کلیات سعدی/مواعظ/هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود
ظاهر
| هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود | هر براهیم بدرگاه تو ادهم نشود | |||||
| با یزیدی و جنیدش بیاید تجرید | ترک و تجرید مشایخ بتو معلم نشود؟ | |||||
| آنچه در سر ضمایر بودش شیخ کبیر | هر کسی در سر اسرار مفهم نشود | |||||
| تا ز دنیا نکند ترک سلاطین جهان | سالک راه و گزین همه عالم نشود | |||||
| ترک دنیا نکنی نعمت عقبی طلبی؟ | این دو عالم بتو یکجای مسلم نشود | |||||
| گر خردمندی از اوباش جفائی بیند | شادمان گردد و دیگر بسر غم نشود | |||||
| سنگ بدگوهر اگر کاسهٔ زرین شکند | قیمت سنگ نیفزاید و زو کم نشود | |||||
| سعدیا گر بتو دردست بدرمان برسی | هر که دردی نکشد لایق مرهم نشود[۱] | |||||
- ↑ این غزل در یک نسخه است و دو بیت پیش از مقطع که بطور قطع از شیخ است در قطعات آمده ص ۱۷۳ (اختلاف مصراع آخر قطعه هم مورد توجه است).