مثنوی معنوی/تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل
ظاهر
| بود در انجیل نام مصطفی | آن سر پیغامبران بحر صفا | |||||
| بود ذکر حلیهها و شکل او | بود ذکر غزو و صوم و اکل او | |||||
| طایفهی نصرانیان بهر ثواب | چون رسیدندی بدان نام و خطاب | |||||
| بوسه دادندی بر آن نام شریف | رو نهادندی بر آن وصف لطیف | |||||
| اندرین فتنه که گفتیم آن گروه | ایمن از فتنه بدند و از شکوه | |||||
| ایمن از شر امیران و وزیر | در پناه نام احمد مستجیر | |||||
| نسل ایشان نیز هم بسیار شد | نور احمد ناصر آمد یار شد | |||||
| وان گروه دیگر از نصرانیان | نام احمد داشتندی مستهان | |||||
| مستهان و خوار گشتند از فتن | از وزیر شومرای شومفن | |||||
| هم مخبط دینشان و حکمشان | از پی طومارهای کژ بیان | |||||
| نام احمد این چنین یاری کند | تا که نورش چون نگهداری کند | |||||
| نام احمد چون حصاری شد حصین | تا چه باشد ذات آن روحالامین | |||||
| بعد ازین خونریز درمان ناپذیر | کاندر افتاد از بلای آن وزیر | |||||