سعدی (غزلیات)/انتبه قبل السحر یا ذالمنام

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (غزلیات)  از سعدی
(انتبه قبل السحر یا ذالمنام)
'


 انتبه قبل السحر یا ذالمنامنوبت عشرت بزن پیش آر جام 
 تا سوار عقل بردارد دمیطبع شورانگیز را دست از لگام 
 دوری از بط در قدح کن پیش از آنکدر خروش آید خروس صبح بام 
 مرغ جانم را به مشکین سلسلهطوق بر گردن نهادی چون حمام 
 ز آهنین چنگال شاهین غمترخنه رخنه است اندرون من چو دام 
 ساعتی چون گل به صحرا درگذریک زمان چون سرو در بستان خرام 
 تا شود بر گل نکورویی وبالتا شود بر سرو رعنایی حرام 
 طوطیان جان سعدی را به لطفشکری ده از لب یاقوت فام 
 ناله بلبل به مستی خوشترستساتکینی ساتکینی ای غلام