مثنوی معنوی/از خر افکندن ابلیس معاویه را و روپوش و بهانه کردن و جواب گفتن معاویه او را
ظاهر
| گفت هنگام نماز آخر رسید | سوی مسجد زود میباید دوید | |||||
| عجلوا الطاعات قبل الفوت گفت | مصطفی چون در معنی میبسفت | |||||
| گفت نی نی این غرض نبود ترا | که بخیری رهنما باشی مرا | |||||
| دزد آید از نهان در مسکنم | گویدم که پاسبانی میکنم | |||||
| من کجا باور کنم آن دزد را | دزد کی داند ثواب و مزد را | |||||