سنایی غزنوی (غزلیات)/صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
ظاهر
| صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر | خفتگان از خواب ناپاکی برانگیز ای پسر | |||||
| مجلس ما از جمال خود برافروز ای غلام | می ز جام خسروانی در قدح ریز ای پسر | |||||
| یک زمان با ما به خلوت می بخور خرم بزی | یک زمان با ما به کام دل برآمیز ای پسر | |||||
| عاشقان را از کنار و بوسه دادن چاره نیست | دل بنه بر بوسه دادن هیچ مستیز ای پسر | |||||
| گر ز بهر بوسه دادن در تو آویزد کسی | روز محشر همچو خصمان در من آویز ای پسر | |||||
| گر توانی کرد با ما زندگی زینسان درآی | ور نه زود از پیش ما برخیز و بگریز ای پسر | |||||