سنایی غزنوی (غزلیات)/هر دل که قرین غم نباشد
ظاهر
| هر دل که قرین غم نباشد | از عشق بر او رقم نباشد | |||||
| من عشق تو اختیار کردم | شاید که مرا درم نباشد | |||||
| زیرا که درم هم از جهانست | جانان و جهان بهم نباشد | |||||
| با دیدن رویت ای نگارین | گویی که غمست غم نباشد | |||||
| تا در دل من نشسته باشی | هرگز دل من دژم نباشد | |||||
| پیوسته در آن بود سنایی | تا جز به تو متهم نباشد | |||||