سعدی (غزلیات 1)/باد گلبوی سحر خوش می‌وزد خیز ای ندیم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (غزلیات 1)  از سعدی
(باد گلبوی سحر خوش می‌وزد خیز ای ندیم)
'


 باد گلبوی سحر خوش می‌وزد خیز ای ندیمبس که خواهد رفت بر بالای خاک ما نسیم 
 ای که در دنیا نرفتی بر صراط مستقیمدر قیامت بر صراطت جای تشویشست و بیم 
 قلب زر اندوده نستانند در بازار حشرخالصی باید که بیرون آید از آتش سلیم 
 عیبت از بیگانه پوشیدست و می‌بیند بصیرفعلت از همسایه پنهانست و می‌داند علیم 
 نفس پروردن خلاف رای دانشمند بودطفل خرما دوست دارد، صبر فرماید حکیم 
 راه نومیدی گرفتم رحمتم دل می‌دهدکای گنه‌کاران هنوز امید عفوست از کریم 
 گر بسوزانی خداوندا جزای فعل ماستور ببخشی رحمتت عامست و احسانت قدیم 
 گرچه شیطان رجیم از راه انصافم ببردهمچنان امید می‌دارم به رحمن رحیم 
 آن که جان بخشید و روزی داد و چندین لطف کردهم ببخشاید چو مشتی استخوان باشم رمیم 
 سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن استوقت عذر آوردنست استغفرالله العظیم