شرق/شماره دوم (۱۳۰۹)/جلب مهاجرین اروپائی (در سال ۱۲۴۲)
جلب مهاجرین اروپائی
در سال ۱۲۴۲
–۲-
پس از وصول مکتوب نخستین مکتوب دومی بهمان وسیله رسیده است که بهمان اسلوب ترجمه شده:
ترجمهٔ عریضهٔ دوبرنژار[۱] در باب بنای آبادی تازه در ممالک ایران که بخدمت بندگان نواب نایب السلطنه نوشته
وضع و چگونگی آبادی تازه در مملکت ایران:
اولا باید که ساکنین آنجا از اهل قرالهای فرنک بلکه بیشتر آنجا از اهل انگلیس و جرمن[۲] باشد، زیرا که این قسم آبادی بسیار انفع و معظم خواهد شد؛ بعلت اینکه در زراعت و تجارت و صنایع باعث ترقی عظیم و آداب و علم نظام دو دولت بزرگوار و صاحب اقتدار و رزم پیشه در ممالک محروسه ایران برقرار و مستدام خواهد شد.
نتیجهٔ اصلی این آبادی تازه برای مملکت ایران از قراریست که مذکور میشود:
اولا اینکه دولت و مکنت اهل ایران زودتر ترقی مییابد و روز بروز زیادتر میشود بعلت اینکه سرچشمه علوم و صنایع که بالفعل در ایران پوشیده و پنهانست ظاهر و آشکار میشود و هرچکه[۳] از علوم و صنایع و غیره که اهل فرنگستان تازه یافته و ایجاد و اختراع نمودهاند هر دو در ایران متنفر خواهد شد و علاوه برین زور همچشمی اهل ایران را مایل میسازد برینکه خودشان را در هر علم و صنعت ماهرو قابل سازند، درین صورت جمعیت وافر بهم خواهد رسید و آداب جنک و غیره که حالا در ایران از یاد رفته است حسب المرام آشکار خواهد شد و وقتی که همه اینها در ایران دوام و قوام پذیرفت سد عظیمی در مقابل بعضی مملکتها خواهد شد که آنها را خودبینی و حسد برین واداشت کرده است که از حد خود تجاوز کرده، داخل ملک ایران شدهاند.
بنا بفقرهای که عالیجاه میرزا صالح حسب الامر حضرت نایب السلطنه در کاغذ اخبار نوشته بود همین مراسله و نقشه ایفاذ حضور گردید و در ضمن آن مستدعی میشود که آن عالیجاه همین مرسوله را باسم دوبرنژار کولونل[۴] با کمال تعظیم و تکریم در خاکپای مبارک حضرت نایب السلطنه ایران عباس میرزا بگذرد بسبب تعهداتی که در باب تکلیف اهل انگلیس بایران و بسبب تحریک و تحریض و نویدهای مخصوصی که خاطر مبارک اشرف والا در آن باب ایلچی مذکور را ماذون و در تاریخ ۱۸۲۳ عیسوی مطابق ۱۲۳۹ نبوی در کاغذ اخبار لندن نوشته بودند دوبرن- ژارکولونل تقویت یافته و جرأت نموده تعهد مینماید که انشاء اللّه همین آبادی تازه صورت انجام پذیرد.
بشرطی که حضرت نایب السلطنه ایران تفضل و جوانمردی فرموده در باب عهود و شرایط آتیه اقرار ملوکانه خود را با نوشته پا بمهر مبذول فرمایند.
و چون دوبرنژار نایب کولونل[۵] خود بصمیم قلب خواهشمند این مطلب میباشد که بالکلیه خود را دخیل امر آبادی تازه نماید و در تمام و انجام آن هرچه لازمهٔ جد و جهدست بعمل آورد ولکن این همه سعی و اهتمام کولونل دوبرنژار حاصلی نخواهد داشت و نتیجهای نخواهد بخشید مگر شرایطی که بعد از این با تفصیل نوشته قبول شود و بوصفی مستحکم و برقرار شود که شک و شبهه را در آن راه نباشد درین صورت کولونل مذکور قادر برین میشود که بعضی از تجار صاحب اعتبار و صاحب مال را ترغیب و تحریض و بلکه مایل سازد درینکه در اتمام چنین آبادی کومک[۶] نمایند که همین آبادی تازه نه اینکه تنها زراعت و تجارت ایران را ترقی میدهد بلکه آن علوم و صنایع را زنده میکند که اکثری از اهل فرنگلستان بسبب آنها مشهور و معروف آفاق شده و بدینجهة تفوق و زیادتی اهل فرنگستان بسایر ولایات قدیم و وسیع میباشد بعلت اینکه اصل شالیدة[۷] هر دولت و مملکت و عزت و بزرگی آن و همچنین حراست و صیانت هر تاج و تخت بر آنها قرار گرفته است، قوام و دوام دولت و آبادی مملکت بر آنها بسته است. برای اطمینان قلوب و خاطر جمعی مردم هفت شرط لازمست و ضمن همان شروط هفت نتیجه میباشد، اول شروع بتحریر و ترجمه شروط سبعه میشود
از ضمیر منیر و از فرزانگی و جوانمردی ذاتی نواب والا نایب السلطنه ایران عباس میرزا با کمال تحریم و تکریم استدعای قبول هفت شرط که برای انجام و اهتمام بنای آبادی تازه از جمله واجباتست مینماید و در ضمن همین هفت شرط هفت نتیجه مندرجست:
از شروط سبعه اینکه نواب والا نایب السلطنه ایران عباس میرزا عهدنامهای که با قاعده و ضابطه بوده باشد مرقوم و مزین فرمایند و ترجمه آنـ نیز با کمال صحت بزبان انگلیس نوشته شود و در مضمون عهدنامه باین نحو بود که دو قطعه زمین و هر ملک و ناحیه که در مابین آنها واقعست بدو برنژار نایب کولونل از اشرف بیوفین[۸] که در انگلیس سکنی دارد مرحمت فرمودیم و مکان و حدود آن دو قطعه زمین ازین قرار بوده باشد:
در مملکت گیلان واقعست و حدود آن بدین تفصیلست:
از طرف مشرق و مابین جنوب و مشرق تا بسرحد ولایت مازندران و از طرف مغرب مابین شمال و مشرق تا بدریای حاجی ترخان[۹] و از طرف شمال و مابین شمال و مغرب تا برودخانه قزلاذن رسیده باشد. رودخانه مذکور هم داخل شود از طرف جنوب و ما بین جنوب و مغرب ببالای کوههائی که از کنار رودخانه قزلاذن نزدیکی گذرگاه پل رودبار که در حدود ولایت مازندران واقعست کشیده شده بآنجا رسیده باشد.
قطعه دویم در ولایت آذربایجان واقعشده و حدود آن نیز ازین قرارست:
که از طرف مشرق و مابین شمال و مشرق و جنوب و مشرق بر بالاء کوههائی که از آقداش تا بگذرگاه پل رودبار کشیده است رسیده باشد.
و آن قطعه دویم سرحد مابین ولایت آذربایجان و گیلانست و از طرف مغرب و مابین جنوب و غرب و جنوب قزلاذن بشرطی که همان رودخانه و هرچه شهر و قصبه و قریه و ناحیه در مابین این دو قطعه زمین واقعست متعلق آبادی تازه بوده باشد و در آن اقرارنامه چنین قید شود که همین دو قطعه زمین را و آنچکه در اندرون این دو قطعه واقع شده است نواب والا نایب السلطنه ایران عباس میرزا برضا و رغبت خود بد و برنژار مذکور یا وارث او واگذار و مرحمت ابدی نمود که همیشه در تصرف او و وراث او بوده باشد و نیز از برای اینکه او را درست خاطر جمع سازند که او در بعضی مواد بکمال اطمینان در فکر آبادی باشد و نفع بدولت او مملکت ایران رسانید بهتر اینست که نواب والا نایب السلطنه ایران عباس میرزا وارث و ولیعهد خود را تکلیف و ترغیب فرمایند که تا زمانی که کولونل مذکور و وارث او بکمال صداقت و راستی در تکمیل و تنظیم لوازم خدمتگذاری و انجام همان شرایط که برای آنها ضمیر منیر والا مایل و راغبست بجان و دل میکوشند و بخلاف آن کاری ازو و وارث از صادر نمیشود. همان نامه که مرحمت میشود شرایط آن برقرار و مستدام داشته باشد.
شرط دویم از شروط سبعه اینکه حضرت نایب السلطنه العلیة حکم صادر فرمایند که تدارک کافی و وافی و بعضی مایحتاج که در ورود اهل انگلیس ضرور است در همان مکان که بنای آبادی تازه در آنجا خواهد شد فراهم آرند که در حین ورود بآن سرزمین اقلا تا مدت یک سال جای پناهکاه و آذوقه و سایر مایحتاج بانها بدهند و هرچه بهر کس میدهند باسم همانچیز قبض بگیرند و در قبض قید نمایند که از روز کارسازی تا مدت پنج سال یا مثل همانچیز را و یا اینکه بقدر قیمت آنها از مال تاجر هرچه خواسته باشند بگیرند و بالاخره یا از حاصل و محصول همان آبادی تازه عوض آنها را بگیرند و نواب والا نایب السلطنة العلیه عباس میرزا همه اوقات در این فکر بوده باشند که اهل آبادی تازه را از تاختوتاز و از آشوب و انقلاب مردم محافظت نمایند و برای حفظ و حراست اهل آنجا لشکری بقدر کفاف از سوار و پیاده تعیین فرمایند که در میان اهل آنجا قرار گرفته و تا زمانی که کارگران اهل آبادی تازه اقرار نمایند که اهل آنجا میتوانند خودشان را از آسیب دشمن محافظت نمایند جماعت لشکر در آنجا بمانند و بعد از آنجا بیرون آمده باهل آبادی واگذارند و نیز در عهدنامه قید شود که هرقدر آدم که کارگذاران آبادی تازه صلاح دانند همان قدر لشکر معین شود.
شرط سیم از شروط سبعه اینست که همین آبادی تازه در زمان حال و استقبال بلکه همیشه از هر قسم باج و خراج و سرانه و غیره معاف بوده باشند. چنانچه[۱۰] در این باب عالیجاه میرزا صالح نیز بنابر مرحمت و جوان مردی نواب والا نایب السلطنة العلیه عباس میرزا شرحی در کاغد اخبار لندن نوشته در میان مردم منتشر ساخت و هرچه باج و خراج و سرانه اهل آبادی تازه است همانست که در نتیجهٔ دویم و هفتم میشود و در عوض معافه بودن اهل آبادی تازه اهل ایران از علوم و از هنرها و فنون فرنگستان بهرهها و نفعها حاصل خواهند کرد و روز بروز ترقیها خواهند نمود، خصوص در علم نظام و لشکرداری و از علومی که در مدرسههای نظام و غیره درس خواهند داد چنانچه۱در شرط اول اقرار بر آن شده است. بقیه دارد
- ↑ اصل اسم این شخص در انگلیسی معلوم نشد
- ↑ Germain که برای مملکت آلمان در آنزمان در زبان فارسی معمول بوده
- ↑ در اصل همین طورست و بجای «هرچه که»
- ↑ از کلمهٔ Colonel فرانسه و انگلیسی بمعنی سرهنک
- ↑ از اینجا معلوم میشود که نویسنده این مکتوب نایب سرهنک Lieutenant Colonel در قشون انگلستان بوده است.
- ↑ املای قدیم کلمهٔ «کمک» که در اصل ترکی بهمین شکل نوشته میشود.
- ↑ بجای «شالده» که بخطا «شالوده» هم مینویسند.
- ↑ معلوم نشد اسم این ناحیه که ظاهراً از نواحی انگلستانست در اصل چه بوده است.
- ↑ نام دیگر دریای خزر که در آن زمان متداول بوده است
- ↑ بخطا بجای «چنانکه»