فخرالدین عراقی (فصل سوم و چهارم)/هر که بر خوان این هوس خام است
ظاهر
| هر که بر خوان این هوس خام است | نیست معنی درو، همه نام است | |||||
| هر که از عشق بیخبر باشد | اندرین ره بسان خر باشد | |||||
| بیخبر در بریدن منزل | قند بر دوش و کاه و جو در دل | |||||
| روز و شب، سال و ماه آواره | در بیابان نفس اماره | |||||
| هر که عاشق نگشت در معنی | آدمی صورت است و خر معنی | |||||