پیداشده وباید این سوء تفاهم مرتفع بشود و یک قسمتی هم مربوط بانتخابات تهران است که بااجازه آقایان عرض می‌کنم. در جلسه گذشته جناب آقای راشد در منبر و تریبون بیاناتی فرمودند در ضمن اظهارداشتند که ایشان طبیعی ترین نمایندگان دوره هفده دوره قانونگذاری می‌باشند هرگاه ایشان در بیان این مطلب خود را از تمام نمایندگان این هفده دوره (طبیعی تر) نمی‌دانستند و فقط به (طبیعی) اکتفا می‌کردند بنده این تذکر را نمی‌دادم ولکن اینکه ایشان خود را افضل از همه وکلای سابق و فعلی مجلس دانسته‌اند که بسیاری از آنها در این مجلس نیستند و بسیاری دیگر دستشان از دنیا کوتاه است تحمل این اهانت بمقام خدمتگزاران مشکل خواهد بود البته خودستائی گناه نیست اما تضییع حق دیگران گناه است و نمی‌توان از آن گذشت بیان جناب آقای راشد نه تنها بافراد زنده نظیر آیت الله کاشانی و حتی آقای دکتر مصدق نماینده مجلس در ادوار گذشته و سایرین توهین بود بلکه اهانت بزرگی بود که بمقام مرحوم مدرس مرحوم مشیرالدوله مرحوم موتمن الملک مرحوم بهبهانی مرحوم طباطبایی و بسیاری از پیشوایان صدر مشروطیت وارد شد حتی آن مشهدی باقر بقال وکیل دوره اول روحش از این بیان ناراضی است قصد بنده از این تذکر این نیست که بگویم جناب آقای راشد وکیل طبیعی نبوده‌اند زیرا بنده ضمن اعتراض خود بانتخابات تهران وجدانا اعتراف کردم که هرگاه در صندوقها و در آراء صندوقها فعل او انفعالاتی نمی‌شد چند نفر منجمله آقای راشد بمناسبت وجهه ایی که از سخنرانی‌های خود کسب کرده بودند وکیل می‌شدند ولکن وقتی ایشان از همان صندوقی خارج شدند که آقای علی زهری و بعضی از آقایان دیگر که اساسا اعتبارنامه آنها بامضای انجمن نرسیده خارج شده‌اند آن وقت بکار بردن کلمه (طبیعی تر) از تمام وکلای هفده دوره نظیر مرحوم مدرس و آیت الله طباطبایی و آیت الله بهبهانی لااقل موهن برای کسانی است که در این مجلس نیستند و قدرت دفاع ندارند (فرامرزی – اینطور که شما می‌فرمایید مثل اینکه قبول می‌فرمایید ما طبیعی نیستیم چون فقط امثال مرحوم مدرس را می‌فرمایید) مطلب دوم درباره منبر و مقام منبر بود که بنده در جلسه پیش عرض کردم هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد بنده خود از خاندان حضرت پیغمبراکرم هستم و سیادت خاندان نبوی از افتخارات بنده‌است بعلاوه وقتی گفته شود منبر محترم است مسلم است که یک قطعه چوب بخودی خود احترام ندارد بلکه مقام منبر محترم است کما اینکه پیغمبراکرم از بالای جهاز شتر خطابه معروف خود را قرائت فرمود و در آنجا جهاز شتر منبر پیغمبر بود پس همه معتقدند که آنچه به منبراحترام می‌دهد مقام ناطق و بیان ناطق است والا مسلما یزیدابن معاویه هم بالای منبر می‌رفت و آن منبرمحترم نبود.

کریمی – آقا این مربوط بانتخاب آقای زهری است (زنگ رئیس) بنده همانطوریکه در جلسه گذشته عرض کردم اگر احترام مقام منبر واقعا مورد توجه جناب آقای راشد بود و همانطوریکه فرمودند عقیده دارند که منبر بالاتر از تریبون مجلس است بهتربود در مقام حفظ این منبر از خطرتجاوز اشرار برمی آمدند زیرا همه می‌دانند که روز اول ماه مبارک رمضان عده ایی ناشناس (شناخته شده) حجه الاسلام آقای فلسفی را با چاقو و دشنه از منبر پایین کشیدند و با اینکه حضرات آیات بروجردی و بهبهانی و۷۲ نفراز علمای طراز اول تهران و نجف اشرف باین عمل اعتراض نموده‌اند و روزی نیست که صدها نامه و تلگراف اعتراض از مردم مسلمان باین عمل نرسد معهذا کسانیکه ادعای دفاع از مقام منبر را دارند سکوت اختیارکردند و این هتک حرمت را با سکوت خود که علامت رضا است تصویب کردند ملاحظه می‌شود که متاسفانه بعضی بیاناتی که جلسه گذشته درباره حرمت منبر ایراد شد از روی ایمان و عقیده نبود. و اما آخرین تذکر بنده فرق بین منبر و تریبون مجلس بود که بنده به آن اشاره کرده بودم و جناب آقای راشد آن را بعنوان یک حربه تکفیر که این روزها خیلی مد و مرسوم است بلند کردند در صورتیکه این عمل از ایشان بعید بنظرمی‌رسید. بنده خوشوقتم که آقای رئیس فرمودند اظهارات آقای راشد جنبه رسمی ندارد. جناب آقای راشد بدانند که اگر بنده بیشتر از ایشان بمنبرعلاقه نداشته باشم قطعا کمتر از ایشان نخواهد بود. بنده عرض کردم فرق است بین تریبون مجلس و منبر و حالا هم کاملا بعقیده خودم استوارهستم و بزرگترین دلیل بنده بیانات مرحوم مدرس در دوره چهاردهم از پشت همین تریبون می‌باشد روزیکه در این مجلس لایحه منع مسکرات خارجی مطرح بود یکی از آقایان روحانیون مجلس ایراد کرد که گفتگو درباره این مطلب در مجلس مسلمین جایز نیست مرحوم مدرس جواب دادند که (سپهسالار دو خانه ساخته‌است یکی برای مسجد و دیگری برای مجلس.

اینجا خانه سیاست است و آنجا محل بحث در علوم دینی و مذهبی.) همانطوریکه مسجد محل عبادت و نماز می‌باشد در مجلس شورای ملی هم محل بحث و سیاست است البته همه آقایان مسلمان هستند و همه نماز می‌خوانند ولی آیا تاکنون اتفاق افتاده‌است که در جلسه علنی مجلس شورای ملی کسی نماز بخواند البته نماز خواندن در جلسه علنی باطل نخواهد بود ولیکن برخلاف ترتیب است و اگر کسی گفت در جلسه علنی محل نماز نیست آیا کفر گفته‌است جناب آقای راشد هر محلی را برای کاری ساخته‌اند و هر وقت مقتضیاتی دارد و همانطوریکه اسنان در موقع عزا قاری دعوت می‌نماید همانطوریکه اسنان وقتیکه وارد حرم مطهرحضرت امام حسین می‌شود زیارت وارث می‌خواند مشغول عبادت می‌شود و خاک قبر مطهررا تربت می‌داند و جای بحث سیاسی نیست در مجلس جای سیاست است بعلاوه نظربنده این بود که بین منبر و تریبون فرق است بدین معنی که ناطق وقتیکه دربالای منبراظهاراتی می‌کند انتظار ایراد و اعتراض ندارد و هرگاه به مستمع توهین نماید اعتراض نمی‌کند ولی وقتیکه یک نفرنماینده مجلس شورای ملی از پشت تریبون مجلس نطقی می‌نماید هرگاه توهین بنماید باید انتظار ایراد و اعتراض را داشته باشد وقتی که بنده بجناب آقای راشد عرض کردم اینجا منبر نیست باینجهت بود ایشان تصور می‌کردند که متلکم وحده هستند و آنچه می‌خواهند می‌گویند واحدی حق اعتراض ندارد بنده امیدوارم این تذکربنده جناب آقای راشد را قانع کرده باشد و البته مقام منبر مورد احترام عموم مسلمانان می‌باشد و از طرفی هم باید عرض بکنم که این تریبون مجلس شورای ملی برای ملت ایران بسیار مقدس و محترم است این سنگر آزادی ملت ایران است و ملت ایران با فداکاری و جانبازی و ریختن خون جوانان این سنگر را از چنگال پادشاهان مستبد گرفته‌است و ملت ایران شامل تمام مسلمین و اقلیتها می‌باشد آقای راشد هم بدانند که باین سنگرآزادی نبایستی بچشم حقارت نگاه کرد و این سنگر خون بهای ملت ایران است و این مجلس شورای ملی کعبه آمال ملت ایران است. البته همه آقایان تاریخ مشروطیت را ملاحظه فرموده‌اند که در ابتداء مشروطه بقدری مردم برای این خانه ملت احترام قائل بودند وقتی که از درب مجلس عبورمی‌کردند با حالت ادب وتعظیم عبورمی نمودند و حالا هم این خانه مقدس مورد احترام وتعظیم ملت ایران می‌باشد و نبایستی با دیده حقارت بخانه ملت نگاه کرد اساسا مثل اینکه جناب آقای راشد در این جمله قصد توهین داشتند زیرا در ضمن اظهاراتشان فرمودند مرحوم آیت الله نوری را بدار زدند به آن مرحوم توهین نمودند در صورتیکه اگر یک مردروحانی اختلاف عقیده سیاسی داشته باشد سلب حیثیت روحانی از او نخواهدشد مرحوم آیت الله نوری در همان زمان هم پیروانی داشته و مورد احترام مردم بوده و امروزهم قبرآن مرحوم مورد احترام می‌باشد کمااینکه در همان تاریخ مرحوم آیت الله سیدمحمدکاظم یزدی با مرحوم آخوند اختلاف عقیده داشتند ولی مرحوم آیت الله یزدی مورد احترام و مرجع تقلید بوده در خاتمه عرایضم باید عرض بکنم در آن جلسه ایی که آقای راشد بمرحوم آقا شیخ فضل الله نوری توهین نمودند تاکنون نامه و تلگرافات زیادی رسیده و از اظهار آقای راشد اظهار تاسف نمودند اما راجع به آقای زهری بنده وارد خصوصیات آقای زهری نمی‌شوم (زهری – نخیر بفرمایید) بنده اعتراضم بانتخابات تهران بود اگر ایشان خواهش هم بکنند باز وارد خصوصیات نمی‌شوم و روی همان رویه عرایضم را باطلاع مجلس شورای ملی میرسانم و علتش را هم عرض می‌کنم که چطور شده‌است آقایان محترم البته اطلاع دارند. بسیاری از دولتها و رؤسای دولتهایی که در عرض چند سال اخیر دوران دموکراسی منحرف شدند و اصول و قانون را زیر پا گذاشتند و باخلاقیات و معنویات ما لطمه وارد ساختند اغلب اینها این انحرافات را بمیل خودشان مرتکب نشدند بلکه همکاران بد مشاورین مغرض دستیاران جاهل و نفع طلب اکثر رئیس الوزراهای بعد از شهریور را منحرف کردند و مردم را نسبت بدستگاه حاکمه بدبین ساختند و اساس نظم اجتماع ما را متزلزل نمودند حقیقت آن است که آن قدری که آقای مصدق السلطنه در عرض سیزده ماه زمامداری او از مستشار بد و دستیار فاسد و همکار یا مفسد لطمه دید و به مملکت لطمه زد هیچ دشمن خارجی اینگونه برضد ماعمل نکرد این مشاورین مغرض در تمام شئون مملکت بنادرستی عمل کردند و حاصل کار ایشان همین است که می‌بینیم همه می‌دانند که آقای مصدق السلطنه آدم قوم وخویش بازی است و در این راه افراط می‌کند وبسیاری از امور حساس مملکتی را ببستگان نادان و مغرض یا جاهل خود واگذار می‌کند و اولین لطمه این قوم و خویش بازی بی جهت را خودش و بعد مملکت می‌بیند در کار انتخابات نیز مثل کار نفت مثل اداره تاسیسات آبادان مملکت از این خطر قوم وخویش بازی مصون نمایند بهمین جهت آقای مصدق السلطنه یک دستیار مغرض یک همکاری منحرفی نظیر آقای امیرعلائی را برای خود انتصاب کرد که اگر روزی پرونده‌های جنایات و مفاسد و قتل و کشتارهای انتخاباتی فاش شود آنوقت معلوم خواهدشد که سهم این مشاور بد کار در این جنایات و مظالم تا چه اندازه بوده‌است بزرگترین ضربتی که آقای امیرعلائی در جریان انتخابات بر پیکر موجودیت و بر پیکرحکومت مصدق السلطنه واردساخت صرفنظر از تمام توصیه‌های خلاف قانون و اصول مداخله دادن عدلیه در کار انتخابات و بخدمت گرفتن دستگاه قضایی بود همه می‌دانند که در یک مملکت دموکراسی هرگز قاضی و عدلیه مامور اجرای فرامین دولت نمی‌شوند اما آقای امیرعلائی وزیر مشاور بهمدستی آقای سمیعی در راس وزارت عدلیه این دستگاه را لجن مالی کرد دولت را مداخله کارنشان داد بطوریکه می‌توان بجرات ادعا نمود قسمت عمده کشتارها و فجایع انتخاباتی معلول توطئه‌ها و دسایس این وزیر مشاور در اطاق خواب جناب آقای مصدق السلطنه بود در نتیجه مردم را بدبین کردند قانون را لگد مال نمودند فساد را توسعه دادند و اینها نیست مگر فساد مشاورین دولت مگر سوءنیت و سوء قصد کسانی نظیر آقای امیراعلائی که در تهیه جریان کار انتخابات از پشت پرده انتریک و تحریک می‌کردند و امروز نیز پاسپورت سیاسی خود را گرفته و باز هم بسمت وزارت مختاری آماده فرار از مملکت است - پس از این مقدمه باید عرض کنم که بنده مقام مجلس و وقت مجلس را خیلی گرانبهاتر از آن می‌دانم که برای بحث در پیرامون پرونده آقای علی زهری آنرا تلف کنم واقعاحیف است اوقات گرامی همکاران محترم را صرف گفتگو درباره امری بکنم که اکثریت آقایان وجدانا آنچه را که باید بنده بعرض برسانم قبلا از آن واقفید و تصدیق دارید - بنده در باب جریان انتخابات تهران که آقای علی زهری نیز پنجاه وپنج هزاررای از آن راداشته‌اند و نماینده دوازدهم طهران هستند گفتنی‌ها را بعرض رسانیده‌ام اصولا برای اثبات صحت یا سقم هر امری باید دلیلی ارائه داد بنظربنده وجود آقای علی زهری یک سند زنده و یک مدرک غیر قابل انکار بر فساد انتخابات طهران است و شاید خواست خدا بوده‌است که ایشان هم بمجلس بیایند تا فساد انتخابات تهران یک مدرک زنده داشته باشد بنده از موقعیت استفاده کرده و خود ایشان را بعنوان آخرین سند وقاطع ترین دلیل فساد انتخابات حضور آقایان معرفی می‌کنم. در خاتمه عرایض خودم متذکرمی‌شوم که هرگاه از این پنجاه و چند هزار رایی که آقای زهری در انتخابات تهران داشته‌اند فقط صاحبان پنج هزار رای حاضرشوند دفتری را در مجلس امضاء کنند و خود را بعنوان موکل ایشان معرفی و یا اصولا اعتراف نمایند که ایشان را می‌شناسند آنوقت بنده تمام عرایض خودم را پس می‌گیرم و قبول می‌کنم که ایشان حق دارند از همان صندوقی سردرآورند که موتمن الملک و مشیرالدوله و مدرس و آیت الله طباطبایی و آیت الله بهبهانی از آن خارج شدند و ایشان حق دارند روی صندلی آن بزرگوارها بنشینند حالا آقایان شما در دادن هررایی بایشان مختارید اگر آقای زهری از تهران انتخاب شدند ممکن بود از رشت هم انتخاب بشوند یا از بندر پهلوی (زهری – از مشکین شهر) (معتمددماوندی - بندرپهلوی وکیل دارد) حالا یک موضوعی است که از خارج می‌خواهم بعرض آقایان برسانم و آنموضوع انتخابات دوره پانزدهم است در دوره پانزدهم که آقای قوام السلطنه نخست وزیر بودند جناب آقای دکتر مصدق بانتخابات تهران اعتراض نمودند و در دربار متحصن شدند که انتخابات تهران وضعش خوب نیست و قبضه حزب دموکرات ایران است و اشخاص نابابی را بمردم تهران تحمیل کرده‌اند اتفاقا بنده خودم هم جزو متحصنین بودم و با آقای دکتر مصدق در دربار بودم و جزو مخالفین بودم حالا می‌بینم هر چه روز می‌گذرد حکومتهای گذشته رو سفیدتر می‌شوند آدم می‌بیند که بحکومتهای گذشته روزبروزغبطه می‌خورد که کاش حکومت قوام السلطنه انتخابات را انجام داده بود برای اینکه آن اشخاصی را که آقای قوام السلطنه از تهران انتخاب کرد اشخاصی بودند مثل دکتر امینی مثل آقای سیدهاشم وکیل مثل علی وکیلی مثل عبدالحسین نیک پور هیچوقت در لیست آقای قوام السلطنه یعنی لیست حزب دموکرات اشخاصی مثل آقای زهری نبودند و یک همچو آدمی را ایشان هیچوقت حاضر نبودند که معرفی کنند (قنات آبادی - اشراف را باید اشراف تحمیل کنند) آقای دکتر مصدق که جزو اشراف نیستند؟! آقای مشار هم که جزو اشراف نیستند آقای نریمان هم که جزو فقرای این مملکتند آقای قنات آبادی نظر باینکه به آقای زهری علاقه دارند و مدتی بنده هم به آقایان متحصن بودم و شبها می‌خوابیدیم توی یک اطاق اینست که بنده هم دیگر راجع به آقای زهری عرایضم را خاتمه می‌دهم و ضمنا می‌خواهم عرض بکنم که خود آقای زهری آمدند این پشت تریبون و خواهش کردند که بایشان رای ندهند حالا یک کسی نمی‌خواهند وکیل بشود آقایان چه اصراری دارند محض گل روی جناب آقای زهری هم شده آقایان همت کنند و بایشان رای سفید ندهند انشاء الله دوره دیگر ایشان از رشت وکیل بشوند بنده دیگرعرضی ندارم.

رئیس - آقای زهری

زهری - آقایان دیگر هم اگر مطالبی دارند بفرمایند بعد بنده جواب عرض خواهم کرد.

رئیس - آقای عامری

عامری - بنده عرضی ندارم

رئیس - آقای بهادری

بهادری - درمقدمه عرایض خود خدا را شاکر وسپاسگذارم که بار دیگر روانم عطا فرموده که برای ادامه خدمتگذاری خود دردوره هفدهم واردجرگه آقایان نمایندگان محترم گردیده ومخصوصا ازحسن ظن وتوجه قاطبه اهالی محترم تبریزتشکرنموده وازخدای تواناتوفیق خدمت درانجام تکالیف ملی واجرای نظریه اصلاحی هم شهریهای عزیزم را مسئلت دارم. و اما موضوع مخالفت بنده با اعتبارنامه آقای زهری که اساس مزاحمت و تصدیع بنده را در حضور آقایان تشکیل می‌دهد ناچار بعرض مقدمه کوچک می‌باشد البته عده از آقایان نمایندگان محترم که در ادوار گذشته افتخارهم کاری ایشان را داشته‌ام کاملا برویه اخلاقی و روش پارلمانی بنده استحضار دارند که در مسائل پارلمانی و جریانات مملکتی جز خدمت و رعایت مصالح کشور و انجام تکالیف ملی و اجتماعی قصد و هدف دیگری نداشته و کوچکترین نظر خصوصی باشخاص و هم چنین در خدمت ندارم و امیدوارم تا هستم از همین روش پیروی کنم و برای همیشه نصب العین خود قراربدهم انشاء الله. بطوریکه آقایان محترم استحضار دارند بنده نسبت بانتخابات تهران با آن کیفیتی که پرونده امر حکایت می‌کند معترض و دلایل اعتراض خود را در کمیسیون بعرض آقایان رسانیده‌ام که در گزارش کمیسیون تحقیق از نظر آقایان محترم گذشته آقایان بنده شخصا نظری با آقای زهری ندارم زیرا در خلال دو دوره خدمتگذاری خود و همچنین در مدت اقامت قبلی تهران اساسا اسم این آقا را هم نشنیده و البته معروفیتی هم نداشته‌اند و گمان می‌کنم سایر آقایان هم مثل بنده چنین اسمی را در تهران نشنیده باشند مقصود از عرض موضوع مخالفت بنده با اعتبارنامه ایشان مسبوق بسوابق نبوده بلکه انتخاب آقای زهری از تهران شاخص غیرقانونی بودن انتخابات تهران بوده و گزارش آقای جزایری به آقای نخست وزیر و اشاره باعمال تهدید و تطمیع در انتخابات مزبور مؤید موضوع می‌باشد حتی چنانچه توجهی باعتبارنامه آقای زهری بشود بیش از پنج نفر از اعضای انجمن اعتبارنامه را امضاء نکرده‌اند و قطع مسلم است که آن ۵ نفر هم تحت تاثیر واقع شده‌اند آقایان محترم عموم اهالی کشور انتظار داشتند انتخابات دوره هفدهم برطبق وعده وعیدها و دستورات و بخش نامه‌ها مخصوصا جریان قرعه کشی که یکی از ابتکارات جدید دستگاه بشمار می‌رفت عاری از هرگونه مداخله و بی نظرانه انجام یافته و شخصیتهای برجسته کرسی مقدس نمایندگی را اشغال نمایند مع التاسف در اثر مداخلات اشخاص غیرسالم جریان انتخابات از محور اصلی منحرف و با وجود این همه وعده‌های دولت و تعویض چند نفر وزیر وعده زیادی بازرس استاندار و فرماندار با چنین صورتیکه تاریخ از ثبت آن شرم خواهدداشت درآمده و سهل است تا حال قسمت اعظم انتخابات شهرستانها بجایی نرسیده‌است خود آقایان محترم شاهد و گواه صادق جریانات می‌باشند آیا انصاف بود دستگاه قضایی کشور ملعبه امیال و دستخوش اغراض شخصی قرار بگیرند؟ آیا معنی انتخابات باصطلاح آزاد و ایده‌آلی همین است؟ چون آقای میراشرافی رئوس مطالب را فرمودند تجدید نمی‌کنم صد و چهل هزار رای در تهران آنهم در حق امثال آقای زهری که کسی ایشان را نمی‌شناسد و معروفیت ندارد چه صورتی رادارد می‌گویند انتخابات تهران حزبی بوده‌است بنده هم عرضی ندارم و تصدیق می‌کنم که انتخابات تهران حزبی بوده آیا حزب زحمتکشان چقدر عضودارد و آنچه را که بنده تحقیق کرده‌ام بیش از پانصد نفرعضو ندارد پس آقای زهری این همه رای را از کجا آورده‌است قدرت و نفوذ محلی این آقا که کسی او را نمی‌شناسد تا چه حد و پایه بوده‌است آقایان بهتر از بنده بجریانات واقف هستند و متقتضی نمی‌دانم که جزئیات را عرض و ترشیح سازم زیرا پرونده امر بهترین دلیل صدق عرایضم می‌باشد آقایان همه داد از خرابی و نقص قانون انتخابات مداخله انجمنها می‌زنیم کی و کجایست آن دستگاه که بی نظرانه انتخابات را شروع و مداخله نکند اول باید آن دستگاه را ایجاد کرد در همین چند ساله عوض اینکه وضع انتخابات بهتربشود بدترشده و بصورت بدتری درآمده علت آن اینست که دستگاه مملکت روی همرفته رو بفساد می‌رود بقول یکی از آقایان که چند روز پیش صحبت می‌کردند حالا دم از اصلاح قانون می‌زنیم بسیار خوب بیایید در اول دوره هفدهم قانون جدیدی تهیه و بمجلس بیاوریم و باتفاق آراء بتصویب برسانیم و باین شرط بمحض تصویب قانون فورا وسایل انحلال این مجلس را فراهم سازیم و مجددا انتخاباتی را که مورد علاقه مردم است شروع نماییم و خدا را شاهد می‌گیرم اولین فردی که بانحلال این مجلس رای بدهد بنده خواهم بود، آقایان با این وضع و بصرف حرف و ابراز تاثر و تاسف محال است انتخابات صحیح و بدون مداخله انجام داد. شما را بخدا با وجوداین همه شخصیتهای بزرگ و برجسته در تهران که مورد علاقه عده زیادی از مردم هستند چطور شد که حتی یک رای هم بنام ایشان داده نشده ولی آقای زهری ۵۵ هزار رای داشته‌اند بهرحال بگذاریم و بگذریم و قضاوت امر را بوجدان پاک آقایان که کاملا بجزئیات امر و جریان انتخابات تهران وارد و مستحضرهستند واگذارمی نمایم بنده باحترام فرمایش یکعده از نمایندگان محترم که به آنها ارادت دارم و با آنها سوابق خصوصی دارم دیگر از عرض جزئیات خودداری می‌کنم (زهری - بگویید) انشاء الله آقای زهری در موقعش می‌گویم شما اصرارنکنید (زهری - هرچه دارید بگویید شما چیزی ندارید اگردارید بگویید) شما صلاحیت ندارید شما پرونده دارید (زنگ رئیس)

رئیس - آقای زهری الان نوبه شما می‌رسد و دفاع می‌کنید

زهری - هرچه دارد بگوید

بهادری - شما اصرارنکنید من نمی‌توانم پشت این تریبون بگویم

زهری - من اصرارمی‌کنم که هرچه دارید اینجا بگویید اگر نگویید دروغ می‌گویید

بهادری - دروغ نمی‌گویم شما پرونده دارید، شما سابقه دارید، شما سابقه در بانک کشاورزی دارید (زنگ رئیس)

رئیس - آقای زهری الان نوبه شما می‌رسد هر چه میل دارید دفاع بکنید دربین بیان ناطق صحبت نفرمایید

زهری - بنده می‌گویم که هرچه دارند بگویند

فرامرزی - ایشان می‌توانند بگویند باحترام نمایندگان دیگر چیزی نمی‌گویند

بهادری - باحترام آقای دکتر مصدق که در لاهه تشریف دارند امروز صحبتی نمی‌کنم در خاتمه بنامه آقای نخست وزیردر مورد انتخابات تمام مملکت که آقای مهندس حسیبی در موقع طرح اعتبارنامه آقای تولیت اشاره فرمودند بنده عرایض و نظریاتی داشتم ولی چون فعلا آقای نخست وزیر برای انجام یک امر مهم و حیاتی بمسافرت خارج از کشور تشریف برده‌اند و بنوبه خود توفیق ایشان را که مورد علاقه ملت ایران می‌باشد از خداوند متعال مسئلت دارم بنابراین بقیه عرایضم را ببعد از مراجعت ایشان موکول می‌کنم

رئیس - آقای زهری

مشار - آقای رئیس بنده اجازه خواسته بودم

رئیس – باستناد ماده ۹۰؟

مشار- بلی

رئیس – حالا از ماده ۹۰ استفاده می‌کنید یا بعد از آقای زهری؟ حق استفاده شما باقی است.

مشار – هر وقت بفرمایید ولی حق بنده محفوظ بماند.

عامری - ماده ۹۰ را بخوانید که معلوم شود موردش چیست؟

رئیس - آقای زهری بفرمایید،

زهری - آقایان قصدمن دفاع از شخص خودم نیست. متاسفانه یا خوشبختانه آقایانی که اینجا تشریف آوردند یا علیه جریان انتخابات تهران صحبت کردند یا آقای میراشرافی متخصص لجن مالی (میراشرافی – ما که لجن نمالیدیم ما ساده گفتیم) خواستند لجن مالی بکنند ولی چون قیاس بنفس می‌کنند (میراشرافی - توهین نکنید آقا) من گفتم قیاس بنفس می‌کنند حالا اگر قیاس بنفس توهین است حرف من توهین است عرض کردم تمام فرمایشاتشان قیاس بنفس بود و جناب آقای بهادری فقط اسم پرونده ایی را بردند ولی نگفتند چه پرونده ایی و کجا؟ لذا چون آقایان چیزی نخواستند بگویند بنده هم دفاعی ندارم بکنم. راجع بانتخابات تهران بهترین شاهدش مردم تهران هستند تنها چیزی که بنده می‌توانم راجع بانتخابات تهران عرض کنم اینست که بنده در صندوق دانشگاه، صندوقی که فقط دانشگاهیان در آن رای دادند از ۱۳۰۰ رای ۱۰۰۰ رای داشتم و در صندوقی که در مرکز بازارگذاشته بودند۶۰ درصد آراء بنام من بود و در لواسان و در جایی که محل اعمال نفوذهاست رای نداشتم شاید ده یا بیست یا سی تا داشتم. راجع بشناسایی خودم هم عرضی ندارم آقایان ممکن است بنده را نشناسند ولی ۵۵ هزار نفر در تهران می‌شناسند (میراشرافی - خرده اش را هم بفرمایید پنجاه و پنج هزار چهار صد و بیست یک نفر)

خیرپنجاه و پنج هزار و چهل و یکنفر(میراشرافی - مقصودم این بود خرده اش رافراموش نفرمایید) خیر بنده فراموش نمی‌کنم شما متخصص لجن مالی هستید (فرامرزی – مگر لجن مالی بد است) بنده حالا نمی‌دانم عرض کنم در خدمت آقایان که زیادتر بمانم شاید یاد بگیرم آنوقت عرض می‌کنم (فرامرزی - ببینید کی شروع کرده) اما یک موضوع دیگری که آقایان فرمودند که نقطه اتکاء تمام فرمایشاتشان نسبت به بنده بود اینست که اعتبارنامه بنده را همه اعضای انجمن امضاء نکرده‌اند و فقط پنج نفر امضاء کرده‌اند و حضرت آیت الله جزایری هم امضاءنکردند بنده اینکه چرا آن آقایان امضاء نکردند نمی‌دانم یا دلشان نخواست یا از ترکیب بنده بدشان می‌آمد نمی‌دانم خوب لابد دلیلی داشته‌اند برای خودشان پنج نفر کافی بود ولی آیت الله جزایری چرا نکردند حساب یک گروکشی بوده و آنهم گروکشی انتخابات اهواز بود در این مورد بنده چون بیشتر نمی‌خواهم از خودم حرف بزنم عرض می‌کنم که بنده برای وکالت کیسه ندوخته‌ام بنده کاندید یک حزب بودم و امیدوارم یک روزی اکثر آقایان کاندید احزاب باشند کار مملکت انشاء الله بیشتر پیشرفت خواهد کرد بودن یا نبودن من اینجا برای شخص من واقعا هیچ تاثیری ندارد نه خودم را کوچکتر و نه خودم را بزرگتر احساس خواهم کرد این پایین باشم یا آن بالا (اشاره به جایگاه جراید) فرق نمی‌کند مثل اینکه سه سال هم در آن بالا بودم عرض دیگری هم ندارم و چون آقای قنات آبادی تقاضا کردند در اینجا چند کلمه ایی از من دفاع کنند از آقای رئیس تقاضا می‌کنم که اجازه بفرمایند ایشان چند کلمه صحبت کنند.

رئیس - آقای مشار از ماده ۹۰ می‌خواهید استفاده بفرمایید از همان جا بفرمایید و بطوراختصار

مشار - اجازه بفرمایید پشت تریبون عرض کنم

رئیس - بفرمایید

مشار - بنده قبل از همه می‌خواهم بهمکاران خودم عرض کنم که باحترام همین مجلس سوگند که جز صداقت و راستی در این مجلس هرچه بشود خلاف مصالح مملکت و ملت است (صحیح است) هر کس کوچکترین غرضی بخرج بدهد چه در مورد اشخاص و چه در مورد مملکت حقیقتا برخلاف مصالح این ملت و مملکت عمل کرده‌است (صحیح است) هر کس می‌خواهد باشند آقایان خودشان می‌دانستند که بنده و آقای مکی مخصوصا کوشش داشتیم که بین آقایان بین درباره انتخابات اصلاحی بشود (صحیح است) واین را هم از نظر مصلحت مملکت اقدام می‌کردیم برای اینکه وقت گرانبها فوت نشود اصرار داشتم برای اینکه اشخاصی که می‌خواهند درباره سرنوشت مردم این مملکت اظهار نظر بکنند باین چیزهایی که گفته می‌شود لجن مالی زهرمار مالی اینجوری نباشد تا چه وقت باید مردمی که اینجا نشسته‌اند و می‌خواهند کار مملکت را بجایی برسانند بهشان فحش داد خوب آقای میراشرافی یک مرد نویسنده ایی هستند (میراشرافی - کی شروع کرد؟) کی شروع کرده؟ آقای فرامرزی با بنده شروع می‌کنند، در آن جلسه برای اینکه برای خودشان وجاهت ملی کسب بکنند می‌گویند ببینید آقای مصدق السلطنه با وزیر خودش چکار کرد آقا، من کی هستم من زائیده این شهرم تمام مردم این شهر بعلاوه قسمتی از مردم این مملکت مرا می‌شناسند کی هست در این شهرکه مرا نشناسد یعنی آن دسته ایی که باید مرا بشناسند می‌شناسند ملتفت می‌شوید که اگر آقای نخست وزیر فرضا از نظر اینکه کار سیاسی دارند و می‌خواهند در اینجا از شما یک تمجیدی بکنند پشت این میز بر من هیچ وهنی وارد نمی‌شود بقول فرنگی‌ها ژومان فیش حالا بطور کلی می‌خواهم عرض کنم چون بنده خیلی حرفها داشتم به آقای فرامرزی ولی چون گفته‌اند حرفی ندارم چیزی نمی‌گویم (میر اشرافی - آقای مشار جنابعالی پاک و صالحید) اجازه بفرمایید جنابعالی و بعضی دیگر از آقایان سوء استفاده می‌کنند راجع به آقای امیرعلائی (میراشرافی – او خائن است) خیلی خوب هست بسیار خوب (میراشرافی – او جاسوس است امیرعلائی جاسوس انگلیسها است هرکس هم که از او دفاع کند مثل اوست) آقای امیرعلائی با بنده هم نسبت دارد و از کوچکی من بزرگش کرده‌ام این آدم چه در خدمت و چه در زندگی باکمال عسرت بسر برده و ابدا داخل کار انتخابات نبوده بیخود جنابعالی هی باو می‌چسبید و باو نسبت می‌دهید که با دکتر سمیعی وارد شد چنین کرد و چنان کرد (میراشرافی - آقا تمام عدلیه را او خراب کرد)

رئیس - آقای مشار کوتاه بیایید

میراشرافی - دکتر سمیعی خائن و امیرعلائی خائن اینها عدلیه را خراب کردند

مشار - من بشما عرض کردم آقای میراشرافی بیخود جنجال می‌کنید (میراشرافی - دکتر سمیعی بیشرف است آقای امیرعلائی خائن است بگذارید مملکت از شر اینها خلاص شود) چرا نسبتش را بکار انتخابات می‌دهد او که در انتخابات دخالتی نداشت (میراشرافی - همه این جنایات را او کرده وآقای دکتر مصدق هم او را وادار باین کارها کرد) اگر این چیزهایی که باو نسبت می‌دهید درست باشد اول کسی که علیه اوصحبت می‌کند خودم من خواهم بود اما راجع بانتخابات تهران که آقای میراشرافی همه جامی‌گویند این چنین شد آن چنان شد این انتخابات تهران یک موضوع بی سابقه ایی بود در کشور ما یعنی تمام علماء مردم را تشویق کردند که بروید رای بدهید تمام روسای اصناف و پیشه وران بر اثر تاکید علماء و سایر اشخاص فهمیده و موثر مملکت صدها بلکه بیشتر جلسات تشکیل می‌دادند انجمن‌ها می‌کردند خدا می‌داند که در خانه من می‌آمدند می‌گفتند شما که در منزلتان جبهه ملی تشکیل می‌شود چرا کاندیدهایتان را نمی‌گویید که به آنهارای بدهیم یک همچو حرفهایی می‌زدند حالا راجع بهمچو موضوعی که بمصلحت مملکت تمام شد یعنی در این انتخابات معلوم شد که مردم شهر تهران با هر فسادی مخالف هستند نه به بلشویک کمونیست عقیده دارند و نه به افکار و خیانات دیگر تن می‌دهند چرا بی جهت اعتراض می‌کنید مردم طهران روی عقیده و کمال میل در انتخابات شرکت کردند

رئیس - آقای مشار خارج شده‌اید

مشار - الان تمام می‌شود راجع باین مطالب دو سه دقیقه وقت بیشترمصرف نمی‌کنم نمایندگان تهران نماینده گیشان تصویب شده‌است و دیگر مورد ذکرندارد

میراشرافی - برخلاف ماده ۹۰ است

رئیس - تامل بفرمایید

فرامرزی - من هم از ماده ۹۰می خواهم استفاده کنم اولا ماده ۹۰ را بخوانید مگر هر کس برای هر چیزی دلش می‌خواهد حرف بزند در هر موردی بموجب ماده ۹۰ می‌تواند؟

رئیس - وقتی که به آقا اجازه دادم استدعا هم کردم که ماده ۹۰ را رعایت کنند

فرامرزی - اول ماده ۹۰ را بخوانید ببینید طبق کدام قسمتش شما باین‌ها اجازه می‌دهید حرف بزنند ثانیا این آقایانی که می‌آیند صحبت می‌کنند درست مثل آن کسی می‌نماید که در نماز حرف زد و این یکی گفت که نمازت باطل شد آن یکی گفت نماز تو هم باطل شد وقتی همه مثل هم کردند که این لجنی که می‌خواهند رفع بشود رفع نمی‌شود گفتند در تهران علما گفته‌اند رای بدهند آیا گفتند بچه کسی رای بدهند

رئیس - آقای ملک مدنی

ملک مدنی - بنده می‌خواستم استدعابکنم از آقایان محترم آقای مشار یک بیانی کردند که خیلی بیان صحیحی بود ولی متاسفانه خودشان مراعات نکردند (فرامرزی - این ماده ۹۱ است) این‌ها خلاف مصالح مملکت است و مردم این مملکت راضی نیستند اینجا اینطورصحبت‌ها بشود

رئیس - رای بصحت انتخابات....

شمس قنات آبادی - بقیه وقتشان را آقای زهری به بنده دادند که دفاع کنم

رئیس - احتیاجی نیست رای می‌گیریم بصحت انتخابات آقای علی زهری افرادی که موافقند ورقه سفید با نام و اشخاصی که مخالفند ورقه کبود خواهند داد.

میراشرافی - آقای رئیس ماده ۹۰ حق من محفوظ است بنده باید ثابت کنم که امیرعلائی خائن و جاسوس است.

رئیس - خیلی خوب شما ثابت کنید عده حاضر فعلا ۶۳ نفر است (اسامی آقایان نمایندگان بقرار ذیل بوسیله مهندس غروی (منشی) اعلام و در محل نطق اخذ رای بعمل آمد)

آقایان: زیرک زاده. دکتر ملکی. انگجی. میلانی. ناصرذوالفقاری. بهادری. محمدحسین قشقایی. دکتر کیان. امامی اهری. عبدالرحمن فرامرزی. افشار. گنجه. حمیدیه. مجتهدی. عامری. موسوی. خسروقشقایی. میراشرافی. صراف زاده. کریمی. قنات آبادی. مشار. مکی. صفایی. حاج سیدجوادی. حائری زاده. دکتر فلسفی. اخگر. احمدفرامرزی. ناظرزاده. نبوی. معتمددماوندی. مدرسی. پارسا. اقبال. کهبد. ملک مدنی. مهندس رضوی. شادلو. شوکتی. منصف. شهاب خسروانی. وکیل پور. ریگی. دکتر فقیهی شیرازی. پورسرتیپ. جلیلی. تولیت. امیرافشاری. افشارصادقی. دادور. رفیع. هدی. نریمان. شبستری. نخعی. اورنگ. دکتر فاخر. غروی (شماره آراء بعمل آمده ۳۹ ورقه سفید موافق و چهار ورقه کبود و۱۶ ورقه سفید بی اسم شماره شد)

رئیس - عده حاضرین هنگام اعلام رای ۶۳ با ۳۹ رای موافق انتخاب آقای علی زهری تصویب شد ۱۶ نفر ممتنع و ۴ نفر مخالف بودند.

اسامی موافقین -آقایان: مهندس زیرک زاده - مکی - میلانی -قنات آبادی - کریمی - نریمان - اخگر- انگجی - مهندس غروی - ضیاء جوادی - مدرس - مهندس رضوی. دکتر فلسفی. شوکتی. پارسا. شبستری. منصف. نبوی. مشار. گنجه - شادلو- شاپوری - دکتر مصباح زاده - اقبال - حائری زاده - ریگی - ذوالفقاری - محمدحسین قشقایی - امامی اهری - دکتر ملکی - موسوی - دکتر فاخر- ملک مدنی - امیرافشاری - نجفی فردوسی - خسروقشقایی - کهبد- ناظرزاده. اسامی مخالفین - آقایان: عامری - بهادری - میراشرافی - تولیت ورقه سفید بی اسم علامت امتناع - ۱۶ ورقه

- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع بانتخاب آقای دکتر طاهری از یزد و خاتمه مذاکره[ویرایش]

۳- طرح گزارش کمیسیون تحقیق راجع بانتخاب آقای دکتر طاهری از یزد و خاتمه مذاکره

رئیس - آقای خسرو قشقایی (آقای خسرو قشقایی گزارش کمیسیون تحقیق راجع بتایید نمایندگی آقای دکتر طاهری رااز یزد قرائت نمودند) پرونده انتخابات یزد بنمایندگی آقای دکتر طاهری که بامخالفت آقایان حائری زاده و شمس قنات آبادی و زهری و مهندس رضوی و شبستری بکمیسیون تحقیق ارجاع شده بود مورد رسیدگی قرارگرفت و اینک جریان کار بشرح زیر بعرض مجلس شورای ملی می‌رسد.

جریان کلی انتخابات یزد و نمایندگی آقای دکتر طاهری بشرح گزارش شماره ۲۰ از شعبه چهارم باستحضار آقایان نمایندگان محترم رسیده‌است، آقای مهندس رضوی یکی از مخالفین اعتراضات خود را بشرح ذیل باستحضار کمیسیون رساندند. در قرعه کشی برای اعزام مامورین به یزد تقلب شده‌است. در ابتدای انتخابات یزد چند نفر بیگناه کشته شده‌اند، قوای نظامی از خارج و لشگر گارد شاهنشاهی بیش از حد لزوم به یزد اعزام گردیده‌است.

فرماندار و رئیس شهربانی در قتل مردم شریک بوده‌اند. سپس متذکر شدند که مخالفت این جانب صرفا بمنظور این است که آقای دکتر طاهری زمینه انتخاباتی در یزد ندارند و انتخاب ایشان صرفا بواسطه روابط محکم اجتماعی و سیاسی است که از سالیان دراز در مرکز برای خودشان ذخیره کرده‌اند و متاسفانه مردم این ارتباط را منتسب به یک سیاست خارجی می‌دانند و در پایان تقاضاکردند کمیسیون تحقیق با نهایت دقت به پرونده انتخابات یزد رسیدگی نماید. آقای حائری زاده معترض دیگر در کمیسیون حضور یافتند و توضیح دادند در این دوره مردم امیدوار بودند که انتخابات در یک محیط آزاد انجام شود و بهمین منظور علما که در هیچ دوره دخالت نمی‌کردند در این دوره وارد در جریان شدند و آقای آیت الله کاشانی شخصی را بنام احمدی جهت امر انتخابات به یزد فرستاد این شخص یک رشته سخنرانی انتخاباتی در یزد ایراد نموده و بعمال اجنبی ضمن سخنرانی اشاره می‌کرد اگر چه صریحا نامی از کسی نمی‌برد ولی تلویحا گفتار خود را با شخص آقای دکتر طاهری تطبیق می‌کرد و در نتیجه این جریان سخنران مورد بغض واقع می‌شود و روزیکه برای سخنرانی بمحلی می‌روند مورد حمله قرار گرفته و بالنتیجه فرارمی‌کند. روابط آقای دکتر طاهری با بعضی از مراکز خارجی بحد شیاع رسیده و ایشان یکی از عوامل قرارداد ۱۹۳۳ می‌باشند تنها کسیکه در موقع طرح قرارداد مزبور در مجلس پیشنهاد اصلاحی داده و پیشنهاد هم تصویب گردیده شخص آقای دکتر طاهری بوده‌اند و صورت مجالس آن زمان حاکی از تایید ادعای این جانب می‌باشد. قرعه که همه جا کوراست در انتخابات مامورین یزد با چشم بوده و یک رئیس شهربانی که چهارده سال در یزد بوده و فقط مدت ۶ماه بکرمان منتقل شده بود برای ریاست شهربانی یزد با قرعه انتخاب شد و در این قرعه کشی آقای موثقی هم فرماندار می‌شود و نامبرده در روزهای اول با مردم تماس گرفته و وعده میداده که انتخابات با نهایت آزادی انجام خواهدگرفت و مردم از این جریان خوشحال می‌شوند ولی در جریان عمل برخلاف گفته خود عمل نموده و همان صندوق سازهای سابق را جهت انجمن انتخابات تعیین می‌نماید من پیشنهاد کردم که در یزد ۹ نفر کاندیدا هستند هر کدام از آنها ۱۲ نفر معرفی کنند و انجمن مرکزی از بین آنها انتخاب گردد ولی فرماندار باین پیشنهاد وقعی نگذارده و بهمان ترتیبی که ذکرش افتاد اقدام نمود و در نتیجه مردم جهت اعتراض و فرماندار هم مجددا قول می‌دهد که بخواسته‌های آنها توجه کند در خلال این جریان یکی دیگر از کاندیدهای شهرستان یزد روزی را جهت سخنرانی در مصلا تعیین می‌نماید در روز سخنرانی از صبح عده زیادی قوای نظامی در محل حاضر می‌شوند و کسی هم از طرفداران آقای دکتر طاهری در محل سخنرانی حاضرنگردیده بالاخره آنروز قبل از اینکه سخنرانی شروع شود جار و جنجالی بپا می‌گردد که از طرف مامورین انتظامی شلیک می‌شود و چند نفرکشته می‌شوند و بهیچ یک از نظامی‌ها آسیبی نمی‌رسد در نتیجه انتخابات متوفق می‌گردد و از طرف دولت آقای سرابندی بعنوان مامور فوق العاده و آقای سرهنگ رفیعیان جهت حفظ انتظامات به یزد اعزام می‌گردند و از این پس در یزد یک محیط ارعاب و وحشتی ایجاد می‌گردد و در این محیط از ۱۰۸ نفر دعوت بعمل می‌آید که چون مورد علاقه مردم یزد نبودند علماء حکم تحریم انتخابات را می‌دهند صرفنظر از این جریان بعقیده من مصلحت عمومی و سیاست مملکت ایجاب می‌کند که امثال ایشان در مجلس نباشند توضیحا اینکه در انتخابات واقعی که بطریق صحیح و بصورت آزاد انجام می‌گیرد تفاوت آراء چندان زیاد نیست ولی در انتخابات یزد منتخبین هر کدام در حدود ۲۵ هزار رای داشته‌اند ولی نفرات بعد آراء شان از۱۵۰۰ تجاوز نکرده‌است. پس از بیانات ایشان آقای شمس قنات آبادی مخالف دیگر آقای دکتر طاهری بیانات آقای حائری زاده را تایید نمودند و گفتند اصولا در یزد انتخاباتی انجام نشده اسناد و مدارک موجود در پرونده حاکی است که دکتر طاهری در قرعه کشی جهت انتخاب مامورین دست داشته فرماندار طبق پیشنهاد آقای دکتر طاهری از قرعه درآمده و عملیات بعدی او مؤید مطلب است نامه ایی موجوداست که می‌خواستند مردم را تبعید کنند سرهنگ شریفی رئیس شهربانی مخلق دکتر طاهری بوده و چهارده سال در یزد سابقه خدمت داشته یک نفر برای فرماندهی ژاندارمری بطریق قرعه جهت یزد انتخاب می‌شود چون آقای دکتر طاهری مخالف ایشان بودند دیگری را بجای او معرفی کرده‌اند حتی فرمانده ژاندارمری باین موضوع اعتراض می‌کند و این جریان بطور وضوح در پرونده امر منعکس است بازار تهمت و افترا و ایجاد ارعاب در حوزه انتخابیه یزد بحد اعلا شیوع داشته و بهر کس که مخالف آنها بوده‌است تهمت توده ایی و کمونیست می‌زدند.

آقایان شبستری و زهری هم بغیر از بیانات آقایان فوق الذکر اظهاری نکردند. آقای دکتر طاهری منتخب مورد اعتراض در کمیسیون حضوریافتند وپس از استحضار از خلاصه بیانات معترضین توضیح دادند در بدو امر آقای حائری زاده نمی‌خواستند یزد وکیل داشته باشد و هر کس مدعی وکالت بود برای اخلال به یزد روانه اش می‌کردند آقایان مطلع هستند از طرف نخست وزیری بخشنامه ایی شد که هر جا زد و خورد شود انتخاباتش متوقف گردد و بهمین منظور آقای حائری زاده می‌خواستند در یزد جار و جنجالی بپاکنند تا انتخابات توقیف شود و بهمین منظور بکسانشان دستور دادند مردم را بزنید و بکشید تا انتخابات متوقف گردد در یزد کلیه مامورین دولتی را با قرعه عوض کرده بودند آقایان می‌دانند که قرعه کشی با حضورشورای عالی انتخابات متشکل از اشخاصی از قبیل آقای اخوی دادستان محترم دیوان کشور وعده ایی از اعضای محترم دیوان کشور با حضور آقای نخست وزیر بعمل بعمل آمده‌است اگر برای طهران - کرمان - شاهرود صحیح بوده برای یزد هم صحیح بوده و اگر صحیح نبوده برای آن نقاط هم صحیح نبوده‌است حاکم یزد را من تا قبل از انتخابات نمی‌شناختم آقای سرابندی مامور فوق العاده بصحت عمل مشهورند برای اینکه در اطراف رئیس شهربانی جای صحبتی باقی نباشد از مرکز آقای سرهنگ رفیعیان که از مامورین عالی رتبه و صحیح العمل و مورد اعتماد می‌باشند و بهمین مناسبت در انتخابات تهران ایشان مامور انتظامات بوده‌اند برای حفظ انتظامات یزد اعزام شده‌اند اگر این آدم صندوق سازبود پس وکلای تهران هم برخلاف حق از صندوق بیرون آورده‌است همانطور که تذکردادم در انتخاب مامورین یزد اعمال نفوذ بعمل نیامده و بیانات معترضین مورد تکذیب این جانب است بهرصورتی که در یزد انتخابات بعمل آید این بنده وکیل مسلم و طبیعی آنجا هستم زیرا یزدیها خدمات مرا فراموش نمی‌کنند و مرا همیشه وکیل خود می‌دانند اگر بخواهند از یزد انتخاب نشوم باید مثل دوره پانزدهم مرا حبس کنند و صدها نفر را هم از یزد تبعید نمایند اعتراضات دیگر معترضین اصولا قابل جواب نیست هر نسبتی را که بخواهند بهرکس می‌دهند و از بازار تهمت افتراء سوء استفاده می‌کنند و اما اینکه آقای حائری زاده گفته‌اند در روز سخنرانی آسیبی بهیچیک از مامورین انتظامی وارد نشده این طور نبوده و متاسفانه یکنفر سرباز کشته شده‌است و قضیه قتل دو نفر هم تقریبا دو ماه قبل از موضوع انتخابات بوده‌است. پس از بیانات آقای دکتر طاهری آقایان صراف زاده و جلیلی دو نفرمنتخبین دیگر شهرستان یزد در کمیسیون حضور یافته و توضیحاتی در اطراف صحت انتخابات یزد دادند. کمیسیون تحقیق با توجه باعتراض مخالفین و توضیحات آقای دکتر طاهری و منتخبین دیگر یزد و توجه به پرونده انتخابات و با ملاحظه باینکه انتخابات یزد تحت نظر آقای سرابندی که بصحت عمل و حسن نیت مشهورند انجام یافته و طبق محتویات پرونده عملی برخلاف قانون در انتخابات آن سامان انجام نیافته و مبارزه انتخاباتی هم در این دوره بخصوص در اکثر شهرستانها جریان داشته و در مورد شخص آقای دکتر طاهری هم دلیلی که مثبت ادعا باشد ارائه نگردیده‌است کمیسیون تحقیق گزارش شماره ۲۰ از شعبه چهارم مبنی بر صحت انتخابات یزد و نمایندگی آقای دکتر طاهری را تایید می‌نماید.

رئیس - آقای حائری زاده

حائری زاده - جریانی که راجع بتصویب اعتبارنامه‌ها در مجلس اتخاذ شده‌است و قضاوت سیاسی که آقایان می‌فرمایید من باید از آن ۱۴ نفری که مخالف با نمایندگی من بودند گله کنم که چرا یک ۱۳ نفر دیگر با خود همراه نکردند که مرا از این خدمت معاف کنند زیرا که رویه مجلس یک رویه ایی است که برای شنیدن حرف حسابی و قانونی مقتضایت مملکت را چنین تشخیص داده‌اند که نباید گوش شنوایی باشد و من از مجلس تقاضایی ندارم فقط برای انجام وظیفه برای اینکه سه دفعه اهالی یزد بمن اعتماد کرده‌اند و من را بعنوان نمایندگی مامورکردند که با سایر نمایندگان راجع بکارهای مملکتی هم کاری بکنم من برای این حسن ظنی که اینها نسبت به من ابراز کردند وظیفه خود دانستم که ناله آن مظلومین را بسمع جهانیان برسانم و قضاوت آقایان را هم لازم ندارم. اول باید از وضع جغرافیای یزد صحبت بکنم تا طرز انتخابات روشن بشود که از چه قراربوده‌است یزد یک نقطه‌ای است که از کوههای خشک و بی آب و علف و اراضی شن زار کویر و نقاط مسکونی که رویهم بگذارید در حدود۷ هزار الی ۱۰ هزار کیلومتر مربع است از سایر استانها از قسمت مساحت ارضی کوچکتر نیست خیلی دایره وسیعی دارد ولی خراب و بایر و فقط هر ۲۰ یا۴۰ یا۵۰ کیلومتری و بعضی جاها هست که هشتاد یا نود کیلومتر باید عبوربکنید تا بیک آبادی برسید که آنجا۵۰۰ یا هزار نفرجمعیت دارد که آنها در آنجا زحمت می‌کشند و با یک فشاری زندگی خودشان را اداره می‌کنند در یک همچو فضای وسیعی در حدود۳۵۰ هزار نفر کمتر یا بیشتر(چون از احصائیه اخیر من درست اطلاعی ندارم) جمعیت هست یک جمعیتی است که هیچ امیدی به کمک مرکز ندارد هر ماموری رفت و نچاپید مرید او هستند هر ماموری رفت و اذیتش کمتر بمردم رسید از او راضی هستند توقع کمک و مساعدت از این مردم ندارند من اقرار می‌کنم که سه دوره که نماینده اهالی بودم دوستیشان را بعد از۳۰ سال همینطور نسبت به من ادامه می‌دهند و من موفق نشدم خدمتی باین مردم بیچاره مظلوم بکنم این دلیل خوبی آنهاست دلیل یأس آنهاست از حکومت مرکزی همینکه کسی با آنها دوستی داشته باشد و از شرش مصون باشند خدا را شاکرند از شر من مصون بودند من چنگال مردم آزاری خوشبختانه نداشتم اما وضع زندگی مردم آنجای ک مالکین عمده ندارد همه اش خرده مالک هستند هر کس به یک مقداری کمی آب و یا یک زمین یا یک اعیانی یا چهار تا اطاق گلی برای زندگانی خودش دارد می‌توان گفت شاید کمتر از عشر این جمعیت از کسانی می‌باشند که هیچ نداشته باشند آن نساجش آن زارعش هر کدام یک مختصرعلاقه آبی یا خاکی در محل دارند از حاصل زحمت آن اراضی لم یزرع بایری که رفته‌اند زحمت کشیده‌اند و آباد کرده‌اند و مالک شده‌اند زندگی می‌کنند یک محلی است خرده مالک. رویه مردم: یک مردمانی هستند که در زندگیشان خیلی ثابت قدمند مذهبیهاشان خیلی مذهبی اند اگر لامذهبی هم توشان باشد خیلی لامذهبند دوستیشان خیلی محکم وقتی که مستأصل شدند و عاجزشدند البته سر و صداشان خیلی زیاد است مرحوم مدرس می‌گفت من یزدی معتدل ندیده‌ام در هر خطی افتادند افراطی هستند و راست هم می‌گفت من با آنکه شش دانگ یزدی نیستم من فقط ثلث عمرم را در یزد گذرانیده‌ام تولدم در مشهد بود مادرم هم اهل یزد نبود ولی یزدیها بعد از سی سال علاقه و دوستیشان را نسبت بمن حفظ کرده‌اند مردمانی هستند ثابت قدم در هر فکر و عقیده ایی چه مذهبی چه غیرمذهبی چه در دوستی چه در دشمنی در هر فکرثابت قدمند اکثر آنها متدین بدیانت اسلامند خیلی هم مومن انجام وظیفه کن در وظایف اسلامیشان تظاهرش را با حقیقتش روی هم بگذارید حقیقتش بیش از تظاهرش است مالکین بزرگی که پیش سایر ایالات و استانهاباشد که ده هزارپنج هزار رعایا مجبور باشند مطابق نظر او بروند آرائشان را در صندوق بریزند همچو وضعی وجودندارد کسی که مالک یک ده ششدانگی باشد انگشت شمار است آنهم مگرتازه پیدا شده باشد و دهی که تازه احداث شده باشد یک دهی که دویست خانوداده داشته باشد مالک عمده ندارد و خرده مالک است.

تا انتخابات دوره ششم نماینده انتخاباتی در یزد معنی نداشت دسته‌هایی در یزد بود بعنوان اعتدال دموکرات تشکیلی ضد تشکیلی زد و خوردهایی می‌کردند من فراموش نمی‌کنم که عموی این آقای جلیلی که اینجا نشسته مرحوم آقا سیدمحسن یکی از اشخاص بسیار خوب بود ثابت قدم با ایمان با عقیده آن صفاتی که باید یک یزدی داشته باشد داشت در مبارزه‌های انتخاباتی فداکاریهایی من از او دیدم و از فامیل او هم شرمنده هستم برای این فداکاریهای مرحوم آقا سیدمحسن یک اشخاص خوب آنجا داشت با ایمان و با عقیده آراء شهر نسبت به آراء بلوکات تقریبا خمس بیشتر نیست پس وقتیکه مالکی نباشد که نافذ نباشد برای اینکه رعایایش بیایند رای بریزند پس نافذ کیست؟ دولت آن بخشدار آن کدخدا آن ژاندارم اینها نافذ هستند در بلوکات و آراء بلوکات و آراء آنجا تحت اختیار و اقتدار آنهاست وقتیکه یک حکومت دیکتاتوری در این مملکت استقرار پیداکرد و لیست انتخاباتی معمول شد که دوسیه‌های آن لیست انتخاباتی در دفتر نخست وزیری و وزارت کشور موجوداست آقایان می‌توانند مراجعه بفرمایند این دخالت در انتخابات عملا نمی‌کردند و شرکتی نداشتند هر کسی از تهران کاندید می‌شد فرماندارها انجمن نظاری از یکعده دوستان و رفقای خود دعوت می‌کردند آنها یک صورت سازی ظاهری می‌کردند و نماینده لیستی را انتخاب می‌کردند و می‌رفتند در اینمدت یک دفاتر نفوسی در یزد بطور مختلف پیدا شده در شهرهای دیگر هم هست یکی دفتر پخش قند و شکراست در هر بلوکی یک فهرستی دارد برای اینکه سهیمه قند و شکرشان را به آنها بدهند این دفاتر تنظیم شده‌است که سهمیه را به آن کدخدا بدهند در بلوک حزب و دسته و جمعیت و عمده مالکی که نظر او مهم باشد برای جریان انتخابات وجودندارد دو چیز هست یا قوای دولتی یا تبلیغات یعنی این دوتاست که خیلی موثراست نه تشکیلات حزبی این حرفها از بین رفته و دیگر وجود ندارد و سابقا بود ولی این حکومت بیست ساله حکومت قلدری کوبید اینها را ازبین برد و مع التاسف یک درد بی‌درمان دیگری پیدا شده‌است و این در این مملکت بوده‌است منتهی حالا رنگش عوض شده‌است اشخاص برای اینکه رقیب خودشان را ازبین ببرند هر روز یک اسمی درست می‌کردند د رزمان ناصرالدین شاه چون یک تیری به ناصرالدین شاه انداخته بودند بسته بودند بابیها انداخته‌اند هر کس با هر کس بدبود می‌گفتند اینهم بابی است همینقدر کافی بود برای کوبیدن او این بدبخت هم فرار می‌کرد و در بدر می‌شد و رقیبش فاتح و مظفر و متصور او هم چون میدید بین مسلمانها راهی ندارد اینها تحریمش می‌کنند و آنها هم تحبیبش می‌کردند این از طریقه خارج می‌شد و به آنها افزوده می‌شد حالا موضوع کمونیست و توده ایجادشده‌است هر کس با کسی مخالف است رقیبش را می‌گوید این کمونیست است اینهم توده ایست من یک روز حضور اعلیحضرت بودم راجع بانتخابات همین دوره از من پرسیدند من عرض کردم خدمتشان یک اشکال اساسی برای این قسمت هست یک صف منظم حزبی که در مجلس وکلای حزبی بنشینند و روی آن اصول کار بکنند نیست تا یک صفی تشکیل نشود و بمنافع فلان متنفذ فلان مفتخور فلان غارتگر لطمه وارد آورد فوری این کافر می‌شود این زندیق می‌شود پیشتر بابی می‌شد حالا کمونیست می‌شود توده می‌شود مثل زدم برای ایشان دو شخص را یکیش نواب یزدی بود که اغلب آقایان که در دوره‌های پیش بودند می‌شناختندش نواب با اینکه تا در مجلس بود آقایان می‌دانند با من نظر خوبی نداشت خویشی با من دارد ولی محبتی به من نداشت این نواب همه چیز می‌تواند باشد جزاینکه توده ایی باشد (صراف زاده آقا یحیی پسرش عضو کمیته توده یزد بود)

رئیس - آقای صراف زاده قدری امساک بفرمایید

حائری زاده - وقتی که یزدیها برخلاف جناب آقای دکتر طاهری و اعوان و انصاری که عده قلیلی هستند بودند (صراف زاده - اکثریت بودند) اکثریت مجلس را بنده قبول می‌کنم. آنها می‌گفتند دنبال یک صفی بروید که با دکتر طاهری همکاری نکند رویه آقای دکتر طاهری اینطوراست که خیلی آدم نرم و ملایمی است و شمش هم بد نیست همیشه می‌کشد ببیند قدرت کجاست می‌رود نزدیک قدرت و مشغول گردش در اطراف آن مرکز ثقل می‌شود و ضعفاء و بیچاره‌هایی که در آن حول و حوشند ناراضی می‌شوند از این رویه و آه و ناله شان بلند می‌شود و می‌خواهند که یک صفی تشکیل بدهند اینجا تهران وقتیکه من در دادگستری بودم نظر باعتمادیکه بمن داشتند بمن مراجعه می‌کردند من به آقایان گفتم که آقایان من در سیاست نیستم و نمی‌خواهم وارد مبارزه بشوم شما خودتان بروید فکر مبارزه‌ای بکنید از من مایوس شدند و رفته بودند سراغ آقای دکتر یزدی او وعده داده بود که شما تشکیلاتی بدهید من شر آقای دکتر طاهری را از سر شما می‌کنم آقایان نرفته بودند آنجا تشکیلاتی داده بودند با حزب اراده ملی مبارزه کردند و اینکه آقای صراف زاده می‌فرمایند صحیح است حزب توده با اینکه یک حزب خلق الساعه‌ای بود خیلی قوی بود در ظرف یکی دو ماه تمام یزد را گرفت تا حکومت قوام السلطنه که وزیران حزب توده را کنارگذاشت و حزب دموکرات قوتی پیداکرد و جناب دکتر طاهری را هم که اینجا مورد سوء ظن شده بود وقیف کرد یزدیها خودشان حزب توده را داغان کردند و رفتند بحزب دموکرات (معتمددماوندی - شما رفتید؟) من برای تشکیلات حزب دموکرات به یزد نرفتم مبارزه شدیدی را که یزدیها با توده ایها کردند و آنها را بیرون کردند خدمت اعلیحضرت عرض کردم و ضمناعرض کردم شما نواب را می‌شناسید این توده‌ای است؟ فرمودند نه گفتم اینها دسته ضد ظالمند ظالم وقتی بمردم تعدی می‌کند مردم می‌خواهند دور یک نقطه ایی جمع شوند هر کس جواب شکایت آنها را بدهد مرید او هستند در مردم مذهبی و خرده مالک ولی ثابت قدم یزد ممکن نیست روح کمونیزم نفوذ پیدابکند هرچه خواسته باشند و تبلیغ بکنند ممکن نیست برای اینکه هر کدامشان از خودشان یک قطعه زمینی دارند یکذره آبی دارند یک زراعتی دارند یک خانه مسکونی دارند ده یکشان اگر بی خانه باشند آنهم در نتیجه این چند تا کارخانجاتی است که در یزد درست کرده‌اند و حالا دارد یک عده ایی را بدبخت می‌کند والا تا بحال اینجور نبوده‌است یک مردم مذهبی ثابت قدم همیشه برضد فشار و زور اگر احتمال میداده‌اند که یک کسی بشکایت و ناله آنها اثر می‌دهد قیام میکرده‌اند در آن ادوار گذشته چون مایوس بودند که بدون اراده مرکز خودشان نمی‌توانند تصمیم بگیرند هر چه نظر حکومت مرکزی بود مامورین محلی همان را اجرا می‌کردند در این دوره حکومت دکتر مصدق و جدیت آیت الله کاشانی و تبلیغاتی که میلغین ایشان در اطراف کردند مردم احتمال دادند که این آزادی راست است بعضی جاها هم به نتیجه رسید و مثلا در قزوین در سایه آزادی بود که این دو شخص محترم انتخاب شدند والا اینها نه ده داشتند نه پول داشتند نه زندگی داشتند چون نزدیک تهران بود از آزادی استفاده کردند و مردم قزوین دو نفری را که بهشان علاقه داشتند انتخاب کردند و فرستادند به اینجا یزدیها هم باور کردند که این حرفها صحیح است علماء و طبقات مذهبی که هیچوقت و هیچ دوره در انتخابات شرکت نمی‌کردند در این دوره مجهز شدند (صراف زاده - علمای یزد دخالت نکردند) زنگ رئیس

رئیس - آقای صراف زاده در صحبت امساک بفرمایید

حائری زاده - آقایان علما واعظین، طلاب طبقات ائمه اینها که جنبه پیشوای بعضی مردم دارند قیام کردند همه متحد بودند که آقای دکتر طاهری که من در اطراف شخص ایشان بعد صحبتش خواهم کرد بهرجهتی از جهات ایشان نباشند اینها یک جنبه منفی داشتند در جنبه مثبت عادت داشتند که از مرکز نظری بایشان داده شود کرارا تلگراف می‌کردند که شما کاندیدتان کیست من گفتم که هرکس که مردم بهش عقیده دارند او کاندید من است برای من فرقی نمی‌کند همین صراف زاده را وقتی صحبت شد گفتم که شما وقتی جزو دسته و تیپ دکتر طاهری نباشید من مخالف نیستم که شما انتخاب شوید چون صراف زاده یک آدمی است که جوانمردیهایی در زندگانیش کرده من از این حیث خیلی بهش علاقه دارم از روزی که آقا سیدضیاء الدین آمده‌است باین شهر و دوستی با آقا سید ضیاءالدین پیداکرده خانه و زندگی و پولش را در اختیار او گذاشته و وسایل زندگیش را فراهم کرده وهیچ ازدوستیش کم نشده اینجور اشخاص کم پیدا می‌شوند این آدم دوستیش قیمت دارد در دوستی ثابت قدم است آقای صراف زاده موقعیکه من را در محبس برده بودند آمد در محبس بدیدن من و از من پرسید که کاری داری گفتم خانه من را ببین پول لازم دارند خرجی دارند یا نه یک مبلغی بخانه ما داده‌است که من تاحال نتوانستم قرضم را اداکنم این یک مرد جوانمردیست ولی جوانمردی غیر از این است که فلان کس آدم خوبی است بگوییم برای منشی گری سفارت چین هم خوبست هر کسی را برای یک کاری ساخته‌اند من یقین دارم که این وکالت برای او ضرردارد (امامی اهری – با این سوابق چطور با اومخالفت می‌کنید) حالا که نوبت آقای صراف زاده نیست نوبت آقای طاهری است بعد که نوبت ایشان رسید عرض می‌کنم این صفی که تشکیل شده بود صف مخالفت با دکتر طاهری بود حالا چرا با او مخالفت کردند جناب دکتر طاهری در زندگانیش یک آدمی است خیلی وقت شناس موقعیکه ایشان مدرسه تشریف می‌بردند با همین نواب در مدرسه بودند خیلی با هم دوست و رفیق بودند پدر ایشان مرحوم حکیم باشی هم وقتی وفات کرده مرحوم ایشان در آنموقع سنشان ۱۶یا ۱۷ سال بود اینها مطابق معمول امروز که هر کس متصدی کسبی شغلی و یا مقامی بود می‌بردند او را در همان کرسی پس از ختم پدرش می‌نشاندند همین نواب و کسانش ایشان را روی همان کرسی نشانیدند و احترام کردند و یک لقب شیخ الرئیسی هم بایشان دادند تا اینکه شدند دکتر طاهری امروز با این نواب سالها دوست بودند و نواب نسبت به دوستانش خیلی فداکار است و در دوستی جنبه افراط دارد اما وقتیکه حزب دموکرات یزد رونقی گرفت چون قوه در حزب دموکرات داشت پیدا می‌شد ایشان علاقه پیداکردند که از دوستی نواب قطع رابطه کنند و جزء دسته دموکرات وارد شوند دموکراتهای آن روز خیلی باریک بین و سختگیر بودند- حوزه‌های معدودی بود اشخاص را تا اعتماد و اطمینان کامل بقول و عملشان نداشتند نمی‌پذیرفتند ایشان برای اینکه مدلل بکنند وفادار به حزب دموکرات آن روز هستند روابط خودشان را با آقای نواب قطع کرده و یک رفتارهایی با نواب کردند که باید از خود نواب بپرسید من وکیل نواب نیستم در هر صورت امروز در دو قطب مخالفند در دوره چهارم که من آمدم تهران و در یزد نبودم تشکیلات دموکرات را ایشان خیلی توسعه دادند در آنجاها یک عده ایی راکه از دویست سیصد نفر تجاوز نمی‌کرد و با ایمان و عقیده فعالیت می‌کردند رساندندش به دوسه هزار نفر و از میان ریش سفیدها کدخداها و مفتخورهای آن روز و دزد دغلها که همه آنها لباس دموکرات پوشیدند و آمدند برای انتخاب دوره پنجم ایشان وکیل شدند و موفق شدند و آمدند به مجلس حالا آن رفقای دموکرات که آن روز قبولشان کرده بودند چه شد که یک صف مخالف تشکیل می‌دهند تاریخ را نمی‌خواهم من تکرارکنم خلاصه ایشان تشریف آوردند تهران.

یک عموزاده ایی ایشان دارند که همه آقایان نمایندگان می‌شناسند ایشان را آقای دکتر صحت بسیار آدم رئوف و مهربانی است رئیس مریضخانه فیروزآبادی ممکن است من از او گله داشته باشم وکلای تهران ازش گله داشته باشند ولی یزدیها هر کدام آمده‌اند اینجا نسبت به هرکدام از آنها محبت و کمک کرده خوب آقای دکتر طاهری که دائی زاده ایشان بود بطریق اولی در نتیجه خویشی و ارتباطی که با دکتر صحت داشت دکتر صحت آن روز در دستگاه محمدحسن میرزای ولیعهد بوده و ایشان هم در مجلس بودند و همان مجلسی که آقای اخگر هم تشریف داشتند بهرصورت رفتاری ایشان با دکتر صحت کردند که خود دکتر صحت هم از ایشان گله دارد و من وکیل دکتر صحت نیستم که در اطراف این موضوع صحبت بکنم رفتار ایشان و کار ایشان در تهران این بود این دکتر صحت آنهم نواب آنهم دموکراتهای آن روز ایشان قدرت روز را خوب تشخیص می‌دهند ومی توانند با آن قدرت خیلی زود تماس بگیرند و همکاری بکنند و شکلی رفتار بکنند که جزو عوامل آن قدرت بشوند دنبال این جریان و حوادث کودتا کم کم قوی شد آن بازیهای جمهوری و سلطنت و این‌ها کم کم خاتمه یافت و یک دیکتاتوری سخت و محکمی در ایران پایدارشد ایشان با آن دستگاه دیکتاتوری بودند و در تمام دوره‌های مجلس تشریف داشتند حالا اگر در دوره گذشته صحبتی نکردند و با این دوره ممکن است صحبتی نکنند ولی در دوره‌های سابق خیلی فرمایش می‌کردند در دوره دیکتاتوری لوایحی که بمجلس می‌آمد شما به نطقهای آن روز مراجعه بکنید مسلک و رویه و وضعیت ایشان خوب روشن می‌شود من نباید زیاد در اطراف این موضوع توضیح بدهم هر جا یک لایحه حساسی بوده ایشان گرفته یک حاشیه اگر و مگری برای اینکه در این کار وارد شده باشند و خودی نشان داده باشند بر آن زده‌اند و اینکار را حتی درباره قرارداد ۱۹۳۲ که هیچ ناطقی در آن دوره نطقی نکرده‌است جز ایشان یک اصلاحی کرده این وضع جریان ایشان بوده تا موقعیکه قدرت دیکتاتوری شاه سابق در این مملکت برقرار بوده بعد از آن موقع ایران افتاد بدست قشون خارجی انگلیس وروس و آمریکا یک هرج و مرجی در ایران شد و این مرکز نیرو و قدرت سفارت انگلستان شد اینها هم ملعبه این دستگاه شدند در آنموقع بنده در مجلس نبودم و این افتخار را نداشتم که نمایندگی آن دوره‌ها راپیدا بکنیم و بیاییم درمجلس ایشان در مجلس تشریف داشتند رفقا و همکارهای آن دوره هایشان که صحبت می‌کنند جریان کار چنین بوده‌است که در مسائل مهم تا یک (سنداژی) با مقامات خارجی نمیکرده اتخاذ تصمیم در مجلس نمیکرده همکارهایشان هستند که می‌گویند کرارا گفته‌اند خواسته باشید بپرسید ازشان از آنهاییکه در دوره بعد از واقعه شهریور در مجلس وکیل بوده‌اند می‌گفتند که این کلمه (سنداژ) را ما نمی‌فهمیدیم که چیست خوب وقتیکه یک نماینده ایی معتقدشد که از قوای مرکزی برای نمایندگی مستفید می‌شود دیگر کاری بمردم و شاکی و مظلوم بیچاره محل ندارد فقط یک عده قلیلی که از اقارب او باشند آنها در تمام کارها مشیر و مشار می‌شوند اگر یک شورای فرهنگی در یزد بنا بود تشکیل بشود با اینکه عده زیادی لیسانس و دکتر در یزد هستند اگر نسبت به جمعیتش حساب بکنیم از سایر نقاط بیشتر نباشد کمتر نیست چون یزدیها در کارهای علمی پشتکارشان خوب است چه در موقعی هم که در حوزه‌های علمی خیلی مهم بود علمای بزرگی امثال فاضل اردکانی و سیدمحمدکاظم یزدی و فیروزآبادی بودند حالا هم که قسمتهای اجتماعی و فرهنگی توسعه پیداکرده‌است اگر به احصائیه دانشگاه مراجعه بکنیم می‌بینیم به تناسب جمعیتشان یزدیها اگر بیشتردکتر بیرون نداده باشند کمتر نداده‌اند در یزد هم دکتر لیسانس زیادند و چون خیلی علاقه دارند که بروند به خانه خودشان و برای خانه خودشان یک دست و پایی بکنند که بروند آنجا و بمحل خودشان یک خدمتی بکنند با بودن عده زیادی دکتر و لیسانس در این کارهای اجتماعی فلان کسی که یک قرابت سببی فرضابادکتر داشته وبه فرمایش آقای فرامرزی سوادش هم از من کمتر بود در آن موقع او عضو شورای فرهنگی می‌شد. ولی آن دکتر و لیسانسه نمیشده و کسی او را به بازی نمیگرفته و خوب این مسائل ایجاد عدم رضایت و خستگی نارضایتی در مردم میکرده‌است البته چون حزبی بود و یک صف منظمی تشکیل میشده حالا خواسته‌اند جناب دکتر برود و راحت بکند سالها خدمت می‌کند به این مملکت یا بخودشان عجالتا راحت بکنند این فکر برای یزدیها پیداشده مگر یکعده خیلی قلیلی که متنفع می‌شدند از این درخت بارور که میل داشته‌اند که این درخت باشد و در سایه اش زندگی بکنند این‌ها عده شان به ۳۰۰ یا۳۵۰ نفرنمی‌رسد مسلم بدانید این موقعیتی بوده‌است که جناب دکتر در یزد داشته آنهم که رفتار و اخلاق ایشان بوده‌است که در جریان عمل داشته‌اند در مجلس اینهم وضع و روحیه مردم آنجاست حالاهم در انتخابات ببینیم چه پیش آمده یک شخصی را من پس از مراجعت از یزد زیارت کردم و پیشترهم ایشان را ندیده بودم و حالا هم اسم کوچک او را درست نمی‌دانم اسمش احمدی است (صراف زاده - محمداست)

رئیس - آقای صراف زاده بگذارید که مبین بیان بکند بفرمایید آقا

حائری زاده - من ممنونم از ایشان که بمن کمک فرمودند.

رئیس - شما حرفتان را بزنید آقای حائری زاده

حائری زاده - شما یکقدری کمتر تند اداره بفرمایید اداره بفرمایید مجلس رامن حرفم رامی‌زنم

رئیس - من با این تندی هم که اداره می‌کنم مجلس را شما اداره نمی‌شوید بفرمایید آقا (خنده نمایندگان)

حائری زاده - خلاصه این جناب شیخ محمد احمدی می‌رود به یزد منبر و تمام حمله و تعرضش به آنهایی که عامل اجنبی بوده‌اند بوده‌است می‌گفتند مردم برای کوتاه کردن دست اجنبی کوشا باشید عوامل اجنبی را بکارنگمارید خوب مثل اینکه جود با حاتم یک مناسبتی پیدا کرده‌است که هرجا اسم حاتم برده می‌شود آن جود و سخای او هم مورد توجه واقع می‌شود و یا شجاعت و پهلوانی برای رستم در یزد هم هر جا صحبت ازاینکه باید ریشه اجنبی را قطع کرد عمال اجنبی را نباید در کارها دخالت داد مع التاسف هرجا از این حرفها گفته میشده تطبیق با جناب آقای دکتر طاهری میکرده خود این حرفها که گفته میشداسم کسی آنجابرده نمیشده ایشان می‌خواستند بروند بکرمان روز آخر ماه صفرگذشته که حالا نزدیک آخر رمضانست ۷ ماه پیش مردم او را دعوت کرده بودند می‌رود در مسجد که تودیعی بکند و نسبت به امور جریان اجتماعی هم صحبت کنند و برود بکرمان یک منزلی بوده‌است سر راه آن شیخ با اصحابش که میرفته بمسجد آنجا را یکی از خویشان سببی ایشان که رئیس کارخانه ایی شده که سهامش را مردم دارند ولی عوائدش بجیب آنها می‌رود و بمردم چیزی نمی‌رسد آن آقا یکعده از چاقوکشهای کارخانه را جمع می‌کند و می‌آورد سر راه این شیخ و حمله می‌کنند و شیخ را صدمه می‌زنند مردم خبر می‌شوند اجتماع می‌کنند می‌آیند این مهاجمین را بزنند پلیس دخالت می‌کند شلیک می‌کند این قضیه رخ داد شکایاتی از آنجا شد و من تا آنروز جناب شیخ را زیارت نکرده بودم تا اینکه آمدند تهران و من دیدمشان در این گزارش کمیسیون که جناب دکتر فرموده‌اند بنده آن شیخ را در مراجعت از یزد دیده‌ام و قبلا ملاقات نکرده بودم این شیخ و رفقایش که مجروح می‌شوند شکایاتی می‌کنند شکایاتشان که رسید من بجناب نخست وزیرعرض کردم که اوضاع یزد یک وضع خوبی نیست محیطی است که انتخابات اگر باید شروع شود با این شکل ارعاب و تهدید و اینها درست درنمی آید خوبست که آن مامور شهربانی آنهاییکه در اینکار دست داشته‌اند تعقیب شوند ایشان فرمودند که به حکم قرعه همه اینها را تغییرشان می‌دهیم یزدیها هم امیدوارشدند که اینها را تغییرمی‌دهند بدبختانه قرعه در همه جا کوربود در اینجا یک چشم بینایی داشت یک مامورینی رفتند که آنها نسبت به مامورین سابق خیلی برای اجرای این منظور مناسب تربودند مثلا یک رئیس نظمیه ایی به یزد رفت که ۱۴ سال در یزد بوده (صراف زاده – در دوره ۱۵ خود بنده را تعقیب کرد) جناب نخست وزیر در آن جریان فرمودند خودشان یک سوء ظنی به رئیس کارگزینی وزارت کشور پیدا کرده‌اند که یک تقلبی دراین کارها شده بود و دستور انتظار خدمت او را مرحمت کردند ولی اینها که در قرعه درآمده بودند تغییرنکردند آن کسی که قرعه را تقلب کرده بود عوض شد ولی مخلوق آن کوزه قرعه بقوت خودش باقی ماند آنها رفتند به یزد در یزد هم اوضاع جوری شده بود که یک کنفرانس و نطق و میتینگ و اجتماعی اگربنا بود درست شود که ۵ نفرجمع شوند اینها تیپی بودند که دو سال دکتر طاهری و اینها جرات نمی‌کردند در این اجتماعات حاضرشوند در این اجتماعات غیر از لعنت و سب چیزی گیرشان نمی‌آمد. با آن کتک کاری که کردن وعده را مجروح کردند، با آنکه دولت هیچ تعقیب نکرد از آن اشرار وضعیت محیط جوری بود که باز هم آنها قدرت آفتابی شدن نداشتند. همه جا اجتماعاتی بود مال تیپ و دسته ایی بود که علیه جناب دکتر و چند نفر اعوان و انصار او کار می‌کرد، حتی در آن موقع یکی از کاندیدها که دکتر حسن مرشد باشد آمده بود تهران، من با او گفتم آقا بروید یکجوری با هم بسازید، اختلافات تان را بگذارید کنار با هم بسازید، گفت اگر من حاضرباشم بسازم مردم حاضرنمی‌شوند و منهم آبرویم می‌رود، اگر خواسته باشم با یکی از این دارودسته یی که با دکتر طاهری همکاری می‌کنند بروم همکاری بکنم برای خود من هم آبرویی باقی نمی‌ماند. این بیانی بود که جناب دکتر مرشد کرد. حالا من مدتی است که به یزد نرفته‌ام، و اگر هم رفته‌ام دو روز مانده‌ام و آمده‌ام و درست به روحیه مردم آشنا نیستم. فامیل‌ها را من از قدیم می‌شناسم فامیل‌های مرشد یک فامیلهای محکم محترم و آبرومندی هستند که خدماتی هم بیزدیها از نظر اقتصادی کرده‌اند. و آنها هم یک نفر از فامیلشان دکتر مراد دکتری است تحصیل کرده، خارج از ایران رفته خیلی طرف توجه شان بود. من مخالف بودم با کاندید بودن او به برادرش گفتم، بخودش آمد گفتم که صلاح نیست که بیایی در سیاست همین کار طبابت را داشته باش برادر شما، برادر بزرگت دادستان است در خراسان و او در سیاست هم واردتر از تو است من با برادرت موافقم ولی خودت باین دلیل که تو وجودت از طریق طبابت بیشتر بدرد مملکت می‌خورد، بهتر این است که طبابت بکنی و مردم از وجودت استفاده بکنند و وارد سیاست نشوی ولی مردم یزد و فامیل او، او را پسندیده بودند و اطراف او را گرفته بودند و محیط آنجا یک شکلی شده بود که آن دکتر با اینکه خودش داوطلب نبود و من باو نصیحت می‌دادم که برود با آقای صراف زاده، با آقای جلیلی، با دیگر سازش بکند، این جنگ و جدال کاری را خاتمه بدهند، گفت نمی‌شود، اگر آقایان در صف آقای طاهری وارد نشده بودند خیلی خوب با همدیگر همکاری می‌کردیم (جلیلی – آقا بنده را می‌خواست، خودتان که می‌دانید) ولی چون اینها در صف دکتر طاهری شناخته‌اند ما نمی‌توانیم با ایشان همکاری بکنیم.

حالا این وضعیت را علماء ایجاد کرده بودند، پیشنمازها ایجاد کرده بودند یا من بیشتر از اینجا کردم بودم، هرچه بود یک محیطی بود که نسبت باین جناب دکتر خیلی مخالف بود این جریان و مبارزه در آنجا ادامه داشت این جناب فرماندار که رفته بود یزد در آن میتینگها و کنفرانسهایی که می‌دادند دعوتش کرده بودند و از او قول گرفته بودند که یک نفر از این اشخاصی که در این ادوار شانزده گانه متصدی انتخابات بوده‌اند دعوت نکنی اینها عادت کرده‌اند به صندوقسازی و تقلب تو یک اشخاص نوی را برای اینکار دعوت بکن آنهم قول داده بود به آنها که همان رویه را عمل کند من در تهران برای اینکه می‌خواستم بطور مسالمت آمیز این کار خاتمه پیدابکند یک طریقه بخاطرم آمد که تلگراف کردم که سواد تلگراف در تلگرافخانه هست به آن فرماندار مستقیم و بوسیله نواب غیرمستقیم تلگراف کردم که کاندیدهای یزد تقریبا ۹ نفرند شما تازه وارد شده‌اید، ۱۰۸ نفر افراد طرف اعتماد محل را که نمی‌توانید درست تشخیص بدهید، خوبست که هر یک از آنها ۱۲ نفر پیشنهاد کنند و ۱۰۸ نفر که منتخب این ۹ نفرهست و طرف اعتماد این ۹ نفر هست دعوت بکنی باقیش با قرعه انتخاب می‌شود هر کار دلشان می‌خواهد خودشان می‌کنند و بعقیده من اگر غرض و مرضی در کار نبود همین رویه را عمل می‌کردند کار گذشته بود و این سر و صدا تمام شده بود از یزد بمن تلگراف کردند و اسم این آقایان را مرتجعین گذاشته بودند که شما چرا کمک کردید به مرتجعین و ما حاضر نیستیم یک نفر از این مرتجعین شرکت بکنند در صندوقسازی این جریان ادامه پیدامی‌کند تا تقاضای کنفرانس می‌کنند یا میتینگ در مسجد مصلای یزد، یزد یک مسجدی دارد وسط شهرش که فضای وسیعی دارد سی هزار نفر هم اگر بخواهند جمع بشوند مانعی ندارد برای اجتماعات بزرگ است شهربانی هم اجازه می‌دهد روز جمعه ۴ بهمن بروند آنجا و یک کنفرانس و میتینگی بدهند برای کارهای انتخاباتی روز بعد از اینکه اجازه گرفته بودند دو روز بعد از اجازه کنفرانس که گرفته بودند دعوتی شده‌است از ۱۰۸نفری که اینها مال یک تیپ و طبقه هستند شهر هم مثل تهران نیست که اشخاص همدیگر را نشناسند و از قضایای امر مطلع نشوند. از قضایا زودتر مطلع می‌شوند و هم دیگر را هم می‌شناسند، مردم تجمع می‌کنند برابر اداره حکومتی که این اشخاص را شما چرا در نظر گرفتید؟ عکسهای آنروز هست، آن کیف مرا بیاورید، عکسهایی هست که طبقاتی از اصناف مختلف از تجار، علما، واعظین جمع می‌شوند می‌روند بطرف اداره حکومتی و اظهار تنفر می‌کنند از تصمیمی که بنام شورای شهرستان برای دعوت از ۱۰۸ نفر گرفته شده این نکته هم نگفته نماند که رئیس شورای شهرستان گویا همه نمایندگانی را که در شوراهای قبل و بعد دعوت می‌شدند دعوت نکرده بودند آنهایی که طرف اعتمادشان بوده‌اند دعوت کرده‌اند که موافق آنها نظر بدهند این جمله را هم باید بدانند آقایان، که یزد یک مرکز فتنه ایی نیست، یزد یک قوای انتظامی که همان شهربانی و چند مامورکه شهرستان را تمیزبکند و چند تا ژاندارم بیشتر ندارد و هیچوقت هم جنگ و جدالی نیست، این مردم یزد یک مردم صلح طلبی هستند. در عرض سالهای متمادی یک شرارت مسلحی که این یزدیها کرده باشند ما در نظر نداریم. اگر آنجا شرارتی و غارتی چیزی شده‌است در نتیجه دستجات سارقینی بوده که از خارج به یزد آمده‌اند در خاک یزد و آنجا یک سرقتی کرده‌اند، چپاولی کرده‌اند و تعدی کرده‌اند و رفته‌اند حتی من خاطرم هست که شاهزاده شهاب الدوله اسدالله میرزا که فرماندار یزد بود در آن موقع مردم اسلحه نداشتند که اگر یک روزی به یک آبادی حمله یی بکنند، دفاع بکنند. این فرستاد به مالکین و صاحبان آبادی گفت که شما باید تفنگ داشته باشید و اسلحه بخرید باید مطابق استعدادی که دارید تفنگ بخرید در محل باشد که اگر یکدسته سارق به آبادی حمله بکند آنجا تق وتوقی بکنید که سارقین بترسند و نیایند توی آبادی. مردم کراهت داشتند، می‌گفتند بودن تفنگ در آبادی ما خوب نیست یک وقتی ممکن است یک بچه سوء استفاده کند یک جنایتی اتفاق بیفتد و مردم یزد بقدری صلح طلب و مردمان سالمی هستند که اهل این حرفها نیستند. و در این مورد یک دسته قوای انتظامی از اصفهان خواسته برای یزد. اگر انتخاباتی باید آزاد باشد مردم با امنیت و آزادی بروند پای صندوق‌ها رایشان را بدهند، قوای انتظامی چکار دارد آنجا؟ فرماندار بیش از آنکه این ۱۰۸ نفر را دعوت کند تنها توی کوچه‌ها راه میافتاده توی مساجد و اجتماعات می‌آمده، هیچکس باو حرف نمیزده ولی پس از دعوت این ۱۰۸ نفر چون خیانت کرده بوده اطمینان نداشته، هر وقت حرکت میکرده باید یک دسته قوای انتظامی جلویش و عقبش آنجا حرکت بکند تا برود مثلا یک روز مجلس ختمی بوده و مجبور بوده برود باین ختم، در مجلس ختم بقدری از فرماندار انتقاد کردند مردم یزد که دیگر جرات بیرون آمدن را نکرده‌است.

رئیس - آقای حائری زاده هفت دقیقه وقت دارید. بنده تکلیفم این است که بشما اعلان کنم وقت را.

حائری زاده - بنده خیلی وقت می‌خواهم بنده تقاضامی‌کنم آقای شبستری وقت خودشان ربابه بنده بدهند

حاج سیدجوادی - آقای شبستری تشریف ندارند، آقای قنات آبادی وقت خودشان را بدهند

حائری زاده - ایشان خودشان می‌خواهند نوبتشان را استفاده کنند، من حرفم باین زودی تمام نمی‌شود. یک همچو مردم صلح طلبی می‌خواستند بروند که به جناب فرماندار بگویند چرا این ۱۰۸ نفر را دعوت کردید؟ در این عکس نشان داده می‌شوند که اینها چاقوکش و اینها هستند یا همه شان مردمان کاسب، تاجر، زاهد، عابد، مردمان حسابی هستند و این قوای انتظامی صف بسته جلو اینها و نمی‌گذارند اصلا بروند مطلبشان را بگویند. از عکسهایی که فرستاده بودند این دو ورقه اش پهلوی من مانده‌است آقایان هرکدام میل دارند می‌توانند ملاحظه بکنند در یک همچو محیط وحشت و ترور و ارعابی جلوی مردم را گرفته‌اند. در صورتیکه انتخاب حق مردم است و قوای انتظامی حافظ یک نفرماموری که از تهران برای صندوقسازی رفته بوده و یا از تهران برای صندوقسازی نرفته بوده و در یزد مزدور آنهاییکه می‌خواستند صندوق بسازند شده. حالا یزدیها یک حرفهایی می‌زنند که بنده چون سند و مستند و دلیل و چیزی ندارم نقل نمی‌کنم ولی خودشان ارقام و شماره‌هایی ذکرمی‌کنند که جناب صراف زاده لابد بهتر اطلاع دارند (صراف زاده - بنده اطلاعی ندارم، بفرمایید تا بعدا جواب عرض کنم کنایه آقا را توجه نکردم) در یک همچو محیطی مردم اعتراض می‌کنند.

فرماندار می‌بیند که خوب همه مردم مخالف این جریان هستند می‌گوید که من تجدید جلسه می‌کنم و تجدید نظری می‌کنم در این کار: آقایان در تلگرافخانه متحصن می‌شوند، آن آقایانی که می‌خواستند وکیل بشوند با آن فرماندار و رئیس نظمیه‌ای که مزدور خودشان بوده می‌بینند این مردم با این افسار گسیختگی و این امید آزادی که در مرکزبه آنها داده‌اند، ممکن نیست که مطابق میل و رویه ایی که ما داریم مثل ادوار گذشته اینها را خانه نشین کرد و رفت و همان صندوقسازی را ادامه داد. باید یک نقشه یی کشید دماغ اینها را سوزاند. آن روز جمعه ایی که قرار بوده یک میتینگ و کنفرانسی در این موضوع داده بشود، میتینگ ساعت ۵ و ۶ بعد از ظهر قرار بوده شروع شود که آفتاب یکقدری پایین ترباشد که مردم رنج و عذابی نداشته باشند ناطقین بتوانند صحبت بکنند.

جلوتر طبق معمول همه جا یک بلندگویی بجریان می‌افتد و مردم را دعوت می‌کند به میتینگ و این بلندگو می‌رود در مسجد مصلا برای نصبش می‌برندش آنجا. از صبح قوای انتظامی محل که عبارت از پلیس و جا ندارم و نظامیهای اعزامی از اصفهان برای آزادی انتخابات رفته بودند به یزد اینها آن حول و حوش را تقریبا نیمه محاصره می‌کنند که در مسجد اجتماعات مختصری که شده بود و هنوز شروع نشده بوده بکار و بلندگو را مشغول نصبش بوده‌اند یک افسر پلیسی که اسمش را من فراموش کرده‌ام، آقا لابد اسمش را بهتر می‌دانند این افسر پلیس می‌رود کسی را که مردم را دعوت میکرده از پشت بلندگو بیاورد پایین (قنات آبادی - سروان کاملی) بله سروان کاملی که این سروان برای این رفتارش بعد یک ریته یی هم گرفته. نمی‌دانم چیست. این جناب سروان تشریف می‌برند آنجا و این شخص را که مردم را دعوت میکرده مانعش می‌شود از نصب بلندگو حتی با اسلحه او را تهدید می‌کند. در نتیجه آقا این دوسیه را بیاورید اینجا که من باید از روی آن نگاه کنم. این جناب سروان از عقب به آن شخصی که بلندگو را نصب میکرده حمله می‌کند یک سلمانی که اهل رفسنجان بوده‌است، یک آدم نقاشی که رنگ بدر و دیوار می‌زند یک آدم کاسبی که اهل اصلحه نبوده، اهل شرارت نبوده او برای اینکه در مسجد خدا یک جنایتی اتفاق نیفتد و این جناب سروان نزند این شخص را از پشت این را می‌گیرد و می‌برد پشت مسجد ولش می‌کند می‌گوید اینجا مسجد است برو پی کارت وقتی برمی‌گردد آن آقای سروان آن شخص یعنی آن نقاش را با گلوله می‌زند و به نظامیهایی که آنجا بودند و قوای مسلح دیگر دستور زدن می‌دهد که مردم را بزنند. یکی از آن سربازهای وظیفه می‌گوید ما دستور زدن نداریم. آن جناب سروان بدست مبارک خودشان گلوله ایی بمغز او می‌زند، او را هم می‌کشد.

رئیس - آقای حائری زاده یکقدری تامل بکنید یکساعت شما بسرآمد، حالا از آقایان کی بشما نوبه می‌دهد بفرمایید گر چه مطابق آئین نامه نوبه قابل انتقال نیست. یکساعت هم سرآمد حالا هر چه که خودتان بهتر از من می‌دانید بفرمایید عمل کنیم.

حائری زاده - من حرفم تمام نشده آقایان اگر اجازه می‌دهند بنده عرایضم را بکنم.

رئیس - اجازه اش با من نیست

یکی ازنمایندگان - چراوقت را تلف می‌کنید که بعد رای بخواهید، این جریان مجلس است باید ادامه پیداکند.

رئیس - آقای حائری زاده حالا ممکن است دیگران صحبت بکنند بعدا شما صحبت بکنید.

حائری زاده - صبح پنجشنبه هم اگر آقایان وقت بدهند من حاضرم بقیه مطالبم را بگویم

میراشرافی - آقای رئیس شما جلسه فوق العاده بکنید. این کار تمام شود.

رئیس - می‌کنیم

حائری زاده - من حرفم تمام نشده من نطقم تمام نشده، من مقدمه را عرض کردم هنوزذی المقدمه اش را عرض نکرده‌ام آقایان شما که رای می‌دهید. بگذارید لااقل من درد دل مردم را این جا بگویم (فرامرزی - مردم بدبخت تلگراف کرده‌اند بتو فحش داده‌اند تو مدافع مردم بدبخت هستی؟) همانهایی که بمن فحش داده‌اند قدمشان بدیده من من مدافع همان بدبختهاهستم حالا وقتی عده کافی شد من نطقم تمام نشده تقاضای تکمیل نطق خودم را می‌کنم

رئیس - آقای قنات آبادی

قنات آبادی - بنده در کمیسیون تحقیق یک نکته‌ای را بعرض آقایان نمایندگان اعضای کمیسیون تحقیق رساندم که دلم می‌خواست در گزارش کمیسیون تحقیق آن نکته در مجلس شورای ملی منعکس می‌شد و آن نکته این بود که اساسا در یزد انتخاباتی نشده‌است و آوردن گزارش بنام انتخابات یزد ابدا با حقیقت وفق نمی‌دهد مطابق قاعده در ایران و در همه جای دنیا و در کشورهای مترقی وقتی می‌گویند انتخابات یعنی مردمی بروند رای بدهند وسائلی در اختیار مردم بگذارند و مردم استفاده بکنند و نظر خود را نسبت به کسیکه نماینده آنها است ابراز بدارند (صراف زاده - مثل انتخابات شاهرود) بله قربان خدمتتان عرض کنم من بی نهایت متشکر می‌شوم از شما و آقای دکتر طاهری و آن آقایانی که از دکتر طاهری دفاع می‌کنند و باو رای می‌دهند زحمت بکشند برای دو ساعت تشریف ببرند یزد و بروید شاهرود (یکی از نمایندگان – دو ساعته نمیشه رفت) دو ساعت در شاهرود توقف بکنید و جریان انتخابات آنجا را نه از اشراف، از قصاب شاهرودی از بقال شاهرودی بپرسید، نمی‌گویم بروید با طبقه اشراف تماس بگیرید بروید از مردم، توده حقیقی شاهرود بپرسید آن وقت شما تصدیق خواهید فرمود که در شاهرود انتخابات آزاد بوده یا نبوده. برای اینکه انتخابات بشود لازم است وسایل انتخابات در اختیار مردم گذاشته شود و وسایل انتخابات چیست؟ یک فرماندار با شرف یک رئیس شهربانی غیر مزدور، یک رئیس ژاندارمری آدم نکش، آنها بروند یک جایی دعوت بکنند از آن کسانیکه مورد اعتماد مردمند بنام انجمن نظار و آنها بنشینند و اعلام بکنند و بمردم بگویند مردم بیایید رای بدهید. حالا اگر اینطور نشده باشد، یعنی فرماندار سفارشی باشد، رئیس شهربانی هم از دست پرورده‌های جناب آقای دکتر طاهری باشد، رئیس ژاندارمری هم قرعه در قرعه باشد، الان قرعه در قرعه را توضیح می‌دهم که چیست؟ اینها رفته باشند آنجا، از قدم اول یک آدم با وجدان می‌تواند بگوید مقدمات صحیحی برای انتخابات شده یا نشده؟ البته آقایان نمایندگان محترم تصدیق می‌فرمایید از مقدمه غلط نتیجه صحیح نمی‌توان گرفت. رئیس شهربانی یزد که افتخار جلادی مردم یزد را داشته و افتخار این را داشته خوب برای اینکه انتصابات آنجا صورت عمل بخودش بگیرد مردم را ترور کرده‌است که ۱۴سال از قبل از شهریور و بعد از شهریور در ظل عنایت دکتر طاهری بوده‌است و البته آقایان می‌دانند و اگر هم بحسب ظاهر نخواهند اقرارکنند، باطنا این را می‌دانند که این انتصابات وانعزالات در شهرستانها روی چه مبنی و به میل چه اشخاصی صورت می‌گرفته‌است. این مطلب را مردم می‌دانند خواه من یا آقایان بدانیم و بخواهیم اقرارکنیم بعلم مان یا نخواهیم اقراربکنیم. مسلما در ادوار نمایندگی آقای دکتر طاهری رئیس شهربانی یزد که از کلانتری بریاست شهربانی ارتقاء پیداکرده رضایت جناب آقای دکتر طاهری را کاملا فراهم می‌کند. آنوقت می‌آیند قرعه می‌کشند. این موضوع قرعه خیلی مورد حمله و باصطلاح اعتراض واقع شد و حال آنکه اگر از نظر وجدان بخواهیم راجع باصل این موضوع اولا ما باید خیلی متاثر باشیم که چرا در مملکت ما کار به اینجاها کشیده شده و من برای اینکه دامنم لکه دار نشود بیایم به این محافظه کاریها متوسل شوم این خودش از نظر مملکت قابل تاسف است. اما خود عمل قرعه ایی که در این انتخابات بود خودش یک عمل محافظه کارانه بود. مثلا آقای رئیس مجلس شورای ملی می‌خواهند سی تا وکیل پنجاه ساله از بین مثلا پنجاه نفر انتخاب کند برای اینکه ثابت کند من نظری ندارم و وکلای پنجاه ساله مجلس پنجاه نفرهستند از بین نام این پنجاه نفر پنجاه قرعه می‌کشند این یک مطلب خیلی بغرنجی نبوده‌است اما شرطش صحیح عمل کردنش است. من قبول دارم که اگر این قاعده و این موضوعی که برای اینکه لکه یی چسبانده نشود و بی نظری ثابت شود، بدعمل شود مثل انتخابات یزد می‌شود. قرعه می‌کشند رئیس شهربانی پرورده مکتب آقای دکتر طاهری سرهنگ شریفی از توی قرعه می‌آید بیرون: برای اینکه عرض کردم رئیس ژاندارمری قرعه در قرعه، این یک مطلب خاصی بود و معما هم نمود. برای اینکه قرعه کشیدند و آقای سروان باقری صادقی فرمانده گروهان ژاندارمری نائین بقصد قرعه برای انتخابات یزد تعیین شد. بعد نفهمیدم چطور شد بدون اینکه دلیل موجهی اقامه شود این آقا را گذاشتند کنار، رفتند یک قرعه ثانوی دیگر برای آقای دکتر طاهری کشیدند، این را همین طوری نمی‌گویم این دلیلش توی این نامه‌است (صراف زاده - خواهش می‌کنم بخوانید) این توی پرونده هست رئیس ژاندارمری بحضورمحترمتان عرض کنم که چون خیلی مطلب دارم این نامه را الان نمی‌توانم دربیاورم یک نامه ایست که آقای سرلشگر وثوق رئیس ژاندارمری بوزارت کشور نوشته‌است که وزارت کشور چرا قرعه اولی را که کشیدید و سروان باقری صادقی درآمد آن قرعه را عمل نکردید و رفتید یک قرعه دیگر کشیدید و آقای سرگرد معیری را فرستاده‌اید (صراف زاده - معیری رئیس ژاندارمری نبوده) بله، کی بود؟ (صراف زاده - سرهنگ کاشانی بود) آقای وکیل یزدند و نمی‌دانند که رئیس ژاندارمری یزد کی بوده‌است (فرامرزی - دلیل این نیست که دخالت نداشته‌است) (زنگ رئیس....)

رئیس - بفرمایید آقا

قنات آبادی - من منتظر بودم بیانات آقای فرامرزی تمام بشود. با این ترتیب که عرض کردم رئیس ژاندارمری برای انجام انتخابات یزد تعیین می‌شود یعنی قرعه می‌کشند سروان باقری از توی قرعه درمی آید و بدون هیچ دلیل و برهانی یک قرعه ثانوی می‌کشند برای این آقای سرگرد معیری که منکر وجود ایشان در یزد بودند، ایشان انتصاب می‌شوند (صراف زاده - عرض کردم رئیس ژاندارمری نبود) بعد هم آقای سرلشگر وثوق که نامه اش همین توست بوزارت کشور یک نامه رسمی می‌نویسد که بموجب دستور ببخشید دستور نبوده، در این نامه نوشته شده بوزارت کشور که دستور دادم آقای سرگرد حسنعلی یا حسینعلی معیری برای ریاست ژاندارمری یزد رهسپار شوند و اما آقای فرماندار، آقایان محترم بالخصوص آقایان گرامی که سابقه ممتد نمایندگی دارند می‌دانند (فرامرزی - مثل آقای ملک مدنی و خود آقای طاهری) بنده هم شما را عرض نکردم گفتم آقایان محترمی که شما که اهل ادبید آقای فرامرزی

فرامرزی - محترم فرمودید خیال کردم منم

رئیس - آقای قنات آبادی بفرمایید.

قنات آبادی - آقای رئیس شما که رویتان نمی‌شود به آقای فرامرزی بفرمایید ساکت باشند

رئیس - بشما باید بگویم بفرمایید برای ایشان زنگ می‌زنم (خنده نمایندگان)

فرامرزی – خود زنگ را هم در اختیار ایشان بگذارید (زنگ رئیس...)

رئیس - این زنگ تنصیف شد

قنات آبادی - فرماندار یزد به استناد مندرجات این پرونده که الان در اختیار آقایان هست کسی است که بتوصیه شخص آقای دکتر طاهری برئیس کارگزینی وزارت کشور و صورت دادن ۳ نفر از اشخاصیکه که یکنفرش این آقای موثقی بوده از قرعه درآورده می‌شود که بعد دولت که از جریان اطلاع پیدا می‌کند و می‌فهمد که رئیس کارگزینی وزارت کشور در فرستادن این آقای فرماندار در یزد بخدمات شخصی خودشان به آقای دکتر طاهری در یزد می‌ماند و ادامه می‌دهد. برای اینکه ما درک بکنیم که این آقای فرماندار چقدر به آقای دکتر طاهری علاقه مند بوده و من فکرمی‌کنم اصلا شیفته ایشان بوده و چقدر عشق داشتند بایشان و میخواسته‌است که ایشان از صندوق بهر صورتی که شده دربیایند یک مراجعه خیلی کوچک باین پرونده انتخابات که بدست انجمن طرفدار خود دکتر طاهری هم درست شده‌است بشود این مطلب ثابت می‌شود، این آقای فرماندار اول کاری که میخواسته بکند آنجا و اول قدمی که میخواسته گربه را دم حجله بکشد. یعنی میخواسته مجال نفس کشیدن، مجال اظهار حیات بمردم یزد ندهد. خودم هم از نزدیک دیدم که آقای دکتر طاهری در یزد اصلا موافق ندارند. قاطبه مردم یزد با آقای دکتر طاهری مخالفند و ایشان هم محال است بروند یزد و آنجا اظهارکنند که مردم یزد من نماینده شما هستم اگر قبول ندارند با بدبین ترین افراد ممکنست بروند آنجا و ببینند من آمدم خود یزد شما در تعطیلات عید با وجود اینکه برای اینکه دخالتی در این جریان نداشته باشم در آن گاراژی که خود شما می‌دانید اتومبیل وارد شد رفتم در یک اطاق خرابه سکونت کردم، هر چه مردم یزد همان مردمی که زیر دست و پای آقایان داشتند دست و پا می‌زدند گفتند جای تو اینجا نیست بیا منزل ما گفتم نه شما بروید مبارزه کنید، همان مردمی که شما نفس شان را گرفته بودید می‌فرمایید آنها را بنده از جائی قرض نکرده بودم می‌آوریم آنجا که بگویند عمال دکتر طاهری و فرماندار وقتی که می‌گویم عمال دکتر طاهری آقایان خیال نکنند که دکتر طاهری در آن جا عمالی دارد، نه، آقای فرماندار، رئیس شهربانی، رئیس ژاندارمری و پادوهای ایشان یک عده معدود و مشخص، آقای فرماندار آقای رئیس شهربانی و آقای رئیس ژاندارمری اینها می‌بینند اگر انتخابات در یزد بشود محال است یک رای بنام آقای دکتر طاهری بصندوق برود لذا تصمیم می‌گیرند اصلا نگذارند در یزد انتخابات صورت بگیرد و برای اینکه در یک محیطی انتخابات صورت بگیرد که نتیجه مطابق دلخواهشان باشد زمام آن عملی را که در یزد اسمش را گذاشتند انتخابات، زمام آن امر را دادند بدست یکعده خاصی لذا آمدند تشکیل جلسه دادند شورای شهرستان درست کردند که ۱۰۸ نفر دعوت کنند که بقید قرعه از بین این ۱۰۸ نفر۳۶ برای تشکیل انجمن نظارت انتخاب شوند البته آقایان می‌دانند شورای شهرستان یعنی جلسه یی که مرکب است از اکثر و اغلب و همه رؤسای ادارات.

به استناد این پرونده که در حضور آقایان است و آقایان عقیدشان است که پرونده انتخابات است و من و مردم یزد عقیده داریم این پرونده پرونده انتصاب است آمدند شورای شهرستان را تشکیل بدهند ولی جلساتی که در سایر شهرهای دیگر تشکیل می‌شود تشکیل نشد و رؤسای اداری همه را دعوت نکردند شش هفت تا از رؤسای ادارات بیشتر در این شورا دعوت نداشتند (صراف زاده - این طور نیست) تمام در این پرونده هست (صراف زاده - استدعامی‌کنم یکی از این‌ها را که می‌فرمایید بیرون بیاورید و بخوانید) بنده این یادداشتها را که ملاحظه می‌فرمایید تمام این‌ها را تکه تکه از این پرونده درآورده‌ام حتی تصرف لفظی هم نکردم اگر یک جا نوشته‌است بود نوشته‌ام بود و شده ننوشته‌ام یعنی عین عبارت را اینجا نقل کردم تصرف لفظی هم نکردم و نقل بمعنی هم نکردم و البته تصدیق می‌فرمایید که اگر من بخواهم تمام جریان این انتصابات را حلاجی کنم با این یک ساعت وقت نمی‌توانم این اسناد را دربیاورم و این یکساعت به یک هزارم عرایضم هم نخواهد رسید اما برای اینکه خود حضرتعالی اطلاع حاصل بفرمایید که آنچه می‌گویم از روی پرونده عرض می‌کنم و روی هیچ نظری مطلبی را عرض نمی‌کنم و دروغ هم نمی‌گویم من این مدارک را که گفتم در خارج بشخص شما نشان خواهم داد (صراف زاده – اگر نبود باید تشریف بیاورید اینجا و بگویید نبود) این ۱۰۸ نفر بدون نظر شورای شهرستان انتخاب شدند حتی آن شورای شهرستانی که خود آقای فرماندار هم مایل بود تشکیل بدهند و عرض کردم که شورای شهرستان یعنی تمام رؤسای ادارت و شش هفت نفر را بیشتر دعوت نکردند و آقای زمانیان بازرس انتخابات یزد هم این گزارش را داده‌است و این مطلب را تایید کرده‌است که چند نفر از رؤسای ادارات در شورای شهرستان نبوده‌اند و همین شورای شهرستان کوچک قلابی هم که تشکیل شده باز اطلاع از افراد۱۰۸ نفر نداشته باستناد گزارش بازرس آقای زمانیان تا آخرین لحظه نه شورای شهرستان و نه بازرس اعزامی هیچکدام نمی‌دانستند که این ۱۰۸ نفری که آقای فرماندار می‌خواهد دعوت کند کیست (صراف زاده - آقای زمانیان آن موقع بازرس نبود) مراجعه کنید به پرونده پس از آنکه ۱۰۸ نفر دعوت می‌شوند و استقراع هم به عمل می‌آید اولا من یک نکته ایی را عرض کنم خدمت آقایان روزیکه بموجب امر کمیسیون تحقیق بنده بکمیسیون تحقیق رفتم برای اینکه بیان کنم دلایل مخالفتم را بآقایان نمایندگان عضو کمیسیون تحقیق عرض کردم که اجازه بفرمایید من یک مطالعه ایی در این پرونده بکنم من بطور اصول و از نظر کلی واقفم بجریان انتخابات یزد ببخشید انتصابات یزد ولی از نظر آقایان باید از روی این پرونده صحبت کنم اجازه بفرمایید این پرونده را ببینم و مطالعه کنم و یک مطلبی اگر آقایان محترم یادتان باشد آنجا عرض کردم یکی از آقایان گفت مگر توغرض شخصی داری بآقای دکتر طاهری و شاید هم فکرمی‌کرد که من تحاشی کنم بگویم که خیر من غرض شخصی ندارم من آنجا گفتم که غرض شخصی دارم اما معنی اینکه غرض شخصی دارم با ایشان چیست در مجلس شورای ملی عرض می‌کنم بنده و تیپ بنده با آقای دکتر طاهری غرض شخصی داریم اما چه جور غرض شخصی الان ممثل می‌کنم مجسم می‌کنم اگر یک کسی بیاید منزل شما بکمک بعضی از اشخاص منزل شما را غارت کند و ظلم کند خراب کند ویران کند آیا شما می‌توانید نسبت به آن کسی که کمک کرده‌است به متجاوزی که آمده منزل شما را خراب و ویران و اهلش را مریض و گرسنه و بدبخت و بیچاره کرده‌است نظر خوب داشته باشید؟ و غرض خوب داشته باشید نسبت باین شخص که هادی و کمک کننده به متجاوز بود می‌شود نظر خوب داشت؟ بنده عقیده‌ام این است و تیپ من هم عقیده اش این است خواه قبول بکنند و خواه قبول نکنند خواه فحش بشنوم خواه حمله ببینم خواه صدمه ببینم هر چه باشد از نظر من و آن تیپی که مثل من فکر می‌کنند این نکته مسلم است که آقای دکتر طاهری و تیپ دکتر طاهری در این مملکت از ۵۰ سال پیش تا امروز باعث خرابی این مملکت بوده‌اند هر تجاوزی که باین مملکت شده از این تیپ اشخاص است هنوز داخله این کشور یک فرد استعمار یک فرد انگلیسی نیامده اینهمه دوز و کلک و خیانت بچیند هر چه هست از قامت ناساز رعنای کسانی است که متاسفانه شناسنامه ایرانی دراختیارشان است این عقیده من است و با این عقیده می‌میرم دوستان من رفقای من و حتی دشمنان من همه می‌دانند که من هر وقت ابرازعقیده کردم صریح گفتم الحمدالله خدا را هم شکرمی‌کنم که سرم هم زیر بار هیچکس نیست زیر منت هیچکس نیستم آزاد آزاد هستم و حرفم را می‌گویم و از هیچکس هم باک ندارم اما من با دکتر طاهری و تیپ دکتر طاهری غرض دارم چرا؟ چون ویران کننده وطن و دین و مملکت هستند (دکتر طاهری - خیلی متاسفم از این اشتباهی که فرموده‌اید) شما آقای دکتر طاهری تجاهل العارف می‌فرمایید خودتان معنی عرایض بنده را بهتر درک می‌کنید آقای دکتر طاهری شما خودتان بهترمی‌دانید که در این مملکت هر کس که اسم دکتر طاهری را بشنود از صمیم قلب نفرین می‌کند اگر هم باورندارید من حاضرم الان از در بهارستان برویم بیرون دانه دانه از بقال کفشدوز عطار بپرسیم که آقا نظر شما درباره دکتر طاهری چیست هر کس مایل است من دراختیارش هستم ۴۸ ساعت ۳روز پنج روز برای اینکه اقلا به آن فرد ثابت شود این عرض بنده که نظر افراد درباره دکتر طاهری و تیپ دکتر طاهری چیست آقای دکتر طاهری مردم این مملکت نهضت کردند قیام کردند مبارزه کردند قربانی دادند فدایی دادند رنج کشیدند حبس رفتند تبعید شدند برای اینکه واقعاحکومت استعمار را در این مملکت ریشه کن کنند (دکتر طاهری - من هم این کارها را کرده‌ام) آقا کوسه و ریش پهن که نمی‌شود بنده که الان در مقابل شما اینجا ایستاده‌ام و صحبت می‌کنم از تختخواب حریر و از خانه و کاخ و پارک ییلاقی اینجا نیامده‌ام من از خلال مبارزات و فشارها و حبسها تبعیدها دربدری‌ها و بدبختیها اینجا آمده‌ام و دارم با شما صحبت می‌کنم اگر مردم ایران تا بحال روی رو دربایستی روی رفاقت روی خجالت یک گذشتهایی در یک مکانهایی کردند دیگر مردم ایران گذشت نخواهند کرد مردم ایران می‌خواهند بشما در مرحله اول محرمانه بگویند دیگر حکومت کردن بس است اسباب دردسرشدن بس است بروید کنار یک مدتی هم توی این مملکت بگذارید بقالهاحکومت کنند یک مدتی هم بگذارید توی این مملکت شلاق خورده‌ها حکومت کنند کجا آیه نازل شده که توی این مملکت همیشه دکتر طاهری از یزد وکیل بشود که من بضرس قاطع می‌توانم قسم یادکنم جرات ندارد یزد برود کی گفته از آنجا وکیل بشود؟ (دکتر طاهری - این حرفها چیست، نصف یزد فامیل من هستند) بخود فاملیتان هم مراجعه کنید همین عقیده بنده را دارند. این عوامل سه گانه یعنی فرماندار و رئیس شهربانی و رئیس ژاندارمری بعد از اینکه بوسیله استادشان آقای فرماندار این ۱۰۸نفر بخصوص را دعوت کردند مردم یزد قیام کردند مردم یزد اعتراض کردند و همانطوریکه جناب آقای حائری زاده فرمودند گفتند اینها سابقه صندوقسازی دارند ما حاضرنیستیم اینها را بعنوان طبقات ششگانه دعوت کنیم که بیایند باز صندوقسازی کنند من عقیده‌ام این است که آقای دکتر طاهری آخرین دوره‌است که صندوقسازی می‌کنند وقتی مردم می‌خواهند اعتراض کنند چگونه اعتراض می‌کنند؟ تظاهر می‌کنند؟ الحمدالله این چند نفر از آقایان روزنامه نویس‌ها و مدیران جراید جزء نمایندگان محترم مجلس هستند آقای فرامرزی و آقای میراشرافی و بعضی آقایان دیگر شما صدها صفحه از روزنامه هایتان مملواست از مدح و ستایش جنبش مردم ایران برعلیه عمال بیگانه و برعلیه استعمار و برعلیه انگلستان و فلان اینها چکاری کردند که شما مدحشان کردید؟ اینها یک روز دکانشان را بسته‌اند آمده‌اند گفته‌اند ما نمی‌خواهیم با انگلیسها معامله بکنیم نمی‌خواهیم دیگر بانگلیسها نفت بفروشیم همین مردم هم یکروز دکان را تخته و منزل را تعطیل کردند و گفتند آقای فرماندار آقای رئیس ژاندارمری ما این ۱۰۸نفری که تو دعوت کرده ایی برای اینکه ۳۶ نفر انتخاب بشوند از میان اینها ما اینها را قبول نداریم آخر۱۰۸نفر از طبقات ششگانه و یا معتمدین، معتمدین کی باید باشند؟ باید معتمدین مردم باشند یا معتمد آقای فرماندار باشند یا مورد اعتماد آقای رئیس ژاندارمری باشند؟ اگر معتمد مردم بوده‌اند من عرضی ندارم عرض بنده ثابت می‌شود که انتصابات بوده‌است نه انتخابات اگر اینها مورد اعتماد مردم نیستند و واجد شرایطی نیستند که آن شرایط در نظرمردم محترم است یعنی مردم آمدند گفتند این ۱۰۸ نفر مال ما نیستند و اگر می‌خواستند آنجا انتخابات بکنند مسلما باین حرف ترتیب اثر می‌دادند (فرامرزی - پس آقای طاهری ۱۰۸نفرداشتند آنجا) صد و هشت نفر بلی من عرض کردم ۱۰۸نفر واجد شرایط شاید هم ۲۱۶ نفر داشته باشند اما اگر مال خودشان باشند بنده عرضی ندارم اما اگر مال مردم است که من عرض کردم مردمش اعتراض دارند پس از اعتراض مردم و شکایاتی که بطهران و بسایر مقامات شد گوش بحرف مردم ندادند جوابی هم بشکایات مردم ندادند بنده خودم یکروز رفتم خدمت جناب آقای دکتر مصدق یک شکایاتی رسیده بود گفتم آقا این شکایات رسیده ایشان فرمودند که من مامورین را توانستم عوض کنم همان مطلبی که شب عید بیان کردند آقا ماهیت اشخاص را نمی‌توانم عوض کنم گفتم این را این را هرکس قبول دارد این دلیل و برهان نمی‌خواهد بحث هم نمی‌خواهد خود من هم یکی از همین مردم هستم اما یک مطلبی هست و آن این است که حداقل بشکایات مردم جواب بدهید بحضورتان عرض کنم هر چه شکایت شد ترتیب اثرداده نشد مردم گفتند خوب آزادی است باید برویم و بصورت یک تظاهر و یک میتینگ عدم رضایت خودمان را از این وضع بسمع اولیای امور برسانیم لذا آقای دکتر مرشد که بنده شخصا ایشان را نمی‌شناسم و هنوز هم ایشان را زیارت نکرده‌ام ایشان از شهربانی اجازه می‌خواهند که یک میتینگی برگزارکنند مطابق آئین نامه ایی که خودشان وضع کرده‌اند آخر این شهربانی هر چه دلش می‌خواهند بکند می‌کند آنها یک مملکتی هستند مستقل خودش می‌گیرد خودش حبس می‌کند خودش هم ول می‌کند روی گفته خودش یک مطلبی را بشما بگویم چون این پلیسها سر بسر ما گذاشته‌اند در خلال این پنج ساله خیلی اذیت کردند در هر دولتی هر دولتی باشد این شهربانی خودش یک مملکتی مستقل و بحرف هیچکس هم گوش نمی‌کند و هر کاری دلش خواست می‌کند حالا و قبل و بعد ندارد و گمان می‌کنم در دولتهای آینده هم همینطورباشد تا یک تصفیه حسابی نشود همینطور است اجازه گرفتند از شهربانی که سه روز بعد نمی‌دانم جمعه چهارم بهمن یک میتینگی بدهند نکته ایی هست من به آقایان عرض می‌کنم اولا من افتخارم این است که در دامن یک پدر و مادر متدین پروش پیداکرده‌ام (فرامرزی – ما هم همینطوربودیم) اثبات شیئی نفی ماعدا نمی‌کند جناب آقای فرامرزی خواستم یک مطلبی را عرض کنم که در من یک تعصب خاصی از نظر مبارزه با بلشویک وجود دارد من یک عنصری هستم که اصلا روی منطق و دلیل و برهان نمی‌توانم قبول کنم که در یک مملکتی که زیر لوای امام زمان زندگی می‌کنند بلشویکی بشود خیلی خوب مبارزه کرده‌ام و می‌کنم و هر چه هم می‌شود بشود و هر چه هم می‌خواهند بگویند و معتقد هم هستم که این بلشویک بازی و جناح چپ و انقلابی و اینها هم همه اش از مصنوعات و مخلوقات شرکت سابق است کما اینکه همکاریشان را هم در این دوره دیدیم (میراشرافی – از آقای زیرک زاده هم تصدیق بخواهید) راجع به آنهم بعد توضیح عرض می‌کنم واقعه بعد از ۱۵بهمن که بشاه مملکت ناجوانمردانه سوء قصد شد بهانه افتاد بدست آن شهربانی چی‌ها که انتقام از اشخاص مخصوصی بکشند یک عده ایی را تا توانستند بعنوان کمونیستی اذیت کردند یکعده ایی را که نمی‌شد روی مقتضیات زمان و ماده ۵ و۶ و این موادی که خودشان اختراع کرده‌اند تعقیب کردند و این مطلب تا حالا هم با بنده تا الان که من در اینجا مقابل آقایان ایستاده‌ام این مطلب حکومت دارد هر جا بخواهند شهربانی آزادی مردم را ازبین ببرد هر جا بخواهند افکارعمومی مردم را ترورکنند متوسل به این حربه کمونیستی و حزب منحله توده می‌شود و حال آنکه بعقیده بنده در مرحله اول گناه توده سازی و بلشویک سازی بگردن آقای دکتر طاهری و امثال ایشان است (حائری زاده - صحیح است) و در مرحله دوم هم بگردن این شهربانی هاست گناهکار اول آقایان گناهکار دوم شهربانی که باید امن و امنیت و حقوق و همه چیزمردم را حفظ کنند و متاسفانه در این کشور خراب شده برای خلافش وضع شده‌اند شهربانی همینطور ژاندارمری همینطور بنده یک سند زنده ایی هم دارم که بعدا عرض می‌کنم آمدند و بعد از اینکه دکتر مرشد را گمان نمی‌کنم خود آقای دکتر طاهری هم عقیده داشته باشند که دکتر مرشد کمونیست است عقیده دارید؟ آقای ملک خواهش می‌کنم این عرض بنده را بایشان حالی کنید آقای دکتر مرشد کمونیست که نیست اجازه گرفتند که بیایند در مسجد مصلی برای مردم سخنرانی کنند (دکتر طاهری - توده ایی‌ها می‌خواستند بیایند) اجازه بدهید دکتر مرشد که نیست (دکتر طاهری - عباس استادان بود او هم با آنها همراه است) عرض نکردم که فورا یک لکه می‌چسبانند و کمونیست می‌کنند مردم را ایشان فرمودند که دکتر مرشد با کمونیستها همراه است (حائری زاده – هر کس مخالف ظلم است فورا یک لکه رویش می‌گذارند) بعد از اینکه اجازه گرفته می‌شود شهربانی می‌بیند اگر مردم در مصلی جمع بشوند و حرف خودشان را ناطقین بیایند بگویند تمام توطئه‌هایی که آقایان کرده‌اند فاش می‌شود و مردم هم ممکن است در اثر حقایقی که درک می‌کنند جدیتشان زیاد بشود لذا می‌آیند می‌گویند که نه ما اجازه نمی‌دهیم این میتینگ برپابشود می‌گویند اصلا فلان ما از کره گی دم نداشت اجازه ایی هم ندادیم و نباید اصلا این اجتماع بشود آقایی است آنجا بنام سروان کاملی که ایشان سروان شهربانی هستند و یک شخص دیگری است از قصابها و جلادهای واقعه مصلای یزد بنام استوار رحائی این دو بزرگوار از صبح چهارم بهمن ۳۰ ماموریت داشتند که اساس مقدمات کار را فراهم کنند که میتینگ را بهم بزنند و در ضمن مردم یزد را بترسانند با یک تیر دو نشان زدند هم نگذاردند مردم حقایق را درک کنند و هم مردم یزد را بترسانند اولا ژاندارمها را که در شهرستانها توی شهر مد شده که برای حفظ انتظامات کمک می‌گیرند در ضمن اینها باستناد گزارش بازرسهای انتخابات که آنهم باز توی این پرونده هست از روی تلگرافی که در این پرونده می‌گویم اینها به بستگان خودشان می‌گویند نروید ممکن است حوادث ناگواری رخ دهد البته این کار در شهربانی مرسوم است عادتش است ما هر وقت که می‌خواستیم میتینگ بدهیم حتی بعد از ملی شدن نفت روی موضوع خلع ید هر وقت ما اعلام می‌کردیم که ما می‌خواهیم از فلانجا که خود شهربانی هم تعیین کرد میتینگ بدهیم انواع و اقسام شایعه‌ها بین مردم منتشرمی‌شد و منشأش هم بطوریکه ما اطلاع داشتیم خود شهربانی بود عصر هم یکعده از افراد ژاندارمری که مامور انتظامات بودند اینها را مامور می‌کنند که بروند باصطلاح تیراندازی کنند اینهم مطابق گزارش بازرسهاست این آقای عباس استادان که آقایان فرمودند ایشان و یک عده دیگر بلندگویی آوردند آنجا بروند نصب کنند این مقدمات واقعه مصلا بود این سروان کاملی می‌رود پای آن شخص را مطابق گزارش خود شهربانی می‌گیرد می‌کشد پایین می‌گوید که بنا نبوده بروی بالا سخنرانی بکنی می‌گوید که من سخنرانی نمی‌کنم سرهنگ رستگار که سرهنگ اعزامی از مرکز بوده این مطلب را تایید می‌کند در پرونده. می‌کشدش پایین و بعد به یک سرباز وظیفه می‌گوید این را بزن با تیر و این سرباز وظیفه می‌گوید من دستوری برای تیراندازی ندارم و آن سروان کاملی هفت تیرش را درمی آورد در مقابل چشم مردم سرباز وظیفه را با تیر می‌زند و جابجا او می‌میرد و دستور تیراندازی می‌دهند تیرهایی که بمردم خورده آخر اینجا خیلی تیراندازی شده‌است چندین مرتبه پشت همین نرده‌های آهنی بهارستان انشاء الله جای آقایان هم خالی نباشد بخود ما تیرانداخته‌اند اما اینجا غالبا اظهار لطف می‌فرمودند تیرها را بهوا می‌زدند و بعد که آقایان یکخورده عصبانی می‌شدند بعد از۴ و۵ دقیقه می‌گفتند سرتفنگ را پایین تر بگیرید تا بموازات سر و سینه و صورت مردم بزنید بمردم اما در یزد از همان اول تیراندازی بمردم می‌شود که از همان اول می‌زنند بمردم در تمام آثار تیرهایی که در مسجد مصلای یزد بجا مانده‌است تمام آنها در یک متر و نیمی و دومتری است یعنی اگر آقایان تشریف ببرند به مسجد مصلی و بخواهند از روی این آثار قضاوت بکنند که این تیرها را برای متفرق کردن رو بهوا بوده یا برای کشتار مردم وجدانا مجبورید قضاوت کنید که این تیرها را برای کشتار مردم بکار برده‌اند چون جای گلوله‌ها در یک متر و نیمی و دو متری است. مردم را می‌کشند بدنشان را بعضی‌ها را مشبک می‌کنند یعنی سوراخ سوراخ و گلوله باران می‌کنند این عکسی است عکس یک بدن مشبکی است که مدیران جراید یزد بعد از آنکه این شخص جان بجان آفرین تسلیم کرد و بدنش را سوراخ سوراخ کرده‌اند این عکس را گراور کرده‌اند برای اینکه تقدیم محضر آقایان نمایندگان بکنند برای اینکه آقایان نمایندگان را متوجه بکنند که کسی که دعوی وکالت مردم یزد را دارد بقیمت یتیم کردن بچه‌های مردم بقیمت بیوه کردن زنهای مردم و بقیمت دربدرکردن خانواده‌ها و بقیمت کشتار مردم آمده‌است پهلوی شما نشسته و ادعای وکالت می‌کند (دکتر طاهری - مخالفین اینکارها کردند برای اینکه انتخابات را متوقف کنند و توقیف هم شد آقایانیکه در اقلیت بودند اینکار را کردند و متوقف هم شد سه ماه) متوقف شد؟ (دکتر طاهری - سه ماه) بعدش چطورشد؟ مخالفین شما اگر قدرت داشتند که انتخابات را بضرر شما متوقف کنند بعد هم نمی‌گذاشتند انتخابات بنفع شما جریان پیداکند بعد هم نمی‌گذاشتند آقایانی که بنام مامور فوق العاده از طهران آمده‌اند بیایند تمام جنایتها و آدم کشی‌ها را امضاء کنند مخالفین شما که بودند مخالفین شما مردم شهر یزد بودند که شما جواب حرف حسابی آنها را گلوله دادید (صراف زاده - جوابش عرض می‌شود آقای قنات آبادی) بنده که عرض نکردم آقایان جواب بدهند بنده نخواستم نفی جواب از آقایان بکنم (دکتر طاهری - برخلاف حقیقت است تکذیب می‌شود اشتباه کرده‌اید) تکذیب می‌کنید تکذیب کار متداول هیئت حاکمه‌است آقا شما یکحرف نوی نمی‌زنید پنجاه سال است توی این مملکت هیئت حاکمه این کار را کرده‌اند و وقتی هم مردم اعتراض کرده‌اند یک کلمه جواب گفته‌اند تکذیب می‌کنم (دکتر طاهری - هیئت حاکمه شما هستید) نخیر شما هستید اشتباه می‌کنید بنده از آن طبقه محکومه ایی هستم که از خدا توفیق و قدرت می‌خواهم که برعلیه شما هیئت حاکمه جلاد مبارزه کنم (دکتر طاهری - انشاء الله موفق باشید) یکی از مطالبی که خیلی عجیب بود در ترور و کشتار واقعه مصلا این بوده‌است بعد از اینکه مردم را بگلوله می‌بندند و بدن‌ها را مشبک می‌کنند و بچه‌ها را یتیم می‌کنند آقای فرماندار در مقر فرماندار ی خودشان نشسته‌اند بازرسهای انتخاباتی یزد آقای زمانیان و دو نفر دیگر اینها می‌آیند از آقای فرماندار و رئیس شهربانی سوال می‌کنند که آقا قضیه چی بوده چی شده می‌گویند ما اطلاعی نداریم خود آقایان محترم می‌دانند کوچکترین واقعه ایی که در شهر بوقوع می‌پیوندد بلافاصله بعد یکساعت هر چه دستگاهشان کند کار کند فرماندار اطلاع پیدامی‌کند رئیس شهربانی موظف است که اطلاع پیداکند می‌گویند ما اطلاعی نداریم می‌پرسند آقا چند نفر کشته شده‌اند ما اطلاع نداریم کی زخمی شده‌است ما اطلاع نداریم چرا؟ برای اینکه می‌خواستند آن خونهای ناحقی که ریخته شده آن مردمی را که داشته‌اند برکوع می‌رفتند نماز می‌خوانده بگلوله بسته‌اند و بچه‌هایش را یتیم کرده‌اند می‌خواستند اینها را هم کان لم یکن کنند بارها مجاهدین اسلام با زبان روزه شمشیر هم می‌کشیدند جناب آقای فرامرزی تاریخ اسلام را خوب می‌دانند اولا گفتن حق و مبارزه کردن برای حق به آدم نیرو می‌بخشد و خیلی مجاهدین پرافتخاری بودند روزه هم که بودند حرف هم که می‌زدند شمشیر هم می‌کشیدند کشته هم می‌شدند آقای فرامرزی (صحیح است) رئیس شهربانی و فرماندار اصلا واقعه مصلا و آن کشتار مردم را کان لم یکن فرض کرده‌اند نتیجه واقعه کشتار مصلا این شد که مرکز خیلی لطف فرمود خیلی عنایت فرمود و گفت فعلا انتخابات یزد توقیف باشد (بعضی از نمایندگان – آقا مرکز کی بود؟) اجازه بدهید الان عرض می‌کنم عقیده شخص بنده این است که هیئت حاکمه (میراشرافی - چون شما آدم منصفی هستید می‌خواهم بگویید) عقیده شخص بنده این است که هیئت حاکمه دست به ترکیبش نخورده فقط بفشار ملت بتحمیل ملت باراده ملت مصدق باین هیئت حاکمه تحمیل شده برای ادامه باین مبارزه مقدس و این نهضت مقدس وگرنه هیئت حاکمه با همان شرایط با همان اسکلت و با همان اخلاق و عادت مانده‌اند (میراشرافی - آقای دکتر مصدق بر خلاف شما معتقدند که هیچکسی مداخله در انتخابات نداشته‌اند) شما عقیده بنده را خواستید جناب آقای میراشرافی عقیده بنده را پرسیدید و عرض کردم و اتفاقا آقای دکتر مصدق هم همین عرض بنده را در خلال بیاناتشان و همان نطقی که کردند تصدیق کردند خودشان هم فریاد وا غریبایشان در هیئت حاکمه در خلال نطق ایشان در خلال بیاناتی که کردند بلند بوده برای اینکه آقایان یکخورده خستگیشان رفع بشود یکی از مطالبی که خیلی خیلی قابل توجه‌است و در عین حال قابل دقت است عرض می‌کنم و آن این است که در شهر تهران طبق رسوم و معمول اهالی هر شهری یک اتحادیه محلی دارند اتحادیه خونساریها، نمی‌دانم جمعیت فلان جمعیت فلان جمعیتی هم هست در تهران بنام جمعیت یزدیهای مقیم مرکز که آقای دکتر طاهری از ماهیتش خوب اطلاع دارند یعنی خوب می‌دانند چون ایشان خودشانند و یکی دو نفر دیگر و آن جمعیت یزدیهای مقیم مرکز آقای دکتر طاهری هستند دکتر صحت هستند دکتر حفیظی هستند و دو نفر دیگر هست جمعیت یزدیهای مقیم مرکز این چند نفراست این یک جمعیت، یک جمعیت دیگری هم هست در تهران از یزدیها باسم جوانان یزدی مقیم مرکز البته اینها دارای مقامات و مناصب عالیه کامله نیستند اینها مثل افلان یزدی آمده اینجا شاگرد بزازی می‌کند فلان یزدی آمده اینجا شاگرد قصابی می‌کند در بازار اینها فکرمی‌کنند که می‌توانند در تهران یک خدماتی بکنند یک قدم‌هایی بردارند یک جمعیتی بنام جوانان یزدی مقیم مرکز تشکیل داده‌اند و جمعیتشان هم قابل توجه‌است اگر آقای دکتر طاهری خبرندارند عرض کنم که اطلاع داشته باشند اما توده‌ای هم نیستند بشرطی که شما بگذارید. این دو دسته در طهران از جریان انتخابات یزد شکایت می‌کنند این پرونده هم اینجا وجود دارد نمی‌دانم این وزارت کشور چیست که هر چه که جمعیت یزدیهای مقیم مرکز شکایت می‌کنند بلافاصله ترتیب اثر داده می‌شود و هر چه که این جمعیت جوانان یزدی مقیم مرکز یعنی مردم آنجا ملت آنجا آن کسانی که ما می‌خواهیم بگوییم نماینده نماینده آنجاهستیم هر چه آنها شکایت می‌کنند به آنها ترتیب اثر داده نمی‌شود یکی از این شکایتها که این جمعیت یزدی مقیم مرکز... چون آقایان خیلی کسل شده‌اند یعنی حق هم دارند خسته شده‌اند آدم سه ساعت بنشیند آقای ذوالفقاری هم معلوم می‌شود خسته شده‌اند هی بنشینند و از این حرفهای کسل کننده بشوند آقا من بشما می‌گویم خدا را بشهادت می‌طلبم که صحیح است که آقایان کسل می‌شوند ناراحت می‌شوند من هم تصدیق می‌کنم اما باور بفرمایید مردم محروم خوشحال می‌شوند اقلا این دل خوشی برایشان باقی میمایند که این کلمات باینصورت بنام مخالفت با اعتبارنامه انتصابات یزد از پشت تریبون مجلس شورای ملی گفته شود یکی از شکایتهایی که جمعیت یزدی‌های مقیم مرکز کرده‌است و بلافاصله ترتیب اثر بهش داده‌اند این است که یک آقایی را در اول قرعه کشی برای یزد بنام را زبان مامور انتخابات یزد می‌کنند با یکی دیگر از اینها می‌روند خدمت آقای دکتر مصدق آقای دکتر مصدق نصیحت می‌کنند پند می‌دهند مطالبی بایشان می‌گویند همان حرفهایی که به بازرسها می‌گفتند...

رئیس - آقای قنات آبادی شش دقیقه دیگروقت دارید

قنات آبادی - آن مقداری که آقای دکتر طاهری وآقای صراف زاده وقت بنده را تلف کردند بحساب آوردید؟

رئیس - بفرمایید

قنات آبادی - غرض اینکه این نکته را عرض کنم حالا آنقدر که آقای حائری زاده بلد هستند وقت بخواهند من بلد نیستم و هرچه قدر وقت باشد حرف می‌زنم بعد چون ما دو تا یکساعت دیگر صحبت می‌کنیم البته نه از نظرشخصی آقایان من آقای صراف زاده و آقای جلیلی را تا بحال ندیده بودم در عمرم آقایان را زیارت نکرده بودم اطلاعی هم از کار آقایان ندارم نمی‌دانم خوبند یا بدند من نمی‌دانم اطلاعی از وضعیت آقایان ندارم و علت اینکه روی هر سه آقایان صحبت می‌کنم اعتراضی بود که بجریان انتخابات یزد دارم عرض کنم این آقایان بازرسهای اعزامی تشریف می‌برند خدمت آقای دکتر مصدق می‌آیند بیرون یک آقا هست بنام امینی در خود پرونده موجود است این آقای امینی که الان هم بازرس نخست وزیری است و یک وقتی هم رئیس دفتر وزارت دادگستری بوده این آقا می‌آید باین آقای را زبان می‌گوید که آقای دکتر مصدق گفتند شما نروید این می‌گوید من الان خودم پیش آقای دکتر مصدق بودم بمن فرمودند ایشان می‌روند به آقای وزیر کشور می‌گویند نمی‌دانم به آقای استاندار می‌گویند خلاصه گفتند شما توقف کنید تا اینکه آقای صالح وزیر کشور می‌شوند ایشان می‌رود بوزیر کشور می‌گویند که آقا بمن خرج سفرداده‌اند حکم را هم بمن داده‌اند پول را هم داده‌اند و گفته‌اند برو این آقای امینی آمده‌است می‌گوید که شما نروید آقای وزیر کشورمی‌گوید نخیر، شما بروید ایشان هم می‌روند بمجرد اینکه آقای را زبان می‌رود فوری جمعیت یزدیهای مقیم مرکز که مرکب از آقای دکتر طاهری و دکتر حقیقی و چند نفردیگر هستند می‌روند شکایت می‌کنند که این آدم رفته آنجا و بمجرد اینکه ایشان شکایت می‌کند چندین تلگراف شده چندین شکایت آمده، آدم کشته‌اند ناله کرده‌اند دستگاه ترتیب اثر نداده اما بمجرد اینکه جمعیت یزدیهای مقیم شکایت می‌کنند فورا آقای را زبان را از یزد با احترامات فائقه برش میگردانند البته با این مقدمات و این مطالبی که بنده بعرض آقایان نمایندگان محترم مجلس شورای ملی رسانیدم و با توجه بیک نکته ایی البته من چون سابقه پارلمانی نداشتم مثلا اگر بخواهم یک نطق مال سابق را پیداکنم نمی‌دانم از چه راهی و از چه مرجعی باید سوال بکنم ولی یک مطلبی این آقای حائری زاده فرمودند که این خیلی کلمه خوبی است و این کلمه را عرض می‌کنم و مرخص می‌شوم یک مطلبی را اینجا آقای حائری زاده فرمودند که من وقتی این مطلب را اینجا شنیدم خواستم یک تذکری به آقایان نمایندگان محترم داده شود و آن اینست که وقتی قرارداد ۱۹۳۳ در مجلس شورای آنوقت مطرح بود آقایان نمایندگان مجلس آنوقت مطرح بود آقایان نمایندگان مجلس آنوقت هیچکس هیچ چیز نگفت جز جناب آقای دکتر طاهری که ایشان یک پیشنهاد اصلاح عبارتی دادند. خوب دقت کنید این خودش چیزی نیست پیشنهاد می‌کنم که (است (شده‌است)) بشود این مهم نیست اما آن کسی که این پیشنهاد را داده‌است و پیشنهاد می‌کند که‌است شده‌است بشود آن کسی است که از صمیم قلب با این قرارداد موافقت داشته‌است و تنها کسی شهامت بخرج داده و این کارها را کرده جناب آقای دکتر طاهری بودند که در خلال اینکه پیشنهاد اصلاح عبارتی دادند خواسته‌اند باستعمار ثابت کنند که از صمیم قلب از انعقاد این قرارداد۱۹۳۳ راضی هستند با توجه بعرایض قبلی بنده و با توجه باین مطلب مخصوص آقایان محترمی که به ملی شدن صنعت نفت و قانون خلع ید رای داده‌اند باید متوجه و متذکر این موضوع باشند که این آقا همان کسی است که بقرارداد۱۹۳۳ رای داده‌است (دکتر طاهری - همه رای دادند) آن قراردادی که آقایان کان لم یکن فرضش کردند این آقای محترم تصویبش فرمودند آقای رئیس شما درباره همه این کار را می‌کردید و ۱۶ ساعت مجلس را طول می‌دادید یا این مطلب مختص جناب آقای دکتر طاهری است؟ سه نفردیگر مخالف هستند این جا شما آقای رئیس خوب دارید تر و تمیز می‌شوید

رئیس - آقای زهری نیستند آقای مهندس رضوی

خسرو قشقایی - بنده پیشنهاد می‌کنم بعد از این گزارش اعتبارنامه آقای ریگی خوانده شود

مهندس رضوی - آقایان محترم می‌دانند که بنده در جریان انتخابات این دوره بهیچوجه در اعتراضات شرکت نکردم و دلیل این کار برای بنده یک قسمت فعلا گفتنی نیست یک قسمت دارم که فعلا نخواهم گفت و آن قسمتی که باید بعرض ملت ایران برسد این است که انتخابات و اعتراضات جنبه تضاد بین قوای داخلی مملکت را دارد در حقیقت وکیلی که در این دوره مجلس می‌نشیند در نتیجه استفاده از قوای ملی و یا استفاده از حکام و قوه حاکمه در اینجا راه پیدا می‌کند معمولا اعتراضات از یکدسته از قوای حاکم برعلیه دسته دیگری از قوای حاکم در اینجا متظاهر می‌شود گاهی دیده‌ایم که بین لشکریها و کشوریها اختلاف نظریست، این اختلاف نظر در اینجا بصورت اعتراض برعلیه یک پرونده به تریبون مجلس کشانده می‌شود و بنده حقیقتا نخواستم در این جریان وارد شوم زیرا دلیلی برای رجحان یکدسته از قوای حاکمه برعلیه دسته دیگری نداشتم و بعلاوه مصالح مملکت ایران طوریست در حال حاضرکه هر قدر از تشنج جلوگیری بشود بنفع مملکت است (صحیح است - احسنت) باین دلیل بنده نخواستم در جریان اعتراضاتی که نسبت به بعضی پرونده‌ها بود و حقیقتا هم بعضی پرونده‌های این دوره از شاهکارهای صنعت انتخابات است واردشوم اما قضیه یزد به دو سه دلیل برای بنده احتراز ناپذیر بود اولا از نظر مدافعه شخص خودم چون اولا بنده علاقه مند به یزد هستم خواهرم که از دنیا رفته‌است شوهر یزدی داشته‌است که از دنیا رفته‌است و اولادی از او هست که خواهرزاده من است. در یزد روابط و اقوام داشتم و رفت و آمد مفصلی داشتم خانواده من از پنجاه شصت سال قبل با یزد ارتباط داشته‌اند و خود من هم آمد و رفتم به یزد نسبتا زیاد است و از طرف دیگر یزد و کرمان را بنده دو منطقه متشابه می‌دانم یعنی آنچه در یزد واقع می‌شود ممکن است در کرمان هم پیدا شود و یا اگر درسی در یزد خوانده شد و بخوبی عمل شد ممکنست خدای نکرده همان درس هم در کرمان تجدید شود و ما یک وجه عملی در اینکار دیدیم و آن این بود که یکوقتی می‌خواستند صحنه انتخابات یزد را بسیرجان یعنی یکی از ولایات کرمان بکشند و این قضیه در اذهان کرمانیها آنچنان یادگار تلخی گذاشته‌است که برای من وظیفه ولایتی و وظیفه همشهری بودن با کرمانیها مقدم بر سایر موجبات دیگر است مطلبی که باید بعرض آقایان برسانم اینست که برخلاف آنچه آقایان در نظر گرفته‌اند در یزد قوای حاکمه کشور همه متحد بودند در آنجا صحبت از لشگری و کشوری نیست صحبت رئیس الوزراء ملی و قوای حاکمه غیرملی نیست صحبت این است که تمام قوا برای انتخاب کردن آقای دکتر طاهری کاملا صمیمانه همکاری کردند من متاسف هستم که باید این نکته را در اینجا بعرض برسانم که من در ورود به این مجلس مصادف بودم با دو جریان عجیب یکی نامه مصدق السلطنه نخست وزیردیگری عمل مصدق السلطنه نخست وزیردر یزد (میراشرافی - وجاهای دیگر) من ازطرفی می‌دیدم ایشان بانتخابات اعتراض دارند و مجلس را متوجه به پاره ایی نقاط ضعیف پرونده‌ها می‌کنند و از طرفی قویا برعلیه خواسته ملت یزد قیام کرده‌اند حقیقت این است که برای من کمال تاسف را دارد زیرا همه ما برای فداکاری ایشان و جماعتی که با ایشان بوده‌اند در راه مبارزه ملی که قلبا و عملا با ایشان همراهی داشتیم و همراهی داریم ولی در این زمینه برای من مسلم است که از شخص ایشان گرفته تا کوچکترین عضو موثر در انتخابات یزد شرکت داشته و از آقای دکتر طاهری تقویت کردند بنده نمی‌دانم اصلا چرا از رئیس شهربانی و فرماندار اینقدر باید شکایت بشود آقای رئیس شهربانی که ازخودش درشهربانی نمی‌رود و فرماندار ازخودش نمی‌رود ازطرف مرکز می‌رود از تهران می‌رود و تهران را هم که دولت تشکیل می‌دهد دولت آدرس دارد آدرسش در هیأت وزیران است و گاهی ممکن است از خانه رسمی کاخ ابیض بخانه شخصی رئیس الوزراء منتقل شده باشد ولی ما که مجلسی هستیم نمی‌توانیم در مملکت اصل تجزیه قوا را قائل بشویم از نظر قوه مجریه مملکت رئیس الوزراء دارد و رئیس الوزراء مسئول امور است و نمی‌تواند بگوید مامورین حرف مرا نمی‌شنوند و رئیس الوزرائی که بگوید من رئیس الوزراء هستم ولی مامورین حرف مرا نمی‌شوند تنها راهی که دارد این است که استعفا بدهد (صحیح است) اگر ادامه بخدمت داد یعنی من بر مامورین مسلط هستم و حکومت می‌کنم و مسئول امر هستم چرا بیخود بمامورین جزء فشار می‌آورید؟ چرا بیخود اینقدر اسم فلان مامور را می‌آورید که فلان کرده‌اند رئیس شهربانی ۱۴سال آنجا بوده دیگری اینکار را کرده آن یکی تبانی کرده اینها همه بنظربنده جزئی از عوامل هستند و به عقیده بنده بیشتر به آلات فعل شبیهند بالاخره اگر اعتراضی هست به مراکزحقیقی قدرت مملکت باید بشود باید دید که مقامات کشوری و مقامات لشکری از کی الهام گرفته‌اند و از کی دستورگرفته‌اند تا مردم یزد را در مقابل یکی از شدیدترین و عجیب ترین فجایع خاموش و در عین حال وحشت زده نگاه بدارند و یکی از شکایات مردم را ترتیب اثر ندهند.

مگر قرعه وحی منزل بود؟ تازه مگر در قرعه‌ها مکرر دست نبردند؟ بنده در اعتراضات خودم عرض کردم که قرعه‌ها بعضی تقلبی بوده‌است ولی بنده فشارروی این کلمه نمی‌آورم ولی اصول قرعه بمحض اینکه نتیجه مطلوب راندادیعنی معلوم شد که شخصی که عامل کاراست بامردم تماسش تماس غیرقانونی است به نظربنده جای تردید نمی‌ماند، حکومت وقت یعنی حکومت ملی مصدق السلطنه حاکم و رئیس شهربانی را که مردم را کشته بودند اینها را سرجای خودشان نگاهداشت و به شکایاتی که می‌شد ترتیب اثر نداد و مضحک این بود که در این روزهای آخر هر کس شکایت می‌کرد می‌گفتند دستور داده‌ایم که ببینند واقعا تقصیر با کیست بنده نمی‌دانم که آزاد مردی مثل غلامحسین نقاش که یک فرد ایرانی بتمام معنی بود و پدر او یکنفرمقنی بود که عمر خودش را در آبادکردن این مملکت گذرانده بود یعنی چاههایی و قنواتی را تاسیس کرده بود البته بدون اینکه اثری از آنها در خانواده خود او باقی مانده باشد زیرا برای مالکین و از آن جمله پدر من کار می‌کرد ولی نمی‌توانم فراموش کنم که غلامحسین نقاش خون خودش را در واقع نثار این دستگاه حاکمه کرد یعنی گول دستگاه حاکمه مملکت را خورد و تصور کرد که انتخابات آزاد معنی دارد، حکومت ملی معنی دارد، آمد در مسجد آنجا بدست یکنفر سروان که امروز درجه هم گرفته بدست او کشته شد، آقایان محترم، مبارزه با استعمار که شاخ و دم ندارد مبارزه با استعمار یعنی مبارزه با وسائل استعمار و اگرحکومت دکتر مصدق مبارزه با عوامل استعمار را در داخل مملکت راکد گذاشته وهر روز به بهانه اینکه در خارج گرفتاریم تمام مملکت را در دست تشنج گذاشته‌است تصور می‌کنید مسئولیت تاریخی ندارد، تصور می‌کنید هر روز برای ایران و حکومت ایران میسرخواهدبود که آقای دکتر طاهری را از صحنه سیاست طرد بکند، اینطور نیست آقا، اینها اتفاقاتی است که گاهی می‌افتد و گمان می‌کنم که من هم سهمی در چیدن این مقدمات داشته‌ام و متاسفانه در داخل مملکت ابدا با عوامل استعمار آن مبارزه ایی را که مردم انتظار داشتند انجام نداد. بنا بر آنچه که عرض کردم اعتراض من در واقع از پشت این کرسی نه برشهربانی و فرماندار محل است بلکه برحکومتی است که در آن موقع انتخابات یزد رادید و ساکت نشست و همان عمالی را که موجب جریان بودند تقویت کرد و این اعتراض را شدیدا بنام تمام ملت ایران برعلیه این حکومت از این محل بعرض ملت ایران میرسانم اما چون هیچ خیال ندارم در این زمینه سخنرانی بکنم و یا از پرونده مطالبی گفته باشم یک نکته دیگر هم عرض می‌کنم که برای ما مردمان جنوب اگر از مردم بپرسند شما از که رنج می‌برید می‌گویند از دست یک سیاستی و اگر بگویند این سیاست را مثلا کی‌ها نمایش می‌دهند؟ در وهله اول آقای دکتر طاهری را نشان می‌دهند.

ایشان سلطه حکومت بریتانیا را در این کشور تقویت کرده‌اند و طریقه ایشان هم این است که چند نفر عضو ضعیف بیچاره را در وزارتخانه‌ها گیر می‌آورند و آنها را زیر حمایت خود می‌گیرند و بوسیله آنها کارهایی می‌کنند که هیچ آدم شرافتمندی می‌کند، تلگراف شخصی را تعویض می‌کنند، تلگراف شخصی را به تأخیر می‌اندازند پرونده ایی را در موقع معینی بدادگستری می‌آورند، در موقع معینی پرونده را از دادگستری خارج می‌کنند. همه اینها بدست افراد طبقه دوم و سوم وزارت خانه‌ها انجام می‌شود و این طریقه ایی که ایشان پیش گرفته‌اند یک طریقه ایست که اساسا از اصول اولیه حکومت استعماری است یعنی حکومت استعماری در طبقات موثر ولی کوچک مملکت رخنه می‌کند و از این قبیل راهها وسائل ناراحت کردن و سلب آسایش مردم را فراهم می‌کنند بنده اعتراضم بایشان هم از جریان انتخابات است که عرض شد و هم از نظر صلاحیت ایشان است و بعقیده بنده ملت ایران باید بداند که اینجانب همانطورکه در دوره ۱۵عرض کردم آقای دکتر طاهری را که فرد خدمتگذار بسیاست داخلی این مملکت نمی‌شناسم و ایشان را یکی از عوامل مسلم سیاست بریتانیا می‌شناسم و ورقه کبود خودم را باکمال افتخار خدمت ایشان تقدیم می‌کنم.

قنات آبادی - بنده تذکری دارم

رئیس - بفرمایید

قنات آبادی – بحضور محترمتان عرض کنم که اگر جناب آقای رئیس بخواهند اجازه بدهند که جناب آقای دکتر طاهری بیایند مدافعه بکنند و بعد هم رای بگیرند بعقیده من این عمل منصفانه نیست چون دو نفر از مخالفین، آقای شبستری و آقای زهری نیستند و آنها هم حق دارند که نباشند برای اینکه نه آقایان و نه هیچکس پیش بینی نمی‌کردند که جناب آقای رئیس اگر چهار ساعت هم طول بکشد اجازه بدهند و می‌خواستم خواهش کنم که امروز اعلام رای نفرمایند تا در جلسه دیگر آقایان مخالفین دیگر آقای زهری و آقای شبستری هم صحبت بکنند چون آنها بدون اطلاع از این وضع رفته‌اند.

رئیس - چون اجازه داده شد که آقا صحبت بفرمایید و آقایان صحبت بفرمایند اگر به آقای دکتر طاهری اجازه داده نشود تبعیض قائل شده‌ایم حالا اگر آقای دکتر طاهری بیانی دارید در دفاع؟ (دکتر طاهری - آقایان دیگر هم اگر مخالفتی دارند بفرمایند و مذاکراتشان را تمام کنند)

رئیس - آقایانی که مخالفت دارند و اعتراض می‌کنند وقتی صداکردند و نبودند حقشان ساقط می‌شود این موافق آئین نامه‌است و حضرتعالی حالا تا آخر دوره راجع بهرقانونی و هر ماده ایی اگر شما را صداکردند و تشریف نداشتید فورا عدول می‌کنند (قنات آبادی - بنده تذکری دارم) بفرمایید

قنات آبادی – ابتدا آقای حائری زاده بودند، بعد بنده بودم، بعد آقای مهندس رضوی بودند بعد هم آقای زهری و بعد هم نفر پنجم آقای شبستری بنده عرض کردم که آقایان فکر نمی‌کردند که جلسه تا اینوقت ادامه پیداکند

رئیس – نخیر آقا آقای زهری مقدم بودند بعد آقای مهندس رضوی بودند که مطالبشان را فرمودند و آقای شبستری هم که غایب بودند

قنات آبادی - شما چرا عرض بنده را توجه نفرمودید آقای شبستری نمی‌دانستند که شما امروز برای اعلام رای چهار ساعت پنج ساعت جلسه را ادامه می‌دهید

رئیس - عرض می‌کنم خاطرشریف مسبوق باشد که عده الان برای رای کافی نیست (معتمددماوندی - اعلام رای بفرمایید) می‌گویم از آقایان موافقین یا خود آقای دکتر صحبتی دارند؟ (دکتر طاهری - خیلی مختصر عرض می‌کنم) بفرمایید

دکتر طاهری - بنده خیلی متاسفم که آقایان که اظهارمخالفت کردند غالبا روی نظرهای شخصی رفتند و برخلاف حقیقت مطالبی را اظهار فرمودند که خلاصه اش را بنده مختصرا بعرض میرسانم اول موضوع قرعه بود که صحت نداشت اولا آقایان باید مسبوق باشند که قرعه را شورای عالی انتخابات با حضور آقای نخست وزیر می‌کشید و کسی هم واردنبود و خبری نداشت از آن، اگر مال یزد صحیح نبوده آقایان کرمان صحیح بوده؟ مال تهران صحیح بوده؟ مال شاهرود صحیح بوده؟ تنها مال یزد صحیح نبوده کسی وارد قرعه نبوده‌است اساس کار را خودشان معین می‌کردند وبه شانس یکیشان درآمده و بشانس یکیشان بیرون نمی‌آمده من خداوند را بشهادت می‌طلبم که این حاکم یزد را من که ۲۸ سال است تهران هستم در مجلس نه اسمش را شنیده بودم و نه دیده بودم (دکتر کیان - این را بنده هم تایید می‌کنم چون همان وقتها صحبتش را با بنده هم کردند) این موضوع فرماندار اما موضوع رئیس شهربانی این رئیس شهربانی که این همه حرفش را می‌زنند یک سرگردی بود که رئیس کلانتری بود گاهی در یزد و گاهی در کرمان و در انتخابات دوره ۱۵ برحسب مبارزه ایی که ما با توده ایها کردیم محکوم بحبس شدیم و بنا شد که نگذارند ما وکیل شویم همین رئیس شهربانی رئیس شهربانی یزد بود و این آقایان را همین رئیس شهربانی تبعید کرد، همین آقای صراف زاده را تبعید کرد، اینهم درباره اظهاراتی که می‌گویند این مخلوق بنده‌است این مخلوق من تمام اینها را تبعید کرد چون تا این کار را نمی‌کردند نمی‌توانستند نگذارند که ما وکیل شویم و ما را توقیف کردند در شهربانی تا توانستند دیگری را تحمیل کنند اما موضوع قتلی که واقع شده در یزد اصولا آقای کاملی... این قسمت را می‌خوانم به کشته شدن عده ایی از مردم یزد اعتراض شده‌است و وقوع این امور را دلیل برعدم صحت انتخابات یزد وانمود کرده‌اند اولا این قضیه بهیچوجه با انتخابات ارتباط نداشته بلکه در نتیجه تظاهرات دسته‌های منتسب بحزب توده که باخطار مامورین انتظامی وقعی نگذاشته‌اند ناشی شده و بعلاوه چند ماه پیش از شروع انتخابات و تعیین هیئت نظار وقوع یافته‌است ثانیا این واقعه تاسف آور از تحریکات آقای حائری زاده ناشی شده‌است چه ایشان اصولا مایل نبودند انتخابات یزد شروع شود و باستناد یا استفاده از دستور آقای نخست وزیر مبنی بر اینکه در هر جا خلاف نظمی مشاهده شود انتخابات متوقف می‌گردد این جریان را راه انداختند و بمقصود خود رسیدند و مدتی انتخابات تعطیل شد چون آقای نخست وزیر دستور داده بودند که هر جا زد و خورد بشود انتخابات متوقف می‌شود هر جا که اقلیتها موفق نمی‌شدند یک زد و خوردهایی ایجاد می‌کردند که انتخابات آنجا توقیف شود آنجا هم همین کار را کردند و بعد از این که زد و خوردشد آدم کشته شد و یک سرباز هم کشته شد مجبور شدند که عده ایی بفرستند برای حفظ امنیت، در کرمان و اصفهان مشغول انتخابات بودند و دستور که دادند نظامیها آنجا گفتند ما خودمان احتیاج داریم و از اینجا یکعده ایی فرستادند، حالا اگر مقصود این است که چرا رفتند که امنیت را تامین کنند و بعد انتخابات بشود و همینطور بزنند و بخورند و مثل زابل درست کنند بنده عرضی ندارم. بیمهری که بفرماندار می‌شود برای همین است که آقای حائری زاده هم فرمودند که دستور دادند که ۹ تا کاندید ساختگی درست بشود که هر یک ۱۲ نفر معرفی کنند برای انجمن نظارت و او نتوانسته اینکار را بکند برای اینکه یا مطابق قانون باید باشد و یا مطابق قرعه، بالاخره ۳۶ نفر را باید دعوت بکند برای انجمن نظارت انتخابات از معتمدین محل، بعد هم برای شکایتی که شد از فرماندار و از رئیس شهربانی، آقای نخست وزیر وزیر کشور دو نفر مامور عالی رتبه فرستادند یکی آقای سرابندی استاندار استان ششم که مرد قاضی بی نظر بی غرضی صحیح العمل مورد اعتماد است برای رسیدگی این کار و شروع انتخابات و یکی هم آقای سرهنگ رفیعیان برای نظارت در کارشهربانی آنجا، این سرهنگ رفیعیان که حالا مورد حمله‌است همانست که انجمن انتخابات تهران منحصرا از اداره شهربانی کل خواست که صرفا این مورد اعتماد است و باید بیاید مامور انتخابات تهران بشود حالا این رفته و انتخابات را درست کرده و دیگر اسم انتخابات تهران را بی وضو نمی‌شود برد اما همین شخص که مامور انتخابات یزد بوده حالا می‌گویند که رفته صندوقسازی کرده و ما را از صندوق بیرون آورده، این اگر اینکاره بود که در تهران هم همین کار را کرده بود. ایراد دیگری که بانتخابات یزد می‌شود تفاوت فاحش آراء است اگر انتخابات تهران و تفاوت آراء منتخب اول با نفر سیزدهم مورد توجه قرارگیرد این ایراد خود بخود مرتفع می‌شود می‌گویند چرا نفر اول ۲۵ هزار رای داشته‌است و نفر چهارم ۱۵۰۰ رای پس این انتخابات طبیعی نیست، خوب رای نداشته‌اند تهران هم نفر اولش ۱۱۰ هزار رای دارد نفر سیزدهمش پنجهزار، ده هزار، صد هزار رای تفاوت دارد این که دلیل نمی‌شود این که راجع بجریان انتخابات بود. اما موضوع قرارداد۱۹۳۳ را که برای حمله باینجانب عنوان کرده‌اند باید توجه آقایان محترم را باین نکته جلب کنم که خداوند می‌فرماید کل یوم هوفی شأن هر زمان مقتضیاتی دارد در آن زمان مصلحت ایجاب می‌کرد که قرارداد بتصویب برسد و در این جریان بنده تنها نبودم بلکه ۷۲ نفر دیگر در تصویب قرارداد شرکت داشتند که عده ایی از آنان اکنون در صف نمایندگان نشسته و عده دیگر سناتورمی باشند و معلوم می‌شود که معترضین نسبت باینجانب نظر خاصی دارند که تنها مرا گناهکار شمردند آقایان معترضین نسبت‌های ناروائی باینجانب داده و هر یک در حدود توانایی خود از افترا و تهمت باینجانب خودداری نفرمودند بنده جواب زیادی باین قسمت نمی‌دهم زیرا این حملات ناجوانمردانه امروز وسیله تصفیه حسابهای شخصی شده‌است و با رواج بازار تهمت و افترا و فحش بهترین جواب باین حملات خاموشی است (میراشرافی - بهترین جواب تکذیب است) ولی از ذکر چند نکته خود را ناگزیر می‌دانم. اولا خدماتی که بدون تظاهر به یزد کرده‌ام هیچ شخص منصف و بی غرضی نمی‌تواند آنرا نادیده انگارد و اگر وجوه مردم یزد باینجانب اعتماددارند و علی رغم کارشکنی‌های مخالفین و دشمنی‌های علنی و آشکارآقای حائری زاده و دار و دسته ایشان اینجانب را بنمایندگی انتخاب می‌نماید بر اثرهمین خدمات صادقانه ایست که بی ریا انجام داده‌ام آقای حائری زاده بخوبی واقفند که در دوره ۱۵ دولت وقت مجبورشد اینجانب را توقیف و عده ایی مردم سرشناس و محترم و معروف یزد که قطعا آنروز مورد احترام آقای حائری زاده بودند بوسیله رئیس شهربانی زمان انتخابات فعلی که او را مخلوق این جانب می‌دانند تبعید نماید تا بتواند منظور خود را از پیش ببرد و مانع انتخاب این جانب بشود (میراشرافی - آقای دکتر کافی است) الان تمام می‌شود. اما ایراد دیگر معترضین درباب رویه سیاسی اینجانب است. در این باره سخن کوتاه می‌کنم و در این مکان مقدس و در محضر برگزیدگان ملت و در پیشگاه افکار عمومی خدا را بشهادت می‌طلبم که از بدو شروع خدمات سیاسی تا امروز قدمی برخلاف مصالح مملکت برنداشته و همیشه منافع وطن خود را ملحوظ داشته‌ام دشمنان ناجوانمردانه و بی انصاف که جز فحش و تهمت هیچ سند و مدرکی برعلیه بنده در دست ندارند باید بدانند که امروز در پیشگاه خدا و وجدان سربلندم که بدون تظاهر و هو و جنجال همیشه برای تامین منافع مملکت قوه داشته‌ام کوشیده‌ام و هیچ عاملی نتوانسته‌است مرا از این راه منحرف نماید و هیچ وقت برای تامین اغراض شخصی و خصوصی و بمقتضای وقت تغییر مسلک نداده و پیر و سیاست‌های مخرب نشده‌ام. بنده عرایض خود را باینجا ختم می‌کنم و قضاوت امر را بعهده وجدان پاک آقایان محترم می‌گذارم.

خسرو قشقایی - پرونده آقای ریگی هم حاضراست، گزارشش را بخوانید که تبعیض نشود

رئیس - بگذارید اعلام رای بکنیم حالاعده برای رای کافی نیست ولی اعلام رای می‌کنیم در اول جلسه آینده موافقین ورقه سفید با نام و مخالفین ورقه کبود خواهند داد. یک پرونده هم مال آقای ریگی است تامل کنید آقایان.

آقای دکتر مصباح زاده امامی اهری – آقا این برخلاف نظامنامه‌است برای اینکه اعلام رای شده‌است و نمی‌شود خواند

- قرائت گزارش شعبه راجع بنمایندگی آقای ریگی از بلوچستان[ویرایش]

(آقای دکتر مصباح زاده مخبرشعبه پنجم گزارش انتخابات بلوچستان و نمایندگی آقای ریگی را بشرح زیر قرائت نمودند)

پرونده انتخابات ایرانشهر (بلوچستان) حاکی است که در تاریخ ۵بهمن ۳۳۰ از طرف بخشدار از ۷۲ نفرمعتمدین محل و طبقات ششگانه دعوت بعمل آمده (چون ۱۰۸نفر با سواد در حوزه انتخابیه مذکورنبوده از ۷۲ نفر دعوت بعمل آمده) و پس از تعیین ۳۶ نفر و انتخاب اعضای اصلی و علی البدل از بین آنها و انتشار آگهی انتخاباتی و تعیین شعب فرعی از تاریخ ۲۶بهمن لغایت ۳۰ بهمن ۳۳۰ جهت توزیع تعرفه و اخذ رای تعیین گردیده و مجموعا۱۱۹۲۴ تعرفه توزیع گردید پس از استخراج آراء در نتیجه آقای مراد ریگی باکثریت ۷۴۹۰رای از حوزه انتخابیه ایرانشهر بنمایندگی هفدهمین دوره تقنینیه انتخاب شده‌اند. از طرف انجمن مرکزی یک هفته جهت وصول شکایات اعلام و در مدت مزبور شکایاتی بدفتر انجمن رسیده که چون انجمن شکایات رسیده را غیر وارد تشخیص می‌دهد در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۳۱ اعتبارنامه بنام آقای مراد ریگی صادر و انحلال خود را اعلام می‌نماید. پرونده مزبور بشعبه اول ارجاع و چون شعبه نتوانست در ظرف مدت ده روز مقرر گزارش خود را به مجلس بدهد پرونده بشعبه پنجم ارجاع و شعبه پس از رسیدگی بمحتویات آن و توجه بشکایات رسیده بمجلس شورای ملی صحت انتخابات حوزه بلوچستان و نمایندگی آقای مراد ریگی را تایید و اینگ گزارش آنرا تقدیم مجلس شورای ملی می‌نماید.

فرامرزی – آقا این اصلا حالا قابل طرح نیست

قنات آبادی - آقایانی که پارلمانترهستند می‌گویند قابل طرح نیست آقای نبوی هم مخالفند

رئیس - من از آنها پارلمانترم. آن جزء بعدش را نگفتم آقای حائری زاده مخالفید با این پرونده مخالفید؟

فرامرزی – اصلا این قابل طرح نیست آقا

ناصر ذوالفقاری - اکثریت برای رای نیست، شما چطور این را طرح می‌کنید؟

- تعیین موقع و دستور جلسه بعد- ختم جلسه[ویرایش]

رئیس - می‌ماند برای جلسه آینده بعد از رای، جلسه آینده روز پنجشنبه ۴ تیر دستور اول رای بنمایندگی آقای دکتر طاهری و بعد سایر اعتبارنامه‌ها (مجلس دو ساعت و ۲۰ دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس شورای ملی - اورنگ