شاهنامه/پادشاهی هوشنگ

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رفتن هوشنگ و کیومرث به جنگ دیو سیاه شاهنامه  از فردوسی
پادشاهی هوشنگ
بنیاد نهادن جشن سده


هوشنک

پادشاهی هوشنگ چهل سال بود

 جهاندار هوشنگ با رای و دادبجای نیا تاج بر سر نهاد 
 بگشت از برش چرخ سال چهلپر از هوش مغز و پر از داد دل 
 چو بنشست بر جایگاه مهیچنین گفت بر تخت شاهنشهی 
 که بر هفت کشور منم پادشابهر جای پیروز و فرمان روا 
 بفرمان یزدان پیروزگربداد و دهش تنگ بسته کمر 
 وز آنپس جهان یکسر آباد کردهمه روی گیتی پر از داد کرد 
 نخستین یکی گوهر آمد بچنگبدانش ز آهن جدا کرد سنگ 
 سر مایه کرد آهن آب گونکزآن سنگ خارا کشیدش برون 
 چو بشناخت آهنگری پیشه کردکجا زو تبر ارّه و تیشه کرد 
 چو این کرده شد چارهٔ آب ساختز دریا بر آورد و هامون نواخت 
 بجوی و برود آبرا راه کردبه فرّ کئی رنج کوتاه کرد 
 چو آگاه مردم برو بر فزودپراگندهٔ تخم و کشت و درود 
 بسنجید پس هر کسی نان خویشبورزید و بشناخت سامان خویش 
 از آن پیش که این کارها شد بسیجنبد خوردنیها جز از میوه هیچ 
 همه کار مردم نبودی به برگ که پوشیدنی شان همه بود برگ