سعدی (باب نهم در توبه و راه صواب)/فرو رفت جم را یکی نازنین

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (باب نهم در توبه و راه صواب)  از سعدی
(فرو رفت جم را یکی نازنین)
'


 فرو رفت جم را یکی نازنینکفن کرد چون کرمش ابریشمین 
 به دخمه برآمد پس از چند روزکه بر وی بگرید به زاری و سوز 
 چو پوسیده دیدش حریرین کفنبه فکرت چنین گفت با خویشتن 
 من از کرم برکنده بودم به زوربکندند از او باز کرمان گور 
 دو بیتم جگر کرد روزی کبابکه می‌گفت گوینده‌ای با رباب: 
 دریغا که بی ما بسی روزگاربروید گل و بشکفد نوبهار 
 بسی تیر و دی ماه و اردیبهشتبرآید که ما خاک باشیم و خشت