سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)  از سعدی
(نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست)
'


 نه بر حکم شرع آب خوردن خطاستوگر خون به فتوی بریزی رواست 
 کرا شرع فتوی دهد بر هلاکالا تا نداری ز کشتنش باک 
 وگر دانی اندر تبارش کسانبرایشان ببخشای و راحت رسان 
 گنه بود مرد ستمگاره راچه تاوان زن و طفل بیچاره را؟ 
 تنت زورمندست و لشکر گرانولیکن در اقلیم دشمن مران 
 که وی بر حصاری گریزد بلندرسد کشوری بی گنه را گزند 
 نظر کن در احوال زندانیانکه ممکن بود بی‌گنه در میان 
 چو بازارگان در دیارت بمردبه مالش خساست بود دستبرد 
 کزان پس که بر وی بگریند زاربهم باز گویند خویش و تبار 
 که مسکین در اقلیم غربت بمردمتاعی کز او ماند ظالم ببرد 
 بیندیش ازان طفلک بی پدروز آه دل دردمندش حذر 
 بسا نام نیکوی پنجاه سالکه یک نام زشتش کند پایمال 
 پسندیده کاران جاوید نامتطاول نکردند بر مال عام 
 بر آفاق اگر سر بسر پادشاستچو مال از توانگر ستاند گداست 
 بمرد از تهیدستی آزاد مردز پهلوی مسکین شکم پر نکرد