شرح حال رجال ایران/امامویردی میرزا ایلخانی
امامویردی امامویردی میرزا ملقب به ایلخانی پسر دوازدهم فتحعلیشاه و برادر تنی علینقیمیرزا رکنالدوله که از سال ۱۲۲۲ هـ.ق. تا سال فوت پدرش (۱۲۵۰ هـ.ق.) باستثنای مدت کمی همیشه سرکشیکچیباشی بود و در سال ۱۲۲۲ هـ.ق. ملقب به ایلخانی و سرکشیکچیباشی پدر خود فتحعلیشاه شد.[۱] در سال ۱۲۳۸ هـ.ق. که علینقی میرزا حاکم قزوین برادر اعیانیش ملقب به حجةالسلطان شده و بجای حسنعلی میرزا شجاعالسلطنه والی خراسان شد امامویردی میرزا به حکومت قزوین منصوب گردید و شغل کشیکچیباشیگری به میرزا اسدالله نوری[۲] که لشگرنویسباشی بود واگذار شد و میرزا هدایتالله برادرش[۳] به نیابت او برقرار گشت. علینقی میرزا حجةالسلطان پس از اینکه در سال ۱۲۳۹ هـ.ق. از مشهد به تهران آمده و از حکومت خراسان استعفاء داد شاه او را در این سال ملقب به رکنالدوله کرده دوباره بحکومت قزوین منصوب و روانه نمود و امامویردی میرزا نیز دوباره بشغل سابق خود برگشت. پس از درگذشت فتحعلی شاه در سال ۱۲۵۰ هـ.ق. علیخان یا علیشاه ظلالسلطان که در تهران بود به تحریک میرزا ابوالحسن خان شیرازی وزیر دول خارجه و علی نقی میرزا خود را شاه خوانده و به تخت سلطنت جلوس نمود و پس از این عمل رکنالدوله داوطلب شد که به آذربایجان رفته با محمد شاه در باب سلطنت گفتگو و مذاکره کند و برادر خود امام ویردی میرزا را نیز فرمانده قوی کرده برای جلوگیری از پیشرفت محمد شاه بسوی تهران با پانزده هزار سوار و پیاده و توپخانه بجلو او فرستاد. هنگامیکه محمد شاه با اردوی خود به زنجان رسید فضلعلیخان قره باغی را بنا بصلاح و صوابدید قائم مقام با دو هزار سوار و پانصد غلام خاصه (گارد مخصوص) و پنج عراده توپ از زنجان بطور مقدمةالجیش بجلو امام ویردی میرزا روانه نمود طرفین در سیاهدهن (تاکستان کنونی) بهمرسیده و جنگ از دو طرف در گرفت با اینکه نفرات لشگری امامویردی میرزا چند مقابل اردوی فضلعلی خان بود با وجود این مقهور گردیدند و پس از این شکست سران سپاه همه از وی روگردان شده و باردوی شاهی پیوستند و خود امامویردی میرزا فرمانده کل قوی نیز که وضعیت را چنین دید او هم به نزد شاه آمده ملتزم خدمت گردید و با محمدشاه به تهران آمد. پس از اینکه محمد شاه صدر اعظم خود میرزا ابوالقاسم قائم مقام آن مرد نامی را در سلخ صفر ۱۲۵۱ هـ.ق. کشت چهار روز بعد (۴ ربیعالاول) امام ویردی میرزا را با ده نفر دیگر از شاهزادگان که در تهران بودند گرفته تحتالحفظ از تهران بقلعه اردبیل تبعید نمود. شاهزادگان مذکور تا سال ۱۲۵۳ هـ.ق. در قلعه اردبیل زندانی بودند تا اینکه در این سال امامویردی میرزا به اتفاق علینقی میرزا رکنالدوله و علیشاه ظلالسلطان و نصرالله میرزا برادرزاده خود بوسیله نقبی که به بیرون قلعه زده شده بود بروسیه فرار کردند و چون در آن وقت دولت روس با محمد شاه روابط حسنه داشت با آنان چندان همراهی ننمود بلکه نسبت بآنان بیاعتنائی هم کرد از این جهت آنها مجبور شدند که از آنجا به بغداد رفته در آن شهر مقیم و موظف دولت عثمانی شوند و سایر شاهزادگان پس از این قضیه از اردبیل به تبریز انتقال داده شدند و سخت زیر نظر قرار گرفتند.[۴]
- ↑ گارد مخصوص شاه را سوار کشیکخانه و رئیس کل سواران کشیکخانه را سرکشیکچی باشی میگفتند سرکشیکچیباشیگری در زمان سلاطین قاجاریه یکی از مشاغل مهم درباری بود. سواران کشیکخانه را غلام کشیکخانه هم مینامیدند و برئیس آنها که بعد از سرکشیکچیباشی شخص اول کشیکخانه و در حقیقت معاون سرکشیکچیباشی بود قوللر آقاسیباشی (رئیس غلامان) میگفتند سرکشیکچیباشی (رئیس سواران گارد مخصوص شاه) در مواقع سواری شاه باید ملتزم رکاب و سواران یا غلامان او در جلو و عقب اسب - تخت روان و یا کالسکه شاه باشند در مسافرت های شاه حفظ اردوی سلطنتی همیشه با این سواران بود و سرکشیکچی باشی در مسافرتها همه اوقات نزدیک سراپرده شاه و عده او همیشه در دسترس او بودند تا اگر پیش آمدی بشود برای حفظ جان شاه حاضر باشند.
- ↑ پدر میرزا آقاخان صدر اعظم.
- ↑ پدر میرزا صادق قائممقام امینالدوله.
- ↑ یازده نفر شاهزاده زندانی در اردبیل عبارت بودند از حسنعلی میرزا شجاعالسلطنه نابینا، محمدتقی میرزا حسامالسلطنه، علیشاه ظلالسلطان، علینقی میرزا رکنالدوله، امام ویردی میرزا سرکشیکچیباشی، شیخعلی میرزا شیخالملوک، اسمعیل میرزا، محمود میرزا (پسران فتحعلیشاه) محمدحسین میرزا حشمتالدوله، بدیعالزمان میرزا صاحب اختیار، و نصرالله میرزا (نوههای فتحعلی شاه).