صائب تبریزی (غزلیات)/یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما
ظاهر
| یاد رخسار ترا در دل نهان داریم ما | در دل دوزخ بهشت جاودان داریم ما | |||||
| در چنین راهی که مردان توشه از دل کردهاند | ساده لوحی بین که فکر آب و نان داریم ما | |||||
| منزل ما همرکاب ماست هر جا میرویم | در سفرها طالع ریگ روان داریم ما | |||||
| چیست خاک تیره تا باشد تماشاگاه ما؟ | سیرها در خویشتن چون آسمان داریم ما | |||||
| قسمت ما چون کمان از صید خود خمیازهای است | هر چه داریم از برای دیگران داریم ما | |||||
| همت پیران دلیل ماست هر جا میرویم | قوت پرواز چون تیره از کمان داریم ما | |||||
| گر چه غیر از سایه ما را نیست دیگر میوهای | منت روی زمین بر باغبان داریم ما | |||||
| گر چه صائب دست ما خالی است از نقد جهان | چون جرس آوازهای در کاروان داریم ما | |||||