مثنوی معنوی/گفتن عایشه رضی الله عنها مصطفی را علیه السلام کی تو بی مصلی بهر جا نماز میکنی چونست
ظاهر
| عایشه روزی به پیغامبر بگفت | یا رسول الله تو پیدا و نهفت | |||||
| هر کجا یابی نمازی میکنی | میدود در خانه ناپاک و دنی | |||||
| گرچه میدانی که هر طفل پلید | کرد مستعمل بهر جا که رسید | |||||
| گفت پیغامبر که از بهر مهان | حق نجس را پاک گرداند بدان | |||||
| سجدهگاهم را از آن رو لطف حق | پاک گردانید تا هفتم طبق | |||||
| هان و هان ترک حسد کن با شهان | ور نه ابلیسی شوی اندر جهان | |||||
| کو اگر زهری خورد شهدی شود | تو اگر شهدی خوری زهری بود | |||||
| کو بدل گشت و بدل شد کار او | لطف گشت و نور شد هر نار او | |||||
| قوت حق بود مر بابیل را | ور نه مرغی چون کشد مر پیل را | |||||
| لشکری را مرغکی چندی شکست | تا بدانی کان صلابت از حقست | |||||
| گر ترا وسواس آید زین قبیل | رو بخوان تو سورهی اصحاب فیل | |||||
| ور کنی با او مری و همسری | کافرم دان گر تو زیشان سر بری | |||||