سنایی غزنوی (غزلیات)/خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم
ظاهر
| خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم | وین تن مجروح را از مفلسی مرهم زنیم | |||||
| تیغ هجران از کف اخلاص بر حکم یقین | در گذار مهرهی اصل بنی آدم زنیم | |||||
| جمله اسباب هوا را برکشیم از تن سلب | پس تبرا را برو پوشیم و کف بر هم زنیم | |||||
| از علایقها جدا گردیم و ساکنتر شویم | بر بساط نیستی یک چند گاهی دم زنیم | |||||
| تیغ توحید از ضمیر خالص خود برکشیم | بر قفای ملحدان زان ضربتی محکم زنیم | |||||
| آتش نفس لجوج ار هیچگون تیزی کند | ما به آب قوت علوی برو برنم زنیم | |||||
| بار خدمت را به کشتی سعادت در کشیم | پس خروشی بر کشیم و کشتی اندر یم زنیم | |||||
| اسب شوق اندر بیابان محبت تا زنیم | گوی برباییم و لبیک اندرین عالم زنیم | |||||
| پیش تا سفله زمانه بر فراقم کم زند | خیز تا بر فرق این سفله زمانه کم زنیم | |||||