شیخ بهائی (مثنویات پراکنده)/یکدمک با خود آ، ببین چه کسی
ظاهر
| یکدمک با خود آ، ببین چه کسی | از که دوری و با که هم نفسی | |||||
| جور کم، به ز لطف کم باشد | که نمک بر جراحتم پاشد | |||||
| جور کم، بوی لطف آید از او | لطف کم، محض جور زاید از او | |||||
| لطف دلدار اینقدر باید | که رقیبی از او به رشک آید | |||||