شرق/شماره دوم (۱۳۰۹)/حماسه ملی ایران (آثار کهنه افسانههای حماسی)
بقلم تئودور نلدکه
حماسه ملی ایران
آثار کهنه افسانههای حماسی
۱-آشنائی ما با موضوعات حماسی ایرانیان قدیم قسمتی بوسیلهٔ کتب مقدس آنها و قسمتی از نوشتجات نویسندگان یونان است. در اوستا از یک عده اشخاص داستانی اسم برده شده که ما آنها را مجدداً در قالب عربی افسانههای فارسی و در شاهنامه فردوسی مشاهده میکنیم پس از آنکه متتبعین سابق چند نفر از پهلوانان افسانه کتاب اوستا را در شاهنامه مشخص کردند.[۱]، فریدریش انگل Friedrich Engel ثابت نمود که صدق این نکته نه فقط در جزئیات محدود است بلکه مؤلفین کتب و اسناد مقدس اشخاص داستانی و افسانهها را از ابتدای دنیا تا قانونگذاری زرتشت مجملاً و مفصلاً، مخصوصاً بهمین ترتیب میشناختند که متاخرین آنها را در کتب خویش مجسم کردهاند[۲] منتها متاخرین تمام موضوع را بیشتر جنبهٔ تاریخی دادهاند و اولین نماینده بشریت گیومرته Gayo Mareta را شاه نموده و باسم کیومرث خواندند. چندتن از پهلوانان، همانطوریکه در ریگ ودا Rigveda نامیده میشوند، نزد پیشوایان ایرانی و هندی یعنی آریائیها نیز مشهور بودهاند: مخصوصاً یمیه Yima (هندی، یسمه Yama) فارسی جدید جم یا جمشید ثرئتئونه Thraetaona (هندی، ترئیتنه Traitana) فارسی جدید فریدون، کوی Kavi (کوه Kava اوسن Msan یا اوسدن Msadans (هندی اوشنه Ushana) فارسی جدید کاوس، کوی حوسروح KaviHusravah (هندی سوشروس Sushravas) فارسی. جدید خسرو، یا آنکه اصولاً جزو داستانهای آریائی یا هند و اروپائی هستند مثل اژیدهاکه Azidahaka (فارسی جدید اژدها یا دهاک، معرب آن ضحاک) برخی دیگر فقط در سرزمین ایران بوجود آمدهاند.
مخصوصاً اثبات دارمستتر Darmesteter جالب توجه است که میگوید، چندتن از پهلوانان فرعی غیر مهم افسانه اصلی شاهنامه یا همان مواصله و ارتباطی که آنجا دیده میشوند. در اوستا نیز پیش میآیند.[۳] بعضی از گذارشات فرعی نیز همین حال را دارد.[۴]
پس در هرحال مؤلفین اوستا یک سلسله حکایت داستانی که بنظر آنها البته یک رشته وقایع حقیقی مینمود میشناختند و اشپیگل Spiegel یا دلائلی اظهار میدارد که این سلسله متمم سالنامهای بوده است که اصل آنرا هنوز میتوان فهمید.
گذشته از این در اوستا اسامی بسیاری از اشخاص داستانی ذکر میگردد که ما در هیچ مورد دیگری بعدها آنها را نمیبینیم[۵] ولی این قسمت چندان جالب توجه نیست.
اکنون میتوان بآسانی فرض نمود که در همان اوانی که اوستا برشته تحریر درآمده است. صورت جامعی از تاریخ داستانی ایران موجود بوده و شاید هم نوشته شده است. اما این فرض ما حتمی و لازم نیست. و نیز میتوان تصور نمود که در محافل روحانی سلسله مختصری از این تاریخ موجود بوده و در عینحال در سایر طبقات ملت افسانههای مفصلی راجع بجزئیات آن مشهور بوده است. ما بهیچوجه نمیتوانم بدانیم که این افسانهها کاملا حماسی، یا اقلا باسلوب عالی یا در زبان مکالمه فصیح بوده است. ولی این نکته را باید همه وقت طرف توجه قرار داد که توضیحات و اشارات کتب مقدس با تاریخ کامل داستانی که از زمانهای بعد برای ما باقیمانده است مطابقت مینماید. این موضوع نیز جالب توجه است که سرزمینی که تمام این افسانهها در آن بوقوع پیوسته است شمال شرقی ایران بوده و از همینجهت است که اغلب وطن اوستا را در همان حوالی تصور میکنند.[۶]
- ↑ رجوع شود بمجله (انجمن شرق المان) مقاله رهروت R.Roth شماره ۲ صفحه ۲۱۶ و بعد، شماره ۴ صفحه ۴۱۷ و بعد
ویندیشمان Windischmaun مطالعات زرتشتی - ↑ رجوع شود به (معرفت آثار عتیقه ایرانی) جلد اول تصنیف اشپیگل و (مطالعات آریائی) صفحه ۱۱۰ و بعد، و نوشتجات او در مجله «انجمن شرق المان» شماره ۴۵ صفحه ۱۸۷ و بعد
البته من معتقد نیستم که تمام اکتشافات اسپیگل کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر است مطابقه شود با ملاحظات در مجله (انجمن شرق المان) شماره ۳۲ صفحه ۵۷۰ - ↑ رجوع شود به «مطالعات ایرانی»، (Etudes Iran) شماره دو صفحه ۲۱۳ و ۲۲۷ و نیز مطابقه شود با مقاله کوچک من «بهترین تیراندازان آریائی» در مجله انجمن شرق آلمان شماره ۳۵ صفحه ۴۴۵ و بعد.
- ↑ رجوع شود به دارمستتر، صفحه ۲۲۵ و بعد
- ↑ چنانکه از اسامی که در آبانیشت صرفنظر شود، چندان زیاد نیست.
- ↑ قدمت قسمتهای مختلف اوستا چنانکه مشهور است، معلوم نیست. ولی من معتقد نیستم که کلیه ان، چنانچه اخیرا فرض میشود، از گذشته نزدیکی باشد.