محتشم کاشانی (غزلیات از رسالهی جلالیه)/چون پیش یار قید و رهائی برابر است
ظاهر
| چون پیش یار قید و رهایی برابر است | آن جا اگر روی و گر آئی برابر است | |||||
| یک لحظه با تو بودن و با غیر دیدنت | با صد هزار سال جدایی برابر است | |||||
| لطفی نمیکنی که طفیل رقیب نیست | لطفی چنین به قهر خدایی برابر است | |||||
| هر بوالهوس که گفت فدای تو جان من | پیشت به عاشقان فدایی برابر است | |||||
| شوخی که نرخ بوسه به جایی دهد قرار | در کیش ما به حاتم طایی برابر است | |||||
| از غیر رو نهفتن و در پرده دم زدن | با صد هزار چهرهی گشایی برابر است | |||||
| دل خوس مکن به خسرو بیعشق محتشم | کاین خسروی کنون به گدایی برابر است | |||||