سعدی (غزلیات)/امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (غزلیات)  از سعدی
(امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را)
'


 امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام رایا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را 
 یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شدما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را 
 هم تازه رویم هم خجل هم شادمان هم تنگ دلکز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را 
 گر پای بر فرقم نهی تشریف قربت می‌دهیجز سر نمی‌دانم نهادن عذر این اقدام را 
 چون بخت نیک انجام را با ما به کلی صلح شدبگذار تا جان می‌دهد بدگوی بدفرجام را 
 سعدی علم شد در جهان صوفی و عامی گو بدانما بت پرستی می‌کنیم آن گه چنین اصنام را