دیوان شمس/پیشتر آ ای صنم شنگ من
ظاهر
| پیشتر آ ای صنم شنگ من | ای صنم همدل و همرنگ من | |||||
| شیوه گری بین که دلم تنگ شد | تا تو بگوییش که دلتنگ من | |||||
| جنگ کنم با دل خود چون عوان | تا تو بگویی سره سرهنگ من | |||||
| چند بپرسی که رخت زرد چیست | از غم تو ای بت گلرنگ من | |||||
| دوش به زهره همه شب میرسید | زاری این قالب چون چنگ من | |||||
| جان مرا از تن من بازخر | تا برهد جان من از ننگ من | |||||
| ای شده از لطف لب لعل تو | صیرفی زر دل چون سنگ من | |||||
| صلح بده جان مرا و مرا | کز جهت توست همه جنگ من | |||||
| پای من از باد روانتر شود | گر تو بگویی که بیا لنگ من | |||||
| زان شدهام بسته آونگ تو | کز تو شود چون شکر آونگ من | |||||
| ای تو ز من فارغ و من زار زار | اه چه شوم چون کنی آهنگ من | |||||
| زنگی غم بر در شادی روم | روم مرا بازخر از زنگ من | |||||
| بیگهی و دوری ره باک نیست | نیم قدم شد ز تو فرسنگ من | |||||
| پیری من گشته به از کودکی | تازه شده روی پرآژنگ من | |||||
| خامش کن چون خمشان دنگ باش | تات بگوید خمش و دنگ من | |||||