دیوان شمس/روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
ظاهر
| روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو | عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و مرو | |||||
| عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو | جان و دلم را به غم و غصه بمسپار و مرو | |||||
| دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن | حیله دشمن مشنو دوست میازار و مرو | |||||
| هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما | آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و مرو | |||||
| همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده | وسوسهها را بزن آتش تو به یک بار و مرو | |||||