پرش به محتوا

شرق/شماره دوم (۱۳۰۹)/سون هدین

از ویکی‌نبشته

بقلم محمد علی-گلشائیان

سون هدین

صحراهای سوزان و جلگه‌های گرم و مرطوب منطقه استوائی را با فلاتهای خشک و یخ بسته و خالی از سکنه آسیای مرکزی تفاوت زیاد است.

این فلاتهای مرتفع که تا چندی قبل غیر مکشوف بود بتوسط عالم و کاشف معروف سوئدی سون هدین[۱] معلوم و کشف گردیده است. سون هدین برعکس غالب سوئدیها قدکوتاه، چهره گندم گون و چشمان سیاه دارد و کمی تنومند است صاحب هوش و عزم فوق العاده و دارای ذوق و خصلت و فرماندهی ریاست و مانند یک شخص سیاسی با فراست و کیاست است. سون هدین با ایمان عقیده است در سفرها همیشه با خود یک کتاب انجیل همراه دارد و آیات آنرا می‌خواند. عالم در غالب شعبات علوم و بخصوص می‌توان گفت عالم ذاتی علم جغرافیاست. تحصیلات خود را در دار الفنون اوپسالا یکی از شهرهای مهم سوئد انجام داده و دکتر در شعبه علوم میباشد

سون هدین وطن خود را صمیمانه دوست دارد در سفرنامه خود موسوم به «بسوی شهرهای ممنوع الورود» خیالات خود را متوجه وطن نموده می‌گوید: «وطن قبل از همه چیز و برتر از همه چیز، افتخار بوطن در تمام مواقع و فدا کردن جان و مال خویش در راه وطن باید عقیده و سرمشق هر سوئدی باشد»

سون هدین در سنه ۱۸۶۵ در شهر استکهلم متولدشده و از اوان کودکی اندیشه بر ابری باستانلی و لیونگستن را در دماغ خود می‌پخت. هنوز مدرسه را تمام نکرده بود که در پای تخت سوئد اهالی پذیرائی پرشور و شوقی از هموطن معروفش نوردنسکیولا بمناسبت کشف قطب جنوب می‌نمودند و بقول خودش منظره این شکوه و جلال سودای ترقی را برای او ایجاد کرده و مقدرات زندگانی آینده او را معلوم ساخت. از آنزمان تعقیب جدی دروس جغرافیا و شعب مربوطه باین علم را مانند معرفت الارض و علم اقالیم در دار الفنون اوپسالا فریضه خود دانست. پیش‌آمد غیر مترقبه‌ای برای اینمحصل جوان باعث شد که مشارالیه بارزوی خود یعنی سیر و سیاحت مشرق زمین نائل شود. ابتدا سمت معلمی در بادکوبه انتخاب شد و مشغول تدریس گردید. پس از ششماه خدمت چون خود را در آستانه برعظیم آسیا می‌دید مایل سیاحت در ایران شد. سون هدین چیزی نداشت تمام دارائی او بیکهزار فرانک بالغ میشد اما هرقدر استطاعت و دارائی او کم بود عزم و اراده جاه‌طلبی او زیادتر بود

سون هدین از شمال بجنوب ایران سفر کرده. رشت و طهران و اصفهان تا خلیج فارس را بپای سیاحت پیمود و همه جا از بیم آنکه سرمایه‌اش نقصان نباید تنها با یک قاطر که در هر چاپارخانه عوض می‌کرد سفر می‌نمود.

پنج سال گذشت بهمراهی هیئت اعزامی از صاحبمنصبان سوئدی که دولت ایران آنها را استخدام کرد بامر اسکار دوم پادشاه کریم سوئد دفعه دومـ بایران آمد. با همت خستگی‌ناپذیری شروع به آموختن زبان روسی و ترکی و فارسی و جفتائی کرد که در نواحی آسیای مرکزی خیلی منتشر است از اینجا داستان شگفت مسافرتهای بزرک آسیائی او شروع می‌شود. در سفر دوم بایران سون هدین قلهٔ دماوند را بالا رفته و ارتفاع آنرا که ۵۸۵۲ متر است اندازه گرفت و او اول کسی است که بارفع قلل ایران صعود نموده است در سال ۱۸۹۳ از استکهلم حرکت کرده از کوه اورال گذشت و بوسیله یک کالسکه پستی از صحراها و جلگه‌های بی‌پایان و خالی از سکنه ترکستان شمالی عبور نمود و در مدت ۱۹ روز ۲۰۸۵ کیلومتر راه را طی کرد و بتاشکند رسید. مشقات این راه دور از حیث نبودن آذوقه و محل توقف و عبور در نیزارهای باطلاقی و صحراهای سوزان و مملو از گردوخاک بقدری زیاد بود که هر مسافر دیگری را از تعقیب خیالات خود بازمی‌داشت؛ ولی سون هدین در اوایل سال بعد(۱۸۹۴)باکتشاف داخلهٔ فلات مرتفع پامیر همت گماشت و با کاروانی مشتمل بر ۱۱ رأس اسب و چند نفر مستخدم قدم بروی بام کرهٔ ارض نهاد از اینجا دیگر مقاومت با تمام اشکالات مسافرت در کوهستان از قبیل پرتگاه‌های مهیب و بهمن‌های برف و سرمای شدید و دوار و غیره برای او پیش آمد. سون هدین بتمام این مخاطرات تن درداد، دریاچه منجمد قراگول را کشف نمود و از گردنهٔ بارتفاع ۴۷۳۰ متر که در نواحی مملکت آسمانی چین واقع است عبور کرد. در این موقع است که مأمورین پلیس چینی او را توقیف کردند و با وجود آنکه صندوقهای او بیش از ۸۰ سـانتیمتر طول نداشت باین عنوان که سربازان روسی در آنها پنهان شده است می‌خواستند صندوقهای او را تفتیش نمایند.

سون هدین در این موقع بقلهٔ موزتاق‌آتا در پامیر که بارتفاع ۷۸۰۰ متر است صعود نمود ولی در ارتفاع ۵۳۳۶ متر دچار طوفان برف‌شده و مجبورا در نتیجه صدمه‌ای که بچشمان او رسید بسوی دره مراجعت کرد.

بقیه دارد


  1. Sven Hédin