سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/خبرداری از خسروان عجم

از ویکی‌نبشته
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)  از سعدی
(خبرداری از خسروان عجم)
'


 خبرداری از خسروان عجمکه کردند بر زیردستان ستم؟ 
 نه آن شوکت و پادشایی بماندنه آن ظلم بر روستایی بماند 
 خطابین که بر دست ظالم برفتجهان ماند و او با مظالم برفت 
 خنک روز محشر تن دادگرکه در سایه‌ی عرش دارد مقر 
 به قومی که نیکی پسندد خدایدهد خسروی عادل و نیک رای 
 چو خواهد که ویران شود عالمیکند ملک در پنجه‌ی ظالمی 
 سگالند از او نیکمردان حذرکه خشم خدایست بیدادگر 
 بزرگی از او دان و منت شناسکه زایل شود نعمت ناسپاس 
 اگر شکر کردی بر این ملک و مالبه مالی و ملکی رسی بی زوال 
 وگر جور در پادشایی کنیپس از پادشاهی گدایی کنی 
 حرام است بر پادشه خواب خوشچو باشد ضعیف از قوی بارکش 
 میازار عامی به یک خردلهکه سلطان شبان است و عامی گله 
 چو پرخاش بینند و بیداد از اوشبان نیست، گرگ است، فریاد از او 
 بد انجام رفت و بد اندیشه کردکه با زیردستان جفا، پیشه کرد 
 بسستی و سختی بر این بگذردبماند بر او سالها نام بد 
 نخواهی که نفرین کنند از پستنکوباش تا بد نگوید کست