مذاکرات مجلس شورای اسلامی دوره ۱ جلسه ۲۳

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو

مجلس شورای اسلامی دوره ۱ جلسه ۲۳

رئیس جلسه: اکبر هاشمی رفسنجانی

تاریخ: ۱۳۵۹/۰۵/۰۲

شماره روزنامه رسمی: ۱۱۰۲۴

زمان: ۱۰:۴۵ تا ۱۳:۲۰


اعلام رسمیت جلسه و تلاوت آیاتی از کلام الله مجید[ویرایش]

رئیس- بسم الله الرحمن الرحیم . جلسه رسمی است . آقای الویری دستور جلسه را بخوانید .

الویری – بسم الله الرحمن الرحیم . دستور جلسه روز پنجشنبه ۲مرداده ۱۳۵۹ .

  • ۱- تلاوت آیاتی از کلام الله مجید
  • ۲- نطق های قبل از دستور .
  • ۳- ادامه بحث درباره گزارش کمیسیون تحقیق راجع به پرونده انتخاباتی آقای حسن آیت
  • ۴- گزارش شعب ده گانه
  • ۵- گزارش کمیسیون تحقیق راجع به پرونده انتخاباتی آقای سید احمد حسینی از مرودشت
  • ۶- قرائت اسامی غائبین جلسه قبل

رئیس- قرائت کلام الله مجید شروع می شود .

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

و اذقال عیسی بن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم مصدقا لما بین یدی من التوریه و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد فما جاء هم بالبینات قالوا هذا سحر مبین . و من اظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی الی الاسلام والله لا یهدی القوم الظالمین . یریدون لیطفوا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون . هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیطهره علی الدین کله و لو کره المشرکون . صدق الله العلی العظیم ( نمایندگان صلوات فرستادند )

بیانات قبل از دستور آقایان غلامرضا حسنی ، عابدین زاده[ویرایش]

رئیس- با اینکه ما معمولا برای سخنرانی پیش از دستور سه نفر را اجازه میدادیم ، چون امروز کارمان زیاد و وقتمان کم است . با عرض معذرت فقط دو نفر از آقایان می توانند صحبت کنند و با اینکه وقتشان همان ده دقیقه است . از آقایانی که دعوت میشوند و تشریف میآورند تقاضا میکنم هر چه ممکن است صحبتشان را کوتاهتر کنند و وقت نفر سوم برای جلسه بعد محفوظ میماند .

منشی – ناطق اول آقای غلامرضا حسنی نماینده ارومیه هستند .

غلامرضا حسنی[ویرایش]

بسم الله الرحمن الرحیم . السلام علیکم و رحمه الله و برکاته . پیشنهادات و مطالبی که لازم میدانم بعرض هیات رئیسه و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ایران و مسوولین امور برسانم بشرح ذیل میباشد .

۱- استان آذربایجان غربی از لحاظ جغرافیائی باین شکل است ۱- به شوروی ، ۲- به ترکیه ، ۳- به خاک عراق و بوسیله حکومت عراق با اسرائیل و امریکا و انگلستان و شوروی و مصر و غیره متصل است ( یکی از نمایندگان – احسنت ) عوامل خود فروخته عراق در داخل منطقه فعالیت دارد حتی موقعی که حزب خلق مسلمان آمریکائی رادیو و تلویزیون تبریز را اشغال کرده بود صدام حسین ۲۲۰۰ قبضه اسلحه برنو ، ژ-ث کلاشینکف و پارابلوم و ۲۲ قبضه آرپی چی هفت با ۱۹۰۰۰۰ تیر فشنگ وسیله دو حزب خائن دموکرات و کوموله بحزب خلق مسلمان تبریز ارسال داشته بود . به بنده گزارش رسید راههای خوی و سلماس و شاهیندژ و میاندوآب را قهرمانان مسلح آذربایجان غربی بستند و همان اسلحه مهمات و ۱میلیون دینار عراقی را شیخ عزالدین حسینی و قاسملو باحسان پدر صدام مصرف کردند . غرب کشور از هر چیز بالاتر است حتی از سدسازی های بار انداز چائی و نازلوچائی و شهر چائی دادهنه چائی و زولاچای سلماس و دره قطور خوی نیاز مبرمی به تامین امنیت منطقه داشته و دارد . شکسته استخوان داند قدر مومیائی را برای مثال قریه بزرگ آباد که زادگاه بنده میباشد پسران و دختران از ۱۵ سال ببالا مسلح و از حریم اسلام و قران و کشور خود پاسداری داده و کشیک میدهند . نمایندگان محترم حتی از ۱۲۰ خانوار این قریه سی خانوار سرپرست خود را فدای امام امت و انقلاب کبیر ایران نموده است یعنی شهید و مجروح و معلول و بگروگان حزب دمکرات خائن داده است اما سی نفر شیر زنان بجای مردان شهید شده خود ، باز سنگر اسلام و قران را ترک ننموده و مشغول پاسداری هستند و در سنگر اسلام محکم و مستحکم ایساتاده اند . هر روز نوعا رادیو و تلویزیون و رسانه های گروهی اعلام مینماید فلان کودتاگر با این شکل و قیافه در هر کجای ایران دیدید دستگیر نمائید متاسفانه و غافل از اینکه جنایت کارترین افراد خودش را بیکی از شهرهای مهاباد و بوکان ، سردشت و پیراشهر رسانید خودش را بعراق و اسرائیل و مصر و امریکا رسانده است . عملا این چهار تا شهری که برادران اهل تسنن دینی و مذهبی و ملی ما سکونت دارند وسیله احزاب حخرب و خیانت پیشه میتوانم بگویم در حال تجزیه هست و یا عملا تجزیه شده است و برادران و خواهران تسنن ما زیربار اسارت و سلطه جابرانه ظالمانه و غاصبانه آنها ادامه حیات میدهند . من پیشنهاد مینمایم هر چه زودتر و سریعتر این چهارتا شهر و حومه های آنها وسیله ارتش و سپاه پاسداران و کمیته های رزمنده و مقاوم آذربایجان غربی بتصرف کامل نیروهای فوق الذکر در بیاید حتی احزاب دمکرات و کوموله و چوت یاران و سیاهی و چریکهای فدائی خلق زنگ رئیس قریه تکاب و شاهیندژ را غارت و عده ای از بهترین فرزندان این آب و خاک را بخاک و خون کشیده اند تا کی بقول امام امت خمینی بت شکن (نمایندگان سه بارصلوات فرستادند ) ماعزادار خواهیم بود . ۲۰نفر هم اخیرا درقریه بند ۴ کیلومتری ارومیه بهترین فررندان ما را شهید ومجروح نمودند مطابق اصل ۷۶ قانون اساسی مجلس شورای اسلامی حق تحقیق وتفحص درتمام امور کشور را دارد لذا جریان را خلاصه وار عرض میکنم . به سپاه پاسداران ارومیه گزارش میرسد دربند عده ای مسلح هستند سپاه ارومیه از کمیته مرکزی ارومیه وسیله تلفن دومرتبه میپرسد .آیا شما پاسدار مسلح در آنجا دارید . کمیته جواب میدهد ما در آنجا افراد مسلح نداریم . من در اینجا طبق همین ماده قانون اساسی از شورای فرماندهی سپاه پاسداران ارومیه بعنوان کمیته آنجا نبود . شما وظیفه تان این نبود که با احتیاط کامل و با اخذ نیرو از ارتش و کمیته ها آنجا را محاصره میکردید و افرادی که در آنجا مسلح هست و مردم را اذیت میکنند دستگیر کرده و بدست عدالت و دادگاههای انقلاب اسلامی میسپردید ؟ متاسفانه اینها این کار را نکرده اند و همینطور ۲۶ نفر از بهترین فرزندان ما یعنی سپاه پاسداران را وسیله ماشین بآنجا فرستادید البته موضوع را تلفونی بمن گفته اند و فردا خودم میروم و تحقیق بیشتری درباره آن میکنم . همینطوری این پاسدارها پیاده میشوند و میپرسند آقا شما کی هستید ؟و اینها را به رگبار مسلسل میبندند لذا ۱۴ نفر شهید و ( زنگ زئیس – سکوت نمایندگان )نفر مجروح و ( زنگ زئیس – سکوت نمایندگان )نفر هم فرار میکنند . پیشنهاد دوم بنده این است که پس از تامین امنیت منطقه تاسیس سدهای فوق الذکر و مورد تقاضا برای این مرزداران را از رهبر کبیر انقلاب ، از ریاست جمهوری ، از مجلس شورای اسلامی میخواهم . پیشنهاد سوم این است که برای کشاورزان ، دولت و مجلس شورای اسلامی نرخ های مشخص تعیین بکنند تا سطح تولید در کشور بالا رفته و کشور از لحاظ کشاورزی مستقل بشود که زیر بنای هر جامعه محسوب میگردد ۴- اراضی بایر و مواتاستان غربی ایران باید دائر و معمور گردد .

مطابق اصل ۴۵ و بند ۹اصل ۴۳ البته من نمیدانم وقت دارم بخوانم یا نه ؟

رئیس- وقتتان تمام شد نیم دقیقه وقت دارید .

غلامرضا حسنی – انفال و ثروتهای عمومی از قبیل زمینهای موات بارها شده ، معادن ، دریاها ، دریاچه ها ، رودخانه ها و سایر آبهای عمومی ، کوهها ، دره ها ، جنگل ها ، نیزارها ، بیشه های طبیعی ، مراتعی که حریم نیست ، ارث بدون وارث ، اموال مجهول المالک و اموال عمومی که از غاصبین مسترد میشود ، در اختیار حکومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نماید تفصیل و ترتیب استفاده از هر یک را قانون معین میکند (رئیس- وقت شما تمام شد ) دو دقیقه دیگر وقت میخواهم (رئیس- بفرمائید ) اصل ۴۳ برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد با حفظ آزادگی او ، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر اساس ضوابط زیر استوار میگردد تا میرسد بند ۹تاکید بر افزایش تولیدات کشاورزی ، دامی و صنعتی که نیازهای عمومی را تامین کند و کشور را بمرحله خودکفائی برساند و از وابستگی برهاند . والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته .

منشی – آقای کامل عابدین زاده .

کامل عابدین زاده[ویرایش]

بسم الله الرحمن الرحیم . با عرض سلام به حضور خواهران و برادران مطالبی که جناب حسنی فرمودند خواستم منهم عرض کنم فقط یک نکته را اشاره می کنم و آن اینکه پاسداران و کمیته ها امید دل ما هستند . اما قوای نظامی ارتش و ژاندارمری وسائل نظامی کافی در اختیار آنها نمیگذارند . چون من خودم در سپاه بودم و یک نقص دیگری که داریم . برادران سپپاهی ما آنچنان که شایسته است اصول نظامی را یاد بگیرند یاد نمیگیرند و بیخود شهید میشوند . همانطور که جناب حسنی هم گفتند و مسائل دیگر راجع به همان مساله اقتصاد شهر ما است . ما یک کارخانه قند داریم . این کارخانه در حد معمولی ظرفیتش در یکسال میتوانست ۱۹ الی ۲۰ تن شکر بدهد اما بعلت لطف دولتهای گذشته موقت و فعلی آنچنان این تنزل پیدا کرده که الان ۵۰۰۰ تن نمیتواند سال آینده تولید کند و آنطور که برآورد کرده ایم این کارخانه می خوابد . الان کود ندارد به کشاورزان بدهد ( یکی از نمایندگان – نام شهرتان چیست ؟) خوی ، چون وقت نیست من خیلی فهرست وار عرض میکنم . من نمیدانم این مساله کارخانه قند را باید به کی بگویم مساله سوم من نمیدانستم که امروز وقت میرسد یا نه طوماری بود که مردم شهرما و ارگان های انقلابی شهر ما امضاء کرده بودند که تقدیم هیات رئیسه مجلس بنمایم ان شاء الله می آورم .طومار مفهومش این است . مردم و دادسرای انقلاب ، کمیته انقلاب ، انجمن اسلامی معلمان و سایرین این طومار را امضاء کرده اند و از مقامات مسوول خواستار این شده اند که انحلال سازمانها و حزبهای غیر اسلامی را که بر علیه جمهوری اسلامی در توطئه اند اعلام نماید . از جمله سازمان باصطلاح مجاهدین خلق و باصطلاح چریکهای فدائی خلق و جبهه ملی این عشرتکده سیاسی سرمایه داران و خوانین و تمام شاخه های منشعب از آن که ان شاء الله تقدیم هیات رئیسه می کنیم و حزب توده که خط امام از آن مشخص است ( خنده نمایندگان ) مساله چهارم عرض کنم ، من نمی خواستم آنرا اینجا مطرح کنم زیرا مساله بسیار مهمی است و بطور کتبی به مقامات مسوول نوشته بودم ولی متاسفانه صدائی بگوش نیامد و آن مساله مدیرعامل تلویزیون جناب تقر فراهی است . من این شخص را معرفی می کنم . پدر ایشان حاج شیخ صادق روحانی ساواکی فراری است ( یکی از نمایندگان – صحیح است ) دقت میفرمائید . ( خلخالی – روحانی نما ) بلی ببخشید جناب آقای خلخالی صحیح میفرمائید دزد لباس ( خنده نمایندگان ) ( موسوی تبریزی – تمام خصوصیات او را بگویید ) چشم می گویم ، از زندگی این جناب حاج شیخ صادق فهرست وار بگویم ، در سال ۴۲ من چهارم ریاضی را می خواندم . هیچ یادم نمیرود رفته بودم مسجد ایشان ، چون ایشان معتقد بودند السلطان ظل الله فی الارض به مردم دهات این طوری فهمانده بودند اگر شاه نباشد زمین و آسمان قرار نمیگیرد خدا را در زیر این سقف و در پیشگاه نمایندگان ملت به سوگند یاد میکنم که ایشان آنچنان دهات را برعلیه انقلاب تحریک و تحریض نموده بود که به شهر حمله کرده و ۲۰ بهمن جمعه سیاه خوی به یاری بازنشستگان و ژاندارمری و شهربانی شهر ما را تاراج کرده و مغازه را سوزاندند ، ملاحظه فرمودید . ایشان در سال ۴۲ که من خودم در مسجد بودم ملاحظه بفرمایید ، درخت کنجل که درختی مج معوج است ایشان اظهارنظر فرموده اند که از درخت کنجل مجتهد در میآید ولی از خمینی مجتهد در نمیآید . این مطلب را من خودم در مسجدش نشسته بودم و شنیدم .

دکتر هادی – آقای هاشمی من یک تذکر آئین نامه ای دارم .

رئیس- بعد می توانید تذکر بدهید .

دکتر هادی – خیر، خلاف قانون اساسی است نباید در مجلس چیزی گفته بشود شما آبروی یک نفری را توی مجلس می برید .

خلخالی – آبرو ندارد .

دکترهادی – کسی که پدرش اینطور بوده به خودش چه ربطی دارد ؟

خلخالی – خودش هم همینطور است .

دکتر هادی – آیروی یک کسی را در مجلس ببرید و بعد او حق داشته باشد .

رئیس- خیلی خوب بفرمایید .

عابدین زاده – من تعجب میکنم ، من تعجب می کنم جناب آقای دکتر هادی .

رئیس- تذکر آقای هادی این بود که چیزی که راجع به پدر ایشان گفته میشود ممکن است مربوط به خود ایشان نباشد .

عابدین زاده – آقا اجازه بفرمایید ، من حرفم را تمام بکنم جناب هادی بعد اظهار نظر بفرمایید .

رئیس- بفرمایید .

عابدین زاده – ایشان الان فراریند و در تهران در خانه پسرش هستند . ( خنده نمایندگان ) در خانه پسرشان هستند ملاحظه فرمودید جناب دکتر هادی و عرض کنم برادر آقای تقی فراهی قبلا در نخست وزیری بود و ساواکی بود و خواهر رییس ساواک شهر ما را به زنی گرفته بود ، رئیس ساواک شهر ما معصومی بود که خواهر او را برادر تقی فراهی به زنی گرفته بود ( یکی از نمایندگان – الخبیثات الخبیثین ) و خودش هم عرض کنم دو سال قبل زنش صیغه اش شده بود .

رئیس- خواهش میکنم جهات دیگر را مراعات کنید .

عابدین زاده – بلی چشم . من تعجب میکنم در این دوره و زمانه کسی پیدا نشده ( اعتراض و همهمه نمایندگان )

یکی از نمایندگان – ابتذال ایجاد نکنید .

رئیس- آقای عابدین زاده خواهش می کنم در مورد خود ایشان بفرمایید ( اعتراض نمایندگان )

عابدین زاده – مساله دیگر در منطقه ائمه الکرد ، آنچنان که شایسته است در مناطق کردنشین تعقیب نمیشود مثلا صنارمامدی معروف الان رفته به ترکیه و از ترکیه به شوروی است والسلام علیکم و رحمه الله .

باباصفری- من تذکر آئین نامه ای دارم .

رئیس- تذکر آئین نامه ای را بفرمائید .

باباصفری – من استدعا می کنم .

باباصفری – ماده ای است که مربوط به حیثیت از اسلام ‹‹ ولاتزر وازره وزر اخری ›› میشود برادرمان همه چیز را گفتند جز گناهانی که مربوط میشود به تقی فراهی .

رئیس- خوب اینرا که ما تذکر دادیم ، شما چیزی اضافی دارید بفرمایید

باباصفری – خیر من فقط می گویم که چطور مجلس تحمل میکند که ادامه پیدا بکند .

یکی از نمایندگان – نباید اجازه بدهید بگوید .

رئیس- آقای شهرکی .

موسوی تبریزی – بگذارید مردم چهره ها را بشناسند .

رئیس- آقای موسوی شلوغ نفرمایید .

شهرکی – جناب آقای هاشمی سوال من این است که با توجه باینکه در آئین نامه داخلی مجلس پیش بینی نشده که اگر کسی امروز برای نطق قبل از دستور نوبت گرفته باشد به روز دیگر موکول بشود و تا حالا هم عمل نشده چنین جیزی که جنابعالی فرمودید که نوبت نفر سوم به روز بعد موکول بشود و با توجه باین که در نطق قبل از دستور بایستی مسائل اساسی مملکت مطرح بشود مسن چندین نوبت است که وقت میگیرم و موفق نشده ام باین دلیل که یک روز گفتند که چون شورای نگهبان می خواهد صحبت کند شما نمیتوانید صحبت کنید .

رئیس- آقا شکایت قبلی را نگویید حالا اگر مطلبی دارید بفرمایید .

شهرکی – من الان مهمترین مساله را عرض می کنم مردم ۱۸۰ روستا در سیستان از بی آبی دارند می میرند آنوقت من نتوانستن بیایم اینجا دو کلمه صحبت کنم .

رئیس- صبح زودتر از دیگران تشریف می آوردید اینجا و وقت می گرفتید .

شهرکی – اول وقت ساعت ۵/۵ هم آمده ام وقت هم گرفته ام مساله این است که خلاف آئین نامه نبایستی عمل بشود نفر سوم نمیتواند نوبتش برای روز بعد باشد .

منشی – امروز نوبت شما نیست آقای شهرکی نوبت آقای طاهری است .

رئیس- ما این تذکرتان را قبول می کنیم اگر خلاف آئین نامه بود حذف می کنیم ولی شما از حد تذکر آئین نامه ای تجاوز فرمودید .

ادامه بحث پیرامون اعتبارنامه آقای آیت و تصویب اعتبارنامه ایشان از طرف مجلس[ویرایش]

رئیس- آقای آیت برای دفاع از پرونده خودشان تشریف بیاورند .

آیت – بسم الله الرحمن الرحیم . و مکرو اومکرالله و الله خیرالماکرین .

گفت آن یار کزاو گشت سردار بلند جرمش آن بود که اسرار هویدا می کرد

روزیکه جناب آقای احمد سلامتیان به اعتبارنامه من اعتراض کردند بسیاری در داخل مجلس خندیدند و تعجب کردند و همینطور بسیاری در خارج مجلس . من هم از خوشحالی که داشتم خندیدم ولی تعجب نکردم خوشحال شدم برای اینکه بمصداق تعرف الاشیاء باضدادها من به ضدم شناخته می شدم کسی که خواهیم دید در جبهه ملی دوم با شاهپور بختیار و خسرو قشقائی چه در خارج و چه در داخل همکاری داشته است کسی که در جبهه ملی چهارم در سال ۱۳۵۷ ، آن جبهه ملی که امام اخیرا بحدی ناراحت بودند که فرمودند بروند گم شوند . هم سخنگو بود و هم معاون و کسی که الان دفتر باصطلاح هماهنگی رئیس جمهوری و مردم را تشکیل داده و سنجش افکار این دفتر اعلام کرده است که امام خمینی در بین مردم ۴۸ درصد طرفدار دارد و دیگری ۶۸ درصد .

خلخالی – سند نشان بدهید .

آیت – با سند صحبت می کنم .

رئیس- آقای خلخالی سکوت را رعایت کنید .

خلخالی – چرا می گذارید آقای آیت رسوایی ببار بیاورد اینها دارند مردم را خفه می کنند .

رئیس- آقایان سکوت را مراعات کنند . من احساس می کنم آقای خلخالی و برادرش تصمیم گرفته اند مجلس را بهم بزنند و من این مجلس را قاطع اداره می کنم و اخلال را بهیچ گونه تحمل نمی کنم من احساس میکنم موقعیت مجلس حساس است هرکس هر تذکری دارد بوسیله یادداشت بدهد بمن آنهائی را که مصلحت باشد می خوانم و هیچ اخلاقی را تحمل نمی کنم بهر قیمت تمام بشود .

آیت – توجه بفرمایید آقای هاشمی من تمام این سروصداها را جزو وقت خودم بحساب نمیآورم .

رئیس- من هم استثناء میکنم ( یکی از نمایندگان – تذکر دارم ) تذکر در چه ماده ای ؟ اگر ماده را ندارید بنشینید هر کس تذکر دارد بفرستد اینجا تذکر آئین نامه ای را می خوانم .

آیت – سنجش افکاری که اعلام کرده بود مسعود رجوی نماینده اول تا سوم تهران خواهد شد چنین فردی با من مخالفت کرده است و این باعث افتخار من است معلوم میشود ضربتی که من باینها وارد کرده ام و خواهم گفت که آن ضربت چه بوده آنقدر کاری و موثر بوده که آنها را گیج کرده و دیوانه وار دست بهرکاری می زنند .

رئیس- در تعبیراتتان مواظب باشید که اهانتی پیش نیاید .

آیت – اهانتی نیست و به مصداق و عسی ان تکرهوا شیئا و هوخیر لکم ، البته من کراهتی نداشتم ولی بعضی از دوستان ناراحت شدند شما خواهید دید که این بنفع انقلاب و به نفع اسلام است چون دشمن خیلی کارها کرد ولی همانطور که در ابتدای کار گفتم و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین ، آنروز که اینها آن نوار را با تحریف و با حذف بسیاری از آن که استخراج شده اش اینجا هست در روزنامه ها منتشر کردند من موضوع را تشبیه کردم به جریان سینما رکس آبادان که شاه بوجود آورد که مذهبیها را بکوبید ولی مشتی شد بر مغز خودشان اینها هم اینرا بوجود آوردند که حزب جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی را بکوبند ولی خواهیم دید که چه خواهد شد و تابحال چه شده است این ارزوی من بود ، در قم من صحبتی کرده بودم و گفتم نوار صحبت من را خواهش می کنم برای امام ببرید قبل از بیماری امام پیش امام رفتم و پیامی از آیت الله منتظری داشتم در آنجا گفتم من می خواهم نواری پر کنم و خدمت شما بیاورم و یا نوشته ای و می خواهم در آن این مساله را عنوان کنم که موضوعی را که سر آیت الله کاشانی آوردند الان می خواهند در مورد شما پیاده کنند و خوشبختانه این دو نوار توسط حریف بدست امام رسید و آنچه که من می خواستم گفته شد اما اصل مطالب . آقای سلامتیان خواستند از فن تبلیغ استفاده کنند چون چیزی نداشتند می خواستند کاهی را کوهی کنند اول آمدند و گفتند پرونده صفر فلان که من فرصت نکردم . بخوانم خواهیم دید که چه چیزهائی در آن هست و باید باشد . بعد گفتند که پرونده حزب زحمتکشان را هم از جاسوسخانه خواسته ایم که بیاید آیا آمده است یا خیر ؟ البته در این مورد من توضیح خواهم داد ، آمده است ولی در این پرونده بدیهی است که اسمی از آیت نیست ایاست که ازغندی در آن صحبت ست که روزنامه اطلاعات اداره می کرده مثل اینکه ما به آقای هاشمی رفسنجانی بگوییم شما در جائی نشسته اید که قبلا شریف امامی می نشسته . باید دید کرسی آزاد چه بوده و من در آن چه گفته ام و چه نقشی داشته ام . شما می دانید که در سال ۱۳۳۹ یعنی ۷سال پس از کودتای ۲۸ مرداد سیاست آمریکا که مسلط بر ایران بود در شرف عوض شدن بود یعنی می خواست دریچه اطمینان را باز کند که انقلابی رخ ندهد همینطور که در سال ۱۳۵۶ هم همین کار را خواست بکند خوب ، فرصتی پیش آمده بود که سیاسیون و مبارزین استفاده کنند علیه آن دستگاه آیت الله کاشانی و دوستانش که بعد مفصلتر بحث خواهی داریم و من تا آنجا که فرصت باشدخدمت همه آنها خواهم رسید ) ، این جبهه ملی جبهه ملی دوم است ، اعضایش امثال شاهپور بختیار و ابوالفضل قاسمی و دکتر خنجی که البته کرامات زیادی دارند باید تلاش کنیم و ثابت کنیم که آزادی نیست ، و اگر آزادی هم بود که از آن استفاده کنیم بر این اساس بود که روزنامه اطلاعات کرسی آزادی هند شد خوب در این کرسی من چه گفتم ؟ این شماره اطلاعات سه شنبه ۱۴ آذر ۱۳۴۰ است توجه کنید ۱۹ سال پیش از قول من بالای آن تیتر هست ، اعلامیه اللهیار صالح ، بشما بگویم که این روزنامه آنقدر تاثیر کرد که چند بار چاپ شد که حالا من فرصت ندارم جزئیات مساله را بگویم فقط قسمتی از آنرا می خوانم شروع صحبت من اینست . در آن رونامه نوشته است . آقای آیت دانشجوی رشته فوق لیسانس علوم اجتماعی اظهار داشت ‹‹ ولاتحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا ›› چند روز دیگر روز ۱۶ آذر است رئیس – اعتبار نامه آقای سال پیش در چنین ایامی بدستور دولت سپهبد زاهدی بمنظور تجدید رابطه ننگین و اسارت آور با انگلستان سه تن از رزمندگان راه راستی و آزادی را در صحن مقدس دانشگاه بضرب گلوله از پای درآوردند دولت زاهدی مانند سایرین تصور میکرد که با شکنجه ‹ قبل از اینکه قسمتهای دیگری از آنرا بخوانم مولوی شعری دارد که می گوید ›› .

چون خدا خواهد پرده کس را درد میلش اندر پهنه پاکان برد

همین است آقای سلامتیان دیروز فرمودند که آیت در روزهای ۱۶ آذر سرکلاس می رفته و به دانشجویانی که سر کلاس نمی رفته اند برای آنها غایب می گذاشته است نظر آیت در ۱۳۴۰ راجع به ۱۶ آذر ، آنروزی که جبهه ملی دوم ، اصلا آیه قرآن بلند نبودند حالا گاهگاهی چرا ، می خوانند ، با آیه قران شروع کرده و مطالبش را گفته و بعد یکی از دانشجویان من اینجاست آقای بشارتی می توانند سوابق را بگویند می توانید بپرسید ولی اصلا تنها کسی که سر کلاسهای دانشگاه حضور و غیاب نمیکرد من بودم و اگر احیانا هم حضور و غیاب می کردم همیشه اعلام کرده بودم که من کسی را بعلت غیبت از امتحان محروم نمی کنم ، حضور و غیابی نمیشد و اگر برای خالی نبودن عریضه که دانشکده اعتراض نکند گاهی غیبتی گذاشته می شد که آنهم محسوب نمی شد نمی گذاشتم بحد نصاب برسد . ( بشارتی - صحیح است ) و اما مبارزات من در دانشگاه البته مشهور است و می دانند . آنهائیکه این مسائل را می شنوند چه استاد و چه دانشجو می خندند چون دیده اند که شدیدترین حملات را بدستگاه من می کرده ام و بارها بخاطر این سازمان امنیت احضار شده ام و در پرونده ساواک منعکس است این احضارهای مکرری که من شده ام و به ساواک رفته ام اینها مشخص است و دانشجویان من همه اینها را می دانند همین آقای دکتر افتخار جهرمی که اینجا آمد شاهد است که دو نفر استاد دانشکده حقوق دانشگاه ملی سرسختانه مقابل دستگاه ایستادند و شما اسم این دو نفر را چه در آن دانشگاه و چه در جای دیگر حتی بطرز تشریفاتی خیلی ها را من می توانم اسم ببرم که توی حزب رستاخیز اسم نوشتند البته آقای سلامتیان ، ایران تشریف نداشتند نمیدانند که آنموقع مبارزه چقدر مشکل بود در ایران حتی اسم ننوشتن چه نقشی می توانست داشته باشد ولی ما حتی این اسم تشریفاتی را هم ننوشتیم در هیچ جا ، و همه جا ایستادیم در دانشکده حقوق دانشگاه ملی من بودم و دکتر کاشانی ، آقای دکتر افتخار جهرمی البته سال ۵۶ آمدند در ایران و نظر دانشجویان دانشگاه ملی را نسبت بمن می دانند که من حتی بعنوان تدریس عربی سوره توبه را برای بعضی ها متن قرار داده بودم که آن آیات انقلابی را برایشان بخوانم و معنی کنم بعضی از دوستان دادشان بلند شد که چرا بی مدرک حرف می زنی من بی مدرک حرف نخواهم زد ولی نمیدانم آنروز چرا درد بی مدرکی نگرفته بودند آنروز که ایشان گفت که آیت درس انقلاب سفید می داده است چرا نخواستند که مدرکش را ارائه بدهد که آیت کجا درس انقلاب سفید می داده این دبیرستان رستاخیز جنوب شهر که من از نارمک چند تا خط اتوبوس سوار میشدم و می رفتم آنجا نصف دانش آموزان آن موقع یا بیشتر جزء سپاهیان پاسدارند و خودشان می گویند که آیت ما را فرستاد و خودشان می گویند که آیت چه چیزهائی را می گفت و در مجلسی که در مسجد جامع نارمک من صحبت می کردم یکی از همین جنبشیون که گاهگاه سوال می کنند سوال کرد که می گویند شما درس انقلاب سفید می داده اید بمحض اینکه سوال را خواندم چند نفر بلند شدند و اعتراض کردند و گفتند ما بوده ایم که او چی می گفته است در آن شرایط وحشتناک و چه مسائلی را مطرح می کرده است . یک مسائل جزئی دیگر هم ایشان مطرح کردند منجمله گفتند من کتاب ‹‹ ماموریت برای وطنم ›› شاه را تعریف کرده ام و گفته ام بخوانید . اولا اگر گفته بودم بخوانید اینکه جرم نیست امام هم کتاب تمدن بزرگ را گفت کتاب خوبی است بخوانید کتاب که بد نمی تواند باشد . اما اینرا هم من نگفتم که بلکه اینرا روزنامه دیپلمات نوشته بود که عبدالناصر کتاب شاه را می خوانده است و خواسته بود اینکار عبدالناصر را دلیل عظمت شاه بداند من اینرا سر کلاس مسخره کردم توجه فرمودید ، حالا آن مامور ساواک چگونه گزارش داده است نمی دانم البته این مساله جزئیست ایشان نکته دیگری هم اشاره کردند که آیت به دکتر بهشتی بد گفته است این دیگر خیلی جالب است که ایشان دلشان برای آقای دکتر بهشتی بسوزد بهشتی که با من فعلا همکار و همرزم و همسنگر است و ما از سال ۴۲ در اصفهان بحثی داشتیم راجع به مرجعیت که آیا مرجعیت باید شورائی باشد یا فردی و از همانجا هم آدرسی دادند و بعدها حتی در این مجلس هستند کسانی که قبل از انقلاب به آقای دکتر بهشتی ایراد می گرفتند می گفتند زندگی ایشان تجملی است حالا چند تا فرش را اسمش را گذاشته بودند تجمل و من اتفاقا در مورد آقای دکتر بهشتی این جمله را گفته ام که امام موسی کاظم دستورالعملی که باصحابش داد یک جیم نوشت بعضی ها جنون را اختیار کردند برای اینکه زیر بار دستگاه هارون نروند و بعضیها جلای وطن و بعضی ها جلال را و گفتم از کجا که آقای دکتر بهشتی برای رد گم کردن اینجور زندگی را پیش نگرفته باشد شاید این مساله را من جلوی آقای پرورش هم گفته باشم بهرحال مساله ای نیست خواستم دلسوزی ایشان را نسبت به آقای دکتر بهشتی هم البته دوستان مستحضر باشند . در مورد این کرسی آزاد برای اینکه بدانید سوزش از کجاهاست این اقای اللهیار صالح یکی از افراد موثر جبهه ملی بود و در آن مجلس طاغوتی شاهنشاهی دوره بیستم هم شرکت کرد و این آقای سلامتیان و همپالگی هاشان هم توی میدان بهارستان پشت سر آقای صالح سینه می زدند و اینها جبهه ملی ها رسمشان بوده و تا آخر وقت هم می گفتند ما سلطنت را رد نمی کنیم حالا هم که معلوم است آقای ابوالفضل قاسمی و شاپور بختیار در مقابل این نهضت چکاره اند و با کی همکاری می کنند اما آنموقع پهلوی دانشجو که می رسید می گفت من ضد شاه هستم و مخالف شاه هستم من در اینجا یک حمله دوجانبه کردم هم به صالح در آن شرایط ، البته خیلی ظریف و هم به اینکه چرا تولد ولیعهد را ایشان جشن گرفته بود ، البته از قول یک دانشجو نقل شد و نمی شد بگوئیم چرا تولد ولیعهد را جشن گرفته اید موضوع این هست گفتم دانشجو بمن اینطور گفت که در کرسی آزاد عده ای اللهیار صالح را کمونیست و یا همکار کمونیستها خوانده اند در حالی که ما می دانیم کمونیستها و توده ایها با سلطنت مشروطه و شاه همیشه مخالف بوده اند چطور میشود اللهیار صالح را کمونیست خواند در صورتی که هزاران نفر از مردم کاشان شاهدند که ایشان تولد والاحضرت ولیعهد را جشن گرفته اند آن دانشجو برای اثبات ادعای خودش اعلامیه ای را که صالح منتشر کرده بود و در آن مردم را دعوت کرده که در جشن تولد والاحضرت ولیعهد شرکت بکنند بمن داد و از من خواست که ان اعلامیه را در اینجا بخوانم ، بالای این اعلامیه عکس اعلیحضرت همایونی قرار دارد و متن این اعلامیه هم اینست . ‹‹ بمناسبت میلاد با سعادت فرزند والاتبار شاهنشاه ولیعهد ایران که دوام و پایداری رژیم سلطنت مشروطه را بعموم ملت نوید می دهد مجلس جشنی در میدان کمال الملک در تاریخ سه شنبه دهم آبانماه ۱۳۳۹ فردا از ساعت ۵/۱۴ برقرار میشود از عموم همشهریان تقاضا میشود که در این جشن حضور بهمرسانند و در این سرور ملی شرکت فرمایند اللهیار صالح ›› و بعد بقیه سوابق جناب صالح را که ایشان گفتند بوطن پرستها در کرسی آزاد حمله می شد. منظور ایشان لابد آقای صالح بوده است عضو حزب ایران حزب ایرانی که تکلیفش را من باز هم در اینجا روشن خواهم کرد و بعد هم گفتم که این آقای صالح اعلامیه منتشر کرده و دکترین آیزنهاور را تایید کرده البته برای اینکه حزب ایران را خوب بشناسند دوستان گرچه می شناسند یکی از اعضاء بسیار مهمش هم شاپور بختیار بود و یکی هم ابوالفضل قاسمی و این یک شجره خبیثه ایست از بعد از شهریور ۲۰ تا حالا و اگر آقایان خواستند من حاضرم ده ، بیست ، ساعت بعدها کنفرانس بدهم حالا فرصت نیست و در همین جا هم ضمنا به شاه و همپالکی هایش حمله کرده ام . دکترین آیزنهاور را شرح داده ام که چطور آمد صالح قرار داد کنسرسیون را تایید کرده و پیمان بغداد را تایید کرده و بعد گفتم که ایشان چیزی را تایید کرده که رژیمهائی مثل ملک حسین در اردن یا کامیل شمعون در لبنان یا رژیم نوری سعید در عراق متزلزل میشد . اگر این دکترین آیزنهاور تایید نمیشد بگذریم چون می دانم وقتم خیلی کم است آخر بار اگر فرصت بود بیشتر خدمت حضرات در این قسمت میرسم . البته مطالب دیگری هم که در کرسی آزاد گفتم فقط تیتر یکی دیگرش را من خواهم گفت . ‹‹ قانون کار در ایران اجراء نمیشد در کارگاههای قالی بافی خردسالان با چند ریال استخدام میشدند . کنسرسیون کارگران ایرانی را بدون دلیل اخراج می کرد ››‌این هم تیتر یکی از صحبتهای دیگر است البته اینجا یادداشتهای زیادی می آید من فقط بیکی از آنها اشاره می کنم . سوال شده که صریحا بگوئید آیا انقلاب سفید تدریس می کردید یا نه ؟ نه ، بنده انقلاب سفید تدریس نمی کردم ، خوب ، حالا باید نکته دیگری را هم که مهم است باید توضیح بدهم و بعد به سایر مسائل بپردازم . موضوعی است که ایشان خیلی همچون دلشان می خواست نگویند و می ترسیدند عفت عمومی جریحه دار بشود ، فلان و اینها بعد یواش یواش ، بالاخره گفتند که آیت در دامغان در کلاس ، در حضور جمعی دانش آموزی را بوسیده است من یکی از چیزهائی که همیشه علاقمند بودم اینست که همیشه می خواستم بزرگترین و کوچکترین چیزها را بدانم مثلا بزرگترین کوه در دنیا چیست . و اینها را خیلی هم حفظ هستم بزرگترین ساختمان چیست ، بزرگترین سیاره مثلا شهرهای یمانی است که خورشید یک میلیون و سیصد هزار برابر کره زمین است و شهرهای یمانی پانصد میلیون برابر کره خورشید است من از این آمار خوشم می آمد و خیلی هم حفظ هستم این درجنبه مادی درجنبه معنویش هم علاقمند بودم شجاعترین وداناترین فصیح ترین ازجهت مثبت واز جنبه منفی هم وقیح ترین ، کثیف ترین ورذل ترین اشخاص را بشناسیم . یک معیارهائی هم برای خودم قائل بودم . یکوقت بود می گفتند یزید کثیف ترین است وبعد موسی چومبه تواروپا پیدا شد گفتم نه بابا روی یزید سفید شد وبعد شاهنشاه آریامهر درایران پیدا شد گفتم که روی چوکبه هم سفید شد . بعد سادات پیدا شد دیدم که روی شاهنشاه آریامهر هم سفید شد بعد حالا نمی دانم چه کسی آخر ما فکر می کردیم که آیا رذل ترین دستگاههای ما ساواک بود آخر ما فکر می کردیم که آیا رذل ترین وخبیث تراز ساواک هم پیدا شد که تفاله های ساواک را ببلعند ونشخوارکنند حالا با ماجرای دامغان که البته با اختصار برای شما شرح می دهم ببینیم که چه کسانی هستند که قی کرده های ساواک را می بلعند . دراواخرسال ۱۳۴۲ من پس از سه سال انتظار خدمت به دامغان رفتم ودرحقیقت تبعید شدم اینکه می گویم درحقیقت نه بطور رسمی مراآنجا فرستادند . وقتی که به دامغان وارد شدم . البته مثل همه شهرهای ایران وازیک جهتی بدتر از سایرشهرهای ایران . آن قسمتی که مثل همه شهرهای ایران بود از نظر فرهنگ وسایر ادارات ، البته جون من درفرهنگ بودم وضع از نظرامور مالی بسیارید ووضع بسیار بدی از نظر امور امتحانی بود خویشاوندانشان ازاطراف می آمدند ودردامغان امتحان متفرقه میدادند، وقبولشان می کردند متنقذین سوالات را برایشان می نوشتند . حتی سوالات امتحانات نهائی که همه اش مدرک بود .پاکت لاک ومهر وموم شده را با بازرس می ساختند باز می کردند وسوالات را می نوشتند . ازنظر سیاسی هم دامغان وضع بسیار ناجوری داشت . شما می دانید ارتشبد نصیری اهل سمنان است وآن منطقه را شدید تحت کنترل دارد آن نواحی هم آنموقع از آیت الله شاهرودی تقلید میکردند . واسمی از حضرت آیت الله خمینی نبود ویا اگر بود کم بود . ازنظر اداری ومالی من دبیران را متشکل کردم وهمچنین تاحدودی از نظر سیاسی دیگر نمیشد افراد را بیخودی قبول کرد. دیگر نمیشد دزدی کرد دبیرانی که دونفری جرات نمیکردند پیش رئیس فرهنگ بروند .دسته جمعی تهدید به دست کشیدن از کار میکردند وخواسته های مشروع خودشان را به کرسی می نشاندند دراین مورد بحث زیاد است . اما ازنظر سیاسی چون چیزی که درپرونده منعکس است ومن بی مدرک کرده بود وبه همه جا میفرستاد والبته پولش راهم می گرفت . این قرآن را به دبیرستان آوردند ومن عضو شورای مالی دبیرستان بودم وبا خرید این قرآن را به مخالفت کردم . صادق نظر نصرت وآقای سلامتیان درپاریس بودند ونمیدانند ایران چه خبر بوده که یک دبیری توی دامغان با خرید قرآن آریامهر مخالفت کند . این توی پرونده ساواک منعکس است . یادتان هست که بهر مناسبتی از مردم پول میگرفتند. یکروز خرجهای جشن های شاهنشاهی ، یکروز خرج تاجگذاری ،یک روز خرج فلان … درپرونده منعکس است که آیت پول نداد صریحا پول نداد مهمتر ازاین ، نمیدانم دراین حد درپرونده منعکس است یا نه ؟ درآنروزهای جشن تاجگذاری من مریض بودم . یعنی جریان از این قرار است که ازاول سال تحصیلی که سال ۱۳۴۶ بود ساواک وآن متنفذین پایشان را توی کفش من کرده بودند درپانزده روز اول ماه شهریور رئیس فرهنگ وقت که بعد نماینده مجلس آریا مهری شد . از من خواست که چرا روزاول ماه شهریوز دبیرستان نیست این دراول سال یک بهانه جوئی بود ، بعد که من اعتراض کردم گفت که رئیس ساواک اینجا آمده ومن هم ناچارهستم ، گفت مراقب آیت باش . دومنی مرحله ای که میخواهم ببینید چطور آن سال بخصوص که دیگر تاب وتحمل را ازدست داده بودند ومیخواستند شرما راکوتاه بکنند . من درچهارم آبان یعنی روزیکه تاجگذاری میکردند البته تهران بودم وبه دبیرستان آنجا نمیرفتم چون جشن های تاچگذاری بود وفقط کسانی میرفتند که درجشن ها شرکت می کردند . ومن نرفتم . درچهارم آبان اتفاقا من مریض شدم . خوب همه میدانند که مریض را حقوقش را میدهند اینها حقوق من را قطع کردند وتا چند ماه بعدش هم حقوق را بمن ندادند . تا بعد مجددا حقوقم را پرداختند . بعد ازاین که بیماری من تمام شد این قسمت را میخواستم بگویم که گویا حقوق آذرماه یا مهرماه را حالا درست یادم نیست . حقوق را گرفته بود واز ترسش یک مبلغش را بعنوان چشنهای تاجگذاری داده بود . ومن این پول را پس گرفتم . توجه کنید اینها آنموقع خیلی دل وقلوهمیخواست ومن آن پول را پس گرفتم بهر صورت ، اینها همه انباشته شد ازقبل از عید ساواک وآن عناصر ناپاک وطاغوتی کارش را شروع کرد که البته آنها رکا که با من بودند تهدید کردند که پرونده می سازیم وآبرویتان را می بریم ما به دبیرستان دخترانه نمیخواهیم برویم چون میترسیم که برای ما پرونده سازی بکنند . عید شد ودیگر این مساله نشد بررسی بشدوبعد از عید که من به دامغان آمدم دیدم که بگوش من خورد که دانش اموزی که وابسته به ساواک بود گفته بود که من بای اینکه آبروی فلانی را ببرم سرکلاس بین جمع اورا خواهم بوسد وکسی هم باور نمکند که من اورا بوسیدم . این بگوش من رسید ومن مراقب خودم بودم . بهرحال مراقب بودم واو هم نتوانست چنین کاری را بکند وچنین اتفاقی هم نیفتاد اما درشهر شایع کردند وهمان موقع نه مردم ونه دبیرها قبول کردند . دبیره اکثرشان به نفع من اعتصاب کردند مردم تظاهرات کردند درخیابانها برای اولین بار اعلامیه پخش کردند وازمن دفاع کردند وساواک بوروبدترکیب وشکست خورده البته این که میگویم ساواک نمیگویم ساواک مرکزی دخالت داشته است عناصر ساواک درآن محل که اسامی شان هم درپرونده هست پاکسازی شدند رستاخیزبودند رهبرجمعیت سازمان زنان بودند اینها واین مساله هست ، حالا شما بپذیرید عده ای هستند که تفاله های ساواک را نشخوار می کنند آن نتوانست ، ولی آنها بعدهافکر می کنند که میتوانند چنین استفاده هائی بکنند ، جناب آقای رئیس چقدر دیگر من وقت دارم ؟

رئیس- شما بیست وپنج دقیقه دیگر وقت دارید .

آیت – به ماجرای نوار بپردازیم واگر بعد رسیدیم به سایرقسمتها هم میرسیم .

رشیدیان – آقای ایت خواهش میکنم این را بیشتر توضیح بدهید .

آیت – به ماجرای نوار بپردازیم واگربعد رسیدیم به سایر قسمتها هم میرسیم .

رشیدیان – آقای آیت خواهش می کنم این را بیشتر توضیح بدهید .

رئیس- آقا، خواهش میکنم صحبت نفرمائید ونوشته بدهید بیاورند اینجا من تذکرمیدهم .

آیت – من چون می بینم فرصتم کم است اگر فرصت بود چشم ، باز هم توضیح میدهم . یکروز صبح مردم از خواب بیدار شدند و دیدند روزنامه ای که اسم خودش را روزنامه انقلاب اسلامی گذاشته است . و حالا همین روزنامه علیه مجلس چه تحریکاتی کرده و می کند و چه مسائلی دیگر بماند . بزرگترین تیتر تاریخ خودش را زده ، طرح توطئه توسط دکتر حسن آیت . روزنامه ای که همیشه عصر منتشر میشد آنروز ساعت ده صبح منتشر شد . همه جا هم دست بدست پخش شد و عصرش هم اطلاعات و کیهان . . . اما این توضیح آقای رشیدیان لازمست . دانش آموزان دبیرستان صریحا همه امضاء داده اند و رد کرده اند و نوشته اند که از منابع بالا ، ما تحت فشار قرار می گرفتیم تا خطشان ، امضاء شان هست و در کمیسیون تحقیق هم مطرح شد از منابع خیلی بالا و از من عذر خواستند .

خلخالی – خیر ، هیچیک از اینها به این شکلی در کمیسیون تحقیق مطرح نشد .

رئیس- آقای خلخالی لطفا بنویسید یدهید بیاورند اینجا .

آیت – آقای خلخالی شما تکلیفتان روشن است شما عضو کمیسون تحقیق بودید و کمیسیون تحقیق اعضاء دیگری هم دارد به اصل موضوع برگردیم . این ها گفتند که طرح توطئه توسط آیت در دنیا چیز بی نظیری است . خوب ، من تا وقتی که دارم این را در دو مرحله برای شما شرح میدهم یکی که آیا توطئه ای بوده است و دیگر اینکه چرا این مساله را در مورد من پیاده کردند . اما توطئه ، آقای سلامتیان حقوق خوانده اند دانشکده حقوق بوده اند می دانند که هر جرمی در حقوق جزا به دقت تعریف شده است ایشان که خوب می دانند حقوقدانهای متعددی هم در این مجلس هستند و فقهای متعددی هم در این مجلس هستند و آنهائی هم که فقیه و حقوقدان نیستند ، البته یک مفهوم عربی دارد ، عربها برای این کلمه لغت توطئه را بکار نمی برند . موامره بکار می برند . توطئه در عربی بمعنی مقدم است در فارسی به این معنی بکار رفته است که دو نفر یا بیشتر با هم جمع بشوند و مخفیانه ترتیب یک کاری را بدهند . البته به این تعریف وسیع ، خیلی هم جرم نیست ، اما توطئه قتل ، مثلا توطئه دزدی و توطئه برای سرنگون ساختن حکومت و دولت و نظایر اینها یک وقتی به مرحله عمل میرسد ، یک وقتی شروع میشود یک وقتی در همان حالت طرح باقی میماند آقای سلامتیان صریحا نگفتند که ما چه توطئه ای می خواستیم بکنیم من دلم میخواست که صراحتا می گفت اما روزنامه انقلاب اسلامی چند تا توطئه به ما نسبت داد . توطئه ای میخواسته بکند که جمهوری اسلامی را از بین ببرد ، آقای بنی صدر را ساقط بکند و از این قبیل چیزها . خوب ، توطئه باید یک قرائنی هم داشته باشد که به کسی بچسبد . مثلا فردا شما بروید کتاب شاهنامه فردوسی را در خانه کسی باز کنید و این سطرش را بخوانید چو فردا برآید بلند آفتاب من و گرز و میدان و افراسیاب ، این امر یک توطئه است ؟ افراسیاب مال مال توران بوده و ترکی بلد بوده و آقای بنی صدر هم یک دفعه در رادیو و توی کتاب فردوسی ، من و گرز و میدان افراسیاب بدست آمده ، یا خود فردوسی بیچاره را نبش قبر کنند و بعنوان توطئه اعدام باید گردد . همانطوریکه آن سنجش افکاری که یک چیزهائی از مردم پرسیده بود ، اعدام ما بود ، خوب این توطئه ، دلیلش این نوار است ، دو تا نوار ، که حالا بحث میکنیم اما آنچیزهائی که توی خود این دو نوار است . ‹‹ من کوشش می کنم تا چهار سال بنی صدر حفظ شود ، دوره ریاست جمهوری چند سال است ؟ چهار سال است ، مگر ایشان میخواهند مثل سادات مادام العمر رئیس جمهور باشند . یا میخواهند یک ماده قانون اساسی بنویسند که نسل اندر نسل در خانواده ایشان البته نه ایشان ، چون طرف ، دفتر هماهنگی رئیس جمهور با مردم و روزنامه انقلاب اسلامی است که میخواهم بگویم که اینها نه تنها چیزی بر آقای بنی صدر نمی افزایند بلکه بسیار از او کم می کنند این افراد با این سوابق که اگر من سوابق بعضی شان را شرح بدهم اینها را اعدام می کنند و من یک وقتی شرح خواهم داد . بله ، یا گفته ام حالا باید از عین روزنامه بخوانم . . .

محلاتی – لطفا جمله تان را تکرار بفرمائید .

رئیس- خیر .

آیت – تکرار می کنم ، گفتم که رئیس جمهور باید تا چهارسال حفظ بشود ، رئیس جمهور را نباید از چهار چوب قانون گذاشت تجاوز کند . گفتم ما باید دویست وهفتاد نفر نماینده تربیت کنیم . سفیر تربیت بکنیم تا درآینده بتوانیم انقلاب اسلامی را اداره کنیم ،دویست وهفتاد نمانیده یعنی از طریق چی ؟ از طریق قانونی ، ما هم یعنی ما ملت ایران ما مردم مسلمان ولی بعنیر است که من از خود روزنامه طرح توطئه را بخوانم . البته علاقمند بودم اصل مطلب را که چون استخراج کردند ومن خواندم اصلا زمنی تا آسمان با این چیزیکه دراین روزنامه منتشر شده فرق می کند . این روزنامه واین مطلب را من بشما صریحا بگویم یک عدهای متخصص نشسته اند وتنظیم کرده اند که قطعا همه شان هم ایرانی نبوده اند سیا وموساد نشسته اند چون از یک کاه کوه ساهتن خیلی مهم است چیزی که نبوده اما من و گرز ومیدان افراسیاب را باید به توطئه بدلش کرد. این که می بینید نوشته مقدمه صحبت اصل مطلب چگونگی پیاده کردن طرح . حالا من اصل مطلب را بریا میخواهد پیاده شود . این چیزی است که اگر بخواهد به دانشجوئی خبرداده بشود ، پیاده شود .این چیزی است که اگر بخواهد به دانشجوئی خبرداده بشود ، وزمزمه بشود فوری حریف میفهمد وآنکه باید بزند رویش یک دفعه میزند . یعین باید یک مرتبه اعلام بشود وبعد شورع کنند انشجوها واین ها رویش تبلیغات کردن ›› یعین توطئه را اینکه می گویند توطئه ما اعلام می کنیم ودانشجویان رویش تبلیغات بکنند . اینست که اینها می گویند توطئه است ورسروصدا راه انداختن ، گاهی اوقات عکسش هست بالا زمینه ندارد و باید از بالاوپایین خیلی رویش تکیه کرد ومی گوییم مثلا اقا شما شروع کنید وفلان مساله را عنوان کردن آن دانشکده ، و ان دانشکده عنوان می میکند آنوقت براساس خواست مردم وباصطلاح خودشان اینها این چیز میخواهند وتصمیم بگیرند وبسته به نوع تمصمیات ودرانقلاب فرهنگی هردوی اینها هست . پس مسلاه چیست ؟ انقلاب فرهنگی حالا هردو را می گویم بالا وپائینش چی هست . اینکه الان استادهای غیراسلامی باید تصفیه بشوند . این زمزمه ای است که بایستی از پایین سروصدایش بلند بشود . بله من گفتم ومی گویم ، استادهای غیراسلامی باید از دانشگاه بیرون انداخته بشوند اینرا من گفته ام الان هم میگویم اگر این توطئه است حاضرم بخاطراین توطئه اعدام بشوم چون این توطئه را امام هم انجام داده . امام هم گفته است باید اینها را بیرون ریخت . دنباله اش هم گفته ام ‹‹ ما استاد غیراسلامی نمی خواهیم دردانشگاه بمانند ، بروند جای دیگر کاربکنند ›› نگفتم اورا می گشیم گفتم برود یک کار دیگری بکند . ولی مغز دانشجوهای ما را مسموم نکند بعد آن تصمیماتی که بایستی چه کاربکنیم یک دانشجو درعرض این مدت یعنی درعرض مدتی که دانشگاهها ظاهرا تعطیل است عملا که تعطیل نیست چون یک ایرادی که می گرفتند می گفتند دانشچو کجا برود ؟ من راه نشان دادم . یا آدم به رستاها میرود ویا کارهای دیگرآن را یک دفعه بالا تصمیم می گیرد وپائین شروع می کند یعنی بالا تصمیم میگیرد که برود توی دهات یا ایدئولوژی اسلامی بخوانید وپائین هرشروع می کند بانجام دادن سروصدا راه انداختن که ما میخواهیم وتایید کردن یعنی باید پائین اینطور بخواهند دانشجود سروصدا راه بیندازند وبخواهند واین بسته به نوع ماهیت چیزها که ما اینجا تصمیم می گیریم هردواش لازمست ، دانشجوها چون دانشجو عنوان دانشجو دارد بخصوص دبیرستانها را شما باید شروع کنید به کنترل کردن . بروید درس بدهید ، بحث کنید ، ودانش آموزان را حوزه بندی کنید همانطور که آنها میروند ( یعنی مجاهدین وفدائیان ) چون آن پائین هم اشاره کردم ، شما هم باید بروید آنها را درکارشان شروع می کنید مشکلات ایجاد کردن که آنها نمی گذارند بیایند آنجا یعنی کمونیست ها وباید اینطوری بود باشد ، نباید بگذارید آنجا کمونیستها بیایند که مطلقا میماند مجاهدین که عنوان اسلامی دارد .آنها عملا جلوشان را می گیرند ونمی گذارند اسلام را انیطورمعرفی کنند ، پس دو دسته را گفتم که جلوشان را می گیرند . یکی جنبشی ها ودیگری فدائی ها همین اصل مطلب که اینها گفتند توطئه است ( دانشگاهها به این صورت فعلی باید تعطیل بشود ). اما دراین نطق اخیرشان هم که با این هیات انقلاب فرهنگی که نطق وخبرگزاری پارس اطلاع دادند که سانسور کرده است . حالا از کجا به ایشان گفته اند سانسور صریحا گفته اند ما دانشگاه اینطوری نمی خواهیم وبرنامه ها ی آینده دانشگاهها به این صورت فعلی تعطیل بشد . وبرنامه های آینده کارهای عملی ردرابطه با مردم ودرزمینه ایدئولوژی واسلامی کردن این کلیات مساله است این توطئه است ، این توطئه است اسلامی کردن دانشگاهها از دید این حضرات چگونگی پیاده کردن طرح ، این خیلی دیگرتحریف را اینکه میگویم اعضا سیا وموساد بودند من اینجا گفتم اما به چه شکلی ؟ اینها اما را ‹‹‌الفش›› را انداخته اند ‹‹‌مابه چه شکلی ››؟ معنی خیلی فرق میکند وقتی که بخوانم . عین جمله را آنطوری میخوانم واینطوری هم می هوانم ما به چه شکل این شاید یک هفته یا دوهفته وشاید هم بعد اعلام بشود یا چند روزقبل . اما اینطوری گفتم انقلاب فرهنگی اما به چه شکلاین جمله را توجه کنید . متضمن این است که امام درزمینه کاملا قرار بگیرد این توطئه من هست . اما یک چیز را باید اینجا اقرار بکنم . درپیشگاه ملت ، درپیشگاه مجلس ، که بله ،من توطئه گرهستم . اما توطئه علیه چه کسی ؟ من از قبل از سقوط نظام هم توطئه میکردم شبها تا نیمه شب با نظامی ها وبا غیرنظامی ها می نشستیم وعلیه شاه توطئه میکردیم این آقای پروزش یکی از کسانی است که میتواند شهادت بدهد که من از تهران به اصفهان میرفتم وایشان یکی از اعضاء آن تشکیلات مخفی ما بود که یک قسمتی از نظامیان هم با ایشان مربوط میشدند ، بله ما توطئه میکردیم والان هم من مشت آن چبهه ملی کذائی را بارها باز کردم من فرصت ندارم چون میخواهم یک مساله خیلی مهمتری را مطرح بکنم خیلی به جبهه ملی بپردازم .

رئیس- شما نه دقیقه دیگر وقت دارید .

آیت – بسیارخوب ، پس اول آن مساله را بگویم اما ببینیم کی توطئه کرده است ؟ متاسفم وقت کم هست ، توطئه را دفتر هماهنگی ریاست جمهوری وجنبش محاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی ویکی از افرادی که درآن خط بوده یعنی من آنها را انجام دادم چگونه ؟ چون گفتند فرصت کم است والا خیلی میخواستم تفصیل بدهم . شخصی که پیش من آمد وبا دسیسه قبلی آمد وضبط صوت هم توی چیبش بود شخصی است اهل محلات بنام عزت الله کفایتی این قبل زا انقلاب هم پیش آمده بود . منتها انموقع ساواک بود وما احتیاط می کردیم ونمی گفتیم که کاری داریم می گفت بمب دارم ووسایل دارم می گفتیم نابود کن چون به او اعتماد نداشتیم . بعد ازانقلاب هم یکروز آمد وگفت که دانشجویان دانشگاه تبریز اینها را ما متشکل کردیم واینها دارند از انقلاب فرهنگی مایوس میشوند وفلان وبهمان ما هم به این سوالات جواب دیدیم که دیدم چیزی نیست منتها تحریف کردند توی روزنامه ها وحذف کردند. اما مساله ای ازاین مهمتر بود ایشان سوالات دیگری هم کردند ومن جمله اینکه ما می توانیم رجوی را بکشیم توچه می گوئی؟ گفتم که خیر ، رجوی قابلیت گشته شدن راندارد وماهم نمی خواهیم کشته بشود ما باید مردم را تبلیغ بکنیم من چون دیدم آن جواب را دادم وگرنه حالا دنباله توطئه را بگویم به چه نحوی می خواستم پیاده بکشیم ، گفتم آنهم نمی خواهد بکشیم . گفت موسی خیابانی درتبریز رای می آورد اجازه می دهید ما برویم درتبریز تقلب بکنیم . گفتم که خیر ما تقلب هم نمی خواهیم شما نگذارید آن انتخاب بشود . شاهدش این آقای موسوی است . دادستان تبریز این آقای کفایتی پیش ایشان هم رفته وهمین سوالات را کرده . حالا توطئه چی بود؟ توطئه این بود که فردا من بگویم رجوی را بکش خودش احساس کرد، خوب شرمش می آمد ،خوب بکشیم خوب است وآنها می گشند وفلان آقا هم بگوید یکی از تبریز یکی از تهران پیش چند نفردیگر هم خارج از این مجلس من سراغ دارم که رفته اند چون الان آنها اینجا نیستند بعدهم نوار آقای موسوی وبعد هم نواز بنده که بله ، اینها توطئه می خواهند بکنند از کی شروع کردند ؟ یادتان هست که در تلویزیون گفت برای ما یک توطئه چیده اند برای چهاردده خرداد گفت وهمه هم شنیدیند با ید بالاخره برا ی این توطئه یک دلیلی بیاورند چه بهتر ا زدلیل نواری نواز از آیت ویک نوار ازایشان وچند نوار از جاهای دیگر. دانشجویان تبریز شاهدند افرادی که دادگاه تبریز هستند همه شان به من گفتند وشاهدند این آقای کفایتی هم تا حتی این اواخر هم بمن گفت یقین توی اطاقتان سیم ساواک بوده است حالا این آن توطئه اما چند تا توطئه کثیف دیگری هم انجام شده ست . یکی تفتیش عقاید است ، اترگیت نیکسون بمراتب از این کوچکتربود ولی نیکسون را ساقط کرد آن دریک سالن ضبط صوت کارگذاشته بودندولی می دانید آمدم توی خانه چه جور حرف میزند ، توی جلسه خصوصی چه جور حرف می زند توی جلسه عمومی چه جور حرف می زند من حرف ناحقی نزدم ولی آن کار زشت است قانون اساسی تفتیش عقاید استراق سمع وتمام اینها را ممنوع کرده است بردن حیثیت یک فرد را کجای دنیا اجازه می دهند که توی یک روزنامه صبح بلند بشوی ویک نوار تحریف شده ومونتاژشده منتشرکند .

من ازملت ابران تشکر میکنم ، ملت ما بیدار بود آن بازی که مصدق السلطنه سرآیت الله کاشانی درآورد نتوانست اینجا باز ی بشود ولی آن جنایتکارانی که این طرح را ریخته اند آنها باید محاکمه بشوند .گفتم این آقای موسوی است وحاضر است شهادت بدهد .

مساله دیگری که من درمورد دامغن نگفتم اگرآن جریان بود مردم ( تذکر داده اند که اسم صاحب نوار را بکویم ) بلی صاحب نوار عضو سازمان مجاهدین خلق است وهمه می دانند این کی چیزی است مشخص ، تبریز می دانند محلات هم می دانند . در دامغان این آقای شاهچراغی هست که بنده رفتم وسخنرانی کردم وچقدربه استقبال من آمدند ودرسمنان هم چقدر به استقبال من آمدند اینها مسائلی است که گفتم ، ومکروا ومکر الله ووالله خیرالماکرین این مسائل خیلی عمیقتر ازاینها است . چون گفتم جبهه ملی وسایرین درد خیلی طولانی از من دارد . فقط من روزنامه های مخالف را نشان می دهم وببینید مخالفین من کی ها هستند ؟ چون اینها همیشه کنا رهم هستند . درماجرای آیندگان ، سازمان مجاهدین خلق فدائیان خلق ، دمکرات ، جبهه ملی ، جبهه دمکراتیک ملی ، اینها یک ارتش ذخیره دارند که همیشه کنارهم هستند . بعد یک گروه دیگریند این آخری انقلاب اسلامی هم با ایشان بود ولی آخری اظافه هم شد این توطئه ازحالا هم شروع نشده است این روزنامه جبهه آزادی ارگان حزب ایران بیست وچهارم آبان پاسخ به آقای آیت است . بعد پاسخی داده است ؟ چون آیت طرفدار روحانیت است نوشته است ‹‹ انقلاب مشروطه را مدرمی که از قساوتهای قاجاریه بستوه آمده اند بپا کرده اند نه روحانیت دنباله رو›› چون من گفتم انقلاب مشروطیت را روحانیت کرده است . حالا ببینید راجع به مجلس چه نوشته است ؟ تاریخ ۲۴ آبانماه یکهزار وسیصد وپنجاه وهشت حالا راجع به قانون اساسی چه مینویسد من یکی یکی یک مقدارش را برای شما می خوانم .

‹‹‌ سخنرانی دکتر آیت درتالار اجتماعات روزنامه اطلاعات معلوم کرد که هنوز ضدانقلاب فعال است ‹‹‌یعنی آیت ›› واوج این فعالیت ازآنجا پیدا است که نمایندگان مجلس خبرگان دراین لحظات حساس وسرنوشت ساز بجای توجیه اصول متناقص قانون اساسی به جعل تاریخ پرداخته است وشخصیتهای تاریخ ایران را به بادتهمت وافترا گرفته است ›› البته قبلش دراینجا برای شیرو خورشید هم یقه چاک داده است . خداحافظ ای شیروخورشید . اشکی چند برمزارتو .

درجوار سخنان ایشان آنجائیکه بحث مصوبات انقلابی مجلس خبرگان هست صریحا می نویسیم که این مجلس آبروی انقلاب را برده است وحتی آبروی اسلام را اصول آن با هم متناقص است . این باریکجا ، بقیه اش چون سوال دیگری آمده است ومن شاید چند دقیقه فرصت داشته باشم راجع به حزب رحمتکشان است چون این هم خیلی تبلیغ شد ، بنده ازسال ۵۰ مطابق آن چیزی که دراین پرونده هم هست با دکتربقائی اصلا ارتباط نداشته ام . خواهش می کنم این ( رئیس- دودقیقه دیگروقت می دهم ) دودقیقه وقت را حساب نکنید این پرونده را بمن بدهید تا من از رویش نطق نوار راجع به بقائی را بخوانم یعنی نطق همین نوار را که اینها منتشر نکرده اند ضمنا این وقت را که بمن می دهید پای من حساب نکنید . همین نواری که الان تندنویسی استخراج کرده است بدهید تا برای شما بخوانم دراینجا من درهمین نوار آن قسمتی که پیاده نشده است ، گفته ام درایران یک خطی است که یا خط آمریکا است یا قابل تحمل برای آمریکا وجزو این خط گفته ام علی اصغرخان حاج سید جوادی. شاپورخان بختیار، داریوش فروهر ودکتر بقائی . این نظرمن دراین نواری است که میگویند ما توطئه کرده ایم درصفحه هشت هست چونکه مطلب را گفته ام از رویش خواندم . گفته ام وقضاوت کرده ام . که اینها را آمریکا فرستاده است که اعلامیه بدهند ، وظاهرا خودشان را جلو بیندازند وابتکار عمل را از دست ملیون بگیرند . از سال ۴۲ تا ۵۰ من با بقائی رابطه سیاسی نداشتم ، رابطه من با بقائی درسال چهل هست موقعی که آیت الله کاشانی بودم که برضد آن دستگاه مبارزه می کرد موقعی بود که درسال ۴۱ دکتربقائی اولین فردی بود که از طرف سیاسیون اعلامیه داد وقطعا آقای هاشمی رفسنجانی ودیگران که درجریانش هستند می دانند که مرجعیت تامه امام خمینی را به روحانیت پیشنهاد کرد وخود ش تایید کرد اولین فردی بود که ضد کاپیتولاسیون اعلامیه داد ومخالفت جبهه چی ها نه بخاطر بدی دکتر بقائی است بلکه بخاطر خوبی های دکتر بقائی است . (رئیس- شما وقتتان تمام است ) بخاطر این است که دکتربقائی از آیت الله کاشانی وازامام خمینی حمایت کرد ولی آن جبهه ملی اگر اجازه بدهید من جریان آن شورش را فقط نشان بدهم .

رئیس- دیگر اجازه صحبت نمی دهیم .

دکترآیت – بسیارخوب والسلام علیکم ، فقط یک چیز است تقاضا دارم چون این جلسه تاریخی است ومن می خواهم خطها روشن بشود ،‌معلوم بشود کی چکاره است من تقاضا می کنم که رای نسبت به اعتبارنامه من علنی باشد والسلام .

رئیس- بلی ، می تواند علنی باشد ، عرض می کنم که یک عده ای از آقایان تقاضا کرده اند که شهادت بدهند یک چیزی هم آقای سلامتیان نوشته اند وازمن خواسته اند ، چیزهائی که درپرونده آقای آیت هست باید آن متو خوانده بشود که من خدمتشان اینجواب ار دادم که وقتی راکه جنابعالی داشتید اگر می خواستید چیزی خوانده بشود مییایست درآن وقت خوانده میشد .

خلخالی – پس مربوط به مخبرکمیسیون تحقیق بود .

رئیس- آن متون را خودتان به آقایان دادید وببینید من خودم دراینجا هیچگونه موضع گیری ندارم آقایانی هم که طبعا طرفدار آقای آیت هستند اظهاری نکردند ولی دوسه نفرتوی این مجل سیک قدری شلوغ میکنند واین موضع گیریهای منفی مضربه حیثیت مجلس هست بگذارید اینجور نشود البته من اگرتخلف کردم آقایان تذکربدهید جای چندتا شهادت را اینجا …

خلخالی – آقای رئیس ، داد زدند که آقا ی خلخالی چرا …

رشیدیان – بلافاصله باید رای گیری شروع بشود .

خلخالی – آقای هشامی ، خواهش می کنم اجازه بدهید ازآقای آیت چند سوال بکنم .

رئیس- سوالتان را بنویسید وبدهید تامن از ایشان بخواهم وبخوانند . ببینید چندتا شهادت از من خواستند که رویه ما این بود که شهادتها را بطور کوتاه اجازه می دادیم این چند تا شهادت ، یکی را آقای پرورش خواستند. آقای پرورش همانجا بطورکوتاه شهادتتان را بدهید که وقت ما زیاد گرفته نشود ( شبستری – خلاف آئین نامه است ) این خلاف ائین نامه دیروز هم انجام شد وآقای شبستری بدشان نیامد ما جون نمیخواهیم عدالت را مراعات بکنیم ، شهادتی را همین آقایان اصرار کردند آقای صلواتی سه دقیقه چهاردقیقه صحبت کرد آقایان طرفدار اعلام کردند. چون شهادت بوده بپذیرید که این سخنرانی نبوده است .

رضا اصفهانی – وقت بود …

رئیس- نه وقت هم نبود خارج از وقت است ، شما خیال می کردید . آقای اصفهانی من وقت ایشان رامحفوظ نکه داشتم گفتم وقتی که شهادت حساب شد گفتم شما وقتتان باقی است آنموقع بخوانید ، آقای پرورش بفرمائید .

پرورش- بسم الله الرحمن الرحیم ، مطلبی که برادرمان آقای دکتر آیت اشاره کرده اند. من شهادت می دهم تاآنجائی که درجریان بودم سه سال تمام اشان رابط خودمن بودند برای این تشکیلات وسیع مخفی که درارتش بودو برای همنی کار به اصفهان می آمدند ودرشهرهای دگیرهم سازماندهی می کردند برای تشکیلات بسیاروسیع وگسترده نامرئی که درارتش برضد دستگاه طاغوتی بود ومن رابط ایشان دراصفهان بودم وبرای همین زمینه فعالیت می کردم وبه شهرهای دیگر هم برای این جهت مسافرت می کردم .

رئیس- اقای شاهچراغی شهادت بدهید ولی کوتاه .

خلخالی – اگر شهادت را قبول دارید شهادت علیه راهم باید قبول کنید .

رئیس- قبول می کنم اگربرای حرفهای آقای سلامتیان می خواهید شهادت بدهید می توانید بدهید دیروز شهادت دادید ولی بازهم می توانید بدهید .

شاهچراعی – درمورد جریان دامغان باید عرض بکنم که بیش از یک شایعه نبود وعمان زمان هم اختلاف شد بین یک عده ای که هوادرا آقای آیت بودند ومخالف اقای آیت ومخالفین از عناصری نبودند که به حرفشان بشود اعتماد کرد. من درمورد کلی آقای آیت نظری ندارم وشخصیت ایشان رانه تایید می کنم ونه رد . اما این جریان بیش از یک شایعه نبود وآنهائی هم که این شایعه را راه انداختند بیشتر از دروغ پردازها وعناصر رژیم بودند .

رئیس- آقای خلخالی ، زودتر شهادتشان را بدهند که حوصله شان سرنرود .

خلخالی – عرض کنم که من شهادت می دهم به اینکه پرونده ای که راجع به دامغان خوانده شد با دست ساواک تنظیم شده بود واگر پرونده تنظیمی ساواک همانکه آقای شاهچراغی می گویند که شایعه ای بیش نبوده است اگر پرونده ساواک درباره آقای ایت رسمیت نداشته باشد درباره دیگران هم نباید رسمیت داشته باشد وحال آنکه آقای حائری وکیل شیراز که درکمیسیون تحقیق است اطلاع دارند که ساواک تحقیق کرده وگفته که مساله واقعیت دارد .

رئیس- بسیار خوب . آقای موسوی تبریزی همانجا شهادت بدهید ولی کوتاه

موسوی تبریزی – اجازه می دهید پشت تریبون بیایم ( رئیس- خیر همانجا شهادت بدهید ولی کوتاه )

سید حسن موسوی تبریزی[ویرایش]

بسم الله الرحمن الرحیم – جریانی که آقای آیت گفتند بنده با توجه به اینکه هیچ سابقه آشنائی ورفاقت با اقای آیت ندارم وفقط در جریانات عمومی ایشان را دیدم ( رئیس- شهادت بفرمائید ) شهادت ما این است که همان آقائی که پیش ایشان آمده بود همان شخص پیش من آمده بود درهمان روزهائی که هنوز این توطئه بزرگ به دست آقایان کشف نشده بود همانروزها بود . ایشان دردادگاه انقلاب اسلامی تبریز پیش من آ‚ده وگفت مطالب خیلی خصوصی دارم چون در دادگاه انقلاب اینجا دانشجویان کار می کنند وبا ما همکاری می کنند اینها چون مرا می شناسند وهیچکس نباید بداند که من باشما ارتباط دارم وقت خصوصی بدهید تا به خانه بیایم ، من هم وقت دادم واشان دوجلسه بخانه ام آمد خدا شاهد است پروردگار عالم را به شهادت می طلبم ودرروز قیامت هم حاضرم بگویم تمام این سوالاتی که اینجا سد . درروزنامه ها نوشته وسوالاتی که درروزنامه ها نوشته نشده درباره ترور آقای رجوی درباره تروز آقای خیابانی درباره اینکه چرا آقای بنی صدربا گروهها باید مذاکره ومصاحبه دررادیو وتلویزیون بکند درباره بحث آزاد . بحث درباره تمام این سوالات شد ولی بحمدالله من آنطوریکه عقیده ام هست نه اینکه سیاست بازی کرده باشم گفتم بحث آزاد خوب است باید باشد با ترور مخالفم ومی هواست مردم را علیه آن ساختمانی که جنبش تبریز هست بسیج کند آنجا حتی گفت ما می توانیم کارهائی بکنیم وچه بکنیم وچه فلان … وگفت ما بهیچ گروهی وابسته نیستیم وبا یدمخفی باشیم واصرارمی کرد که من عده ای از نیروهای کمیته ها وسپاه را درتبریز نیرو دارم این شهادت من است که عرض می کنم . ( رئیس- متشکرم )ولی یک جمله را اگر اجازه بدهید .

رئیس- نه غیراز شهادت چیزی نمیشود آقای کیاوش .

کیاوش[ویرایش]

بسم الله الرحمن الرحیم . سال ۳۵ و ۳۶ تا خرداد ۳۸ من با آقای آیت همدرس بودیم دردانشسرایعالی وایشان وبنده به اتفاق آقای مقامی قزوینی وشفیع جزایری به سرپرستی خود آیت جلسه ای تشکیل داده بودیم بنام ‹‹ مربع مقدس ›› درآنموقع آقای آیت ما را به مبارزه تشکیلاتی دعوت می کردند .

رئیس- آقای اصفهانی .

رضا اصفهانی[ویرایش]

بسم الله الرحمن الرحیم . من شهادت می دهم درهمین روزنامه ای که ایشان اینجا خواندند از قول ایشان واز نوار ایشان نوشته بودند که وضعی بوجود می اوریم که بابای بنی صدرهم نتواند این را کنترل بکند این را نوشته بودند این را بعنوان توطئه نخواندند وشهادت می دهم که درهمینجا بسیارفحش وناسزا به رئیس جمهور این مملکت دادند . اگر می گوید نه بروید روزنامه را بیاورید ( رئیس- خوب اینها که شهادت نبود ، سرکار تخلف فرمودید ) ( همهمه نمایندگان )

رئیس- ببینید برادران من ما باید بتوی این کشورمظهر اخلاق باشیم استفاده کردن از یک لحظه تریبون آدم شخصیت خودش را یکجور دیگر نشان بدهد کارصحیحی نیست بقیه شهادتها اگ راینجور باشد نفرمائید من جلویش را می گیرم .آقای فضل الله محلاتی .

فضل الله مهدیزاده محلاتی – بسم الله الرحمن الرحیم . من درمورد برادرمان آقای آیت یک دو مطلب را عرض می کنم همه آقایان مطلع هستید بعد از انتخاب ریاست جمهور امام امرفرمودندکه همه باید (رئیس- مقدمه اش را نگویید فقط شهادت را بگوید ) اجازه بدهید . مطلبمان را بگوئیم .

رئیس- خیر سخنرانی نیست .( محلاتی – من میخواهم عرض کنم برا ی اینکه امر امام تخلف شده است ) این را همه میدانند دیگر گفتن ندارد .

یکی از نمایندگان – شما تخلف کردید آقای محلاتی .

محلاتی – اجازه بدهید شهادت میدهم (رئیس- اجازه نمیدهم فقط شهادت بدهید ) شما چرا آقای هاشمی جو را عوض میکنید ؟ شما نسبت بدیگران هم همینطور صحبت میکنید ؟ ( رئیس- بله شهادت بفرمائید ) هنوز سه روز از این مساله نگذشته بود که آقای آیت درکاشان سخنرانی کردند ( همهمه نمایندگان ).

معادیخواه – تذکر آئین نامه ای دارم .

رئیس- اجازه بدهید من میدانم جلسه چه جور باید اداره بشود این جلسه عادی نیست .

محلاتی – سخنرانی کردند وهم خلاف امر امام وهم به ملت توهین کردند متن عبارت سخنان آقای آیت این بود آقای امام کاشانی هستند ومیتوانند شهادت بدهند که اگر حضرت امیر بیایند درایران (امامی کاشانی – من نشنیدم )- ( همهمه نمایندگان ) اجازه بدهید بسیار خوب ، عنایت بفرمایید .

رئیس- این شهادت هم نیست آقای محلایت شهادت برحرفهای آقای سلامتیان باید بدهید شهادت خارج از موضوع نفرمایید .

محلاتی – شما اجازه نمیدهید من شهادت بدهم ( رئیس- خیر اجازه نمیدهم بفرمایید بنشینید من به آقای محلاتی تذکری میدهم که بنشینند )

محلاتی – گفتم اگر شمربن ذوالجوشن بیاید به ایران وشناسنامه ایرانی بگیرد .

رئیس- بفرمایید بنشینید خواهش میکنم ( همهمه نمایندگان ) خیر، شهادت نیست ، این تخلف است اینها سخنرانی است نه شهادت این مطلب خارج از بحث است ، چیزی است که آقای سلامتیان عنوان نکرده است دوباره تذکر میدهم بفرمایید بنشینید آقایان توجه بفرمایید تقاضای شهادت زیاد است ولی ما هم کارداریم وشهادتها تکراری است وقت جلسه را بیشتر نمیگیرم وکفایت مذاکرات را اعلام میکنم ( همهمه نمایندگان ) ( حجتی کرمانی – سوال دارم ) خیرسوال را هم جواب نمیدهیم .

حجتی کرمانی – این رای گیری سیاسی است این مساله عادی نیست .

رئیس- بفرمایید بنشینید آقای ججتی .

حجتی کرمانی – این مساله مربوط به کل مملکت است آقای هاشمی .

رئیس- بفرمایید بنشینید .

جچتی کرمانی – نمی نشینم این مساله فردی نیست .

محمد یزدی – مساله فردی است .

حجتی کرمانی –مساله فردی نیست مربوط به کل مملکت است .

رئیس- این به تشخیص شما نیست بفرمایید بنشینید .

حجتی کرمانی – این مساله مربوط به کل مملکت است .

رئیس- به تشخیص سرکار نیست بفرمایید بنشینید .

حجتی کرمانی – من اعلام میکنم این رای گیری سیاسی است ومساله شخص نیست .

مجید انصاری- آقای حجتی چرا نظم جلسه را بهم میزنید .

مجتی کرمانی – آقای هاشمی شما اعمال غرض میکنید .

رئیس- اخطار آقای حجتی بنشین آقا بنشین اخطار، بنشینید آقای حجتی اخطار، شما بی نطم هستید .

حجتی کرمانی – من اعلام میکنم که شما اعمال غرض کردید.

رئیس- بفرمایید بنشینید .

حجتی کرمانی – شما نگذاشتنید ما صحبت کنیم (همهمه نمایندگان ).

عده ای ازنمایندگان – بنشین آقا .

حجتی کرمانی – مساله شخصی نیست مساله ریاست جمهوری است .

یکی ازنمایندگان – حق نداری صحبت کنی ( همهمه نمایندگان وتماشاچیان )

رئیس- آقایان وخانمهای تماشاچیان هیچگونه اظهار موافق ومخالف وهیچگونه دخالتی درمسائل داخلی مجلس نفرمایید درغیر اینصورت شما را درجلسات بعد راه نمیدهیم .

فضل الله مهدیزاده – با کمال تاسف عدالت را رعایت نکردید .

رئیس- این تاسف را من قبول میکنم .

حجتی کرمانی – راجع به شخص دوم مملکت آقای آیت حرف زده است طبق قانون اساسی بایدمسایل روشن شود .

رئیس- آقای حجتی بفرمایید بنشینید من به آقای حجتی اخطارمیکنم ، اخطار دوم را ثبت کنید .

حجتی کرمانی – شما جومیسازید آقا .

رئیس- آقای حجتی کرمانی اخطار دوم را گرفتند بفرمایید بنشینبد .

حجتی کرمانی – آقا چند تا سوال از آقای آیت دارم آقا مملکت درخطر است شما چه میگویید آقای هاشمی .

محمد یزدی – چه میگویی ، بنشین مملکت درخطر است چی است ؟ یعنی چه .

حجتی کرمانی – به خدا مملکت درخطر است مساله اعتبارنامه نیست ، مساله سیاسی است همه مردم میدانند ، آقا مساله کل مملکت است شما چرا اینطور میکنید آقای هاشمی آقا اجازه بدهید دو کلمه هم حرف بزنیم اگر اجازه میدادید اینطور شلوغ نمیشد .

خلخالی – اقای حجتی بنشین شما مخالف زیاد دارید .

رئیس- آقای خلخالی بنشینید .

حجتی کرمانی – آقا سوالات را جواب بدهید تا مردم روشن بشوند .

رئیس- بنشینید .

حجتی کرمانی – خواهش میکنم .

رئیس- بنشین نمیشود .ضمنا آقای خلخالی سوالی کرده اند وگفته اند که مطالب آقای آیت را بدون دلیل قبول نمی کنیم ، صحبت سرآمارگیری بود .

خلخالی – نوشتم وبه آقای کیاوش دادم که آقای آیت چه گفته است وباید جواب بدهد .

کیاوش – پیشنهاد هائیکه امضا ندارد ازحین انتفاع خارج است وگذاشتیم کنار .

خلخالی – آقا این مساله راجع به این است که آقای آیت درحضور آقای مهندس محلوجی ومساله دیگر راجع به آقای بازرگان بود که مطلب مختصر است ( همهمه نمایندگان ).

علی اکبرناطق نوری – ما اجازه نمیدهیم ایشان صحبت کند .

خوئینی ها – نمی شود اگر ایشان بخواهند صحبت بکنند من میخواهم صحبت بکنم .

رئیس- تعدا حضار ۱۹۹ نفرگلدانها را برای گرفتن رای علنی نزد نمایندگان ببرید آن کارتهائی که پشتش اسم تان نوشته شده آنها را بدهید .آقایان مجددا تذکر میدهم رای علنی است کارتهائیکه پشتش امضاء ندارد قبول نیست .

منشی ( کیاوش ) – آقایان نمایندگان توجه بفرمایید کسی ازجلسه خارج نشود تا رای گیری تمام شودکارتهائیکه پشتش اسم داشته باشد اعتبار دارد .

صاحب الزمانی – آقا شما نمایندگان را درمحظورقرار میدهید .

توکلی – آقای صاحب الزمانی طبق آئین نامه نماینده ای که مورد اعتراض واقع میشود میتواند تقاضای رای علنی بکند .

رئیس- آقای بیات ماده مربوطه را میخوانند .

بیات – آقایان توجه کنند ‹‹‌ ماده ۶۱ آئین نامه داخلی اخذ رای نسبت به اعتبارنامه مورد اعتراض باید مخفی وبا ورقه باشد مگر اینکه نماینده مورد اعتراض درخواست رای علنی با ورقه نماید که درآن صورت رای علنی با ورقه است .››

غفاری – آقای هاشمی یک عده جلسه را ترک کرده اند .

رئیس- آنهائی که رفته اند غائب میگذاریم وتوبیخ میشو ند .

منشی (توکلی )- برادران توجه کنید ، آقای خلخالی که شما اعتراض کردید رای با ورقه علنی الزامی نیست توجه بفرمایید وقتی نماینده مورد اعتراض تقاضا بکند باید رای علنی باشد ونحوه رای علنی اینجوری است که میخوانم :

مادة ۱۲۳- ترتیب اخذ رای علنی با ورقه بقرار زیراست .

‹‹ هرنماینده دارای سه نوع کارت سفید وکبود وزرد است که اسم آن نماینده روی کارتها چاپ شده است کارت سفید علامت قبول ، کارت کبود علامت رد است هنگام اخذ رای اسامی نمایندگان یک به یک بو سیله یکی زا منشیان خوانده میشود ونمایندگان باید در محل نطق حاضرشده رای موافق ویا مخالف خود را به منشی بدهند تا پس از ملاحظه درظرفی که درمحل نطق قراردارد بیندازد نمایندگانی که به محل نطق نروند یا بروند ولی رای ندهند ویا بعد از اعلام اخذ رای از تالار خارج شوند ممتنع محسوب میگردند .

تبصره – اسامی رای دهندگان اعم از موافق ، مخالف یا مممتنع بدون اینکه درجلسه قرائت شود درصورت جلسه مذاکرات مجلس ثبت میگردد.

رئیس- بسیار خوب ، پس گلدان را بیاورید وآنجا بایستید وبخوانید .

انواری – آقای هاشمی کسی که به آقای دکتر آیت رای مخالف بدهد تهدیدش میکنند دراین مجلس (رئیس- شما میفرمایید ) ( همهمه نمایندگان )

توکلی – کسی که از تهدید شاه نترسید ازاین تهدیدها هم نباید بترسد .

رئیس- کسی که شهامت رای مخالف بیک نماینده ای را ندارد درمسائل اساسی کشورهم شهامت ندارد (همهمه نمایندگان ) اسامی را بخوانید .

منشی (توکلی ) – بسم الله الرحمن الرحیم – اسامی نمایندگانی را که باید بیایند رای بدهند قرائت می کنم کسانیکه قدرت داردند خطر را برای ابراز عقیده قبول بکنند نمیبایستی میامدند اینجا .

حجتی کرمانی – شما چرا اینطورمیکنید چرا رعایت عدل وانصاف را نمیکنید چرا سانسور میکنید چرا ترور فکری میکنید بگذارید نمایندگان رایشان را آزاد بدهند چرا توطئه میکنید .

منشی (توکلی) – شما آقای حجتی دارید جوسازی میکنید .

حجتی کرمانی – شما مردم را تهدید میکنید ترور فکری میکنید این کار سانسورفکری است چرا رای باید علنی باشد .

منشی (توکلی )- آئین نامه است وکار خلافی انجام نمیشود .

۲-آقای احمد همتی ۳- آقای محسن مجتهد شبستری ۴- آقای قاسم صادقی .

حجتی کرمانی – برادران با کمال شجاعت رایشان رابدهند بگذارند رئیس جمهور مستقل ملت باشد (همهمه نمایندگان ).

۵-محمد جواد شرافت .

حجتی کرمانی – آقا‌، فرد دوم مملکت است بعد از رهبر چه میگوئید شما پس قانون اساسی را بگذارید کنارمملکت را دارید نابود میکنید .

۶- سید جواد حجتی کرمانی –۷-یونس عرفانی ۸-محمد تقی بشارت ۹-سید محمد خاتمی ۱۰- ابوالقاسم وافی ۱۱-محسن رهامی ۱۲- محمد رضا بابا صفری ۱۳- ابراهیم یزدی ۱۴- سید محمد تقی شاهرخی ۱۵- مظاهر حقشناس کودهی ۱۶- عباس حیدری ۱۷- هرای خلطیان ۱۸- محمد علی حیدری ۱۹- علی اصغر باغانی ۲۰- شهاب محمودی سرتنگی ۲۱- عطاءالله مهاجرانی ۲۲- محمد آقا امامی ۲۳- محمد فاضل ۲۴- اسدالله عالی پور۲۵- اسحق فرهمند پور ۲۶- اسمعیل فدائی ۲۷- محمد رضا امین ناصری ۲۸- ابوالقاسم اخوتیان ۲۹-محمد یزدی ۳۰- مرتضی فضعلی ۳۱- حسن ابراهیم حبیبی ۳۲- حسن لاهوتی ۳۳- مرتضی الویری ۳۴- محمد مجتهد شبستری ۳۵- غلامحسین حقانی ۳۷- حسین انصاری راد ۳۸- حبیب الله عسکر اولادی ۳۹- گوهر الشریعه دستغیب ۴۰- عبدالله موسوی ۴۱- احمد سلامتیان ۴۲- بهرام تاج گردون ۴۳- فتح الله امید نجف آبادی ۴۴- سید محمد کاظم دانش ۴۵- محمد مهدی کرمی ۴۶- علی آقا محمدی ۴۷- یدالله سحابی ۴۸- علیرضا یارمحمدی ۴۹- محمد هادی عبدخدائی ۵۰ – اسمعیل رفیعیان ۵۱- جعفر جواد شجونی ۵۲- مهدی کروبی ۵۳- هراچ خاچاطوریان ۵۴- رحمن استگی ۵۵- محمد فرض پور ۵۶- اسمعیل فردوسی پور ۵۷- حسن هاشمیان ۵۸- محمد خزاعی ۵۹- ارسلان فلاح ۶۰- حجت انصاری ۶۱- محمد زید بهبهانی ۶۲- سیف الله عبدالکریمی ۶۳- عمادالدین کریمی ۶۴- محمد جواد رجائیان ۶۵- سید فخرالدین موسوی ننه کران ۶۶- مسلم میرزاپور ۶۷- محمد شجاعی ۶۸- فرج الله واعظی ۶۹- محمد کاظم موسوی بجنوردی ۷۰- عباسعلی ناطق نوری ۷۱- سید احمد زرهانی ۷۲- فضل الله مهدی زاده محلاتی ۷۳- غلامرضا حسنی بزرگ آباد ۷۴- علی ارومیان.

رئیس- آقای بابا صفری ازمن سوال کرده اند علت تبعیض قائل شدنتان را بیان کنید آقا مثل اینکه آئین نامه را نخوانده اند درآئین نامه نوشته شده هرنماینده مورد اعتراض حق دارد که تقاضای رای علنی کند وهیچکس تا بحال تقاضا نکرده .

بابا صفری- ازاین نظر نیست .

رئیس- اگر نظر دیگری هست نظرتان را کتبی بنویسید و بنویسید که از چه نظر .

۷۵- اسمعیل معزی ۷۶- فواد کریمی ۷۷- غلامعلی شهرکی ۷۸- سید نورالله طباطبائی نژاد ۷۹- هادی غفاری ۸۰-علیمحمد بشارتی ۸۱- احمد توکلی ۸۲- محمود مروی سماورچی ۸۳- عبدالرضا اسدی نیا ۸۴- محمد تقی رنجبر چوبه ۸۵- محسن سیدین ۸۶- سید محمد حسیی خامنه ای ۸۷- عبدالکریم شرعی ۸۸- اسدالله کیان ارثی ۸۹- مصطفی جمران ۹۰- عبدالحمید آقا رحیمی ۹۱- علی گزاده غفوری ۹۲- غلامرضا دانش ۹۳- عباس ابوسعدی منوچهری ۹۴- عباس عباسی ۹۵- احمد ملازاده ۹۶- علی ملکوتی ۹۷- سید احمد مصطفوی کاشانی ۹۸- محمد خلیلی ۹۹- احمد علیزاده ۱۰۰- محمد باقرمحی الدین انواری ۱۰۱- صمد شجاعیان ۱۰۲- سید عباس ابوترابی فرد ۱۰۳- سید جعفر حجت کشفی .

منشی – آقایانی ک توجه نمیکنند اگر اخر سربگویند مارای ندادیم قابل قبول نیست هرکس که بلند میشود من حمل براین میکنم که رای او ممتنع است تکرار نمیکنم .

محی الدین انواری – آقایان بنده از نمایندگی مجلس استعفا کردم ، خدا حافظ . (رئیس- بسیارخوب ) آقایان خداحافظ (رئیس- خیلی خوش آمدید ).

نمایندگان – خوش آمدید .

۱۰۴- محمد رشیدیان .

منشی – تا دوهفته ایشان وقت دارند که استعفایشان را پس بگیرند .

۱۰۵- حسین هراتی ۱۰۶- رجبعلی طاهری ۱۰۷- مهدی بازرگان ۱۰۸- علی اکبر معصومی ۱۰۹-محمد محمدی ۱۱۰- سید محمد تقی حسینی طباطبائی – ۱۱۱- سید ابوالفضل سید ریحانی موسوی ۱۱۲- میربهزاد شهریاری ۱۱۳- سید علی خامنه ای ۱۱۴- سید ابوالحسن حسینی ۱۱۵- علی نقی نقوی ۱۱۶- محمد علی هادی نجف آبادی ۱۱۷- عباس مظفر ۱۱۸- سیدعباس میریونسی ۱۱۹- محمد جواد باهنر ۱۲۰- شکرالله رینعلی ۱۲۱- سید محمد کیاوش ۱۲۲- مرتضی محمودی ۱۲۳- سید محمد باقر حسینی لواسانی ۱۲۴- عبدالمجید معادیخواه ۱۲۵- علی اکبرولایتی ۱۲۶-اسمعیل خوشنویس ۱۲۷- سید ابوالفضل رضوی اردکانی ۱۳۱- سید محمد خوئینی ها ( خویینی ها – من مخالف رای میدهم ) ۱۳۲- ایرج صفاتی دزفولی ۱۳۳- محمد رضا عباسی فرد ۱۳۴- رضا رمضانی خورشید دوست ۱۳۵- سید حسن آیت ۱۳۶- اسدالله بیات ۱۳۷-محمد تقی کمالی ۱۳۸- محمد صادق حائری ۱۳۹- حسینعلی رحمانی ۱۴۰- علی موحدی ساوجی ۱۴۱- رضا اصفهانی ۱۴۲- یونس محمدی ( رضا اصفهانی – من نه به عنوان مخالف با آقای بنی صدرونه به عنوان مخالف با دیگران فقط بخاطر اجرای عدالت این رای مخالف را میدهم ( همهمه نمایندگان وتماشاچیان ) .

رئیس- تماشاچیان مجلس این عمل شما باعث میشود که چند جلسه شما را راه ندهیم آقایان کسانی راکه دیدید شعار دادند معرفی کنید بدفتر اسمشان را آنجا بدهید اگر ندهید ممکن است همه تان را برای چند جلسه از آمد محروم کنیم .

۱۴۳- کاظم نوروزی ۱۴۴- محمد امین سازگار نژاد ۱۴۵- شمس الدین حسینی ۱۴۶- حاج عبدالوهاب قاسمی ۱۴۷- هاشم صباغیان ۱۴۸- علی اکبر دهقان ۱۴۹- محمد علی سبحان اللهی ۱۵۰- دکتر بیت اوشانا ۱۵۱- محمد حسین سلمان زارجی ۱۵۲- محمد علی نژاد سارخانی ۱۵۳- منوچهر متکی ۱۵۴- لطیف صفری ۱۵۵- حسن بهروزیه ۱۵۶- محمد صادق صادقی گیوی (خلخالی) .

رئیس- سوال کرده اند درصورتی که برگ سفد یا سبز بدون نام باشد چه صورتی خواهد داشت اعلام نمایید ›› جواب اینست که اینها بحساب نمیاید .

خلخالی – بنده نه تنها بخاطرمخالفت با اقای آیت بلکه بخاطر ریشه کن کرد مظفربقائی ها وقاتلان کاشانی این رای مخالف را میدهم ( همهمه نمایندگان ).

رشیدیان – شما از قشقائی دفاع کردید .

۱۵۷- محمد رضا هنجنی .

رئیس- آرام باشید سکوت را رعایت بفرمایید .

۱۵۸- بهاء الدین علم الهدائی ۱۵۹- قربانعل دری نجف آبادی ۱۶۰- میراکبرغفاری قره باغ ۱۶۱- جعفرتوکلی ۱۶۲- میرحسن یوسفی جیردهی ۱۶۳- سید محمد مهدی جعفری ۱۶۴- موسی زرگره ۱۶۵- محمد علی برومند ۱۶۶- محمد حسن طبیبی ۱۶۷- یدالله دهقانی ۱۶۸- علی اکبرناطق نوری ۱۶۹- حسینی کرمانی ۱۷۰- کامل عابدین زاده ۱۷۱- حسین حسینی واعظ ۱۷۲- حسین موسوی جهان آبادی خراسانی ( دکترزرگر – شعارهائی داد که شنیده نشد ).

رئیس- ازاین ببعد آقایانی که تشریف میاورند مد شده اگر کسی شعار داد یک اخطار مگیرد این را من قبلا اعلام کنم .

۱۷۳- مهدی شاه آبادی ۱۷۴- علی حقیقت افشار ۱۷۵- محمد حسین صالحی ۱۷۶- علی مهیمی ۱۷۷- پرویز ملک پور ۱۷۸- مولوی نظر محمد دیدگاه ۱۷۹- عبدالله امام ۱۸۰- سید محمد احمدی فروشانی ۱۸۱- مجید انصاری ۱۸۲- علی معرفی زاده ۱۸۳- محمد غفاری ۱۸۴- احمد بهشتی ۱۸۵- اعظم علائی طالقانی ۱۸۶- علی هاشمی رفسنجانی ۱۸۷- سید هاشم حمیدی ۱۸۹- قهرمان رحمانی ۱۹۰- سید ابوالحسن حائری زاده ۱۹۱- محمد نصراللهی ۱۹۲- محمد علی تاتاری ۱۹۳- احمد صدرحاج سید جوادی ۱۹۴- سید محمد میلانی ۱۹۵- علیمحمد بشارتی جهرمی ۱۹۶- محمد نوروزی ۱۹۷- احمد غضنفرپور ۱۹۸- محمد علی رجائی ۱۹۹- جواد شیرازیان ۲۰۰- فضل الله صلواتی خوزانی ۲۰۱- مصطفی فومنی حائری ۲۰۲- فخرالدین حجازی ۲۰۳- احمد عطاری ۲۰۴- عبدالحسین جلالی ۲۰۵- محمد حسین چهرگانی انزایی ۲۰۶- مرتضی کتیرائی ۲۰۷- سید حسن شاهچراغی ۲۰۸- صباح زنگنه ۲۰۹- غلام عباس زائری ۲۱۰- عزت الله سحابی ۲۱۱- علی اکبر معین فر ۲۱۲- مرتضی اعظمی لرستانی ۲۱۳- سید رضا پاک نژاد ۲۱۴- علی قائمی امیری ۲۱۵- کاظم سامی ۲۱۶- قدرت الله نجفی ۲۱۷- حسن فریدون روحانی ۲۱۸- اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی ۲۱۹- دکتر دیالمه ۲۲۰- محمد جواد حجتی کرمانی ۲۲۱- مصطفی تبریزی ۲۲۲- علی رضا چراغزاده دزفولی ۲۲۳- سید اکبر پرورش .

حجتی کرمانی – بخاطر پشتیبانی از شخص دوم مملکت یعنی رئیس جمهور این رای مخالف را میدهم .

رئیس- اخطار سوم رااقای حجتی گرفتند وتوبیخ شدند مرحله چهارم احضار به هیات رئیسه است که ا ن شاءالله امروز پیش نیاید .

۲۲۴- مهدی نصیری لاری .

رئیس- ضمن شمردن آرا اسامی غائبین را قرائت میکنم که صرفه جوئی دروقت بشود .

(اسامی غائبین بوسیله منشی بشرح زیر قرائت شد )

منشی – بسم الله الرحمن الرحیم – براساس یادداشتی که بمن داده اند درباره علت تاخیرشرکت درجلسه علنی باستحضار میرسانم که برادران نماینده ما قبل از اینکه درجلسه علنی شرکت کنند از ساعت هشت در جلسه شعبه ها بودند از این نظر جلسه دیر تشکیل شد اما اسامی عائبین روز چهارشنبه ۱/۵/۵۹ آقای میراکبر غفاری قره باغ .

قره باغ – من غایب نبودم .

منشی – لیست را بعدا تشریف بیاورید ببینید اگر امضاء هست بفرمایید تا رفع اشکال بشود .

شمارة هفت اسم شماست واینجا امضاء ندارد . اقای خاچا طوریان با اجازه آقای بهرام تاجگردون با اجازه خانم اعظم طالقانی با اجازه آقای محمد هادی عبدخدائی – آقای فتح الله امید نجف آبادی – آقای جعفر توکلی – آقای عباس ابوسعیدی منوچهری با اجازه – آقای سید حسین پور میرغفاری – آقای ارسلان فلاح حجت انصاری بیمار هستند وآقای سید احمد مدنی .

دیرآمدگان- آقای محمد مهدی کرمی ۳۰ دقیقه آقای عسگراولادی ۶۰ دقیقه .

رئیس- تاآرا را میشمرند خواستم نظر‌اقایان را دراین مورد بانیم که اگر مسافرت طولانی ندارید ما شنبه را تعطیل نکنیم وباشیم .

عده ای ازنمایندگان – تعطیل نکنید .

رئیس- باین ترتیب تعطیل نباشد شنبه را چون جلسه داریم آقایان دیگر مسافرت نکنند چون عده ای با اجازه مسافرت کرده اند ممکن است اکثریت لازم بدست نیاید خواهش میکنم تقاضای مرخصی با اجازه هم نکنید چون داده نمیشود ساعت جلسه بعدمان ده صبح روز شنبه است که اگرآقایانی بیرون از تهران هستند بتوانند خودشان را برسانند .

یکی از نمایندگان – اعضای شعبه سوم امروز شرکت نکردند .

رئیس- آقای دکتر هنجنی .

دکتر هنجنی – من میخواهم تذکری بدهم وآن این است که من فکر میکنم بعضی از نمایندگان محترم فکر کردند که ما اینجا نشسته ایم یک افرادی هستیم که از پشت کوه آمده ایم که با هر صدائی یا فریادی میترسیم وآنچه وظیفه مان هست انجام نمیدهیم با کمال تاسف تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی را متهم به ترسیدن کرده اند که اینها اگررای علنی میخواهند بدهند چون میترسند پس رای سفید میدهند ( رئیس- نه اینطور نیست ) من از پیشگاه ریاست محترم مجلس تقاضا میکنم باینگونه افراد تذکرداده بشود که خارج از نزاکت نسبت بافراد حرف نزنند یعنی چه ما میترسیم ؟

رئیس- متشکرم شما بفرمایید تا من توضیح بدهم این حرف ازآنجا شروع شد . آئین نامه را همه آقایان خوانده اید ومیدانید آئین نامه این حق رابه نماینده داده وچه بهتر هم که یک موردی اجرا بشود ایشان وافرادی که ازاین ببعد میایند همین حق را دارند واز این حقشان استفاده خواهند کرد وآقای انواری بودند که اول شروع کردندو گفتند که بعنوان تهدید اینکار را کردید من خودم تذکر دادم که درشان یک نماینده نیست که بخاطر یک رای مخالف دادن چنین بیانی بکند . خوب این آقایان مخالفتشان را لفظی گفتند آقای خلخالی ، آقای حجتی ، آقای محلاتی سخنرانی کردندو آقای سلامتیان پس اینطور نیست کسی که میخواست صحبت کند نتواند .

محلاتی – اجازه نفرمودید صحبت کنیم .

حجتی کرمانی – شما نگذاشتید صحبت کنیم .

رئیس- چون خلاف بود اجازه بدهید آقای حجتی شما بعدازظهر تشریف بیاورید هیات رئیسه با شما کارداریم . تهدید را آقای انواری مطرح کردند و من یک تذکر دادم وگفتم آقایان این شان یک نماینده نیست که از رای مخالف بیکنفر دادن که آن نه مربوط میشود به آقای بنی صدرونه مربوط میشود به آقای سلامتیان ونه به حزب جمهوری به هیچکس مربوط نمیشود ( حجتی کرمانی – بهمه مربوط میشود ) ولی نه ممکن است نظر شخصی ومخالف نسبت به آقای آیت داشته باشم رایم را میدهم اصلا نگذارند قضایا باینجا وآنجا کشیده شود .

حجتی کرمانی – آقا هست اینطور .

رئیس- برای شما ممکن است باشد واین جواب تذکر آقای (خلخالی – من میخواهم علیه خود صحبت کنم ) آقای خلخالی علیه خودتان بفرمایید .

خلخالی – ما اینجا آمدیم ورای خودمان را آزادانه دادیم خدا میداند نه طرفیت با یک شخصی داریم فقط حرف عقیده بود نه پای رئیس جمهور در اینجا درکار است ونه پای حزب جمهوری اسلامی درکار است بنده خودم علیه خودم این اقراررا میکنم که من با آقای آیت فقط مخالف بودم اما نه اینکه درتمام زمینه ها تا آخر با هم مانند کارد و پنیر بوده باشیم ما همکار هم هستیم .(قرائت و شمارش آرا بعمل آمد ونتیجه آن بشرح زیر اعلام شد )

رئیس- متکشرم بفرمایند بسم الله الرحمن الرحیم ، نتیجه آرای اخذ شده را میخوانم کل آرا اخذ شد چون بعضی از آقایا بعنوان ممتنع تشریف نیاوردند رای بدهند ۱۹۹ نفری که اعلام کردیم ۱۷۰ نفر رای دادند از این ۱۷۰ نفر ۱۱۴ نفر رای موافق و۳۰ نفر را ی مخالف و ۲۶ نفر رای ممتنع بوده است بنابراین اعتبارنامه آقای آیت تصویب شد ( تکبیرنمایند گان ).

موافقین آقایان : مرتضی الویری – محمد یزدی – حبیبی الله عسکر اولادی ملسمان – اسماعیل فدائی – فتح الله امید نجف آبادی – محمد جواد باهنر – محمد عل تاتاری – عبدالواحدموسوی – سید اکبر پرورش – مجید انصاری – غلامحسین حقانی – سید حسن شاهچراغی – غلامعباس زائری – محمد حسین صادقی – علی هاشمی سنجانی – مرتضی فضلعلی – صمد شجاعیان – حسینعلی رحمانی – سید علی خامنه – علی اکبرناطق نوری – قدرت الله نجفی – محمدعلی هادینجف آبادی – اکبر هاشمی بهرمانی رفسنجانی – گوهرالشریعه دستغیب – عبدالمحمید دیالمه – سید محمد تقی حسینی طباطبائی – عباس عباسی – سید حسن آیت – اسد الله بیات – سید عباس میریونسی – عباس مظفر- علی اکبر ولایتی – عبدالمجی معادیخواه – علی محمد بشارتی جهرمی – محمد رضا عباسی فرد – میربهزاد شهریاری – احمد توکلی – اسماعیل معزی – محمدتقی رنجبرچوبه – احمد علیزاده – اسماعیل خوشنویس – سید ابوالفضل سید ریحانی (موسوی)- حسین هراتی – محمد علی رجائی – هادی غفاری – رجبعلی طاهری – محمد نوروزی – عبدالرضا اسدی نیا- محمد حسین سلمانی زارجی – علی اکبر معصومی – مرتضی محمودی- سید حسین پو رمیرغفاری- علی قائمی امیری – شکرالله زینعلی – محمد علی سبحان اللهی – علی اکبر دهقان – رحمن استکی – حاج عبدالوهاب قاسمی – محسن رهامی – میرنویس عرفانی – محمد علی منتظری نجف آبادی – سید محمد کاظم دانش – قاسم صادقی – عباس حیدری – محمد امامی کاشانی – سید احمد مصطفوی کاشانی – پرویز ملک پور- احمد همتی – محمدرشیدیان – محمدعلی نژاد سارخانی – کاظم نوروزی – سرگون بیت اوشانا – عباسعلی ناطق نوری- حسن فریدون ( روحانی ) – احمد ملازاده – غلامرضا دانش – منوچهر متکی – مظاهر حق شناس کودهی – عبدالکریم شرعی – ابوالقاسم وافی – سید محمد حسینی خامنه ای – سید احمد زرهانی – فرج الله واعظی- حسین حسینی واعظ- اسمعیل فردوسی پور- محمود مروی سماورچی – محمد رضا باباصفر زمانی – سید نورالله طباطبائی نژاد – علیرضا یا رمحمدی- محمد فاضل- محمد علی موحدی حسین کرمانی – ایرج صفاتی دزفولی – محمد جواد شرافت – بهاء الدین علم الهدائی – موسی زرگر- محمود رضائی هنجنی – فواد کریمی – محمدعلی حیدری – یدالله دهقانی – قربانعلی دری نجف آبادی – محمد حسن طیبی – مهدی شاه آبادی – سید جعفر حجت کشفی – سید محمد کیاوش – سید محمد باقرحسینی لواسانی – محمد مهدی کرمی – جعفر جوادی شجونی – سید فخرالدین موسوی ننه کران – سید فخرالدین رحیمی – کامل عابدین زاده – سیف الله عبدالکریمی کومله – سید محمد خوئینی ها – علی موحدی پور.

مخالفین آقایان : سید محمد مهدی جعفری – فتح الله صاحب الزمانی – عبدالحسین جلالی – حسین بهروزیه – مصطفی چمران – محمد مجتهد شبستری – علی گلزاده غفوری – ابوالقاسم اخوتیا ن- احمد سدر حاج سید جوادی – محسن محتهد شبستری – مهدی بازرگان – محمد جواد حجتی کرمانی – ابراهیم یزدی – احمد سلامتیان – علی نقوی – سید ابوالحسن حسینی – یدالله سحابی – جواد شیرازیان – رضا اصفهانی – هاشم صباغیان – فضل الله مهد یزاده محلاتی- احمد بهشتی – احمد غضنفرپور- مرتضی اعظمی لرستانی – غفور صادقی گیوی –کاظم سامی – عزت لله سحابی – محمدصادق گیوی خلخالی – محمد محمدی – محمد جواد رجائیان –

کسانی که رای ممتنع دادند آقایان : اسدالله عالی پو ر – محمد فرض پور ماچیانی – سید رضا پاک نژاد – محمد حسین چهرگانی انزاوی – عماد الدین کریمی حسینی – سید محمد خاتمی – حسن ابراهیم حبیبی – غلامعلی شهرکی – اسدالله کیان عصری – لطیف صفری- عبدالحمید آقا رحیمی – محمد رضا امین ناصری- عبدالله امامی – محمد نصراللهی – علی فهیمی – میراکبرغفاری قره باغ – عطاءالله مهاجرانی – فخرالدین حجازی – قهرمان رحمانی – مولوی نظر محمد دیدگاه – محمد خزاعی ترشیزی – مهدی نصیری لاری- سید ابوالفضل رضوی اردکانی .

پایان جلسه[ویرایش]

رئیس- من ختم جلسه را اعلام میکنم وقت جلسه بعدیمان ساعت ده صبح روز شنبه برای ادامه کار دستوری که امروز اعلام کردیم ( تکبیر نمایندکان ).

( جلسه ساعت سیزده بیست دقیقه ختم شد )

رئیس مجلس شورای اسلامی – اکبر هاشمی رفسنجانی[۱]

منابع[ویرایش]