شاهنامه/گفتار اندر آفرینش آفتاب

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
گفتار در آفرینش مردم شاهنامه  از فردوسی
گفتار اندر آفرینش آفتاب
در آفرینش ماه


گفتار اندر آفرینش آفتاب

 ز یاقوت سرخ است چرخ کبودنه از باد و آب و نه از گرد و دود 
 بچندان فروغ و بچندان چراغبیآراسته چون به نوروز باغ 
 روان اندرو گوهر دلفروزکزو روشنائی گرفتست روز 
 که هر بامدادی چو زرّین سپرز مشرق برآرد فروزنده سر 
 زمین پوشد از نور پیراهناشود تیره گیتی بدو روشنا 
 چو از مشرق او سوی خاور کشدز مشرق شب تیره سر برکشد 
 نگیرند مر یک دگر را گذرنباشد ازین یک روش راست‌تر 
 ایا آنکه تو آفتابی همیچه بودت که بر من نتابی همی