فرهنگ نفیسی/انخراط
ظاهر
انخراط (enxerāt) م. ع. بنادانی مرتکب کاری شدن بیدریافت انجام آن یق انخرط فی الامر. و انخرط علینا بالقبیح: درآمد ما را بدگویان. و انخرط فیالعدو: تیز درید. و انخرط جسمه: باریک و لاغر شد تن او.
انخراط (enxerāt) م. ع. بنادانی مرتکب کاری شدن بیدریافت انجام آن یق انخرط فی الامر. و انخرط علینا بالقبیح: درآمد ما را بدگویان. و انخرط فیالعدو: تیز درید. و انخرط جسمه: باریک و لاغر شد تن او.