پرش به محتوا

شرق/شماره دوم (۱۳۰۹)/منابع تاریخ ایران

از ویکی‌نبشته

بهمن ماه ۱۳۰۹
شعبان ۱۳۴۹
 

منابع تاریخ ایران

پیش از اسلام

و مورخین ارمنی

از تمام قسمت‌های تاریخ دو هزار و پانصد سالهٔ ایران بلاشک تاریخ ازمنهٔ قبل از اسلام که دورهٔ هزار و صد ساله‌ای را در بردارد برای ایرانیان امروز مهم‌تر است، نخست از ین حیث که ایران در آن زمان گاهی یکی از دو دولت بزرگ دنیا و گاهی یگانه دولت مقتدر جهان بوده است، دوم از این سبب که ایران یکی از عوامل مهم تمدن بشر بوده و این بنای استوار تمدن انسان معماران چند داشته که یکی از آن معماران ایران هخامنشیان و ایران ساسانیان بوده است، سوم ازین حیث که عظمت ایران در دوره‌های بعد از اسلام هرگز بپایه آن مجد و شوکت پیش از اسلام نرسیده است و بالاخره از این حیث که اغلب سلسله‌هائی که در ایران از اسلام ببعد سلطنت کرده‌اند از نژاد و خون ایرانی خالص نبوده‌اند و اغلب تمدن ایران آمیختگی با تمدن ملل بیگانه داشته ولی بالعکس در زمان هخامنشیان و ساسانیان همواره فرمانفرمایان ایران از نژاد ایرانی پاک بوده‌اند و پیوسته تمدن ایران زادهٔ سرزمین نیاکان ما بوده و رنک و بوی بیگانه بخود نپذیرفته است.

بهمین جهات برای ایرانی امروز که پیش از همه چیز متوجه تولید حس نژادی و؟تحقیق در تاریخ پیش از اسلام ایران بمنزله شک اساس تمدن و پی دیوار پرستش ایرانست ولی متأسفانه تحقیق و تتبع درین زمینه بواسطه نداشتن منابع ایرانی و پراکنده بودن مآخذ بزبانهای مختلف مستلزم دشواریها بسیارست شکی نیست که ایران در آن زمانهای پیش از اسلام از خود کتاب داشته است و صرف نظر از چند کتاب فارسی و عربی که در دوره اسلامی بتوسط ایرانیان تالیف‌شده و بقراین محکم مآخذ آنها کتبی بوده است از ایرانیا قدیم که تا قرن سوم و احیانا قرن چهارم هجری نیز در میان بوده دلائل و قراین بسیارست که در ایران پیش از اسلام کتب تاریخ بوده است که ایرانیان خود ترتیب داده‌اند و مورخین ملل مجاور ایران از قبیل مورخین ارمنی و یونانی و آثوری و سریانی و مورخین بیزانس (رومیة الصغری) مکرر باین معنی اشاره کرده و حتی بعضی مطالب را بصراحت تام از کتب ایرانی برداشته‌اند که درین مختصر جای آن نیست و مقاله‌ای جداکانه می‌خواهد. اما پس از آنکه اعراب ایران را تصرف کردند و شاید هم در آن دوره فترتی که یونانیان و سلوکی ها بر ایران مسلط بودند در نتیجهٔ حوادث پی‌درپی و مخصوصا در نتیجهٔ متروک ماندن زبان در مدت بسیار مدید آن کتب گران‌بها ناچیزشده و از میان رفته است و اینک جز لهف‌واسف چیزی نتواند جای آنرا گرفت.

بهمین جهة در این زمان که ما میخواهیم در تاریخ قدیم دیار خود تحقیق و تتبع کنیم چاره جز آن نیست که دست بدریوزه بیازیم و از کتب ملل بیگانه یاری خواهیم، زیرا که جز چند کتاب پهلوی که بیشتر آنها در مسائل مذهبی و کمتر آن‌ها داستان و قصه است و جز چند کتیبه و سکه دیگر از اسناد ایرانی چیزی برای ما نمانده است.. اما خوش‌بختانه اسنادی که از ملل دیگر مانده است تا درجه‌ای جبران این تنک‌دستی را می‌کند و با آنکه بعضی از آن مؤلفین کوشیده‌اند از حقیقت عظمت ایران بنفع ملت خود بکاهند و حقیقت را غرض آلود کنند باز از خلال سطور ایشان مجد و بزرگی ایران چون ستارگان تابناک می‌درخشد،منتهی پرتو آن اندکی خفیف‌تر می‌شود.

اینک منابعی که برای تاریخ ایران در ادوار پیش از اسلام مانده بدو قسمت تقسیم میشود:

نخست منابع ایرانی که چندان وسعت ندارد و عبارتست از کتیبه‌ها و سکه‌های پادشاهان هخامنشی و ساسانی ایران و پس از آن بعضی از کتب مذهب زرتشت بزبان پهلوی که جسته جسته مطالب تاریخی از آن می‌توان استنباط کرد و اغلب آن کتب در دورهٔ اسلامی تألیف‌شده و پس از آن بعضی کتابهای فارسی و عربی که در قرون اسلامی بتوسط ایرانیان یا یکی دو نفر از اعراب مطلع بامور ایران تالیف‌شده یا مطالب آنرا مستقیما از کتب ایرانی تالیف‌شدهٔ پیش از اسلام برداشته‌اند یا چون مؤلفین آنها نزدیک بعهد ساسانیان بوده‌اند از زبانها و از حافظه خود و داستانهائی که در اذهان ایرانیان پشت بپشت مخمر شده بود مطالبی بیش یا کم اغراق‌آمیز در آن گنجانیده‌اند و چون این مقام را گنجایش ذکر آن کتب و منابع نیست باید مقالات جداگانه پرداخت.

اما قسمت دوم که وسیع‌ترست شامل تمام کتب و رسایلیست که ملل مجاور ایران در تاریخ خود پرداخته‌اند و چون همواره تاریخ ایشان رابطهٔ مستقیم با تاریخ ایران داشته در ضمن وقایع دیار خود مطالبی در باب نیاکان ما ثبت کرده‌اند. از حیث قدمت نخست مآخذ کلدانی و آشوریست که عبارت باشد از کتیبه‌ها و استوانهائی که پادشاهان بابل و نینوا ترتیب داده‌اند و در قسمت تاریخ مادها و مقدمات سلطنت هخامنشیان شامل فوایدی چندست. پس از آن کتب مورخین یونانی را باید قرار داد که بعضی از آن در منتهای اعتبارست و هرچه اسناد بیشتر بدست آید بر اعتبار و صحت مندرجات آن میفزاید. پس از آن مورخین رومی آمده‌اند که ایشان نیز در کتب خود مطالبی در باب ایران در زمان اشکانیان و ساسانیان دارند ولی البته مندرجات کتب ایشان باهمیت مندرجات کتب یونانیان نیست. پس از تجزیه امپراطوری روم از یک طرف مورخین بیزانس و از طرف دیگر مورخین سریانی آسیای صغیر نیز آشنائی با ایران داشته‌اند و مخصوصا پس از آنکه کلیسیای ادس مرکز مذهب نصارای شرق واقع شد و آن نواحی در قلمرو ایران واقع گشت و کشمکش مذهب زرتشت و مذهب ترسایان در قلمرو ساسانیان درگرفت در کتب مذهبی و در تراجمی که از شهدای نصارا و پیشوایان مذهب نوشته‌اند اطلاعاتی در باب ایران می‌توان یافت که البته اغلب آنها بغرض آلوده است. در همان اوانـ بعضی ملل کوچک که از بقایای نژاد آشوری در خاک ایران باقی مانده بودند و هنوز ایلات نصارای مغرب و شمال غربی ایران را تشکیل میدهند و مذهب نصارای نستوری را پذیرفته بودند بزبانی که پس از پذیرفتن زبان آرامی در میان ایشان درست شده بود بتالیف کتب تاریخ راجع بخود پرداخته اند و ایشان را باید آئوری نامید چنانکه خود این اسم را پذیرفته‌اند ولی بخطا ایشان را در ایران امروز کلدانی میخوانند، آثوریان ایران نیز در کتب خود مطالب در تاریخ ایران دارند که درجهٔ غرض‌آمیزی آن بمراتب خفیف‌تر از کتب سریانیست.

ملت دیگری که اندکی پیش از آن و در اواسط سلطنت اشکانیان شروع بتألیف کتب کرده است ملت ارمنیست. هرچند که مورخین ارمنی نیز چندان بی- طرف نبوده‌اند و حسد و بغض خویش نسبت بایران و کوته‌نظری‌های پی‌درپی خود را آشکار میسازند ولی چون در مدت نزدیک بهزار و پانصد سال همواره کتب تاریخ تألیف کرده‌اند می‌توان از کتب ارمنی برای تحقیقات این مدت مدید بهره‌مند شد و از زمان اشکانیان ببعد همواره کتبی یافت که در تاریخ ایران مفید فوایدی باشد و بدستیاری این کتب می‌توان تاریکی‌های بسیار از تاریخ ایران را در اواخر دورهٔ اشکانیان و تمام دورهٔ ساسانیان روشن کرد.

عده این کتب بسیارست و برای هریک از آنها مقاله‌ای باید پرداخت ولی چون این نکته برای کسانی‌که می‌خواهند در تاریخ پیش از اسلام ایران تحقیقات کنند اهمیت بسیار دارد بعضی از مهم‌ترین مورخین ارمنی قدیم را اسم می‌برم:

از قرن دوم پیش از میلاد تا قرن هفتم میلادی همواره کتبی بزبان ارمنی یا در باب تاریخ ارمنستان در دستست که باید آنها را سه دسته تقسیم کرد:

نخست کتبی که در تاریخ ارمنستان بزبانهای دیگر بجز زبان ارمنی نوشته بودند و در قرون بعد دانشمندان ارمنی آنرا بزبان خود ترجمه کرده‌اند و از آن جمله است کتبی بزبان کلدانی و بزبان یونانی قدیم.

دوم کتبی که دانشمندان ارمنی بزبانهائی بجز زبان خود تالیف کرده‌اند و در آن عدادست چند کتاب بزبان یونانی.

سوم کتبی که مورخین ارمنی بزبان خود که زبان ارمنی قدیم باشد پرداخته اند و البته شمارهٔ آنها بیشترست.

چون همواره حوادث ارمنستان با وقایع ایران پیوستگی بسیار داشته است از کتب مورخین ارمنی اطلاعات گوناگون در تاریخ اعصار مختلف ایران می‌توان بدست آورد.

نخستین کتاب از حیث قدمت «تاریخ قدیم ارمنستان» تالیف «مارآپاس کاتینا» MarApascCatina است که اصل آن بزبان کلدانی بوده و بفرمان اسکندر مقدونی آنرا بیونانی ترجمه کرده‌اند و موسی خورنی معروفترین مورخین ارمنی که ذکر او پس ازین خواهد آمد آنرا بزبان ارمنی درآورده و در جزو آثار خویش گنجانیده است. این کتاب بفرمان «والارساس» Valarsace (بلاش) معروف به «میتریدات» Mthridate اول (مهرداد) پادشاه ارمنستان که از جانب برادرش اشک پنجم بپادشاهی ارمنستان مامور شد تدوین یافته و این پادشاه که مؤسس سلسلهٔ اشکانیان ارمنستانست از ۱۴۹ تا ۱۲۷ پیش از میلاد پادشاهی کرده است.

پس از آن «باردسان» Bardesane مورخ بوده است که کتابی در تاریخ داشته و اینک فقط قطعاتی از آن بزبان ارمنی و یونانی و سریانی باقیمانده است.

بس از وی «کوریون» Korioun مورخ ارمنی بوده است که در حوالی نیمهٔ دوم قرن پنجم میلادی می‌زیست و کتابی که در ترجمه حال «مسرپ» Mesrop معروف مخترع و مبتکر خط ارمنی دارد و در ضمن در باب رواج مذهب نصارا دو ارمنستان و مداخلات دولت ساسانی درین کار مشحون از اطلاعات سودمندست. در همان زمان مورخ دیگری بوده است که کتاب او معروفست باسم «اکاطانژ» Acathange یا «اکاطانغلس» Acathanghelos و از این کتاب هم متن ارمنی و هم ترجمهٔ یونانی بدستست. در باب اسم این کتاب یا نام مؤلف آن در میان محققین اختلافست:بعضی گویند که «آکاطانغلس» بمعنی «بشیر» و «مژده‌آور» است و نام کتابست ولیـ در مقدمه جلد اول کتاب دیباجه‌ایست که بموجب ان این کلمه نام مؤلف کتابست که در روم ولادت یافته و دبیر «تیریدات» Tiridate «تیرداد» پادشاه ارمنستان بوده، در هرصورت این کتاب از بهترین مؤلفات مورخین ارمنیست و کتابیست در تاریخ سلطنت«گریگور روشنگر» Grigore l'Illuminateur و تیرداد مزبور. پس از آن تاریخ معروف «فستوس» بیزانسی FautusdeByzance از مشاهیر مورخین ارمنستانست که کتابیست در تاریخ عمومی ارمنستان از قدیم‌ترین زمان تا عهد مؤلف یعنی تا سال ۳۹۲ میلادی که بعد بزبان ارمنی ترجمه کرده‌اند.

سپس کتاب تاریخ «لروبنای ادسی» Leroubna d'Edesse است که اصل آن بزبان سریانی بوده و بعد بارمنی ترجمه کرده‌اند و پس از آن تاریخ «دان» Daron یکی از ایالات ارمنستان قدیم از «زنب گلاگی» ZenobdeGlag که آنهم بزبان سریانی بوده و بارمنی ترجمه‌شده. مؤلف مزبور نیز در همان قرن می‌زیسته و اهمیت کتاب او درینست که کشمکش‌های مذهب بت‌پرستی ارمنستان و مرزبانان ایران را که حکام ارمنستان از سوی ساسانیان بوده‌اند بامروجین مذهب نصارا در ارمنستان بدقت تام ضبط کرده است. مؤلفی دیگر «ژان مامی گنیان» JeanMamigonian از طایفه معروف مامی گنیان‌ها که یکی از خاندانهای تاریخی ارمنستان بوده و در همان قرن باز بزبان سریانی ضمیمه‌ای بر تاریخ دارن تألیف زنب گلاگی نوشته که آنرا نیز بارمنی ترجمه کرده‌اند.

در همین‌زمان شاعری حماسه‌سرا «الیزه» Elisee نام منظومه بسیار مهمی که باید آنرا شهنامه ملت ارمنی نامید در بیدادگری‌های حـکام ساسانی برای برانداختن مذهب نصارا در ارمنستان و دلاوری‌های «وارطان مامی‌گینان» Vartan Mamigonian پهلوانان متعصب معروف ارمنی و رستم ارمنستان سروده است که هرچند تعصب ملی دامنه غلو و اغراق را در آن بجائی رسانده است که تا درجه‌ای برای ایران وهن آمیزست ولی باز بشهادت قراین تاریخی اساس آن چندان دور از حقیقت نیست.

در همین قرن چند نفر مورخ بوده‌اند که بزبان یونانی کتبی در تاریخ ارمنستان پرداخته‌اند ولی آن کتب اینک در میان نیست و فقط قطعاتی از گفتارهای ایشان مانده است که مورخین ارمنی بزبان خود و مخصوصا موسس خورنی معروف درآورده و در کتب خود گنجانیده‌اند و از آن جمله است: «پلیکرات» Poliyorate و «اواگراس» Evagoras و«کامادروس» Camadrus و «فلگن ترالسی» Phlegonde Tralles و «فلاویوس ژرف» Flavius Josephe و «المپویس آنی» Olympiusd 'Ani و «آریستن پلائی» Aristonde Pella و «خرهپود» Khorohpoud و «فیرمیلین قیصری» Firmiliende Cesaree و «اریپید» Eurpide و «کالیسطن» Callisthene و «گرگوار ماژیترس» Gregoire Magistros و «سنت اپیفان» Saint Epiphane

سپس مورخی دیگر بوده است باسم «لازارفاربی» Lazarede Pharbe که کتابی در سیرت «واهان مامی گینان» Vahan Mamigonian از همان سلسله قهرمانان ارمنستان پرداخته و مخصوصا ذکری بسیار سودمند از عواقب بر افتادن اشکانیان و جلوس ساسانیان در ارمنستان دارد.

در قرن هفتم میلادی «سبئوس» Sebeos کشیش ارمنی تاریخی از سلطنت هراکلیوس Heraclius امپراطور رومیة الصغری نوشته است که حتی در تاریخ رومیة الصغری نیز سندست و مخصوصا بعضی مطالب مفید در فتح جنگهای اعراب در ارمنستان و مقدمات تسخیر نواحی شمال غربی ایران دارد.

سپس «موسی کالانکائیتی» Moisede Kalankait مورخ درباری بوده‌اند که از آن جمله است «ژان کاطولیکوس» Jean Kathelicos و «طمارس- آرتزرونی» Thomas Artzrouni که در ضمن تاریخ خانوادهٔ «و اسپوراکان» Vaspourakan را نوشته‌اند که در جنگلهای ارمنستان با ایران و رومیة الصغری و اعراب کارهای بزرک کرده‌اند و این دو کتاب برای ایران از حیث مطالب جدید اهمیت بسیار دارد.

در همین عصر مورخ دیگر بوده است که باسم «اتین آچغیک» Etionne Ateheghik که کتاب مبسوطی باسم «تاریخ عالم» دارد و قسمت دوم آن تاریخ سلسلهٔ باگرادیست و پس ازو «اوخطانس» Ouktannes مؤلف «تاریخ ارمنستان» و «آریستاکس لا شتیورتی» Aristakesde Lastiverte که تاریخ انهدام شهر «آنی» Ani از شهرهای ارمنستان را ضبط کرده است.

دیگری از مورخین ارمنی «الیزه و ارتابد» Elisee Vartabed است که تاریخ و ارطان و جنگهای ارمنستان را نوشته و این کتاب نیز شامل فواید بسیارست.

کتاب دیگری که هرچند کتاب تاریخ نیست ولی دارای فواید تاریخی بسیارست کتابیست باسم «رد عقاید» تالیف «ازنیک گوغپی» Eznigde Goghp که در آن دلایلی بر رد مذاهب مختلف آن زمان آورده و مخصوصا فصل دومـ آنـکه در رد مذهب ایرانیانست دارای جزئیاتی از عقاید ایرانیان پیش از اسلام می‌باشد و در تحقیق تاریخ عقاید و افکار ایران قدیم بسیار مفیدست.

از میان تمام مورخین ارمنی بلاشک مهم‌تر و جالب‌تر و معتبرتر «موسی خورنی» است که ارمنیان او را باسم «موسس خورناتزی» Mousses Khorenatzi و اروپائیان باسم Moisede Khorene می‌شناسند و وی از شهر «خورنی» Khorni یا «خورونک» Khoronk از شهرهای ایالت دارن بوده است و در نیمهٔ قرن چهارم میلادی زندگی می‌کرده. این مورخ معروف که او را «هردت ارمنستان» لقب داده‌اند مؤلف کتاب بسیار مشهوری در تاریخ ارمنستانست از قدیم‌ترین زمان تا عهد خود که جامع کلیهٔ اطلاعات اسلاف و معاصرین او در تاریخ آن دیار می‌باشد و بهترین مجموعه از داستانهای قدیم و روایات ملی ارمنستان و تاریخ آن سرزمین در ادوار تاریخیست و کتابیست که باغلب از زبانهای متمدنین امروز ترجمه‌شده و یکی از نواقص زبان فارسی آنست که هنوز ترجمه‌ای ازین کتاب ندارد، بهمین جهة مجلهٔ شرق بعهده گرفته است ترجمهٔ این کتاب را که برای مؤلفین و محققین ایرانی سودمندست تقدیم خوانندگان خود کند. مؤلف مزبور کتاب دیگری هم دارد در جغرافیا که خلاصه‌ای از تمام اطلاعات علمای جغرافیای قدیم تا زمان اوست.

سعید نفیسی