پرش به محتوا

کلیات سعدی/بوستان/باب پنجم/مرا در سپاهان یکی یار بود

حکایت


  1. ↑ که عذرا دو تن بر یک.
  2. ↑ زفت. سپرها نخفت.
  3. ↑ چو شاهین بروز.
  4. ↑ چه گنجشک بودی پیشش.
  5. ↑ این بیت در بعضی از نسخه‌های نیست.
  6. ↑ مگر.
  7. ↑ در.
  8. ↑ زی.
  9. ↑ جور.
  10. ↑ در افتاده ببدق.
  11. ↑ بختت.
  12. ↑ بلالک.
  13. ↑ تافتیم.
  14. ↑ دانه در.
  15. ↑ ز شست.