صائب تبریزی (غزلیات)/این غافلان که جود فراموش کردهاند
ظاهر
| این غافلان که جود فراموش کردهاند | آرایش وجود فراموش کردهاند | |||||
| آه این چه غفلت است که پیران عهد ما | با قد خم سجود فراموش کردهاند | |||||
| آن نور غیب را که جهان روشن است ازو | از غایت شهود فراموش کردهاند | |||||
| از ما اثر مجوی که رندان پاکباز | عنقاصفت، نمود فراموش کردهاند | |||||
| جانها هوای عالم بالا نمیکنند | این شعلهها صعود فراموش کردهاند | |||||
| یاد جماعتی ز عزیزان بخیر باد | کز ما به یادبود فراموش کردهاند | |||||
| صائب خمش نشین که درین عهد بلبلان | ز افسردگی سرود فراموش کردهاند | |||||