سعدی (غزلیات)/بخت این کند که رای تو با ما یکی شود

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (غزلیات)  از سعدی
(بخت این کند که رای تو با ما یکی شود)
'


 بخت این کند که رای تو با ما یکی شودتا بشنود حسود و بر او ناوکی شود 
 خونم بریز و بر سر خاکم گذار کنکاین رنج و سختیم همه پیش اندکی شود 
 آن را مسلمست تماشای نوبهارکز عشق بوستان گل و خارش یکی شود 
 ای مفلس آن چه در سر توست از خیال گنجپایت ضرورتست که در مهلکی شود 
 سعدی در این کمند به دیوانگی فتادگر دیگرش خلاص بود زیرکی شود