سعدی (غزلیات)/این که تو داری قیامتست نه قامت

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (غزلیات)  از سعدی
(این که تو داری قیامتست نه قامت)
'


 این‌که تو داری، قیامت است نه قامتوین نه تبسّم، که معجز است و کرامت 
 هر که تماشای روی چون قمرَت کردسینه سپر کرد پیشِ تیرِ ملامت 
 هر شب و روزی که بی‌تو می‌رود از عمربر نفسی می‌رود هزار ندامت 
 عمر نبود آن‌چه غافل از تو نشستمباقیِ عمر ایستاده‌ام به‌غرامت 
 سروِ خرامان چو قدّ معتدل‌ت نیستآن‌همه وصف‌ش که می‌کنند به قامت 
 چشمِ مسافر که بر جمالِ تو افتادعزمِ رحیل‌ش بَدَل شود به اقامت 
 اهلِ فریقِین در تو خیره بمانندگر بروی در حساب‌گاهِ قیامت 
 این‌همه سختی و نامرادیِ سعدیچون تو پسندی، سعادت است و سلامت