صائب تبریزی (غزلیات)/چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما
ظاهر
| چو دیگران نه به ظاهر بود عبادت ما | حضور قلب نمازست در شریعت ما | |||||
| ازان ز دامن مقصود کوته افتاده است | که پیش خلق درازست دست حاجت ما | |||||
| نکردهایم چو شبنم بساطی از گل پهن | چو غنچه بر سر زانوست خواب راحت ما | |||||
| نهال خوش ثمر رهگذار طفلانیم | که بر گریز بود موسم فراغت ما | |||||
| چراغ رهگذریم اوفتاده در ره باد | که تا به سایهی دستی کند حمایت ما؟ | |||||
| درین حدیقهی گل صائب از مروت نیست | که غنچه ماند در جیب، دست رغبت ما | |||||