سعدی (غزلیات ۱)/ذوق شراب انست، وقتی اگر بباشد

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (غزلیات 1)  از سعدی
(ذوق شراب انست، وقتی اگر بباشد)
'


 ذوق شراب آنست، وقتی اگر بباشدهر روز بامدادت، ذوقی دگر بباشد 
 بیخ مداومت را، روزی شجر برویدشاخ مواظبت را، وقتی ثمر بباشد 
 استاد کیمیا را، بسیار سیم بایددر خاک تیره کردن، تا آنکه زر بباشد 
 بسیار صبر باید، تا آن طبیب دل رادر کوی دردمندان، روزی گذر بباشد 
 عالم که عارفان را، گوید نظر بدوزیدگر یار ما ببیند، صاحبنظر بباشد 
 زیرا که پادشاهی، چون بقعه‌ای بگیردبنیاد حکم اول، زیر و زبر بباشد 
 دیوانه را که گویی، هشیار باش و عاقلبیمست کز نصیحت، دیوانه‌تر بباشد 
 بانگ سحر برآمد، درویش را خبر شدرطلی گرانش در ده، تا بیخبر بباشد 
 ساقی بیار جامی، مطرب بگوی چیزیلب بر دهان نی نه، تا نی‌شکر بباشد 
 امروز قول سعدی، شیرین نمی‌نمایدچون داستان شیرین، فردا سمر بباشد